مهندسی فکر برای هوشمندی
225 subscribers
540 photos
96 videos
7 files
42 links
💡مهندسی فکر= اینجا چیزایی یاد می‌گیری که هیچ جای دیگه یاد نخواهی گرفت.

تفکر ما⬅️ایده‌های ما⬅️زندگی ما، کسب و کار ما، موفقیت ما

اگر دقت کنید همه کارهای ما نیاز به فکر کردن داره

فکر بهتر= زندگی بهتر

ارتباط با ادمین
@thinkingengineering
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تفكر در آفرينش: استتار يك ماهي دريايي @thinking_engineering
رابطه جسم و تفکر (۸)؛ تنفس صحیح در ورزش @thinking_engineering
Forwarded from مهندسی فکر برای هوشمندی (thinking engineering)
فواید نوشتن (۱) @thinking_engineering
داستانی که به امیرکبیر منتسب است : از امیر کبیر پرسیدند در مدت زمان محدودی که داشتی, چطور این مملکت رو از هرچی دزده پاک کردی؟

گفت: من خود دزدی نمی کردم و نمیگذاشتم معاونم هم دزدی کند.
او هم از این که من نمی گذاشتم دزدی کند، نمی گذاشت معاونش دزدی کند و ....
تا آخر همین طور...
اگر من دزدی میکردم تا آخر دزدی میکردند و کشور می شد دزدخانه!
همه هم دنبال دزد میگشتیم و چون همه ما دزد بودیم هیچ دزدی را هم محکوم نمی کردیم @thinking_engineering
مزایای سرمایه‌گذاری در آموزش @thinking_engineering
جواب به یک سؤال (۱): مهندسی فکر ناظر به چه چیزی است؟ آیا مهندسی فکر به داده نیاز ندارد؟ @thinking_engineering
رابطه جسم و تفکر (۹)؛ تنفس در ورزش‌های هوازی @thinking_engineering
اگر شما منتظر زمان مناسب هستید
تا در زندگی خود تغییر ایجاد کنید، بدانید که شما بزرگ می شوید و می میرید بدون اینکه این اتفاق هرگز بیفتد ...

زمان مناسب وجود ندارد. زمان حال همه چیزی است که داریم.
📣مهندسى كانال تلگرامى مهندسى فكر:

🌸 با سلام خدمت همه دوستان و مخاطبان محترم كانال مهندسى فكر.😇
دانش مهندسى فكر در راستاى تحول جامع در تمامى بخش‌هاى زندگى انسان از جمله مسائل اجتماعى، مديريتى، اقتصادى، روانى، علمى٬ تربیتی-اخلاقی و ... شكل گرفته است و جاى خالى آن در همه جا به خوبى حس مى‌شود.🖌 این دانش جدید برای رسیدن به این اهداف از مبانی محکم و دقیقی استفاده می‌کند و خروجی‌های جدیدی ارائه می‌دهد که برای آشنایی با آن‌ها می‌توانید از کتاب‌های مهندسی فکر 📚 و دوره‌های آموزشی آن 🗓 استفاده کنید. كانال مهندسى فكر در بخش‌هاى مختلفى تنظيم شده است و بسیاری از مطالب آن برای اولین بار ارائه شده است.🎁

1⃣ مطالب دسته بندى شده كه با موضوع مشخص و يك شماره از ديگر مطالب متمايز هستند. براى ديدن قسمت‌هاى قبل و مرتبط، لازم است به پست‌هاى قبلى مراجعه كنيد.👉👉

2⃣ عكس‌ها و فيلم‌هايى كه مى‌توانند انسان را به فكر وا دارند و با عنوان‌هايى مانند تفكر در آفرينش، فرهنگ و... مشخص شده‌اند.📀🎞

3⃣ جمله‌هاى ساده كه مى‌توانند يك ديدگاه يا باور نادرست را تصحيح كنند و انگيزه‌اى براى تغيير و پيشرفت هستند.📖🗞

4⃣ حكايت‌ها و داستان‌هاى مرتبط با تفكر و مهندسى فكر، تجربه‌ها و ... كه قابل تأمل هستند.📚🖌

5⃣ موسيقى‌هاى آرام بخش و مفيد براى تفكر و تمركز.🎼🌹

6⃣ قضاياى علمى مهندسى فكر و مرتبط با آن.📜✏️

7⃣ زنگ تفريح؛ ويديوهاى جذاب و متنوع که می‌توانند محیط کانال را برای شما متفاوت و جذاب‌تر کند.🙃🙂

8⃣ نقد و اصلاح برخى باورهاى نادرست رايج كه در عمق جامعه و حتى برخى ديدگاه‌های نخبه رسوخ کرده‌ و مسیر نادرستی را شکل داده است.💡✏️

📚 اين كانال براى مديران، معلمان، دانشجويان، دانش آموزان و تمام افراد جامعه كه فكر مى‌کنند مفيد مى‌باشد و براى ارتقاى سطح تفكر جامعه، مى‌توانيد مطالب ما را نشر داده و از ديگران براى حضور در مجموعه مهندسى فكر دعوت به عمل آوريد. از حضور و همراهى شما با مهندسى فكر سپاس گذاريم.🙏🙏

https://t.me/joinchat/AAAAAD_OuUYXsRQKQZDaPA
حل یک مسأله: دردی مشترک در زندگی و راه‌حل آن
✍🏻یک گروه از دوستان به ملاقات استاد دانشگاهی رفتند.
گفتگو خیلی زود به شکایت در مورد استرس و تنش در زندگی تبدیل شد.
استاد از آشپزخانه بازگشت و به آنان قهوه در چند فنجان مختلف تعارف کرد؛ فنجان شیشه‌ای، فنجان کریستال، فنجان چینی، بعضی درخشان، تعدادی با ظاهری ساده، تعدادی معمولی و تعدادی گرانقیمت.
وقتی همه آنان فنجانی در دست داشتند، استاد گفت: اگر توجه کرده باشید تمام فنجان‌های خوش‌قیافه و گران برداشته شدند در حالیکه فنجان‌های معمولی جا ماندند!
هر کدام یک از شما بهترین فنجان‌ها را خواستید و آن ریشه استرس و تنش شماست!
آنچه شما واقعاً می‌خواستید قهوه بود نه فنجان!
اما با این وجود شما باز هم فنجان را انتخاب کردید!
اگر زندگی قهوه باشد پس مشاغل، پول، موقعیت، عشق و غيره، فنجان‌ها هستند!
فنجان‌ها وسیله‌هایی هستند که زندگی را فقط در خود جای داده‌اند.
لطفاً نگذارید فنجان‌ها کنترل شما را در دست گیرند!
از قهوه لذت ببرید...
@thinking_engineering
فکر خوب، معمار و آفریننده است. @thinking_engineering
یک تیم یعنی دست‌های زیاد ولی یک ذهن @thinking_engineering
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زنگ تفریح: خلاقیت در نقاشی با اسپری رنگ @thinking_engineering
راکی: این یارو میبینی که تو آینه بهت زل زده؟

دان: آره

راکی: قویترین رقیبته که باش روبرو میشی. چه تو مبارزه، چه زندگی.

@thinking_engineering
مهندسی فکر برای هوشمندی
راکی: این یارو میبینی که تو آینه بهت زل زده؟ دان: آره راکی: قویترین رقیبته که باش روبرو میشی. چه تو مبارزه، چه زندگی. @thinking_engineering
نکته خیلی ظریفیه؛ اگر دقت کنیم می‌بینیم که بزرگ‌ترین مانع توی زندگی خودمون هستیم.
ولى سؤال اينجاست كه ما كى هستيم؟ تمام وجود ما در تفكر ما خلاصه شده، پس بزرگترين مانع توى زندگى، تفكر ماست! تفكر رو بايد عوض كرد تا بقيه چيزا عوض بشن. از همين لحظه ميشه شروع كرد.
رابطه جسم و تفکر (۱۰): هدف از قرار گرفتن جسم در حالت‌های خاص مانند ورزش و ... @thinking_engineering
دیدن یا باور کردن (۱) @thinking_engineering
دیدن یا باور کردن(۲): تفاوت دیدن و باور کردن @thinking_engineering
داستان دروغ و حقیقت

وقتی دروغ و حقیقت با هم راه می رفتند
به چشمه ای رسیدند

دروغ به حقیقت گفت : لباس خود را در آوریم و در این چشمه آب تنی کنیم!

حقیقت ساده دل چنین کرد ، در آن لحظه که در آب بود ، دروغ لباس حقیقت را از کنار چشمه برداشت و پوشید و به راه افتاد

حقیقت پس از آب تنی ناچار شد برهنه به راه افتد!

از آن روز ما حقیقت را برهنه می بینیم ، اما بسا اوقات دروغ را هم ملاقات می کنیم که متاسفانه لباس حقیقت پوشیده است ، و طبعاً حقانیّت خود را در نظر ما به تلبیس ثابت می کند...!

👤دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی

@thinking_engineering
Forwarded from مهندسی فکر برای هوشمندی (thinking engineering)
حل یک مسأله: دردی مشترک در زندگی و راه‌حل آن
✍🏻یک گروه از دوستان به ملاقات استاد دانشگاهی رفتند.
گفتگو خیلی زود به شکایت در مورد استرس و تنش در زندگی تبدیل شد.
استاد از آشپزخانه بازگشت و به آنان قهوه در چند فنجان مختلف تعارف کرد؛ فنجان شیشه‌ای، فنجان کریستال، فنجان چینی، بعضی درخشان، تعدادی با ظاهری ساده، تعدادی معمولی و تعدادی گرانقیمت.
وقتی همه آنان فنجانی در دست داشتند، استاد گفت: اگر توجه کرده باشید تمام فنجان‌های خوش‌قیافه و گران برداشته شدند در حالیکه فنجان‌های معمولی جا ماندند!
هر کدام یک از شما بهترین فنجان‌ها را خواستید و آن ریشه استرس و تنش شماست!
آنچه شما واقعاً می‌خواستید قهوه بود نه فنجان!
اما با این وجود شما باز هم فنجان را انتخاب کردید!
اگر زندگی قهوه باشد پس مشاغل، پول، موقعیت، عشق و غيره، فنجان‌ها هستند!
فنجان‌ها وسیله‌هایی هستند که زندگی را فقط در خود جای داده‌اند.
لطفاً نگذارید فنجان‌ها کنترل شما را در دست گیرند!
از قهوه لذت ببرید...
@thinking_engineering
ما تربیت نشدیم.

تربیت ما بیش از این نبوده است که به بزرگ‌ترها احترام بگذاریم، کلمات زشت نگوییم، پیش دیگران پای خود را دراز نکنیم، حرف‌شنو باشیم، صبح‌ها به همه سلام کنیم، دست و روی خود را با صابون بشوییم، لباس تمیز بپوشیم، دست در بینی نبریم و …

اما ساده‌ترین و ضروری‌ترین مسائل زندگی را به ما یاد ندادند.

کجا به ما آموختند که چگونه نفس بکشیم، چگونه اضطراب را از خود دور کنیم، موفقیت چیست، ازدواج برای حل چه مشکلی است، در مواجهه با مخالف چگونه رفتار کنیم …

در کودکی به ما آموختند که چموش نباشیم، اما پرسشگری و آزاداندیشی و شیوه‌های نقد را به ما نیاموختند.
داگلاس سیسیل نورث، اقتصاددان آمریکایی و برندۀ جایزۀ نوبل اقتصاد در سال ۱۹۹۳می‌گوید: «اگر می‌خواهید بدانید کشوری توسعه می‌یابد یا نه، سراغ صنایع و کارخانه‌های آن کشور نروید. اینها را به‌راحتی می‌توان خرید یا دزدید یا کپی کرد. می‌توان نفت فروخت و همۀ اینها را وارد کرد. برای اینکه بتوانید آیندۀ کشوری را پیش‌بینی کنید، بروید در دبستان‌ها؛ ببینید آنجا چگونه بچه‌ها را آموزش می‌دهند. مهم نیست چه چیزی آموزش می‌دهند؛ ببینید چگونه آموزش می‌دهند. اگر کودکانشان را پرسشگر، خلاق، صبور، نظم‌پذیر، خطر‌پذیر، اهل گفتگو و تعامل و برخوردار از روحیۀ مشارکت جمعی و همکاری گروهی تربیت می‌کنند، مطمئن باشید که آن کشور در چند قدمی توسعۀ پایدار و گسترده است.»

از «نفس کشیدن» تا «سفر کردن» تا «مهرورزی» به آموزش نیاز دارد. بخشی از سلامت روحی و جسمی ما در گرو «تنفس صحیح» است.

آیا باید در جوانی یا میان‌سالی یا حتی پیری، گذرمان به یوگا بیفتد تا بفهمیم تنفس انواعی دارد و شکل صحیح آن چگونه است و چقدر مهم است؟!

به ما حتی نگاه کردن را نیاموختند. هیچ چیز به اندازۀ «نگاه» نیاز به آموزش و تربیت ندارد. کسی که بلد است چطور ببیند، در دنیایی دیگر زندگی می‌کند؛ دنیایی که بویی از آن به مشام بینندگان ناشی نرسیده است.

هزار کیلومتر، از شهری به شهری دیگر می‌رویم و وقتی به خانه برمی‌گردیم، چند خط نمی‌توانیم دربارۀ آنچه دیده‌ایم بنویسیم. چرا؟ چون در واقع «ندیده‌ایم». همه چیز از جلو چشم ما گذشته است؛ مانند نسیمی که بر آهن وزیده است.

جان راسکین، آموزگار بزرگ نگاه، در قرن نوزدهم می‌گفت: «اگر دست من بود، درس طراحی را در همۀ مدارس جهان اجباری می‌کردم تا بچه‌ها قبل از اینکه به نگاه‌های سرسری عادت کنند، درست نگاه کردن به اشیا را بیاموزند.»

می‌گفت: «کسی که به کلاس‌های طراحی می‌رود تا مجبور شود به طبیعت و پیرامون خود، بهتر و دقیق‌تر نگاه کند، هنرمندتر است از کسی که به طبیعت می‌رود تا در طراحی پیشرفت کند.»

اگر در خانه یا مدرسه، یاد گرفته بودیم که چطور نگاه کنیم، چطور بشنویم و چطور بیندیشیم، انسانی دیگر بودیم.
انسانی که نمی‌‌تواند از چشم و گوش و زبان خود درست استفاده کند، پا از غار بدویت بیرون نگذاشته است؛ اگرچه نقاشی‌های غارنشینان نشان می‌دهد که آنان با «نگاه» بیگانه نبودند.

بسیارند پدرانی که نمی‌دانند اگر همۀ دنیا را برای دخترشان فراهم کنند، به اندازۀ یک‌بار در آغوش گرفتن او و بوسیدن روی او، به او آرامش و اعتماد به نفس نمی‌دهد.

عجایب را در آسمان‌ها می‌جوییم، ولی یک‌بار به شاخۀ درختی که جلو خانۀ ما مظلومانه قد کشیده است، خیره نشده‌ایم.

نگاه کردن، شنیدن، گفتن، نفس کشیدن، راه رفتن، خوابیدن، سفر کردن، بازی، تفریح، مهرورزی، عاشقی و اعتراض، بیشتر از املا و انشا نیاز به معلم و آموزش دارند.

رضا_بابایی

@thinking_engineering