مهندسی فکر برای هوشمندی
🔒🗡دیالوگ همیشگی فروشندگان ایرانی برای گرون فروشی پارت ۱: +چرا انقدر گرون؟ -دلار گرون شده +این که تاریخش مال قبل گرون شدن دلاره -خب جاشو باید با نرخ جدید باید پر کنیم پارت ۲: +چرا انقدر گرون؟ -دلار گرون شده +الان که ارزون شد -با دلار قبلی خریدیم و این چرخه…
وقتی خودمون به خودمون رحم نمیکنیم چطور از دیگران این انتظارو داریم؟
⚙⚙درسهایی از مهندسی فکر
📏📐📌انسانهای موفق برای کارهاشون برنامه دارن.
🧠انسانهای فوق موفق برای تفکرشون برنامه دارن
⚡️تعدادشون هم بسیار بسیار کمه.
ولی شما باید به یک انسان فوق موفق تبدیل بشید. برای همین خلق شدید!
📏📐📌انسانهای موفق برای کارهاشون برنامه دارن.
🧠انسانهای فوق موفق برای تفکرشون برنامه دارن
⚡️تعدادشون هم بسیار بسیار کمه.
ولی شما باید به یک انسان فوق موفق تبدیل بشید. برای همین خلق شدید!
⚙⚙درسهایی از مهندسی فکر
📌موفقیت به این معنی نیست که هیچ وقت اشتیاه نکنی یا شکست نخوری
🖌موفقیت یعنی وقتی به اشتباهت پی بردی سریع تغییر مسیر بدی و به اشتباهت ادامه ندی!
📌موفقیت به این معنی نیست که هیچ وقت اشتیاه نکنی یا شکست نخوری
🖌موفقیت یعنی وقتی به اشتباهت پی بردی سریع تغییر مسیر بدی و به اشتباهت ادامه ندی!
چند نفر از پلی عبور میکردند که ناگهان دو نفر به داخل رودخانه خروشان افتادند...
همه در کنار رودخانه جمع شدند تا شاید بتوانند به آنها کمک رسانند... ولی وقتی دیدند شدت آب آنقدر زیاد است که نمیتوان برایشان کاری کرد، به آن دو گفتند که امکان نجاتتان وجود ندارد! و شما به زودی خواهید مرد!!!
در ابتدا آن دو مرد این حرف ها را نادیده گرفتند و کوشیدند که از آب بیرون بیایند اما همه دائما به آنها میگفتند که تلاشان بی فایده است و شما خواهید مرد!!!
پس از مدتی یکی از دو نفر دست از تلاش برداشت و جریان آب او را با خود برد. اما شخص دیگر همچنان با حداکثر توانش برای بیرون آمدن از آب تلاش می کرد...
بیرونی ها همچنان فریاد می زدند که تلاشت بی فایده هست... اما او با توان بیشتری تلاش میکرد و بالاخره از رودخانه خروشان خارج شد. وقتی که از آب بیرون آمد، معلوم شد که مرد نا شنواست.
در واقع او تمام این مدت فکر می کرده که دیگران او را تشویق می کنند...!!!
«ناشنوا باش وقتی همه از محال بودن آرزوهایت سخن میگویند》
همه در کنار رودخانه جمع شدند تا شاید بتوانند به آنها کمک رسانند... ولی وقتی دیدند شدت آب آنقدر زیاد است که نمیتوان برایشان کاری کرد، به آن دو گفتند که امکان نجاتتان وجود ندارد! و شما به زودی خواهید مرد!!!
در ابتدا آن دو مرد این حرف ها را نادیده گرفتند و کوشیدند که از آب بیرون بیایند اما همه دائما به آنها میگفتند که تلاشان بی فایده است و شما خواهید مرد!!!
پس از مدتی یکی از دو نفر دست از تلاش برداشت و جریان آب او را با خود برد. اما شخص دیگر همچنان با حداکثر توانش برای بیرون آمدن از آب تلاش می کرد...
بیرونی ها همچنان فریاد می زدند که تلاشت بی فایده هست... اما او با توان بیشتری تلاش میکرد و بالاخره از رودخانه خروشان خارج شد. وقتی که از آب بیرون آمد، معلوم شد که مرد نا شنواست.
در واقع او تمام این مدت فکر می کرده که دیگران او را تشویق می کنند...!!!
«ناشنوا باش وقتی همه از محال بودن آرزوهایت سخن میگویند》
از 96 ماهي, 55 تا غرق شد چند تا ماهي داريد؟
بله؟؟ مشغول جمع و منها بودي؟
تقصير اين مدرسه ها است که عمر شما را به فنا داده اند
تا حالا کسي شنيده که ماهي غرق بشه؟😐
حتما الان دانشجو هم هستي!!😂😂
بله؟؟ مشغول جمع و منها بودي؟
تقصير اين مدرسه ها است که عمر شما را به فنا داده اند
تا حالا کسي شنيده که ماهي غرق بشه؟😐
حتما الان دانشجو هم هستي!!😂😂
⚙⚙درسهایی از مهندسی فکر
رابطه حافظه و اخلاق
اخلاق انسان یعنی رویکرد او در مواجه شدن با مسائل مختلف.
یکی از فاکتورهای اخلاقی، مسئله خودخواهی است.
انسان خودخواه و خودمحور توجهش را بر اساس خودش تنظیم میکند و همه مسائل را با معیار خودخواهی میسنجد. چه آگاهانه و چه ناآگاهانه.
بدین ترتیب با هر مسئله و نکتهای که برخورد کند فقط جنبه مربوط به خودش را در آن میبیند و جنبههای دیگر را نادیده میگیرد.
وقتی این اتفاق رخ داد یعنی اطلاعات بسیار زیادی در رابطه با موضوع مورد نظر از دید او پنهان ماند و وقتی در آینده درباره موضوع مورد نظر از او سؤال کنیم تنها نکات مربوط به خودش را به یاد خواهد آورد. چرا که توجه او جهتدار و کانالیزه شده است.
به این ترتیب حافظه او محدود و خودمحور خواهد بود.
هر روزه با نمونههای زیادی از این قبیل برخورد میکنم.
رابطه حافظه و اخلاق
اخلاق انسان یعنی رویکرد او در مواجه شدن با مسائل مختلف.
یکی از فاکتورهای اخلاقی، مسئله خودخواهی است.
انسان خودخواه و خودمحور توجهش را بر اساس خودش تنظیم میکند و همه مسائل را با معیار خودخواهی میسنجد. چه آگاهانه و چه ناآگاهانه.
بدین ترتیب با هر مسئله و نکتهای که برخورد کند فقط جنبه مربوط به خودش را در آن میبیند و جنبههای دیگر را نادیده میگیرد.
وقتی این اتفاق رخ داد یعنی اطلاعات بسیار زیادی در رابطه با موضوع مورد نظر از دید او پنهان ماند و وقتی در آینده درباره موضوع مورد نظر از او سؤال کنیم تنها نکات مربوط به خودش را به یاد خواهد آورد. چرا که توجه او جهتدار و کانالیزه شده است.
به این ترتیب حافظه او محدود و خودمحور خواهد بود.
هر روزه با نمونههای زیادی از این قبیل برخورد میکنم.
مهندسی فکر برای هوشمندی
⚙⚙درسهایی از مهندسی فکر رابطه حافظه و اخلاق اخلاق انسان یعنی رویکرد او در مواجه شدن با مسائل مختلف. یکی از فاکتورهای اخلاقی، مسئله خودخواهی است. انسان خودخواه و خودمحور توجهش را بر اساس خودش تنظیم میکند و همه مسائل را با معیار خودخواهی میسنجد. چه آگاهانه…
⚙⚙درسهایی از مهندسی فکر
تکنیک مرتبط با این درس، دیدن مسائل با زاویه دید دیگران است.
از امروز سعی کنید با هر مسئله که برخورد میکنید، با زاویه دید دیگران و احساس آنها درباره مسئله مورد نظر نیز فکر کنید.
با این روش با دیگران ارتباط بهتری میگیرید و تفکر شما نیز پیشرفت میکند.
تکنیک مرتبط با این درس، دیدن مسائل با زاویه دید دیگران است.
از امروز سعی کنید با هر مسئله که برخورد میکنید، با زاویه دید دیگران و احساس آنها درباره مسئله مورد نظر نیز فکر کنید.
با این روش با دیگران ارتباط بهتری میگیرید و تفکر شما نیز پیشرفت میکند.
زنگ تفریح:
معلم از شاگردش ميپرسه واسه چي اينقدر دير رسيدي؟ 😡😡
شاگرد: به خاطر تابلو راهنمايي رانندگي!
معلم: مگه چه علامتي روش بود؟
شاگرد: به مدرسه نزديک ميشويد، آهسته حرکت کنيد!😂😂😂😂
خلاقیتش نابووودم کرد...!!!!!!😁😂😂
معلم از شاگردش ميپرسه واسه چي اينقدر دير رسيدي؟ 😡😡
شاگرد: به خاطر تابلو راهنمايي رانندگي!
معلم: مگه چه علامتي روش بود؟
شاگرد: به مدرسه نزديک ميشويد، آهسته حرکت کنيد!😂😂😂😂
خلاقیتش نابووودم کرد...!!!!!!😁😂😂
به چه می انديشی ؟
نگرانی بيجاست ...!
عشق اينجا و خدا هم اينجاست !
🖌سهراب سپهری
نگرانی بيجاست ...!
عشق اينجا و خدا هم اينجاست !
🖌سهراب سپهری
📚📚حکایت
مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت. در حال کار، گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت. آنها به موضوع «خدا» رسیدند؛
آرایشگر گفت: “من باور نمیکنم خدا وجود داشته باشد.”
مشتری پرسید: “چرا؟”
آرایشگر گفت: “کافی است به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد. اگر خدا وجود داشت آیا این همه مریض میشدند؟ بچههای بیسرپرست پیدا میشدند؟ این همه درد و رنج وجود داشت؟ نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه دهد این چیزها وجود داشته باشد.”
مشتری لحظه ای فکر کرد، اما جوابی نداد؛ چون نمیخواست جروبحث کند.
آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت. در خیابان مردی را دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده..
مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت: “به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند.”
آرایشگر با تعجب گفت: “چرا چنین حرفی می زنی؟ من اینجا هستم، همین الان موهای تو را کوتاه کردم!”
مشتری با اعتراض گفت: “نه! آرایشگرها وجود ندارند؛ چون اگر وجود داشتند، هیچ کس مثل مردی که آن بیرون است، با موهای بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده پیدا نمیشد.”
آرایشگر گفت: “نه بابا؛ آرایشگرها وجود دارند، موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمیکنند.”
مشتری تایید کرد: “دقیقاً! نکته همین است. خدا هم وجود دارد! فقط مردم به او مراجعه نمیکنند و دنبالش نمیگردند. برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد.”
مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت. در حال کار، گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت. آنها به موضوع «خدا» رسیدند؛
آرایشگر گفت: “من باور نمیکنم خدا وجود داشته باشد.”
مشتری پرسید: “چرا؟”
آرایشگر گفت: “کافی است به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد. اگر خدا وجود داشت آیا این همه مریض میشدند؟ بچههای بیسرپرست پیدا میشدند؟ این همه درد و رنج وجود داشت؟ نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه دهد این چیزها وجود داشته باشد.”
مشتری لحظه ای فکر کرد، اما جوابی نداد؛ چون نمیخواست جروبحث کند.
آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت. در خیابان مردی را دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده..
مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت: “به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند.”
آرایشگر با تعجب گفت: “چرا چنین حرفی می زنی؟ من اینجا هستم، همین الان موهای تو را کوتاه کردم!”
مشتری با اعتراض گفت: “نه! آرایشگرها وجود ندارند؛ چون اگر وجود داشتند، هیچ کس مثل مردی که آن بیرون است، با موهای بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده پیدا نمیشد.”
آرایشگر گفت: “نه بابا؛ آرایشگرها وجود دارند، موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمیکنند.”
مشتری تایید کرد: “دقیقاً! نکته همین است. خدا هم وجود دارد! فقط مردم به او مراجعه نمیکنند و دنبالش نمیگردند. برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد.”
⚙️⚙️درسهایی از مهندسی فکر
میخواهید موفق باشید؟
از امروز به جای اینکه بر روی دیگران و محیط تمرکز کنید، بر روی خودتان و بهترین کاری که در این لحظه میتوانید انجام بدهید تمرکز کنید.
بعد از مدتی خواهید دید که زندگی شما دگرگون شده است.
#مهدى_حكيم
میخواهید موفق باشید؟
از امروز به جای اینکه بر روی دیگران و محیط تمرکز کنید، بر روی خودتان و بهترین کاری که در این لحظه میتوانید انجام بدهید تمرکز کنید.
بعد از مدتی خواهید دید که زندگی شما دگرگون شده است.
#مهدى_حكيم
خيلى وقتها درسهای موفقیت در یک جمله خلاصه میشوند.
ولی
زمانی که باید سپری شود تا نسبت به آن یک جمله قانع شویم بعضی وقتها تا چند سال طول میکشد!
این زمان بر اساس طرز تفکر انسانها متغیر است. برخی سریعتر آن را درک میکنند و در زندگی بهکار میبرند و برخی دیرتر
ولی
زمانی که باید سپری شود تا نسبت به آن یک جمله قانع شویم بعضی وقتها تا چند سال طول میکشد!
این زمان بر اساس طرز تفکر انسانها متغیر است. برخی سریعتر آن را درک میکنند و در زندگی بهکار میبرند و برخی دیرتر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتى سگ میترسه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مغز بعضیا این قطعه رو کم داره
البته این بعضیا کم نیستن. خیلی زیادن
قسمتیشون هم بخش بزرگی از مسئولين هستن
البته این بعضیا کم نیستن. خیلی زیادن
قسمتیشون هم بخش بزرگی از مسئولين هستن
⚙⚙درسهایی از مهندسی فکر
یاد گرفتن این جملات و جرات استفادشون تو زندگی خیلی ارزشمنده:
1. بلد نیستم
2. اطلاع ندارم
3. به من ارتباطی نداره
4. نه !
اکثر آدما بلد نیستن در جای درست از این جملات استفاده کنن!
یاد گرفتن این جملات و جرات استفادشون تو زندگی خیلی ارزشمنده:
1. بلد نیستم
2. اطلاع ندارم
3. به من ارتباطی نداره
4. نه !
اکثر آدما بلد نیستن در جای درست از این جملات استفاده کنن!
⚙⚙درسهایی از مهندسی فکر
راز تغییر اینه که،
انرژیتو بیش اونکه روی جنگیدن با چیزای قدیمی بزاری، روی ساختن چیزهای جدید متمرکز کنی.
با خودتون فکر کنید و ببینید چقدر چیزهای جدید توی زندگیتون ساختید یا تولید کردید.
شروعش هم با ایدههای جدیده
راز تغییر اینه که،
انرژیتو بیش اونکه روی جنگیدن با چیزای قدیمی بزاری، روی ساختن چیزهای جدید متمرکز کنی.
با خودتون فکر کنید و ببینید چقدر چیزهای جدید توی زندگیتون ساختید یا تولید کردید.
شروعش هم با ایدههای جدیده
⚙⚙درسهایی از مهندسی فکر
پیشرفت سن نمیشناسد. در هر سنی که هستید میتوانید پیشرفت کنید. چون اصل و اساس پیشرفت شما ذهن شماست نه جسم شما.
اگر ذهن خود را پیشرفت دهید موفق هستید و در غیر این صورت شکست واقعی همان پیشرفت نکردن ذهن شماست.
پیشرفت سن نمیشناسد. در هر سنی که هستید میتوانید پیشرفت کنید. چون اصل و اساس پیشرفت شما ذهن شماست نه جسم شما.
اگر ذهن خود را پیشرفت دهید موفق هستید و در غیر این صورت شکست واقعی همان پیشرفت نکردن ذهن شماست.
⚙⚙درسهایی از مهندسی فکر
میخوای موفق بشی؟ میخوای با دیگران فرق داشته باشی؟
باید کاری بکنی که دیگران نمیکنن!
یاد بگیر مچ خودتو بگیری!
وقتی که داری بهانه میاری، وقتی که داری تنبلی میکنی یا وقتی که داری به خودت دروغ میگی!
میخوای موفق بشی؟ میخوای با دیگران فرق داشته باشی؟
باید کاری بکنی که دیگران نمیکنن!
یاد بگیر مچ خودتو بگیری!
وقتی که داری بهانه میاری، وقتی که داری تنبلی میکنی یا وقتی که داری به خودت دروغ میگی!
اين كجا و آن كجا!!😔
🔹چند وقت پیش ﯾﻜﯽ ﺍﺯ جایی ﺳﻪ ﻫﺰﺍﺭ میلیارد ناقابل برداشت و رفت و دیگه هم برنگشت...
و یکی ديگه دوازده هزار ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﮔﺮفت ﻭ ﺭفت و دیگه برنگشت...
والان یکی دیگه 100هزار میلیارد..
و هیچکدومشون برنگشتن .....!!!!!!!!!!
اما...سی ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ،
در یک جنگ، ﭘﺸﺖ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﻣﯿﻦ، ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ میخواستن با جونشون ﻣﻌﺒﺮ ﺑﺎﺯ ﻛﻨﻨﺪ....
یکیشون ﭼﻨﺪ ﻗﺪﻡ ﻛﻪ رفت دوباره برگشت!
همه فکر کردن ترسیده،
ﭘﻮﺗﯿﻦ ﻫﺎﺵ ﺭﻭ درآورد؛
ﺩﺍﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : « ﺗﺎﺯﻩ ﺍﺯ ﺗﺪﺍﺭﻛﺎﺕ ﮔﺮﻓﺘﻢ، نو هستش، حیفه، بیت الماله»
ﺑﻌﺪ ﭘﺎﺑﺮﻫﻨﻪ ﺭﻓﺖ ﻭ اتفاقا:
اونم ﺩﯾﮕﻪ ﺑﺮﻧﮕﺸﺖ....!
رفتن این کجا و رفتن اونا کجا...
حالا رفتن کسی مهم نیست.چطوری رفتن و برای چی رفتن مهمه
🔹چند وقت پیش ﯾﻜﯽ ﺍﺯ جایی ﺳﻪ ﻫﺰﺍﺭ میلیارد ناقابل برداشت و رفت و دیگه هم برنگشت...
و یکی ديگه دوازده هزار ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﮔﺮفت ﻭ ﺭفت و دیگه برنگشت...
والان یکی دیگه 100هزار میلیارد..
و هیچکدومشون برنگشتن .....!!!!!!!!!!
اما...سی ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ،
در یک جنگ، ﭘﺸﺖ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﻣﯿﻦ، ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ میخواستن با جونشون ﻣﻌﺒﺮ ﺑﺎﺯ ﻛﻨﻨﺪ....
یکیشون ﭼﻨﺪ ﻗﺪﻡ ﻛﻪ رفت دوباره برگشت!
همه فکر کردن ترسیده،
ﭘﻮﺗﯿﻦ ﻫﺎﺵ ﺭﻭ درآورد؛
ﺩﺍﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : « ﺗﺎﺯﻩ ﺍﺯ ﺗﺪﺍﺭﻛﺎﺕ ﮔﺮﻓﺘﻢ، نو هستش، حیفه، بیت الماله»
ﺑﻌﺪ ﭘﺎﺑﺮﻫﻨﻪ ﺭﻓﺖ ﻭ اتفاقا:
اونم ﺩﯾﮕﻪ ﺑﺮﻧﮕﺸﺖ....!
رفتن این کجا و رفتن اونا کجا...
حالا رفتن کسی مهم نیست.چطوری رفتن و برای چی رفتن مهمه
🔴عاقبت فکر نکردن به انتخابها و سپردن مدیریت کشور به جماعتی بیفکر و فاسد
یه زمانی از آب سنگین و سبک و فرستادن موجود زنده و ماهواره به فضا و هوا فضا حرف میزدن، الان همه حرفا شده پوشک بچه ، رب و گوجه فرنگی و...
یه زمانی از آب سنگین و سبک و فرستادن موجود زنده و ماهواره به فضا و هوا فضا حرف میزدن، الان همه حرفا شده پوشک بچه ، رب و گوجه فرنگی و...