🖌🖌زمانی که برده داری در آمریکا رایج بود، زن سیاه پوستی به نام هریت تابمن، گروه مخفی راه انداخته بود و بردگان را فراری میداد...
بعدها از او پرسیدند: سختترین مرحله کارتان برای نجات بردهها چه بود؟
او عمیق به فکر فرو رفت و گفت: قانع کردن یک برده به اینکه تو برده نیستی و باید آزاد باشی
بعدها از او پرسیدند: سختترین مرحله کارتان برای نجات بردهها چه بود؟
او عمیق به فکر فرو رفت و گفت: قانع کردن یک برده به اینکه تو برده نیستی و باید آزاد باشی
📚📚حکایت
پادشاهی دید خدمتکارش بسیار شاد است، از او علت را پرسید؟
خدمتکار گفت: قربان همسر و فرزندی دارم، غذایی برای خوردن و لباسی برای پوشیدن، از این رو راضی و شادم!
شاه این موضوع را با وزیرش در میان گذاشت، وزیر گفت: قربان! چون او عضو گروه ۹۹ نیست بدان جهت شاد است!
شاه پرسید: گروه ۹۹ دیگر چیست؟! وزیر گفت: قربان! یک کیسه برنج با ۹۹ سکه ی طلا جلوی در خانه اش قرار دهید تا...
خدمتکار وقتی به خانه برگشت با دیدن کیسه و سکه ها بسیار شاد شد، و نشست به شمردن!
بارها می شمرد و تعجب که چرا ۱۰۰ تا نیست!
همه جا را زیر و رو کرد، ولی اثری از یک سکه نبود، او ناراحت شد و تصمیم گرفت از فردا بیشتر کار کند تا یک سکه ی طلا پس انداز کند!
او از صبح تا شب سخت کار می کرد، اما دیگر شاد نبود!
وزیر که با پادشاه او را زیر نظر داشت گفت: قربان! او اکنون عضو گروه ۹۹ است، اعضای این گروه کسانی اند که زیاد دارند اما شاد و راضی نیستند!
خوشبختی در سه جمله است:
تجربه از دیروز
استفاده از امروز
امید به فردا
بدبختی نیز در سه جمله است:
حسرت دیروز
اتلاف امروز
ترس از فردا
پادشاهی دید خدمتکارش بسیار شاد است، از او علت را پرسید؟
خدمتکار گفت: قربان همسر و فرزندی دارم، غذایی برای خوردن و لباسی برای پوشیدن، از این رو راضی و شادم!
شاه این موضوع را با وزیرش در میان گذاشت، وزیر گفت: قربان! چون او عضو گروه ۹۹ نیست بدان جهت شاد است!
شاه پرسید: گروه ۹۹ دیگر چیست؟! وزیر گفت: قربان! یک کیسه برنج با ۹۹ سکه ی طلا جلوی در خانه اش قرار دهید تا...
خدمتکار وقتی به خانه برگشت با دیدن کیسه و سکه ها بسیار شاد شد، و نشست به شمردن!
بارها می شمرد و تعجب که چرا ۱۰۰ تا نیست!
همه جا را زیر و رو کرد، ولی اثری از یک سکه نبود، او ناراحت شد و تصمیم گرفت از فردا بیشتر کار کند تا یک سکه ی طلا پس انداز کند!
او از صبح تا شب سخت کار می کرد، اما دیگر شاد نبود!
وزیر که با پادشاه او را زیر نظر داشت گفت: قربان! او اکنون عضو گروه ۹۹ است، اعضای این گروه کسانی اند که زیاد دارند اما شاد و راضی نیستند!
خوشبختی در سه جمله است:
تجربه از دیروز
استفاده از امروز
امید به فردا
بدبختی نیز در سه جمله است:
حسرت دیروز
اتلاف امروز
ترس از فردا
⚙⚙درسهایی از مهندسی فکر
Dont ask for things you dont deserve
چیزی رو نخواه که لیاقتشو نداری.
Dont ask for things you dont deserve
چیزی رو نخواه که لیاقتشو نداری.
⚙⚙درسهایی از مهندسی فکر
میخوای موفق باشی؟؟
فکرتو تیز کن!
تیز و برّنده فکر کن!
Think SHARP!
یک جمله است ولی یه دنیا معنی پشتشه
میخوای موفق باشی؟؟
فکرتو تیز کن!
تیز و برّنده فکر کن!
Think SHARP!
یک جمله است ولی یه دنیا معنی پشتشه
⚙⚙درسهایی از مهندسی فکر
📣تفکر کلید سری موفقیته.
دقت کنید ذهن نه! تفکر.
ما فکر میکنیم که فکر میکنیم ولی برای تفکرمون برنامهای نداریم.
تا تهش رو خودتون بخونید!
📣تفکر کلید سری موفقیته.
دقت کنید ذهن نه! تفکر.
ما فکر میکنیم که فکر میکنیم ولی برای تفکرمون برنامهای نداریم.
تا تهش رو خودتون بخونید!
Forwarded from مهندسی فکر برای هوشمندی (thinking engineering)
آگاهی و ناآگاهی(۴). اراده بالاتر از آگاهی است. @thinking_engineering
⚙⚙درسهایی از مهندسی فکر
تفکر شجاعت میخواهد. هر کسی این شجاعت را ندارد.
اگر در زندگی به دنبال پیشرفت هستید ابتدا باید شجاعت فکر کردن را داشته باشید.
خیلی وقتها تفکر دردناک است. چون در ادامه تغییری باید شکل بگیرد تا پیشرفت هم به وجود بیاید.
تفکر شجاعت میخواهد. هر کسی این شجاعت را ندارد.
اگر در زندگی به دنبال پیشرفت هستید ابتدا باید شجاعت فکر کردن را داشته باشید.
خیلی وقتها تفکر دردناک است. چون در ادامه تغییری باید شکل بگیرد تا پیشرفت هم به وجود بیاید.
🔺 سه گروه رو هرگز فراموش نكن!
🔘 آنهایی كه تو را
در شرايطِ دشوار كمك كردند!
🔘 آنهایی كه تو را
در شرايطِ دشوار رها كردند!
🔘 آنهایی كه تو را
در شرايطِ دشوار قرار دادند!
🗣 نقل از #ارنست_همينگوی
🔘 آنهایی كه تو را
در شرايطِ دشوار كمك كردند!
🔘 آنهایی كه تو را
در شرايطِ دشوار رها كردند!
🔘 آنهایی كه تو را
در شرايطِ دشوار قرار دادند!
🗣 نقل از #ارنست_همينگوی
🔒🗡دیالوگ همیشگی فروشندگان ایرانی برای گرون فروشی
پارت ۱:
+چرا انقدر گرون؟
-دلار گرون شده
+این که تاریخش مال قبل گرون شدن دلاره
-خب جاشو باید با نرخ جدید باید پر کنیم
پارت ۲:
+چرا انقدر گرون؟
-دلار گرون شده
+الان که ارزون شد
-با دلار قبلی خریدیم
و این چرخه ادامه دارد
پارت ۱:
+چرا انقدر گرون؟
-دلار گرون شده
+این که تاریخش مال قبل گرون شدن دلاره
-خب جاشو باید با نرخ جدید باید پر کنیم
پارت ۲:
+چرا انقدر گرون؟
-دلار گرون شده
+الان که ارزون شد
-با دلار قبلی خریدیم
و این چرخه ادامه دارد
مهندسی فکر برای هوشمندی
🔒🗡دیالوگ همیشگی فروشندگان ایرانی برای گرون فروشی پارت ۱: +چرا انقدر گرون؟ -دلار گرون شده +این که تاریخش مال قبل گرون شدن دلاره -خب جاشو باید با نرخ جدید باید پر کنیم پارت ۲: +چرا انقدر گرون؟ -دلار گرون شده +الان که ارزون شد -با دلار قبلی خریدیم و این چرخه…
وقتی خودمون به خودمون رحم نمیکنیم چطور از دیگران این انتظارو داریم؟
⚙⚙درسهایی از مهندسی فکر
📏📐📌انسانهای موفق برای کارهاشون برنامه دارن.
🧠انسانهای فوق موفق برای تفکرشون برنامه دارن
⚡️تعدادشون هم بسیار بسیار کمه.
ولی شما باید به یک انسان فوق موفق تبدیل بشید. برای همین خلق شدید!
📏📐📌انسانهای موفق برای کارهاشون برنامه دارن.
🧠انسانهای فوق موفق برای تفکرشون برنامه دارن
⚡️تعدادشون هم بسیار بسیار کمه.
ولی شما باید به یک انسان فوق موفق تبدیل بشید. برای همین خلق شدید!
⚙⚙درسهایی از مهندسی فکر
📌موفقیت به این معنی نیست که هیچ وقت اشتیاه نکنی یا شکست نخوری
🖌موفقیت یعنی وقتی به اشتباهت پی بردی سریع تغییر مسیر بدی و به اشتباهت ادامه ندی!
📌موفقیت به این معنی نیست که هیچ وقت اشتیاه نکنی یا شکست نخوری
🖌موفقیت یعنی وقتی به اشتباهت پی بردی سریع تغییر مسیر بدی و به اشتباهت ادامه ندی!
چند نفر از پلی عبور میکردند که ناگهان دو نفر به داخل رودخانه خروشان افتادند...
همه در کنار رودخانه جمع شدند تا شاید بتوانند به آنها کمک رسانند... ولی وقتی دیدند شدت آب آنقدر زیاد است که نمیتوان برایشان کاری کرد، به آن دو گفتند که امکان نجاتتان وجود ندارد! و شما به زودی خواهید مرد!!!
در ابتدا آن دو مرد این حرف ها را نادیده گرفتند و کوشیدند که از آب بیرون بیایند اما همه دائما به آنها میگفتند که تلاشان بی فایده است و شما خواهید مرد!!!
پس از مدتی یکی از دو نفر دست از تلاش برداشت و جریان آب او را با خود برد. اما شخص دیگر همچنان با حداکثر توانش برای بیرون آمدن از آب تلاش می کرد...
بیرونی ها همچنان فریاد می زدند که تلاشت بی فایده هست... اما او با توان بیشتری تلاش میکرد و بالاخره از رودخانه خروشان خارج شد. وقتی که از آب بیرون آمد، معلوم شد که مرد نا شنواست.
در واقع او تمام این مدت فکر می کرده که دیگران او را تشویق می کنند...!!!
«ناشنوا باش وقتی همه از محال بودن آرزوهایت سخن میگویند》
همه در کنار رودخانه جمع شدند تا شاید بتوانند به آنها کمک رسانند... ولی وقتی دیدند شدت آب آنقدر زیاد است که نمیتوان برایشان کاری کرد، به آن دو گفتند که امکان نجاتتان وجود ندارد! و شما به زودی خواهید مرد!!!
در ابتدا آن دو مرد این حرف ها را نادیده گرفتند و کوشیدند که از آب بیرون بیایند اما همه دائما به آنها میگفتند که تلاشان بی فایده است و شما خواهید مرد!!!
پس از مدتی یکی از دو نفر دست از تلاش برداشت و جریان آب او را با خود برد. اما شخص دیگر همچنان با حداکثر توانش برای بیرون آمدن از آب تلاش می کرد...
بیرونی ها همچنان فریاد می زدند که تلاشت بی فایده هست... اما او با توان بیشتری تلاش میکرد و بالاخره از رودخانه خروشان خارج شد. وقتی که از آب بیرون آمد، معلوم شد که مرد نا شنواست.
در واقع او تمام این مدت فکر می کرده که دیگران او را تشویق می کنند...!!!
«ناشنوا باش وقتی همه از محال بودن آرزوهایت سخن میگویند》