دولمنهای(Dolmen) منطقه قفقاز شمالی
دولمن در زبان سلتی به معنای صفه سنگی میباشد و در منطقه شمال قفقاز به تعداد زیادی وجود دارند و از صخره های بزرگ یک تکه افقی و عمودی ساخته شده اند
عمر این دولمنها به عصر برنز (۴۰۰۰ تا ۶۰۰۰ پیش) میرسد و کاربرد اصلی آنها مشخص نیست
دهانه این دولمنها عموما به سمت شرق است (مگر اینکه موانع توپوگرافیک و یا چشم انداز منطقه چیز دیگری را تحمیل کند)
ارتفاع سقف آنها در حدود دو تا ۵ متر از سطح زمین می باشد
شکل غالب آنها چهار گوشه است ولی دولمنهای جدیدتر ( نیمه دوم عصر برنز) گاهی به شکل گرد یا نیمدایره هم ساخته شده اند
دولمن در زبان سلتی به معنای صفه سنگی میباشد و در منطقه شمال قفقاز به تعداد زیادی وجود دارند و از صخره های بزرگ یک تکه افقی و عمودی ساخته شده اند
عمر این دولمنها به عصر برنز (۴۰۰۰ تا ۶۰۰۰ پیش) میرسد و کاربرد اصلی آنها مشخص نیست
دهانه این دولمنها عموما به سمت شرق است (مگر اینکه موانع توپوگرافیک و یا چشم انداز منطقه چیز دیگری را تحمیل کند)
ارتفاع سقف آنها در حدود دو تا ۵ متر از سطح زمین می باشد
شکل غالب آنها چهار گوشه است ولی دولمنهای جدیدتر ( نیمه دوم عصر برنز) گاهی به شکل گرد یا نیمدایره هم ساخته شده اند
Forwarded from اشترخجو | درباره خراسان
#خرده_روایت
🔹میگویند اسبها تا زمان حضرت سلیمان نبی(ع) بال داشتند و در دریاها زندگی میکردند. حضرت سلیمان که میتوانست با تمام حیوانها گپ بزند، به اسبها گفت چرا به خشکی نمیآیید. اسبها گفتند ما برای آمدن به خشکی شرط داریم. حضرت سلیمان پرسید چه شرطی. اسبها گفتند به این شرط که زنها بر پشت ما ننشینند. حضرت سلیمان از زنها قول گرفت که بر پشت اسبها سوار نشوند. اسبها هم پذیرفتند و بال زدند و از دریا به خشکی آمدند. اما زنها به قولشان وفا نکردند و اسبها را سوار شدند. برای همین هم بال اسبها افتاد و بعد از آن دیگر هیچ کس، اسب بالداری ندید...
.
@oshtorkhajou
.
🔹میگویند اسبها تا زمان حضرت سلیمان نبی(ع) بال داشتند و در دریاها زندگی میکردند. حضرت سلیمان که میتوانست با تمام حیوانها گپ بزند، به اسبها گفت چرا به خشکی نمیآیید. اسبها گفتند ما برای آمدن به خشکی شرط داریم. حضرت سلیمان پرسید چه شرطی. اسبها گفتند به این شرط که زنها بر پشت ما ننشینند. حضرت سلیمان از زنها قول گرفت که بر پشت اسبها سوار نشوند. اسبها هم پذیرفتند و بال زدند و از دریا به خشکی آمدند. اما زنها به قولشان وفا نکردند و اسبها را سوار شدند. برای همین هم بال اسبها افتاد و بعد از آن دیگر هیچ کس، اسب بالداری ندید...
.
@oshtorkhajou
.
یکی از سنگ نگاره های مرموز جامو و کشمیر
بیش از صد عدد از این سنگ نگاره های باستانی در آن منطقه است که کسی از تاریخ ساخت یا علت ساخت یا سازندگان خبری ندارد.
تنها سه تندیس از این سواران به موزهای در سرینگر منتقل شدهاند، جایی که بازدیدکنندگان را مجذوب خود میکنند و بقیه آنها همچنان در طبیعت وحشی منطقه پیر پنجال، در میان سکوت و برف، ایستادهاند و داستان ناگفتهشان را پنهان داشتهاند.
بیش از صد عدد از این سنگ نگاره های باستانی در آن منطقه است که کسی از تاریخ ساخت یا علت ساخت یا سازندگان خبری ندارد.
تنها سه تندیس از این سواران به موزهای در سرینگر منتقل شدهاند، جایی که بازدیدکنندگان را مجذوب خود میکنند و بقیه آنها همچنان در طبیعت وحشی منطقه پیر پنجال، در میان سکوت و برف، ایستادهاند و داستان ناگفتهشان را پنهان داشتهاند.
اندیشه وری
Photo
از لخ لخ و رعب جانسوز...
«و خداوند ابرام را گفت بیرون رو، از سرزمینت، از زادگاهت، و از خانه پدرانت...»
این عبارت آغازین فصل دوازدهم کتاب پیدایش عهد عتیق است، پاراش لِخْ لِخا، که اهمّیت بسیار دارد. ابتدای حکایت ابراهیم... و مقصود من اینجا فقط دو کلمه است، «لِخْ لِخَ» و «رعب».
امّا در لِخْ لِخَ، לֶךְ־לְךָ که در متن و عنوان این فصل آمده، لخ نخست از ریشه فعل بسیار رایج هلک است در عبری به معنی رفتن (و نه هلاک شدن چنان که در عربی). هلاک هم به نوعی رفتن است امّا به راه بیسرانجام. همچنین شاید سایهای از این معنی کهن مشترک را بتوان در این عبارت قرآنی یافت که «هَلَكَ عَنِّي سُلْطَانِيَهْ...» معادل ذهب+عن... و مقصود اینجا فقط تقریب ذهن است. لِخ صورت امر فعل هلک است که هـ ناملفوظ ابتدای آن افتاده. اشاره کنیم که عنوان هلاخا، فقه یهودی، از همین ریشه هلک به معنی رفتن است. لخَ دوم امّا معادل لَک عربی است و جهت تاکید به فعل امر افزوده شده: پس لِخْ لِخَ: برو + تو، بیرون شو...
عبارت در اصل خود صورت غریبی ندارد و رایج بوده منتهی بیتردید مستعدّ معانی و تفاسیر عرفانی بوده است و بسته به آن که آن «لام لک» چگونه معنی شود: تو خود حجاب خودی از میان برخیز، از خویش بیرون شو، در خویش سفر کن، ز خوی خویش سفر کن... و در سایه عبارات بعدی «ز خود و همه تعلّقات خود». لخ لخ یادآور لک لک هم هست در ادب عرفانی ما: لکلککنان کالمُلک لک...
و ای کاش بهانهای برای ادامه این یادداشت نبود اگر این اخبار و تصاویر موحش نبود.
در همین فصل، فقط چند آیه جلوتر، کلمه «رعب» آمده است. رعب به عربی به معنی ترس است، امّا از همین ریشه در عبری، رَعَب، רָעָב، به معنی گرسنگی است، قحطی! به واقع در ادامه همان سفر «لخ لخ»، میخوانیم که ابراهیم از سرزمین پدران به کنعان آمد و باز از آنجا بیرون شد، این بار به موجب قحطی: «و یهی (بود) رَعَب (قحطی) بارض (در زمین)...» که دو بار هم تکرار شده است.
بعدها، نزد عامّه، ترس از «رَعَب» چنان بوده است که گاه اسمش را هم نمیآوردند و این در سنّت کتابت هم منعکس شده است. در متون عبری، مثل عربی قدیم، شمارش ابجد به جای ارقام میآمده است. در بسیاری از نسخ کهن، در شماره صفحات، چون به ۲۷۲ میرسیدند، که میشد رعب (۲۰۰ + ۷۰ + ۲) جای را و عین را عوض میکردند تا صورت رعب ظاهر نشود. و همچنان به روزگار ما رَعَب، به این معنی قحطی و گرسنگی دادن به عام و خاص و مرد و زن و پیر و جوان و کودک، همچنان وسیله و شیوه غلبه است، تفسیری دیگر از النصر بالرعب...
از فیس بوک استاد سلیمانی
«و خداوند ابرام را گفت بیرون رو، از سرزمینت، از زادگاهت، و از خانه پدرانت...»
این عبارت آغازین فصل دوازدهم کتاب پیدایش عهد عتیق است، پاراش لِخْ لِخا، که اهمّیت بسیار دارد. ابتدای حکایت ابراهیم... و مقصود من اینجا فقط دو کلمه است، «لِخْ لِخَ» و «رعب».
امّا در لِخْ لِخَ، לֶךְ־לְךָ که در متن و عنوان این فصل آمده، لخ نخست از ریشه فعل بسیار رایج هلک است در عبری به معنی رفتن (و نه هلاک شدن چنان که در عربی). هلاک هم به نوعی رفتن است امّا به راه بیسرانجام. همچنین شاید سایهای از این معنی کهن مشترک را بتوان در این عبارت قرآنی یافت که «هَلَكَ عَنِّي سُلْطَانِيَهْ...» معادل ذهب+عن... و مقصود اینجا فقط تقریب ذهن است. لِخ صورت امر فعل هلک است که هـ ناملفوظ ابتدای آن افتاده. اشاره کنیم که عنوان هلاخا، فقه یهودی، از همین ریشه هلک به معنی رفتن است. لخَ دوم امّا معادل لَک عربی است و جهت تاکید به فعل امر افزوده شده: پس لِخْ لِخَ: برو + تو، بیرون شو...
عبارت در اصل خود صورت غریبی ندارد و رایج بوده منتهی بیتردید مستعدّ معانی و تفاسیر عرفانی بوده است و بسته به آن که آن «لام لک» چگونه معنی شود: تو خود حجاب خودی از میان برخیز، از خویش بیرون شو، در خویش سفر کن، ز خوی خویش سفر کن... و در سایه عبارات بعدی «ز خود و همه تعلّقات خود». لخ لخ یادآور لک لک هم هست در ادب عرفانی ما: لکلککنان کالمُلک لک...
و ای کاش بهانهای برای ادامه این یادداشت نبود اگر این اخبار و تصاویر موحش نبود.
در همین فصل، فقط چند آیه جلوتر، کلمه «رعب» آمده است. رعب به عربی به معنی ترس است، امّا از همین ریشه در عبری، رَعَب، רָעָב، به معنی گرسنگی است، قحطی! به واقع در ادامه همان سفر «لخ لخ»، میخوانیم که ابراهیم از سرزمین پدران به کنعان آمد و باز از آنجا بیرون شد، این بار به موجب قحطی: «و یهی (بود) رَعَب (قحطی) بارض (در زمین)...» که دو بار هم تکرار شده است.
بعدها، نزد عامّه، ترس از «رَعَب» چنان بوده است که گاه اسمش را هم نمیآوردند و این در سنّت کتابت هم منعکس شده است. در متون عبری، مثل عربی قدیم، شمارش ابجد به جای ارقام میآمده است. در بسیاری از نسخ کهن، در شماره صفحات، چون به ۲۷۲ میرسیدند، که میشد رعب (۲۰۰ + ۷۰ + ۲) جای را و عین را عوض میکردند تا صورت رعب ظاهر نشود. و همچنان به روزگار ما رَعَب، به این معنی قحطی و گرسنگی دادن به عام و خاص و مرد و زن و پیر و جوان و کودک، همچنان وسیله و شیوه غلبه است، تفسیری دیگر از النصر بالرعب...
از فیس بوک استاد سلیمانی
Forwarded from Hosein Barhemat
مچا چنگ ۲۸۰۰۰ ساله
۲۰ سانت طول و ۳ سانت قطر
کشف شده در غار Hohle Fels آلمان
۲۰ سانت طول و ۳ سانت قطر
کشف شده در غار Hohle Fels آلمان
Forwarded from نزار قبانی
کتابم را می توانید از سایت 30book با تخفیف تهیه فرمایید
https://www.30book.com/advance-search/result?asN=%D8%A8%D9%85%D8%A8%DB%8C%20%D8%A7%D8%B2%20%D8%B4%D8%B9%D8%B1&sort=1
https://www.30book.com/advance-search/result?asN=%D8%A8%D9%85%D8%A8%DB%8C%20%D8%A7%D8%B2%20%D8%B4%D8%B9%D8%B1&sort=1