Forwarded from ˖ ࣪ 𝖢𝗁𝖺𝗅𝗅𝖾𝗇𝗀𝖾𝗌୭̥
𓂃 ࣪˖ 𝖸𝗈𝗎𝗋 𝖯𝖾𝗋𝗌𝗈𝗇𝖺𝗅 𝖣𝗋𝖺𝗀𝗈𝗇 𐙚
₊˚⊹ 𝖭𝖺𝗆𝖾 :
᮫ آسترین — 𝖠𝗌𝗍𝗋𝗂𝗇
୭ ݁ 𝖯𝖾𝗋𝗌𝗈𝗇𝖺𝗅𝗂𝗍𝗒 :
᮫ اژدهایی ساکت و خیالپرداز که بیشتر شبها روی بلندترین صخرهی قلمرویش مینشیند و مدت زیادی به آسمان خیره میماند. ذهنش همیشه درگیر صداها، نورها و حرکتهای دوردست است و گاهی آنقدر در تماشای آسمان فرو میرود که متوجه نزدیکشدن موجودات دیگر نمیشود. غارش پر از کتابها، طومارها و اشیای قدیمی است؛ نه برای خواندن، بلکه چون درخشش جوهر، بوی کاغذ و ظاهر کهنهی آنها توجهش را جلب میکند. هر کتابی که به چنگش برسد، ممکن است به گنجینهی لانهاش اضافه شود. با وجود ظاهر سرد و دور از دسترسش، در برابر موجودات موردعلاقهاش رفتاری آرام و محافظانه دارد و اغلب از ارتفاعات، بیصدا آنها را زیر نظر میگیرد.
𐙚 ݁ 𝖫𝖾𝗀𝖾𝗇𝖽 :
᮫ میگویند آسترین در شبی متولد شد که شهاب سنگی ناشناخته در میان کوههای خاموش سقوط کرد. از همان زمان، فلسهایش زیر نور ماه مانند نقاط یک صورت فلکی میدرخشند و هیچکس نتوانسته تعداد دقیق آنها را بشمارد. افسانهها میگویند آسترین در طول سالها کتابها و طومارهای بسیاری را از ویرانهها، کاروانها و قلعههای متروک جمع کرده و همه را در عمیقترین بخش غارش روی هم انباشته است؛ بعضی سالم، بعضی سوخته و بعضی چنان کهنه که تنها جلدشان باقی مانده. هیچکس نمیداند چرا این گنجینه برایش ارزشمند است، اما گفته میشود اگر کسی یکی از کتابها را از لانهاش بردارد، آسترین تا دورترین نقطهی کوهستان رد بوی آن را دنبال خواهد کرد.
˚₊‧ 𝖳𝗁𝖺𝗇𝗄𝗌 𝖿𝗈𝗋 𝗃𝗈𝗂𝗇𝗂𝗇𝗀 𝗆𝗒 𝖼𝗁𝖺𝗅𝗅𝖾𝗇𝗀𝖾 𓂃
₊˚⊹ 𝖭𝖺𝗆𝖾 :
᮫ آسترین — 𝖠𝗌𝗍𝗋𝗂𝗇
୭ ݁ 𝖯𝖾𝗋𝗌𝗈𝗇𝖺𝗅𝗂𝗍𝗒 :
᮫ اژدهایی ساکت و خیالپرداز که بیشتر شبها روی بلندترین صخرهی قلمرویش مینشیند و مدت زیادی به آسمان خیره میماند. ذهنش همیشه درگیر صداها، نورها و حرکتهای دوردست است و گاهی آنقدر در تماشای آسمان فرو میرود که متوجه نزدیکشدن موجودات دیگر نمیشود. غارش پر از کتابها، طومارها و اشیای قدیمی است؛ نه برای خواندن، بلکه چون درخشش جوهر، بوی کاغذ و ظاهر کهنهی آنها توجهش را جلب میکند. هر کتابی که به چنگش برسد، ممکن است به گنجینهی لانهاش اضافه شود. با وجود ظاهر سرد و دور از دسترسش، در برابر موجودات موردعلاقهاش رفتاری آرام و محافظانه دارد و اغلب از ارتفاعات، بیصدا آنها را زیر نظر میگیرد.
𐙚 ݁ 𝖫𝖾𝗀𝖾𝗇𝖽 :
᮫ میگویند آسترین در شبی متولد شد که شهاب سنگی ناشناخته در میان کوههای خاموش سقوط کرد. از همان زمان، فلسهایش زیر نور ماه مانند نقاط یک صورت فلکی میدرخشند و هیچکس نتوانسته تعداد دقیق آنها را بشمارد. افسانهها میگویند آسترین در طول سالها کتابها و طومارهای بسیاری را از ویرانهها، کاروانها و قلعههای متروک جمع کرده و همه را در عمیقترین بخش غارش روی هم انباشته است؛ بعضی سالم، بعضی سوخته و بعضی چنان کهنه که تنها جلدشان باقی مانده. هیچکس نمیداند چرا این گنجینه برایش ارزشمند است، اما گفته میشود اگر کسی یکی از کتابها را از لانهاش بردارد، آسترین تا دورترین نقطهی کوهستان رد بوی آن را دنبال خواهد کرد.
˚₊‧ 𝖳𝗁𝖺𝗇𝗄𝗌 𝖿𝗈𝗋 𝗃𝗈𝗂𝗇𝗂𝗇𝗀 𝗆𝗒 𝖼𝗁𝖺𝗅𝗅𝖾𝗇𝗀𝖾 𓂃
💘1
Forwarded from تورس ៸ اردیبهشت
تورس به چیزهایی که بوی خاطره میدن وابستگی عجیبی داره؛ حتی اگه اون وسیله از نظر بقیه کاملا بیارزش باشه.
I genuinely HATE blatant jealousy disguised as humor or compliments!!! It's gross, it's rude and it's always so damn easy to spot!!!