این pride and prejudice چیزی نداره براتون بذارم بچهها، به همین دلیل کم فعالیتم...
Forwarded from شطحیات (Navid)
اسلام چیزی جز تعینات تاریخیاش نیست
این اسلام اون اسلام نیست، گزاره آشناییه برای همهمون. اما اسلام، بهعنوان ذاتی جدا و مستقل از تعینات تاریخیاش وجود نداره. اسلام، مجموعهای از تمام فعلیتیابیهای مادیاشه. داعش و جمهوری اسلامی و طالبان، هرکدوم تفسیرها و مفصلبندیهای مادی و تاریخیاین که در نهایت، بالقوهگیهای موجود در «خود اسلام» رو آشکار میکنن. یعنی اسلام، بهواسطه متن قرآن و احادیث و روایتهای تاریخیای که از خود صدر اسلام وجود داره، یکسری امکانها و امتناعهای خاصی رو بر بهدست دادن تفاسیر متفاوت و چفتوبستهای متفاوت از خودش اعمال میکنه. باید این موضوع رو جدی گرفت، اگر کسی خودش رو مسلمون میدونه، باید بهصورت جدی، به این موضوع فکر کنه که دقیقا چه چیزی در این «خود اسلام» هست، که از دلش چیزی چون جمهوری اسلامی ممکن میشه. زنستیزی، تحمیل عقیده و دیگریستیزی، ستیز با دگرباشان جنسی، فهم سلسلهمراتبی از حقیقت، پذیرش بیچونوچرای مراجع فکری بدون جرأت نقد جدی اونها، نفی اکنون و اینجا به اسم جهان دیگر و بر این اساس زندگیستیزی و سرکوب امیال، همه امکانهایین که در دل اسلام وجود دارن. اما شاید مهمتر از همه اینها، این امکانه که برای معتقد به دین، هر چیزی به اسم یک اخلاق الوهی و مطلق قابل توجیهه، این رو با امثال داعش و القاعده به خوبی دیدیم، جمهوری اسلامی هم به هیچعنوان از این قاعده مستثنی نیست، در چنین جهان فکریای، هر شیوهای از قتل، سرکوب و جنایت آزاده، چون در نهایت به اسم چیزی ورای هر شکلی از اخلاق انسانی و حقوق بشری صورت میگیره. اون دسته از معتقدان به اسلام که خودشون رو مترقی و دغدغهمند میدونن، وظیفه دارن که با کار جدی نظری، اون بنیانهایی رو که به چنین وحشتهایی میانجامه، صریحانه و بیرحمانه نقد کنن، وگرنه داعش و جمهوری اسلامی دوباره و دوباره تکرار میشن.
این اسلام اون اسلام نیست، گزاره آشناییه برای همهمون. اما اسلام، بهعنوان ذاتی جدا و مستقل از تعینات تاریخیاش وجود نداره. اسلام، مجموعهای از تمام فعلیتیابیهای مادیاشه. داعش و جمهوری اسلامی و طالبان، هرکدوم تفسیرها و مفصلبندیهای مادی و تاریخیاین که در نهایت، بالقوهگیهای موجود در «خود اسلام» رو آشکار میکنن. یعنی اسلام، بهواسطه متن قرآن و احادیث و روایتهای تاریخیای که از خود صدر اسلام وجود داره، یکسری امکانها و امتناعهای خاصی رو بر بهدست دادن تفاسیر متفاوت و چفتوبستهای متفاوت از خودش اعمال میکنه. باید این موضوع رو جدی گرفت، اگر کسی خودش رو مسلمون میدونه، باید بهصورت جدی، به این موضوع فکر کنه که دقیقا چه چیزی در این «خود اسلام» هست، که از دلش چیزی چون جمهوری اسلامی ممکن میشه. زنستیزی، تحمیل عقیده و دیگریستیزی، ستیز با دگرباشان جنسی، فهم سلسلهمراتبی از حقیقت، پذیرش بیچونوچرای مراجع فکری بدون جرأت نقد جدی اونها، نفی اکنون و اینجا به اسم جهان دیگر و بر این اساس زندگیستیزی و سرکوب امیال، همه امکانهایین که در دل اسلام وجود دارن. اما شاید مهمتر از همه اینها، این امکانه که برای معتقد به دین، هر چیزی به اسم یک اخلاق الوهی و مطلق قابل توجیهه، این رو با امثال داعش و القاعده به خوبی دیدیم، جمهوری اسلامی هم به هیچعنوان از این قاعده مستثنی نیست، در چنین جهان فکریای، هر شیوهای از قتل، سرکوب و جنایت آزاده، چون در نهایت به اسم چیزی ورای هر شکلی از اخلاق انسانی و حقوق بشری صورت میگیره. اون دسته از معتقدان به اسلام که خودشون رو مترقی و دغدغهمند میدونن، وظیفه دارن که با کار جدی نظری، اون بنیانهایی رو که به چنین وحشتهایی میانجامه، صریحانه و بیرحمانه نقد کنن، وگرنه داعش و جمهوری اسلامی دوباره و دوباره تکرار میشن.
متاسفانه گیر یه مشت احمق افتادیم که هیچ فکر مستقل و نقدی رو جایز نمیدونن به خودشون بکنن
(این اسلام، اسلام واقعی نیست)
آره چون اسلام واقعی بدتره عزیزم!
(این اسلام، اسلام واقعی نیست)
آره چون اسلام واقعی بدتره عزیزم!
معشوق من
انسان ساده ایست
انسان ساده ای که من او را
در سرزمین شوم عجایب
چون آخرین نشانهی یک مذهب شگفت
در لابلای بوتهی پستانهایم
پنهان نمودهام.
معشوق من، فروغ فرخزاد
انسان ساده ایست
انسان ساده ای که من او را
در سرزمین شوم عجایب
چون آخرین نشانهی یک مذهب شگفت
در لابلای بوتهی پستانهایم
پنهان نمودهام.
معشوق من، فروغ فرخزاد