Dr. Parisa Akbari Art
33 subscribers
400 photos
4 videos
11 links
Download Telegram
شاید جالب باشه که بدونید هر ایموجی قلب یک معنی بخصوص داره
تو روز جهانی ایموجی این معانی رو یاد بگیریم و از اون‌ها درست استفاده کنیم😀
و
حواستون باشه چی برام میفرستین😁😁😁


https://t.me/themeart
نوشتن آسمیک یا عرفانی نویسی یک شکل معنایی باز و بی کلام از نوشتن است. به معنای "نداشتن محتوای معنایی خاص" یا "بدون کوچکترین واحد معنی" است. با خاص نبودن نوشتار آسمی خلاء معنا بوجود می آید که برای پر کردن آن، به کاوشرو تفسیر خواننده نیاز است. همه اینها شبیه روشی است که می توان از یک اثر هنری انتزاعی معنی گرفت. جایی که نوشتن آسمیک خود را در میان سنت های هنر انتزاعی متمایز می کند ، استفاده نویسنده از محدودیت حرکتی و حفظ خصوصیات فیزیکی نوشتن مانند خطوط و نمادها با وجهه ی عرفانی است. عرفانی نویسی نوعی هنر ترکیبی است که متن و تصویر را به یک وحدت تبدیل می کند ، و سپس آن را به تفسیرهای ذهنی دلخواه آزاد می کند. این روش میتواند به جای نوشتن برای تولید متن کلامی ، با نوشتن آزاد یا نوشتن به خاطر خود مقایسه شود. ماهیت باز آثار عرفانی نویسی این اجازه را به مخاطب می دهد تا معنا در سراسر اثر با درک زبانی اتفاق بیفتد و بدون توجه به زبان خواننده به روشی مشابه خوانده شود. معانی متعدد برای یک نماد یک رویکرد دیگر برای یک کار آسمیک است ، به این معنی که نوشتن آسمیک می تواند چند معنایی باشد یا معنای آن صفر باشد ، معانی بی نهایت باشد یا معنای آن در طول زمان تکامل یابد. آثار آسمیک چگونگی خوانش متن را به خواننده واگذار میکند. از این لحاظ ، خواننده خود خالق اثر عرفانی می شود.
ماه ها سکوت یک نقاش به این معناست که درحال اندیشیدن است
در بیداری و خواب
هر لحظه در پی طرحی است تا چیزی را خلق کند تا کنون وجود نداشته است.
طرحی که از وجودش برآمده است، از داشته هایش، از اندوخته ها و دانسته هایش
شاید اجرا فقط اندک زمانی وقت ببرد
اما اندیشه‌‌ّ پشت کار هنری قطعا به قدمت همه خودآگاه و ناخودآگاه اوست.
مجموعه ه‌ـو
۱۰۰-۷۰ سانت
میکس مدیا ترکیب مواد
#هـ چند چشم
هو:
"هو"، یعنی همان "او" در زبان فارسی و ضمیر سوم شخص غایب است، و در معارف اسلامی و قرآنی و حدیثی، یکی از اسمای خداوند متعال؛ و از اسمای اعظم الهی می‌باشد.
معرفت (شناخت):
عرفان حقیقی، این دکان و دستگاه‌ها نیست، بلکه "معرف و عرفان، شناخت، ایمان و عمل صالح" می‌باشد. یعنی خداشناسی و توحید (یکتاپرستی)، در بُعد نظری و عملی.
در معرفت (شناخت)، به ویژه در خداشناسی، اولین چیزی که قابل شناخت است و می‌شناسید، همان "هو" به معنای او می‌باشد؛ و سپس اسما یا به اصطلاح دیگر صفاتی از "هو" را می‌شناسید. چنان که وقتی خلقت را می‌بیند، اول می‌فهمید که "اویی" هست، سپس می‌فهمید که او خالق است.
در قرآن کریم، آیات بسیاری وجود دارد که معرفی هر چه بیشتر "هو = او" پرداخته است، مانند: « هُوَ اللَّهُ » - « هُوَ الْحَقُّ » - « لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ » - « هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ » - « هُوَ الْحَيُّ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ » - « هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقَى » - « هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ » - « هُوَ الْوَلِيُّ وَهُوَ يُحْيِي الْمَوْتَى » و ... .
ذکر خدا:
"ذکر" خداوند متعال، یعنی "یاد او" نمودن؛ و یاد کردن کار دل است و نه کار زبان. منتهی آن چه در دل است، باید در مقام عمل بیرون بریزد و ظهور و بروز نماید و زبان فقط یکی از این اعمال می‌باشد.
درخت یلدا یا سرو مهر


اینکه ایرانی ها دوست دارن درخت کریسمس داشته باشن اصلا چیز بدی نیست، در واقع این درخت، شاید در ناخودآگاه جمعی ما عزیز و دوست داشتنی ست.

#درخت_یلدا یا #درخت_سرو_مهر
آراستن سرو و کاج در کریسمس از ایران باستان الهام گرفته شده‌است؛ زیرا ایرانیان به این دو درخت مخصوصاً سرو به چشم مظهر مقاومت در برابر تاریکی و سرما می‌نگریستند.

در ایران باستان و در شب یلدا درختی بنام درخت یلدا تزئین می‌شد که عموماً از درخت سرو و کاج استفاده می‌شد. گفته می‌شود آراستن سرو و کاج در کریسمس از ایران باستان اقتباس شده‌است؛ زیرا ایرانیان به این دو درخت مخصوصاً سرو به چشم مظهر مقاومت در برابر تاریکی و سرما می‌نگریستند و در خور روز یا دیگان روز اول دی ماه در برابر سرو می‌ایستادند و عهد می‌کردند تا سال بعد مقاوم و پایدار باشند و یک نهال سرو دیگر کشت کنند
نمایشگاه گروهی آثار اساطیری چینود
در گالری ایده

هنرمندان:
امیرعلی مومن، آذین رستمی، ابراهیم علیپور، آناهیتا شمس، سمائه شریفی، سهیل مرادپور، پریسا اکبری، مریم انصاری، هانیه خضایی، وحید خضایی

گشایش جمعه ۱۳ بهمن ماه
بازدید تا ۱۸ بهمن ماه
از ساعت ۱۶ الی ۲۰ ادامه دارد

چینوَد: بنا بر اسطوره‌های ایران باستان، چینود، پلی است حدفاصل این جهان و آن جهان که بر بالای قله دائیتی جای دارد. یک بازوی آن در بُن البرز در شمال و بازوی دیگر آن در سر البرز در جنوب قرار دارد.