از رسیدهها...
سلام
امشب بیشتر از هر شب موهایم پریشان است. پدر تیر خلاص را زده. اگر به یادم هستی پناهنده گوش کن.
-دوستدارت یلدا_
سلام
امشب بیشتر از هر شب موهایم پریشان است. پدر تیر خلاص را زده. اگر به یادم هستی پناهنده گوش کن.
-دوستدارت یلدا_
سلام
از یک دویدن طولانی برگشته ام. تقریبا مردنم قطعی است. حافظ بخوان.
دوستدارت کیوان
از یک دویدن طولانی برگشته ام. تقریبا مردنم قطعی است. حافظ بخوان.
دوستدارت کیوان
از رسیدهها...
امشب حالم خوب نیست،
روی صندلی حصیری مادربزرگ لم دادهام فندک پلاستیکی مشکیای را خاموش روشن میکنم
وَ بیلی آیلیش گوش میدهم
اگر قرار است بیایی سیگار یادت نرود...
«دوستدارت مَن »
امشب حالم خوب نیست،
روی صندلی حصیری مادربزرگ لم دادهام فندک پلاستیکی مشکیای را خاموش روشن میکنم
وَ بیلی آیلیش گوش میدهم
اگر قرار است بیایی سیگار یادت نرود...
«دوستدارت مَن »
از رسیدهها...
سلام
روی طاقچه خاک جمع شده. فضای خانه پر از دود است. نوار کاست را عوض کردم، به گمانم گیر دارد. اصلا ولش کن
زیاد یاوه میگویم
گره بزن زبانم را،
-دوستدارت آیدا-
سلام
روی طاقچه خاک جمع شده. فضای خانه پر از دود است. نوار کاست را عوض کردم، به گمانم گیر دارد. اصلا ولش کن
زیاد یاوه میگویم
گره بزن زبانم را،
-دوستدارت آیدا-
سلام
فردا میروم روی مین. خیابان را که یادت نرفته. توی پوتینهایم گل بکار تا برگردم.
دوستدارت مارکار
فردا میروم روی مین. خیابان را که یادت نرفته. توی پوتینهایم گل بکار تا برگردم.
دوستدارت مارکار
سلام
وقتی داشتی فاتحه میخواندی چادر از سرت افتاد. همه بیدار شدند. حالا من تنهایی توی این قبرستان خالی چکار کنم؟
دوستدارت
وقتی داشتی فاتحه میخواندی چادر از سرت افتاد. همه بیدار شدند. حالا من تنهایی توی این قبرستان خالی چکار کنم؟
دوستدارت
واژهنامه
۳.جنون
فهماندن واژهی جنون برخلاف فهمیدنش کار دشواریست.
برخلاف تصور عوام، حماقت، کیلومترها با جنون فاصله دارد. در سادهترین مثال؛ جنون، دلبستن و حماقت، ابراز آن دلبستگی ست.
یادم افتاد که زیبارویی، جنون را نفی داشتن اصول میدانست. جنون، مخالفت با اصول نیست. جنون، ماستمالی کردن بیاخلاقیها نیست. جنون یکجور اخلاق خاصیست که فهمش برای همه آسان نیست. جنون اعتراضیست به عقل. جنون، شک کردن یا مردود دانستن زندگیِ با عقل است.
مجنون(مثل اسطورهاش) میخواهد چیزهایی را که دارد، نداشته باشد و چیزهایی را که ندارد، داشته باشدشان؛ بنابراین نمیتواند این تضادها را تاب بیاورد و میزند به یک راهی. خوب یا بد. هنرمندانه یا اعتیاد. مجنونها زندگیهای عجیبی ندارند. مجنونها میتوانند دوست داشته باشند. حماقت، نادیده گرفتن چیزهاییست که احاطهات کرده اند اما جنون میل به تغییر دادن آنها و فرار کردن از آنهاست. اهالی شاهراه جنون، کنار نمیآیند، میگذرند تا فقط بگویند که نمانده ایم. این نماندن در وضعیت نامطلوب، تنها کاریست که جنون میپسندد و کنارهگیری، راه دلخواهیست که میتواند جنون را بیآلایش در دسترس شان قرار دهد. با مجنونها مهربان بودن بهتر و راحتتر از بقیهی کارهاست.
۳.جنون
فهماندن واژهی جنون برخلاف فهمیدنش کار دشواریست.
برخلاف تصور عوام، حماقت، کیلومترها با جنون فاصله دارد. در سادهترین مثال؛ جنون، دلبستن و حماقت، ابراز آن دلبستگی ست.
یادم افتاد که زیبارویی، جنون را نفی داشتن اصول میدانست. جنون، مخالفت با اصول نیست. جنون، ماستمالی کردن بیاخلاقیها نیست. جنون یکجور اخلاق خاصیست که فهمش برای همه آسان نیست. جنون اعتراضیست به عقل. جنون، شک کردن یا مردود دانستن زندگیِ با عقل است.
مجنون(مثل اسطورهاش) میخواهد چیزهایی را که دارد، نداشته باشد و چیزهایی را که ندارد، داشته باشدشان؛ بنابراین نمیتواند این تضادها را تاب بیاورد و میزند به یک راهی. خوب یا بد. هنرمندانه یا اعتیاد. مجنونها زندگیهای عجیبی ندارند. مجنونها میتوانند دوست داشته باشند. حماقت، نادیده گرفتن چیزهاییست که احاطهات کرده اند اما جنون میل به تغییر دادن آنها و فرار کردن از آنهاست. اهالی شاهراه جنون، کنار نمیآیند، میگذرند تا فقط بگویند که نمانده ایم. این نماندن در وضعیت نامطلوب، تنها کاریست که جنون میپسندد و کنارهگیری، راه دلخواهیست که میتواند جنون را بیآلایش در دسترس شان قرار دهد. با مجنونها مهربان بودن بهتر و راحتتر از بقیهی کارهاست.
سلام
یادم افتاد که توی قصهای که هزار سال پیش نوشته بودم رفته بودی. نیامده رفته بودی. خوش به حالت.
دوستدارت داوود
یادم افتاد که توی قصهای که هزار سال پیش نوشته بودم رفته بودی. نیامده رفته بودی. خوش به حالت.
دوستدارت داوود
از رسیدهها...
سلام
هر کجا می روم اسم تو را می بینم؛روی دیوارها،پستوها و حتی روی اجاق خانه!
از آینده می ترسم،از حافظه ی نداشته ام.
واله ات
بیژن
سلام
هر کجا می روم اسم تو را می بینم؛روی دیوارها،پستوها و حتی روی اجاق خانه!
از آینده می ترسم،از حافظه ی نداشته ام.
واله ات
بیژن