دویدن‌ها
157 subscribers
41 photos
1 file
13 links
در حاشیه‌ی قصه، پرسه اطراف کلمات؛
.
.
.
علی نادری
Download Telegram
Channel created
یا حق
در ستایش افسردگی، رذالت و جنون
سلام
آب تا خرخره ام بیشتر بالا نیامده. هنوز بیم خفگی نمی‌رود. مهندس خوشبین ست که خطر به زودی رفع خواهد شد. دکمه‌ی آستینم را می‌گذارم توی پاکت که مطمئن شوی منم که دارم می‌نویسم.

دوستدارت
برخلاف نظریات انسان و میمون، آدم از نظر رفتاری بسیار نزدیک ست به گوساله تا هرچیز دیگر.
ما را به دوستان تان معرفی نکنید.
دوستان تان را به ما معرفی کنید.
سلام
گلنار هوایتان را کرده. سیف الله تازه شروع به راه رفتن کرده. بز همسایه مرد. شما هم که دور.

دوستدارتان طلعت
حاوی فحش به تمام پسرانِ پدران هنرمند به جز باربد گلشیری و کاوه گلستان(رحمه الله علیه)
شما را نمی‌دانم
ولی ما عمری ست خیال هایمان را زیسته ایم.
سلام
هوا سرد شده. گرگِ بالای تپه پابه‌ماه است. با گرما بیا.

دوستدارت مهین
یعنی آقا بدیعی کجاس الان؟
سلام
عینک مامان گم شد. راهش را تا مسجد پیدا نمی‌کند. دارم می‌روم زیر پل گیشا.
التماس دعا.
سلام
بر باد رفته را دیدیم. سینما هم چیز جالبی ست. یادم بیاور حتما برگردم.

دوستدارت احمد
[جنازه‌ی حلق آویزِ رقصان غزاله علیزاده وسط جنگل‌های جواهر ده]
سلام
بابا امروز صبح مُرد. نمی‌گذارم جایش خالی بماند. امشب تا صبح خودم را کتک می‌زنم.

دوستدارت
[به درون بردن بویِ گیسوانِ باران خورده‌ی معشوق]
اندوه مثل آب دریاست. سیر نمی‌شوی از خوردنش. تمام نمی‌شود. می‌کُشدت
سلام
عمه پری یکسال است آلزایمر گرفته. هنوز هم صبحها گریه می‌کند. به یاد چه نمی‌دانم.

دوستدارت
دوستم بدار
آن‌چنان که خودت را به آغوش کشی در رویا
در سرت اسب می‌دود. چشمهات سگ دارد. نمره‌تلفن باغ وحش چند بود؟
سلام
جنگ خیلی طول می‌کشد. شبها چراغ خانه را روشن بگذار. شاید مُردم.

دوستدارت منوچهر