قفسه آگاهی 📚
62 subscribers
76 photos
5 files
29 links
جایی برای اینکه با هم بخوانیم و آگاه شویم ...

پشتیانی:
@JavadBeygi80
Download Telegram
⚔️ جنگ عقاید: «ما عاشق آدم‌ها می‌شویم یا تصویرمان از آن‌ها؟»

#جنگ_عقاید
@thelibraryofknowledge
👍1
📖 هنر عشق ورزیدن | اریک فروم

فروم در هنر عشق ورزیدن با تصور رایج ما از عشق مخالفت می‌کند: اینکه مسئله اصلی پیدا کردن «آدم مناسب» است. از نگاه او، عشق بیش از آنکه احساسی باشد که ناگهان بر سرمان فرود می‌آید، هنری است که باید آموخته شود.

عشق واقعی برای فروم با شناخت، توجه، مسئولیت و احترام به استقلال دیگری همراه است. بنابراین اگر عاشق تصویری خیالی از یک انسان باشیم، هنوز با خودِ او وارد رابطه نشده‌ایم.


«شاید سؤال اصلی این نباشد که «چه کسی را دوست دارم؟»
بلکه این باشد که «آیا بلدم دوست بدارم؟»


@thelibraryofknowledge
👍1
📖 سخن عاشق | رولان بارت

در سخن عاشق، رولان بارت به جای تعریف کردن عشق، وارد ذهن عاشق می‌شود؛ جایی که یک لبخند، یک سکوت، یک پیام یا حتی غیبت معشوق می‌تواند به نشانه‌ای پرمعنا تبدیل شود.
برای بارت، عاشق فقط با «معشوق واقعی» سروکار ندارد؛ او دائماً در حال ساختن تصویری ذهنی از معشوق و تفسیر رفتارهای اوست. گاهی چیزی که عشق می‌نامیم، بیشتر گفت‌وگویی است که با تصویر خودمان از دیگری داریم.

و این سؤال باقی می‌ماند:


ما عاشق کسی هستیم که روبه‌رویمان ایستاده، یا کسی که در ذهنمان ساخته‌ایم؟

@thelibraryofknowledge
👍1
برف می بارد

برف می بارد به روی خار و خاراسنگ
کوهها خاموش
دره ها دلتنگ
راه ها چشم انتظار کاروانی با صدای زنگ
بر نمی شد گر ز بام کلبه ها دودی
یا که سوسوی چراغی گر پیامی مان نمی آورد
رد پا ها گر نمی افتاد روی جاده های لغزان
ما چه می کردیم در کولاک دل آشفته دمسرد ؟
آنک آنک کلبه ای روشن
روی تپه روبروی من
در گشودندم
مهربانی ها نمودندم
زود دانستم که دور از داستان خشم برف و سوز
در کنار شعله آتش
قصه می گوید برای بچه های خود عمو نوروز
گفته بودم زندگی زیباست
گفته و ناگفته ای بس نکته ها کاینجاست
آسمان باز
آفتاب زر
باغ های گل
........
........
........

آرش کمانگیر-سیاوش کسرایی

#شعر
@thelibraryofknowledge
👍1
arash-siavashkasrayi.mp3
8.6 MB
منظومه آرش کمانگیر
سیاوش کسرایی

#شعر
@thelibraryofknowledge
👍1
🎬 داش‌آکل

📚 اثر اصلی: «داش‌آکل» — صادق هدایت
🎥 کارگردان: مسعود کیمیایی
📅 سال ساخت: ۱۳۵۰


«داش‌آکل» به کارگردانی مسعود کیمیایی اقتباسی از داستان کوتاه مشهور صادق هدایت است؛ روایتی از مردی لوطی‌مسلک و جوانمرد که میان عشق، مرام و تعهد گرفتار می‌شود.

کیمیایی در این فیلم، فضای داستان هدایت را به سینما می‌آورد؛ دنیایی که در آن عشق ناگفته، غیرت، جوانمردی و سرنوشت در برابر یکدیگر قرار می‌گیرند.

«داش‌آکل» یکی از اقتباس‌های شناخته‌شده از ادبیات معاصر ایران است و نمونه‌ای جالب از تبدیل یک داستان کوتاه به یک روایت سینمایی است.

#اقتباس

@thelibraryofknowledge
👍1
پادکست «رختکن بازنده ها»

بازنده‌ها باهمن! برنده‌ها تنهان

سری بعدی از سری پادکست های معرفی شده،پادکست «رختکن بازنده ها» هستش؛
برای شنیدن این مجموعه پادکست میتونید عنوان «رختکن بازنده ها» رو در کست باکس سرچ کنید و قسمت های مختلف اون رو بشنوید

کاری از: بهزاد عمرانی
تهیه کننده: سیاوش صفاریان‌پور

#پادکست

@thelibraryofknowledge
👍1
شر همیشه در دنیا حاکم است و حماقت غالب. سرنوشت بی‌رحم است و انسان‌ها قابل ترحم. در چنین دنیایی، کسی که ثروت درونی دارد، همچون خانه‌ای گرم، روشن و شاد در کریسمس است.

در باب حکمت زندگی-آرتور شوپنهاور

#تیکه_کتاب
@thelibraryofknowledge
👍1
🎬 Life Is Beautiful | 1997
🎭 کارگردان: روبرتو بنینی
🏆 برنده‌ی ۳ جایزه اسکار، از جمله بهترین فیلم خارجی‌زبان، بهترین بازیگر مرد و بهترین موسیقی متن


Life Is Beautiful (زندگی زیباست) ساخته‌ی روبرتو بنینی، فیلمی ایتالیایی محصول ۱۹۹۷ است که با ترکیب کمدی، عشق و تراژدی، داستان خانواده‌ای یهودی را در دوران جنگ جهانی دوم روایت می‌کند.
داستان درباره‌ی گوئیدو است؛ مردی شوخ‌طبع که پس از گرفتار شدن در اردوگاه نازی‌ها، برای محافظت از پسر کوچکش، واقعیت هولناک اطرافشان را به شکل یک «بازی» برای او بازسازی می‌کند.
فیلم بیش از آنکه درباره‌ی جنگ باشد، درباره‌ی قدرت تخیل، عشق پدرانه و تلاش انسان برای حفظ معصومیت در جهانی بی‌رحم است. عنوان فیلم نیز به همین تناقض اشاره دارد: اینکه حتی در دل تاریک‌ترین شرایط، انسان می‌تواند با عشق و معنا، زیبایی را برای دیگری حفظ کند.

#معرفی_فیلم

@thelibraryofknowledge
👍1
پادکست «ماجرای مشروطه»

مرور مفصل تاریخ جنبش مشروطه ایران

سری بعد از سری پادکست های معرفی شده،سری پادکست های «ماجرای مشروطه» هستش؛برای شنیدن این مجموعه پادکست میتونید عنوان «ماجرای مشروطه» رو در کست باکس سرچ کنید و قسمت های مختلف اون رو بشنوید.

#پادکست
@thelibraryofknowledge
👍1
بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن کوچه گذشتم،
همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،
شدم آن عاشق دیوانه که بودم.
در نهانخانه جانم، گل یاد تو، درخشید
باغ صد خاطره خندید،
عطر صد خاطره پیچید:
یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.
تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.
من همه، محو تماشای نگاهت.
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ی ماه فرو ریخته در آب
شاخه‌ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید، تو به من گفتی:
از این عشق حذر کن!
لحظه‌ای چند بر این آب نظر کن،
آب، آیین عشق گذران است،
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است،
باش فردا، که دلت با دگران است!
تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن!
با تو گفتم:‌ حذر از عشق!؟ ندانم!
سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم،
نتوانم!
روز اول، که دل من به تمنای تو پر زد،
چون کبوتر، لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم،
باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم، نتوانم!
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب، ناله ی تلخی زد و بگریخت
اشک در چشم تو لرزید،
ماه بر عشق تو خندید!
یادم آید که : دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم.
نگسستم، نرمیدم.
رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌های دگر هم،
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم،
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم
بی تو، اما، به چه حالی من از آن کوچه گذشتم!

فریدون مشیری

#شعر
@thelibraryofknowledge
👍2
🎬 در دنیای تو ساعت چند است؟

گاهی آدم‌ها سال‌ها از کنار یکدیگر دور می‌مانند، اما یک نفر در گوشه‌ای از ذهنشان، همان‌جا که سال‌ها پیش رهایش کرده‌اند، منتظر می‌ماند.
«در دنیای تو ساعت چند است؟» ساخته‌ی صفی یزدانیان، فیلمی درباره‌ی عشق‌های پر سر و صدا نیست؛ درباره‌ی دلتنگی‌های آرام، خاطره، بازگشت و آدم‌هایی‌ست که شاید هیچ‌وقت از زندگی یکدیگر بیرون نرفته‌اند.
گیلانه پس از سال‌ها از فرانسه به رشت برمی‌گردد؛ شهری که گذشته‌اش را در خود نگه داشته. در این میان، فرهاد که سال‌هاست دل‌بسته‌ی اوست، با بازگشت گیلانه دوباره وارد زندگی‌اش می‌شود.
فیلم بیش از آنکه قصه‌ای را تعریف کند، حال‌وهوایی را به یاد می‌آورد؛ بوی باران، خانه‌های قدیمی، موسیقی، خاطره و عشقی که شاید هیچ‌وقت فرصت زندگی کردن پیدا نکرد.
شاید سؤال فیلم همین باشد:
اگر روزی به گذشته برگردیم، آیا هنوز همان آدمی هستیم که آنجا جا گذاشته بودیم؟
«در دنیای تو ساعت چند است؟» فیلمی برای تماشا کردن نیست؛

برای به یاد آوردن است.

#معرفی_فیلم
@thelibraryofknowledge
❤2👍1🥰1
بهرام بیضایی

بهرام بیضایی نمایشنامه‌نویس، کارگردان تئاتر و سینما، پژوهشگر و استاد دانشگاه است. او را یکی از مهم‌ترین چهره‌های فرهنگ و هنر ایران در سدهٔ اخیر می‌دانند. پس از انقلاب ۱۳۵۷ به‌دلیل ممنوعیت‌ها و محدودیت‌ها، سال‌ها فیلم نساخت و از ۱۳۸۹ در آمریکا ساکن شد و در دانشگاه استنفورد تدریس کرد.

آثار شاخص: «رگبار»، «غریبه و مه»، «مرگ یزدگرد»، «باشو، غریبهٔ کوچک»، «چریکهٔ تارا»، «پهلوان اکبر می‌میرد»، «سگ‌کُشی»، و پژوهش «نمایش در ایران».
سبک: پیوند فرم مدرن با ریشه‌های نمایش ایرانی (تعزیه، نقالی، پرده‌خوانی)، زبان فاخر و روایت چندلایه که مرز واقعیت و خیال را درهم می‌ریزد.
جهان‌بینی: دغدغهٔ او حافظهٔ تاریخی و هویت ایرانی است؛ قدرت و سانسور را نقد می‌کند و از مقاومت و کرامت انسان، به‌ویژه زنان قدرتمند، می‌گوید.

#معرفی_نویسنده

@thelibraryofknowledge
❤1👍1
و من به هنگام شب «فروغ» را نجواکنان میخوانم...

#نجوا
@thelibraryofknowledge
👍1
مرگ یزدگرد

«مرگ یزدگرد» نمایشنامه‌ای است که بیضایی در ۱۳۵۴ نوشت و بعدها (۱۳۷۹) خودش آن را فیلم کرد. ماجرا دربارهٔ مرگ یزدگرد سوم، آخرین شاه ساسانی، در آسیابی نزدیک مرو است. آسیابان و همسرش و دختر و یک میرزا (کاتب) هر کدام روایتی از قتل شاه می‌گویند؛ روایت‌ها با هم نمی‌خوانند و هر کس حقیقت را به سود خودش تغییر می‌دهد.

درونمایه: نمایشنامه نشان می‌دهد تاریخ چگونه ساخته می‌شود و چرا هیچ روایتی یکسره بی‌طرف نیست. بحث اصلی دربارهٔ حقیقت، قدرت، ترس و حافظهٔ جمعی است و اینکه ما از گذشته چه چیزی را به یاد می‌آوریم و چه چیزی را پنهان می‌کنیم.

ویژگی‌ها: ساختار «راشومون‌وار» (چند روایت متناقض از یک واقعه)، زبان فاخر و موزون، و ترکیب تاریخ با نگاه انتقادی و نمادین.

#معرفی_کتاب

@thelibraryofknowledge
👍1
زن: چون هشت گونه بادی که از کوه و دامنه و از جنگل و دشت و از دریا و رود و از ریگزار و بیابان می‌رسد، در میان این توفان ایستاده منم. کشنده پادشاه را نه اینجا، بیرون از اینجا بیابید! پادشاه پیش از این به‌دست پادشاه کشته شده بود. آنکه اینجا آمد، مردکی بود ناتوان !

مرگ یزدگرد-بهرام بیضایی

#تیکه_کتاب

@thelibraryofknowledge
👍1
جنگ عقاید؛ آیا انسان بدون امید می‌تواند زندگی کند؟

1. آیا امید یک ضرورت است یا یک انتخاب؟
2. آیا امید همیشه ارزشمند است؟
3. اگر امید را از انسان بگیریم، چه چیزی باقی می‌ماند؟

#جنگ_عقاید
@thelibraryofknowledge
👍1
جبهه اول: بدون امید، ادامه‌دادن دشوار است؛

«ویکتور فرانکل؛ انسان در جست‌وجوی معنا»

از این منظر، انسان برای تحمل رنج به چیزی فراتر از وضعیت فعلی‌اش نیاز دارد؛ معنایی که هنوز محقق نشده، امکانی که هنوز از میان نرفته یا دلیلی که ادامه‌دادن را ارزشمند می‌کند.
امید لزوماً به معنای اطمینان از پیروزی نیست. ممکن است کسی بداند که شکست محتمل است، اما همچنان برای چیزی تلاش کند که آن را ارزشمند می‌داند.
در این نگاه، امید می‌تواند پلی باشد میان رنج امروز و امکانی که فردا هنوز وجود دارد.


@thelibraryofknowledge
👍1