قفسه آگاهی 📚
62 subscribers
77 photos
5 files
29 links
جایی برای اینکه با هم بخوانیم و آگاه شویم ...

پشتیانی:
@JavadBeygi80
Download Telegram
گرچه صاحب پیراهن زرشکی مرده بود اما لباس های او هنوز زنده بودند و می بایست مدت ها پس از خود او، روشنایی آفتاب و سیاهی شب روی آن ها بلغزد و لباس های او باز هم تحریک شهوت کنند و نگاه مردان از درز تار و پودش بگذرد. لباس های تن او پس از صاحب خود، برای این زنده بودند که قابلیت آن ها برای زندگی به مراتب بیشتر از مشتی گوشت و خون گندیده ی صاحبش بود.

خیمه شب بازی-صادق چوبک

#تیکه_کتاب
@thelibraryofknowledge
❤1👍1
چطوره که وختیکه مرغو می کشن و دل و روده هاشو دور می ریزن، مرغای زنده سر اون روده های گرم با هم دعواشون می شه تا آخر سر یک کدومشون اونو تک می زنه و می بره یه جای راحتی می خوره. اما این آدما از مرده خودشون می ترسن؟

خیمه شب بازی-صادق چوبک

#تیکه_کتاب
@thelibraryofknowledge
👍1💅1
🎬 The Truman Show | 1998

کارگردان: Peter Weir
بازیگران: Jim Carrey، Laura Linney، Ed Harris

«ترومن» مردی معمولی است که تمام زندگی‌اش، از تولد تا بزرگسالی، بدون اینکه بداند در یک برنامه تلویزیونی عظیم ضبط شده است. شهری که در آن زندگی می‌کند یک استودیوست و آدم‌های اطرافش، از همسر و دوستش گرفته تا همسایه‌ها، بازیگرانی هستند که زندگی او را شکل می‌دهند.

اما کم‌کم اتفاقات عجیبی باعث می‌شوند ترومن به دنیایی که همیشه واقعی تصور می‌کرد شک کند.

این فیلم فقط درباره یک برنامه تلویزیونی نیست؛ درباره‌ی واقعیت، آزادی، انتخاب و مرز میان زندگی واقعی و چیزی است که دیگران برایمان ساخته‌اند.

فیلم یک سؤال ساده اما عمیق مطرح می‌کند:

اگر حقیقت زندگی‌ات را از تو پنهان کرده باشند، برای کشفش تا کجا حاضر به رفتن هستی؟

#معرفی_فیلم
@thelibraryofknowledge
👍1
چون زلف توام جانا در عین پریشانی
چون باد سحرگاهم در بی‌سروسامانی

من خاکم و من گردم من اشکم و من دردم
تو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانی

خواهم که ترا در بر بنشانم و بنشینم
تا آتش جانم را بنشینی و بنشانی

ای شاهد افلاکی در مستی و در پاکی
من چشم ترا مانم، تو اشک مرا مانی

در سینه‌ی سوزانم مستوری و مهجوری
در دیده‌ی بیدارم پیدایی و پنهانی

من زمزمه‌ی عودم تو زمزمه‌پردازی
من سلسله‌ی موجم تو سلسله‌جنبانی

از آتش سودایت دارم من و دارد دل
داغی که نمی‌بینی، دردی که نمی‌دانی

دل با من و جان بی ‌تو نسپاری و بسپارم
کام از تو و تاب از من نستانم و بستانی

ای چشم رهی سویت کو چشم رهی‌جویت؟
روی از من سر گردان شاید که نگردانی

رهی معیری

#شعر
@thelibraryofknowledge
❤1👍1
آرتور شوپنهاور | فیلسوفِ اراده و رنج

آرتور شوپنهاور (۱۷۸۸–۱۸۶۰)، فیلسوف آلمانی و یکی از مهم‌ترین چهره‌های فلسفهٔ بدبینانه در قرن نوزدهم بود. او در دانتسیگ به دنیا آمد و بخش عمده‌ای از زندگی خود را در آلمان گذراند.

مهم‌ترین اثر او «جهان همچون اراده و تصور» است؛ کتابی که در آن جهان را نه صرفاً مجموعه‌ای از اشیا، بلکه جلوه‌ای از یک نیروی بنیادی و کور به نام «اراده» می‌داند. از نظر او، انسان دائماً چیزی را می‌خواهد و همین میل پایان‌ناپذیر، سرچشمهٔ بخش بزرگی از رنج انسان است.

شوپنهاور معتقد بود رهایی کامل از این چرخه دشوار است، اما هنر، موسیقی، شفقت و کاستن از خواسته‌های شخصی می‌توانند انسان را برای مدتی از سلطهٔ اراده دور کنند.

اندیشه‌های او بعدها بر فیلسوفان و نویسندگانی مانند نیچه، فروید، واگنر و توماس مان تأثیر گذاشت.

شوپنهاور در سال ۱۸۶۰ در فرانکفورت درگذشت؛ اما پرسش او همچنان باقی است:

اگر بیشتر رنج‌های ما از خواستن ناشی می‌شوند، آیا راه رهایی، کمتر خواستن است؟

#معرفی_نویسنده
@thelibraryofknowledge
👍1
📚 جهان همچون اراده و تصور | آرتور شوپنهاور


جهان همچون اراده و تصور مهم‌ترین اثر فلسفی آرتور شوپنهاور و یکی از آثار تأثیرگذار فلسفهٔ بدبینانه در قرن نوزدهم است.
شوپنهاور در این کتاب از دو چهرهٔ جهان سخن می‌گوید: «تصور» و «اراده».
جهانی که ما می‌شناسیم، آن‌گونه که برای ذهن ما پدیدار می‌شود، «تصور» است؛ اما در پسِ این جهان، نیرویی کور و بی‌قرار قرار دارد که شوپنهاور آن را اراده می‌نامد.
از نگاه او، انسان دائماً چیزی را می‌خواهد؛ و درست زمانی که به خواسته‌ای می‌رسد، خواسته‌ای تازه پدیدار می‌شود. بنابراین زندگی میان رنجِ نرسیدن و ملالِ رسیدن در نوسان است.
راه رهایی، از نظر شوپنهاور، نه در برآوردن بی‌پایان خواسته‌ها، بلکه در کاستن از سلطهٔ اراده بر زندگی است؛ چیزی که او در هنر، شفقت و در نهایت زهد و انکار خواستِ فردی دنبال می‌کند.
«جهان اراده است و تصور.»
این کتاب را می‌توان یکی از سرچشمه‌های مهم برای فهم نگاه بدبینانهٔ شوپنهاور به عشق، میل، رنج، هنر و معنای زندگی دانست؛ اندیشه‌ای که بعدها بر نیچه، فروید، واگنر و بسیاری از نویسندگان و متفکران اثر گذاشت.


#معرفی_کتاب
@thelibraryofknowledge
👍1
دربارهٔ آنچه نمی‌توان سخن گفت، باید سکوت کرد.

جهان همچون اراده و تصور

#تیکه_کتاب
@thelibraryofknowledge
👍2
هر تصویر ذهنی باید تصویری در ذهن کسی باشد. جهان «تصور» است و هر تصوری مستلزم وجود فاعلی است که آن را در ذهن دارد.

جهان همچون اراده و تصور

#تیکه_کتاب
@thelibraryofknowledge
👍1
⚔️ جنگ عقاید: «ما عاشق آدم‌ها می‌شویم یا تصویرمان از آن‌ها؟»

#جنگ_عقاید
@thelibraryofknowledge
👍1
📖 هنر عشق ورزیدن | اریک فروم

فروم در هنر عشق ورزیدن با تصور رایج ما از عشق مخالفت می‌کند: اینکه مسئله اصلی پیدا کردن «آدم مناسب» است. از نگاه او، عشق بیش از آنکه احساسی باشد که ناگهان بر سرمان فرود می‌آید، هنری است که باید آموخته شود.

عشق واقعی برای فروم با شناخت، توجه، مسئولیت و احترام به استقلال دیگری همراه است. بنابراین اگر عاشق تصویری خیالی از یک انسان باشیم، هنوز با خودِ او وارد رابطه نشده‌ایم.


«شاید سؤال اصلی این نباشد که «چه کسی را دوست دارم؟»
بلکه این باشد که «آیا بلدم دوست بدارم؟»


@thelibraryofknowledge
👍1
📖 سخن عاشق | رولان بارت

در سخن عاشق، رولان بارت به جای تعریف کردن عشق، وارد ذهن عاشق می‌شود؛ جایی که یک لبخند، یک سکوت، یک پیام یا حتی غیبت معشوق می‌تواند به نشانه‌ای پرمعنا تبدیل شود.
برای بارت، عاشق فقط با «معشوق واقعی» سروکار ندارد؛ او دائماً در حال ساختن تصویری ذهنی از معشوق و تفسیر رفتارهای اوست. گاهی چیزی که عشق می‌نامیم، بیشتر گفت‌وگویی است که با تصویر خودمان از دیگری داریم.

و این سؤال باقی می‌ماند:


ما عاشق کسی هستیم که روبه‌رویمان ایستاده، یا کسی که در ذهنمان ساخته‌ایم؟

@thelibraryofknowledge
👍1
برف می بارد

برف می بارد به روی خار و خاراسنگ
کوهها خاموش
دره ها دلتنگ
راه ها چشم انتظار کاروانی با صدای زنگ
بر نمی شد گر ز بام کلبه ها دودی
یا که سوسوی چراغی گر پیامی مان نمی آورد
رد پا ها گر نمی افتاد روی جاده های لغزان
ما چه می کردیم در کولاک دل آشفته دمسرد ؟
آنک آنک کلبه ای روشن
روی تپه روبروی من
در گشودندم
مهربانی ها نمودندم
زود دانستم که دور از داستان خشم برف و سوز
در کنار شعله آتش
قصه می گوید برای بچه های خود عمو نوروز
گفته بودم زندگی زیباست
گفته و ناگفته ای بس نکته ها کاینجاست
آسمان باز
آفتاب زر
باغ های گل
........
........
........

آرش کمانگیر-سیاوش کسرایی

#شعر
@thelibraryofknowledge
👍1
arash-siavashkasrayi.mp3
8.6 MB
منظومه آرش کمانگیر
سیاوش کسرایی

#شعر
@thelibraryofknowledge
👍1
🎬 داش‌آکل

📚 اثر اصلی: «داش‌آکل» — صادق هدایت
🎥 کارگردان: مسعود کیمیایی
📅 سال ساخت: ۱۳۵۰


«داش‌آکل» به کارگردانی مسعود کیمیایی اقتباسی از داستان کوتاه مشهور صادق هدایت است؛ روایتی از مردی لوطی‌مسلک و جوانمرد که میان عشق، مرام و تعهد گرفتار می‌شود.

کیمیایی در این فیلم، فضای داستان هدایت را به سینما می‌آورد؛ دنیایی که در آن عشق ناگفته، غیرت، جوانمردی و سرنوشت در برابر یکدیگر قرار می‌گیرند.

«داش‌آکل» یکی از اقتباس‌های شناخته‌شده از ادبیات معاصر ایران است و نمونه‌ای جالب از تبدیل یک داستان کوتاه به یک روایت سینمایی است.

#اقتباس

@thelibraryofknowledge
👍1
پادکست «رختکن بازنده ها»

بازنده‌ها باهمن! برنده‌ها تنهان

سری بعدی از سری پادکست های معرفی شده،پادکست «رختکن بازنده ها» هستش؛
برای شنیدن این مجموعه پادکست میتونید عنوان «رختکن بازنده ها» رو در کست باکس سرچ کنید و قسمت های مختلف اون رو بشنوید

کاری از: بهزاد عمرانی
تهیه کننده: سیاوش صفاریان‌پور

#پادکست

@thelibraryofknowledge
👍1
شر همیشه در دنیا حاکم است و حماقت غالب. سرنوشت بی‌رحم است و انسان‌ها قابل ترحم. در چنین دنیایی، کسی که ثروت درونی دارد، همچون خانه‌ای گرم، روشن و شاد در کریسمس است.

در باب حکمت زندگی-آرتور شوپنهاور

#تیکه_کتاب
@thelibraryofknowledge
👍1
🎬 Life Is Beautiful | 1997
🎭 کارگردان: روبرتو بنینی
🏆 برنده‌ی ۳ جایزه اسکار، از جمله بهترین فیلم خارجی‌زبان، بهترین بازیگر مرد و بهترین موسیقی متن


Life Is Beautiful (زندگی زیباست) ساخته‌ی روبرتو بنینی، فیلمی ایتالیایی محصول ۱۹۹۷ است که با ترکیب کمدی، عشق و تراژدی، داستان خانواده‌ای یهودی را در دوران جنگ جهانی دوم روایت می‌کند.
داستان درباره‌ی گوئیدو است؛ مردی شوخ‌طبع که پس از گرفتار شدن در اردوگاه نازی‌ها، برای محافظت از پسر کوچکش، واقعیت هولناک اطرافشان را به شکل یک «بازی» برای او بازسازی می‌کند.
فیلم بیش از آنکه درباره‌ی جنگ باشد، درباره‌ی قدرت تخیل، عشق پدرانه و تلاش انسان برای حفظ معصومیت در جهانی بی‌رحم است. عنوان فیلم نیز به همین تناقض اشاره دارد: اینکه حتی در دل تاریک‌ترین شرایط، انسان می‌تواند با عشق و معنا، زیبایی را برای دیگری حفظ کند.

#معرفی_فیلم

@thelibraryofknowledge
👍1
پادکست «ماجرای مشروطه»

مرور مفصل تاریخ جنبش مشروطه ایران

سری بعد از سری پادکست های معرفی شده،سری پادکست های «ماجرای مشروطه» هستش؛برای شنیدن این مجموعه پادکست میتونید عنوان «ماجرای مشروطه» رو در کست باکس سرچ کنید و قسمت های مختلف اون رو بشنوید.

#پادکست
@thelibraryofknowledge
👍1
بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن کوچه گذشتم،
همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،
شدم آن عاشق دیوانه که بودم.
در نهانخانه جانم، گل یاد تو، درخشید
باغ صد خاطره خندید،
عطر صد خاطره پیچید:
یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.
تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.
من همه، محو تماشای نگاهت.
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ی ماه فرو ریخته در آب
شاخه‌ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید، تو به من گفتی:
از این عشق حذر کن!
لحظه‌ای چند بر این آب نظر کن،
آب، آیین عشق گذران است،
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است،
باش فردا، که دلت با دگران است!
تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن!
با تو گفتم:‌ حذر از عشق!؟ ندانم!
سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم،
نتوانم!
روز اول، که دل من به تمنای تو پر زد،
چون کبوتر، لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم،
باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم، نتوانم!
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب، ناله ی تلخی زد و بگریخت
اشک در چشم تو لرزید،
ماه بر عشق تو خندید!
یادم آید که : دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم.
نگسستم، نرمیدم.
رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌های دگر هم،
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم،
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم
بی تو، اما، به چه حالی من از آن کوچه گذشتم!

فریدون مشیری

#شعر
@thelibraryofknowledge
👍2