قفسه آگاهی 📚
61 subscribers
77 photos
5 files
29 links
جایی برای اینکه با هم بخوانیم و آگاه شویم ...

پشتیانی:
@JavadBeygi80
Download Telegram
۸-پادکست «خداحافظ آفریقا» 🎙️

سری هشتم از پادکست‌های معرفی متعلق به سری پادکست‌های «خداحافظ آفریقا» هستش:

انسان در طول هزاره‌ها سفری پرفراز و نشیب طی کرده است. ساپینس کنجکاو و قاتل تا امروز داستان‌های شگفت‌انگیزی پشت سر گذاشته است و اسماعیل میرفخرایی، ژورنالیست و برنامه‌ساز پرتجربه رادیو و تلویزیون، در گفت‌وگو با دکتر حامد وحدتی، نسب‌انسان‌شناس، این ادیسه را مرور می‌کنند. 🧬


کافیه تو کست‌باکس عنوان «خداحافظ آفریقا» رو سرچ کنید و اون رو سابسکرایب کنید تا بتونید از اون بهره‌مند بشید...

#پادکست
@thelibraryofknowledge
👍1
«به حال خودت تاسف نخور،فقط عوضی ها این کار را میکنند»

جنگل نروژی-هاروکی موراکامی

#تیکه_کتاب
@thelibraryofknowledge
👍1
🎬 The Apartment | آپارتمان (۱۹۶۰)

«آپارتمان» ساختهٔ بیلی وایلدر، یکی از ماندگارترین کمدی‌ـ‌درام‌های تاریخ سینماست؛ فیلمی که پشت ظاهر شوخ و ساده‌اش، تنهایی، جاه‌طلبی، عشق و بی‌رحمی دنیای کاری را روایت می‌کند.

داستان دربارهٔ کارمند جوانی به نام سی.سی. باکستر است که آپارتمانش را در اختیار مدیران شرکت قرار می‌دهد تا روابط پنهانی خود را در آنجا داشته باشند؛ در مقابل، امیدوار است از نردبان شغلی بالا برود. اما وقتی پای عشق به میان می‌آید، این معاملهٔ ظاهراً ساده به مسئله‌ای اخلاقی و عاطفی تبدیل می‌شود.

🎭 بازی جک لمون و شرلی مک‌لین، طنز تلخ وایلدر و پایان‌بندی به‌یادماندنی فیلم، «آپارتمان» را به اثری فراتر از یک کمدی عاشقانه تبدیل کرده‌اند.

🏆 فیلم در اسکار ۱۹۶۱ پنج جایزه، از جمله بهترین فیلم، کارگردانی و فیلمنامه را به دست آورد.

«آپارتمان» فیلمی دربارهٔ آدم‌هایی است که در میان جمعیت گم شده‌اند و شاید تنها چیزی که واقعاً به آن نیاز دارند، پیدا کردن کسی باشد که بتوانند خودِ واقعی‌شان را پیش او نشان دهند.

#معرفی_فیلم
@thelibraryofknowledge
👍1
به جُستجوی تو
بر درگاهِ کوه می‌گریم،
در آستانه‌ی دریا و علف.

به جُستجوی تو
در معبرِ بادها می‌گریم
در چارراهِ فصول،
در چارچوبِ شکسته‌ی پنجره‌یی
که آسمانِ ابرآلوده را
قابی کهنه می‌گیرد.

به انتظارِ تصویرِ تو
این دفترِ خالی
تا چند
تا چند
ورق خواهد خورد؟

جریانِ باد را پذیرفتن
و عشق را
که خواهرِ مرگ است. ــ

و جاودانگی
رازش را
با تو در میان نهاد.

پس به هیأتِ گنجی درآمدی:
بایسته و آزانگیز
گنجی از آن‌دست
که تملکِ خاک را و دیاران را
از اینسان
دلپذیر کرده است!

نامت سپیده‌دمی‌ست که بر پیشانی‌ِ آسمان می‌گذرد
ــ متبرک باد نامِ تو! ــ

و ما همچنان
دوره می‌کنیم
شب را و روز را
هنوز را…

احمد شاملو

#شعر
@thelibraryofknowledge
❤1👍1
صادق چوبک؛ روایتگرِ آدم‌های حاشیه

صادق چوبک (۱۲۹۵–۱۳۷۷) یکی از مهم‌ترین داستان‌نویسان معاصر ایران و از پیشگامان رئالیسم در ادبیات فارسی بود. او در بوشهر متولد شد و بسیاری از تجربه‌های محیط جنوب و زندگی مردم عادی را در آثارش بازتاب داد.
چوبک به سراغ آدم‌هایی می‌رفت که معمولاً در ادبیات دیده نمی‌شدند؛ فقرا، مطرودان، کارگران، زنان فرودست و انسان‌هایی گرفتار در فقر و خشونت. جهان داستانی او اغلب تاریک و تلخ است، اما همین تلخی حاصل نگاه بی‌پرده‌ی او به واقعیت‌های اجتماعی است.
از ویژگی‌های برجسته‌ی نوشته‌های چوبک، جزئی‌نگری، زبان عامیانه، توصیف‌های واقع‌گرایانه و توجه به زشتی‌های پنهان زندگی است. او تلاش نمی‌کرد شخصیت‌هایش را زیباتر از آنچه هستند نشان دهد؛ حتی گاهی حیوانات نیز در آثارش نقشی جدی پیدا می‌کنند تا تصویری از خشونت و بی‌رحمی انسان ارائه دهند.
از مهم‌ترین آثار او می‌توان به «خیمه‌شب‌بازی»، «انتری که لوطی‌اش مرده بود»، «تنگسیر» و «سنگ صبور» اشاره کرد. «تنگسیر» و «سنگ صبور» از شناخته‌شده‌ترین آثار او هستند.


#معرفی_نویسنده
@thelibraryofknowledge
👍1
📚 خیمه‌شب‌بازی | صادق چوبک

«خیمه‌شب‌بازی» نخستین مجموعه‌داستان صادق چوبک است که در سال ۱۳۲۴ منتشر شد. چوبک در این مجموعه سراغ آدم‌های فرودست، تنهایی، فقر، جهل و بی‌رحمی زندگی روزمره می‌رود و تصویری بی‌پرده از جامعه ارائه می‌دهد.

عنوان کتاب خود استعاره‌ای از جهان داستان‌های چوبک است؛ آدم‌هایی که مانند عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی، گویی در اختیار نیروهایی فراتر از اراده‌ی خود حرکت می‌کنند.
نکته‌ی جالب این است که داستانی به نام خیمه‌شب‌بازی در مجموعه وجود ندارد. عنوان در واقع کل مجموعه را به‌صورت استعاری توضیح می‌دهد:
آدم‌های چوبک شبیه عروسک‌هایی هستند که نخ‌هایشان در دست خودشان نیست؛ فقر، جهل، غریزه، سنت، خرافه، شرایط اجتماعی و گاهی قدرت، آنها را حرکت می‌دهند.

خیمه‌شب‌بازی، آغاز جهان تلخ و واقع‌گرایانه‌ی چوبک است؛ جهانی که در آن مرز میان انسان، غریزه و سرنوشت چندان روشن نیست.


#معرفی_کتاب
@thelibraryofknowledge
👍1
گرچه صاحب پیراهن زرشکی مرده بود اما لباس های او هنوز زنده بودند و می بایست مدت ها پس از خود او، روشنایی آفتاب و سیاهی شب روی آن ها بلغزد و لباس های او باز هم تحریک شهوت کنند و نگاه مردان از درز تار و پودش بگذرد. لباس های تن او پس از صاحب خود، برای این زنده بودند که قابلیت آن ها برای زندگی به مراتب بیشتر از مشتی گوشت و خون گندیده ی صاحبش بود.

خیمه شب بازی-صادق چوبک

#تیکه_کتاب
@thelibraryofknowledge
❤1👍1
چطوره که وختیکه مرغو می کشن و دل و روده هاشو دور می ریزن، مرغای زنده سر اون روده های گرم با هم دعواشون می شه تا آخر سر یک کدومشون اونو تک می زنه و می بره یه جای راحتی می خوره. اما این آدما از مرده خودشون می ترسن؟

خیمه شب بازی-صادق چوبک

#تیکه_کتاب
@thelibraryofknowledge
👍1💅1
🎬 The Truman Show | 1998

کارگردان: Peter Weir
بازیگران: Jim Carrey، Laura Linney، Ed Harris

«ترومن» مردی معمولی است که تمام زندگی‌اش، از تولد تا بزرگسالی، بدون اینکه بداند در یک برنامه تلویزیونی عظیم ضبط شده است. شهری که در آن زندگی می‌کند یک استودیوست و آدم‌های اطرافش، از همسر و دوستش گرفته تا همسایه‌ها، بازیگرانی هستند که زندگی او را شکل می‌دهند.

اما کم‌کم اتفاقات عجیبی باعث می‌شوند ترومن به دنیایی که همیشه واقعی تصور می‌کرد شک کند.

این فیلم فقط درباره یک برنامه تلویزیونی نیست؛ درباره‌ی واقعیت، آزادی، انتخاب و مرز میان زندگی واقعی و چیزی است که دیگران برایمان ساخته‌اند.

فیلم یک سؤال ساده اما عمیق مطرح می‌کند:

اگر حقیقت زندگی‌ات را از تو پنهان کرده باشند، برای کشفش تا کجا حاضر به رفتن هستی؟

#معرفی_فیلم
@thelibraryofknowledge
👍1
چون زلف توام جانا در عین پریشانی
چون باد سحرگاهم در بی‌سروسامانی

من خاکم و من گردم من اشکم و من دردم
تو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانی

خواهم که ترا در بر بنشانم و بنشینم
تا آتش جانم را بنشینی و بنشانی

ای شاهد افلاکی در مستی و در پاکی
من چشم ترا مانم، تو اشک مرا مانی

در سینه‌ی سوزانم مستوری و مهجوری
در دیده‌ی بیدارم پیدایی و پنهانی

من زمزمه‌ی عودم تو زمزمه‌پردازی
من سلسله‌ی موجم تو سلسله‌جنبانی

از آتش سودایت دارم من و دارد دل
داغی که نمی‌بینی، دردی که نمی‌دانی

دل با من و جان بی ‌تو نسپاری و بسپارم
کام از تو و تاب از من نستانم و بستانی

ای چشم رهی سویت کو چشم رهی‌جویت؟
روی از من سر گردان شاید که نگردانی

رهی معیری

#شعر
@thelibraryofknowledge
❤1👍1
آرتور شوپنهاور | فیلسوفِ اراده و رنج

آرتور شوپنهاور (۱۷۸۸–۱۸۶۰)، فیلسوف آلمانی و یکی از مهم‌ترین چهره‌های فلسفهٔ بدبینانه در قرن نوزدهم بود. او در دانتسیگ به دنیا آمد و بخش عمده‌ای از زندگی خود را در آلمان گذراند.

مهم‌ترین اثر او «جهان همچون اراده و تصور» است؛ کتابی که در آن جهان را نه صرفاً مجموعه‌ای از اشیا، بلکه جلوه‌ای از یک نیروی بنیادی و کور به نام «اراده» می‌داند. از نظر او، انسان دائماً چیزی را می‌خواهد و همین میل پایان‌ناپذیر، سرچشمهٔ بخش بزرگی از رنج انسان است.

شوپنهاور معتقد بود رهایی کامل از این چرخه دشوار است، اما هنر، موسیقی، شفقت و کاستن از خواسته‌های شخصی می‌توانند انسان را برای مدتی از سلطهٔ اراده دور کنند.

اندیشه‌های او بعدها بر فیلسوفان و نویسندگانی مانند نیچه، فروید، واگنر و توماس مان تأثیر گذاشت.

شوپنهاور در سال ۱۸۶۰ در فرانکفورت درگذشت؛ اما پرسش او همچنان باقی است:

اگر بیشتر رنج‌های ما از خواستن ناشی می‌شوند، آیا راه رهایی، کمتر خواستن است؟

#معرفی_نویسنده
@thelibraryofknowledge
👍1
📚 جهان همچون اراده و تصور | آرتور شوپنهاور


جهان همچون اراده و تصور مهم‌ترین اثر فلسفی آرتور شوپنهاور و یکی از آثار تأثیرگذار فلسفهٔ بدبینانه در قرن نوزدهم است.
شوپنهاور در این کتاب از دو چهرهٔ جهان سخن می‌گوید: «تصور» و «اراده».
جهانی که ما می‌شناسیم، آن‌گونه که برای ذهن ما پدیدار می‌شود، «تصور» است؛ اما در پسِ این جهان، نیرویی کور و بی‌قرار قرار دارد که شوپنهاور آن را اراده می‌نامد.
از نگاه او، انسان دائماً چیزی را می‌خواهد؛ و درست زمانی که به خواسته‌ای می‌رسد، خواسته‌ای تازه پدیدار می‌شود. بنابراین زندگی میان رنجِ نرسیدن و ملالِ رسیدن در نوسان است.
راه رهایی، از نظر شوپنهاور، نه در برآوردن بی‌پایان خواسته‌ها، بلکه در کاستن از سلطهٔ اراده بر زندگی است؛ چیزی که او در هنر، شفقت و در نهایت زهد و انکار خواستِ فردی دنبال می‌کند.
«جهان اراده است و تصور.»
این کتاب را می‌توان یکی از سرچشمه‌های مهم برای فهم نگاه بدبینانهٔ شوپنهاور به عشق، میل، رنج، هنر و معنای زندگی دانست؛ اندیشه‌ای که بعدها بر نیچه، فروید، واگنر و بسیاری از نویسندگان و متفکران اثر گذاشت.


#معرفی_کتاب
@thelibraryofknowledge
👍1
دربارهٔ آنچه نمی‌توان سخن گفت، باید سکوت کرد.

جهان همچون اراده و تصور

#تیکه_کتاب
@thelibraryofknowledge
👍2
هر تصویر ذهنی باید تصویری در ذهن کسی باشد. جهان «تصور» است و هر تصوری مستلزم وجود فاعلی است که آن را در ذهن دارد.

جهان همچون اراده و تصور

#تیکه_کتاب
@thelibraryofknowledge
👍1
⚔️ جنگ عقاید: «ما عاشق آدم‌ها می‌شویم یا تصویرمان از آن‌ها؟»

#جنگ_عقاید
@thelibraryofknowledge
👍1
📖 هنر عشق ورزیدن | اریک فروم

فروم در هنر عشق ورزیدن با تصور رایج ما از عشق مخالفت می‌کند: اینکه مسئله اصلی پیدا کردن «آدم مناسب» است. از نگاه او، عشق بیش از آنکه احساسی باشد که ناگهان بر سرمان فرود می‌آید، هنری است که باید آموخته شود.

عشق واقعی برای فروم با شناخت، توجه، مسئولیت و احترام به استقلال دیگری همراه است. بنابراین اگر عاشق تصویری خیالی از یک انسان باشیم، هنوز با خودِ او وارد رابطه نشده‌ایم.


«شاید سؤال اصلی این نباشد که «چه کسی را دوست دارم؟»
بلکه این باشد که «آیا بلدم دوست بدارم؟»


@thelibraryofknowledge
👍1
📖 سخن عاشق | رولان بارت

در سخن عاشق، رولان بارت به جای تعریف کردن عشق، وارد ذهن عاشق می‌شود؛ جایی که یک لبخند، یک سکوت، یک پیام یا حتی غیبت معشوق می‌تواند به نشانه‌ای پرمعنا تبدیل شود.
برای بارت، عاشق فقط با «معشوق واقعی» سروکار ندارد؛ او دائماً در حال ساختن تصویری ذهنی از معشوق و تفسیر رفتارهای اوست. گاهی چیزی که عشق می‌نامیم، بیشتر گفت‌وگویی است که با تصویر خودمان از دیگری داریم.

و این سؤال باقی می‌ماند:


ما عاشق کسی هستیم که روبه‌رویمان ایستاده، یا کسی که در ذهنمان ساخته‌ایم؟

@thelibraryofknowledge
👍1
برف می بارد

برف می بارد به روی خار و خاراسنگ
کوهها خاموش
دره ها دلتنگ
راه ها چشم انتظار کاروانی با صدای زنگ
بر نمی شد گر ز بام کلبه ها دودی
یا که سوسوی چراغی گر پیامی مان نمی آورد
رد پا ها گر نمی افتاد روی جاده های لغزان
ما چه می کردیم در کولاک دل آشفته دمسرد ؟
آنک آنک کلبه ای روشن
روی تپه روبروی من
در گشودندم
مهربانی ها نمودندم
زود دانستم که دور از داستان خشم برف و سوز
در کنار شعله آتش
قصه می گوید برای بچه های خود عمو نوروز
گفته بودم زندگی زیباست
گفته و ناگفته ای بس نکته ها کاینجاست
آسمان باز
آفتاب زر
باغ های گل
........
........
........

آرش کمانگیر-سیاوش کسرایی

#شعر
@thelibraryofknowledge
👍1