قفسه آگاهی 📚
61 subscribers
77 photos
5 files
29 links
جایی برای اینکه با هم بخوانیم و آگاه شویم ...

پشتیانی:
@JavadBeygi80
Download Telegram
۷- پادکست «فردوسی خوانی» 🎙️

سری هفتم از پادکست‌ها معرفی شده؛ این سری متعلق به پادکست‌های «فردوسی خوانی» هست:

پادکستی برای دوستداران مبتدی شاهنامه که در اون امیر خادم با صدای گیرا و بیان شیوای خودش اشعار شاهنامه رو میخونه و به همراه اون تفسیر و توضیح ابیات رو هم برای فهم بیشتر انجام میده

این پادکست میتونه گام اول برای خوندن این اثر سنگین و غنی پارسی زبان باشه

کافیه تو کست باکس عنوان «فردوسی خوانی» رو سرچ کنید و اون رو سابسکرایب کنید تا بتونید از اون بهره‌مند بشید...

#پادکست
@thelibraryofknowledge
❤1👍1
انسان بدبخت است،چون نمی‌داند که خوشبخت است؛تنها به همین دلیل و بس.کسی که به این نکته پی ببرد مسلما خوشبخت خواهد شد!

شیاطین(جن زدگان)-داستایوفسکی

#تیکه_کتاب
@thelibraryofknowledge
👍1
🎬 باشو، غریبه‌ی کوچک | بهرام بیضایی

«باشو، غریبه‌ی کوچک» ساخته‌ی بهرام بیضایی، روایت پسربچه‌ای جنوبی است که در جریان جنگ، خانواده‌اش را از دست می‌دهد و سر از روستایی در شمال ایران درمی‌آورد؛ جایی که با زنی روستایی به نام «نایی» آشنا می‌شود.

باشو و نایی حتی زبان یکدیگر را نمی‌فهمند؛ اما کم‌کم میانشان پیوندی عمیق شکل می‌گیرد.

فیلم فراتر از یک داستان جنگی است؛ درباره‌ی هویت، بیگانگی، تفاوت‌های قومی و زبانی و قدرت عشق و همدلی برای عبور از این تفاوت‌هاست.

«باشو» یکی از ماندگارترین آثار سینمای ایران و نمونه‌ای درخشان از نگاه انسانی و ضدجنگ بهرام بیضایی است.

🌱 گاهی برای فهمیدن یک انسان، نیازی به فهمیدن زبانش نیست.

#معرفی_فیلم
@thelibraryofknowledge
👍1
دیگر به روزگار نمی بینم، آن عشق ها که تاب و توان سوزد
در سینه ها ز عشق نمی جوشد، آن شعله ها که خرمن جان سوزد،

آن رنج ها که درد بر انگیزد، وان دردها که روح گدازد نیست
آن شوق و اضطراب که شاعر را، چنگی به تار جان بنوازد نیست

در سینه، دل، چو برگ خزان دیده، بی عشق مانده سر به گریبان است
از بوسه ی نسیم نمی لرزد؛ این برگ خشک، تشنه طوفان است!


طوفان عشق نیست که دل ها را، در تنگنای سینه بلرزاند؛
تا بر شراره های روان سوزش، شاعر سرشک شوق بیافشاند.


عشقی نه تا به سر فکند شوری رنجی نه تا به دل شکند خاری
داغی نه تا به دفتر دانایی؛ آتش زنم ز گرمی گفتاری!

من شمع دلفروز سخن بودم؛ اکنون زبان بریده و خاموشم
ترسم که شعر نیز کند آخر، مانند روزگار، فراموشم...

فریدون مشیری

#شعر
@thelibraryofknowledge
👍1
📚 هاروکی موراکامی؛ میان واقعیت و رؤیا

هاروکی موراکامی، نویسنده‌ی ژاپنی، از آن دسته نویسندگانی است که جهان داستان‌هایش را نمی‌توان به‌سادگی در مرز میان واقعیت و خیال قرار داد. در آثار او، یک زندگی روزمره و کاملاً معمولی می‌تواند ناگهان به سفری عجیب در اعماق ذهن، خاطرات و رؤیا تبدیل شود.

موراکامی بیش از هر چیز درباره‌ی تنهایی، عشق، فقدان، خاطره و جست‌وجوی هویت می‌نویسد. شخصیت‌هایش اغلب آدم‌هایی هستند که چیزی را گم کرده‌اند؛ گاهی یک انسان، گاهی بخشی از گذشته و گاهی خودِ واقعی‌شان را.

موسیقی، گربه‌ها، باران، کافه‌های خلوت و شب‌های طولانی، بارها در داستان‌های او تکرار می‌شوند و فضایی می‌سازند که هم آشناست و هم مرموز؛ انگار جهان واقعی فقط یک قدم با رؤیا فاصله دارد.

از مشهورترین آثار موراکامی می‌توان به جنگل نروژی، کافکا در کرانه، ۱Q84، تعقیب گوسفند وحشی و سرگذشت پرنده کوکی اشاره کرد.

شاید جذابیت موراکامی در همین باشد که وقتی کتاب را می‌بندیم، داستان تمام شده است؛
اما حال‌وهوایش هنوز در ذهنمان ادامه دارد.

#معرفی_نویسنده
@thelibraryofknowledge
👍1
📚 کافکا در کرانه | هاروکی موراکامی

«کافکا در کرانه» داستان پسری پانزده‌ساله است که از خانه فرار می‌کند تا از پیشگویی شومی که پدرش درباره آینده‌اش کرده بگریزد؛ اما خیلی زود درمی‌یابد که بعضی چیزها را نمی‌توان با فاصله گرفتن از آن‌ها پشت سر گذاشت.

در سوی دیگر داستان، ناکاتا را داریم؛ پیرمردی ساده و دوست‌داشتنی که پس از حادثه‌ای عجیب در کودکی، بخشی از توانایی‌های ذهنی‌اش را از دست داده اما در عوض، می‌تواند با گربه‌ها صحبت کند.

دو مسیر داستانی آرام‌آرام به هم نزدیک می‌شوند؛ در جهانی که مرز میان خواب و بیداری، واقعیت و خیال، زندگی و مرگ چندان روشن نیست.

موراکامی در این رمان درباره‌ی هویت، تنهایی، سرنوشت، حافظه، عشق و جست‌وجوی خویشتن حرف می‌زند؛ اما نه با پاسخ‌های قطعی، بلکه با پرسش‌هایی که مدت‌ها بعد از بستن کتاب در ذهن باقی می‌مانند.

«گاهی سرنوشت شبیه طوفان شن است؛
وقتی می‌خواهی از آن فرار کنی، می‌بینی که طوفان هم جهتش را عوض می‌کند.»

شاید «کافکا در کرانه» را نتوان کاملاً فهمید؛
شاید اصلاً قرار نیست فهمیده شود.
بعضی کتاب‌ها را باید بیشتر زندگی کرد تا فهمید.


#معرفی_کتاب
@thelibraryofknowledge
👍1
«و هنگامی که طوفان به پایان برسد، به یاد نخواهی آورد که چگونه از آن گذشتی، یا چگونه توانستی زنده بمانی... اما یک چیز قطعی است: وقتی از طوفان بیرون بیایی، همان شخصی نخواهی بود که وارد آن شده بودی.»

کافکا در کرانه-هاروکی موراکامی

#تیکه_کتاب
@thelibraryofknowledge
👍1
«در زندگی هرکس یک جا هست که از آن بازگشتی در کار نیست. و در موارد نادری نقطه‌ای است که نمی‌شود از آن پیشتر رفت.»

کافکا در کرانه-هاروکی موراکامی

#تیکه_کتاب
@thelibraryofknowledge
👍1
⚔جنگ عقاید؛آیا برای رعایت اخلاق باور به وجود خدا الزامی است؟

#جنگ_عقاید
@thelibraryofknowledge
👍1
📕 «پندار خدا» — ریچارد داوکینز
(The God Delusion — Richard Dawkins)


داوکینز در این کتاب از موضع خداناباورانه به نقد باور دینی می‌پردازد. یکی از بحث‌های مهمش این است که برای توضیح اخلاق، الزاماً نیازی به خدا نداریم.
از نگاه او، انسان‌ها می‌توانند بدون اعتقاد به خدا دارای حس اخلاقی باشند؛ زیرا بخشی از رفتارهای اخلاقی را می‌توان با تکامل، همکاری اجتماعی، همدلی و انتخاب طبیعی توضیح داد.

نکته مهم داوکینز این است که:
اخلاقی بودن لزوماً به معنای خداباور بودن نیست.


او همچنین به این پرسش می‌پردازد که اگر اخلاق را صرفاً به «فرمان خدا» وابسته کنیم، با مشکلات فلسفی مواجه می‌شویم.


@thelibraryofknowledge
👍1
📘«پاسخی معقول»-ویلیام لین کریگ

ویلیام لین کریگ (William Lane Craig) فیلسوف و الهی‌دان مسیحی است که از وجود خدا و مبانی عینی اخلاق دفاع می‌کند.
استدلال اصلی او در بحث اخلاق تقریباً این است:

اگر خدا وجود داشته باشد،ارزش‌ها و وظایف اخلاقی می‌توانند عینی و جهان‌شمول باشند.

اما اگر خدا وجود نداشته باشد، از نظر کریگ توضیح اینکه چرا چیزی واقعاً خوب یا بد است دشوار می‌شود.
مثلاً اگر بگوییم شکنجه یک کودک بی‌گناه «بد» است، منظورمان معمولاً این نیست که:
«من از شکنجه خوشم نمی‌آید.»
بلکه ادعا می‌کنیم:
«شکنجه کودک، فارغ از نظر و سلیقه انسان‌ها، واقعاً کار بدی است.»
کریگ می‌پرسد: این «باید» اخلاقی از کجا می‌آید؟


@thelibraryofknowledge
👍1
بی روی دوست، دوش شب ما سحر نداشت
سوز و گداز شمع و من و دل اثر نداشت

مهر بلند، چهره ز خاور نمینمود
ماه از حصار چرخ، سر باختر نداشت

آمد طبیب بر سر بیمار خویش، لیک
فرصت گذشته بود و مداوا ثمر نداشت

دانی که نوشداروی سهراب کی رسید
آنگه که او ز کالبدی بیشتر نداشت

دی، بلبلی گلی ز قفس دید و جانفشاند
بار دگر امید رهائی مگر نداشت

بال و پری نزد چو بدام اندر اوفتاد
این صید تیره روز مگر بال و پر نداشت

پروانه جز بشوق در آتش نمیگداخت
میدید شعله در سر و پروای سر نداشت

بشنو ز من، که ناخلف افتاد آن پسر
کز جهل و عجب، گوش به پند پدر نداشت

خرمن نکرده توده کسی موسم درو
در مزرعی که وقت عمل برزگر نداشت

من اشک خویش را چو گهر پرورانده‌ام
دریای دیده تا که نگوئی گهر نداشت

پروین اعتصامی

#شعر
@thelibraryofknowledge
👍1
🎬 بن هور | Ben-Hur

بن هور: داستانی از مسیح رمانی تاریخی‌ـ‌مذهبی نوشته‌ی لو والاس است که در سال ۱۸۸۰ منتشر شد. داستان، زندگی «یهودا بن هور»، شاهزاده‌ای یهودی را روایت می‌کند که پس از خیانت دوستش، مسالا، به بردگی می‌افتد و در مسیر بازگشت و انتقام، با مفهوم ایمان و بخشش روبه‌رو می‌شود.

مشهورترین اقتباس این رمان، فیلم بن هور (۱۹۵۹) به کارگردانی ویلیام وایلر و با بازی چارلتون هستون است؛ فیلمی حماسی که با صحنه‌ی فراموش‌نشدنی مسابقه‌ی ارابه‌رانی و کسب ۱۱ جایزه اسکار، به یکی از ماندگارترین آثار سینمای کلاسیک تبدیل شد.

بن هور، داستانی درباره‌ی انتقام است که در نهایت به بخشش می‌رسد
.

#اقتباس

@thelibraryofknowledge
👍1
۸-پادکست «خداحافظ آفریقا» 🎙️

سری هشتم از پادکست‌های معرفی متعلق به سری پادکست‌های «خداحافظ آفریقا» هستش:

انسان در طول هزاره‌ها سفری پرفراز و نشیب طی کرده است. ساپینس کنجکاو و قاتل تا امروز داستان‌های شگفت‌انگیزی پشت سر گذاشته است و اسماعیل میرفخرایی، ژورنالیست و برنامه‌ساز پرتجربه رادیو و تلویزیون، در گفت‌وگو با دکتر حامد وحدتی، نسب‌انسان‌شناس، این ادیسه را مرور می‌کنند. 🧬


کافیه تو کست‌باکس عنوان «خداحافظ آفریقا» رو سرچ کنید و اون رو سابسکرایب کنید تا بتونید از اون بهره‌مند بشید...

#پادکست
@thelibraryofknowledge
👍1
«به حال خودت تاسف نخور،فقط عوضی ها این کار را میکنند»

جنگل نروژی-هاروکی موراکامی

#تیکه_کتاب
@thelibraryofknowledge
👍1
🎬 The Apartment | آپارتمان (۱۹۶۰)

«آپارتمان» ساختهٔ بیلی وایلدر، یکی از ماندگارترین کمدی‌ـ‌درام‌های تاریخ سینماست؛ فیلمی که پشت ظاهر شوخ و ساده‌اش، تنهایی، جاه‌طلبی، عشق و بی‌رحمی دنیای کاری را روایت می‌کند.

داستان دربارهٔ کارمند جوانی به نام سی.سی. باکستر است که آپارتمانش را در اختیار مدیران شرکت قرار می‌دهد تا روابط پنهانی خود را در آنجا داشته باشند؛ در مقابل، امیدوار است از نردبان شغلی بالا برود. اما وقتی پای عشق به میان می‌آید، این معاملهٔ ظاهراً ساده به مسئله‌ای اخلاقی و عاطفی تبدیل می‌شود.

🎭 بازی جک لمون و شرلی مک‌لین، طنز تلخ وایلدر و پایان‌بندی به‌یادماندنی فیلم، «آپارتمان» را به اثری فراتر از یک کمدی عاشقانه تبدیل کرده‌اند.

🏆 فیلم در اسکار ۱۹۶۱ پنج جایزه، از جمله بهترین فیلم، کارگردانی و فیلمنامه را به دست آورد.

«آپارتمان» فیلمی دربارهٔ آدم‌هایی است که در میان جمعیت گم شده‌اند و شاید تنها چیزی که واقعاً به آن نیاز دارند، پیدا کردن کسی باشد که بتوانند خودِ واقعی‌شان را پیش او نشان دهند.

#معرفی_فیلم
@thelibraryofknowledge
👍1
به جُستجوی تو
بر درگاهِ کوه می‌گریم،
در آستانه‌ی دریا و علف.

به جُستجوی تو
در معبرِ بادها می‌گریم
در چارراهِ فصول،
در چارچوبِ شکسته‌ی پنجره‌یی
که آسمانِ ابرآلوده را
قابی کهنه می‌گیرد.

به انتظارِ تصویرِ تو
این دفترِ خالی
تا چند
تا چند
ورق خواهد خورد؟

جریانِ باد را پذیرفتن
و عشق را
که خواهرِ مرگ است. ــ

و جاودانگی
رازش را
با تو در میان نهاد.

پس به هیأتِ گنجی درآمدی:
بایسته و آزانگیز
گنجی از آن‌دست
که تملکِ خاک را و دیاران را
از اینسان
دلپذیر کرده است!

نامت سپیده‌دمی‌ست که بر پیشانی‌ِ آسمان می‌گذرد
ــ متبرک باد نامِ تو! ــ

و ما همچنان
دوره می‌کنیم
شب را و روز را
هنوز را…

احمد شاملو

#شعر
@thelibraryofknowledge
❤1👍1
صادق چوبک؛ روایتگرِ آدم‌های حاشیه

صادق چوبک (۱۲۹۵–۱۳۷۷) یکی از مهم‌ترین داستان‌نویسان معاصر ایران و از پیشگامان رئالیسم در ادبیات فارسی بود. او در بوشهر متولد شد و بسیاری از تجربه‌های محیط جنوب و زندگی مردم عادی را در آثارش بازتاب داد.
چوبک به سراغ آدم‌هایی می‌رفت که معمولاً در ادبیات دیده نمی‌شدند؛ فقرا، مطرودان، کارگران، زنان فرودست و انسان‌هایی گرفتار در فقر و خشونت. جهان داستانی او اغلب تاریک و تلخ است، اما همین تلخی حاصل نگاه بی‌پرده‌ی او به واقعیت‌های اجتماعی است.
از ویژگی‌های برجسته‌ی نوشته‌های چوبک، جزئی‌نگری، زبان عامیانه، توصیف‌های واقع‌گرایانه و توجه به زشتی‌های پنهان زندگی است. او تلاش نمی‌کرد شخصیت‌هایش را زیباتر از آنچه هستند نشان دهد؛ حتی گاهی حیوانات نیز در آثارش نقشی جدی پیدا می‌کنند تا تصویری از خشونت و بی‌رحمی انسان ارائه دهند.
از مهم‌ترین آثار او می‌توان به «خیمه‌شب‌بازی»، «انتری که لوطی‌اش مرده بود»، «تنگسیر» و «سنگ صبور» اشاره کرد. «تنگسیر» و «سنگ صبور» از شناخته‌شده‌ترین آثار او هستند.


#معرفی_نویسنده
@thelibraryofknowledge
👍1