قفسه آگاهی 📚
62 subscribers
78 photos
5 files
29 links
جایی برای اینکه با هم بخوانیم و آگاه شویم ...

پشتیانی:
@JavadBeygi80
Download Telegram
📚 یکی بود، یکی نبود | محمدعلی جمال‌زاده

«یکی بود، یکی نبود» را می‌توان یکی از نقطه‌های آغاز ادبیات داستانی مدرن ایران دانست؛ مجموعه‌ای که محمدعلی جمال‌زاده در سال ۱۳۰۰ شمسی (۱۹۲۱ میلادی) در برلین منتشر کرد و بسیاری آن را نخستین مجموعه داستان کوتاه فارسی به شیوه نوین می‌دانند.

جمال‌زاده در این کتاب، ادبیات را از زبان سنگین و پرطمطراق فاصله می‌دهد و به زبان مردم کوچه و بازار نزدیک می‌کند؛ استفاده از اصطلاحات عامیانه، ضرب‌المثل‌ها، طنز و گفت‌وگوی طبیعی شخصیت‌ها از ویژگی‌های مهم نثر اوست.

کتاب شامل شش داستان کوتاه است:

• فارسی شکر است
• رجل سیاسی
• دوستی خاله خرسه
• درد دل ملا قربانعلی
• بیله دیگ، بیله چغندر
• ویلان‌الدوله


جمال‌زاده در این داستان‌ها فقط قصه نمی‌گوید؛ جامعه‌ی ایرانِ دوران خود را هم به تصویر می‌کشد. فاصله طبقاتی، جهل، تعصب، آشفتگی سیاسی و اجتماعی و بحران زبان و هویت در بسیاری از داستان‌ها با طنزی گزنده و گاه هجوآمیز بازتاب پیدا می‌کنند.

#معرفی_کتاب
@thelibraryofknowledge
👍1
«آقا مگر فارسی سر بریده است که این‌قدر با عربی و لغات من در آوردی غلیظ، آن را خفه می‌کنید؟»

یکی بود یکی نبود-محمدعلی جمال‌زاده

#تیکه_کتاب
@thelibraryofknowledge
👍1
«دوستی جاهلانه از دشمنی عاقلانه بدتر است؛ حکایت این دوست، حکایت خرس ملاست که خواست مگس را از روی صورت دوستش بپراند اما سنگ به سر او زد.»

یکی بود یکی نبود،محمدعلی جمال‌زاده

#تیکه_کتاب
@thelibraryofknowledge
👍1
⚔️ جنگ عقاید: انسان ذاتاً خوب است یا بد؟

سؤال اصلی این قسمت:

اگر انسان را از جامعه، قانون، دولت و تمدن جدا کنیم، با چه موجودی روبه‌رو می‌شویم؟ موجودی صلح‌طلب و پاک یا موجودی خودخواه و خطرناک؟

در یک طرف توماس هابز ایستاده و در طرف دیگر ژان‌ژاک روسو

#جنگ_عقاید
@thelibraryofknowledge
👍1
🔴 توماس هابز — «لویاتان» (Leviathan)

هابز تصور می‌کند اگر دولت، قانون و قدرتی وجود نداشته باشد که انسان‌ها را مهار کند، چه اتفاقی می‌افتد؟
از نظر او، انسان‌ها در چنین شرایطی برای بقا، امنیت و دستیابی به منابع با یکدیگر رقابت می‌کنند.
چرا؟
چون انسان‌ها تقریباً در توانایی آسیب‌زدن به یکدیگر آن‌قدر به هم نزدیک‌اند که هیچ‌کس نمی‌تواند برای همیشه احساس امنیت کند.
حتی اگر من از تو قوی‌تر باشم، ممکن است تو با کمک دیگران، حیله یا غافلگیری به من آسیب بزنی.

هابز در بخش نخست کتاب، درباره ماهیت انسان، انگیزه‌های انسانی و «وضع طبیعی» بحث می‌کند. او استدلال می‌کند که بدون قدرت سیاسی مشترک، رقابت، ترس و بی‌اعتمادی می‌تواند انسان‌ها را به وضعیتی ناامن و خصمانه بکشاند.

@thelibraryofknowledge
👍1
🟢 ژان‌ژاک روسو — «گفتار درباره منشأ و مبانی نابرابری در میان آدمیان»

روسو در ابتدا انسان را در یک «وضع طبیعی» فرضی بررسی می‌کند و او را موجودی نسبتاً مستقل می‌داند که دو میل بنیادی دارد: حفظ خویشتن و دلسوزی نسبت به رنج دیگران. سپس توضیح می‌دهد که چگونه با شکل‌گیری جامعه، مالکیت و مقایسه اجتماعی، شکل‌های جدیدی از نابرابری و فساد پدیدار می‌شوند.
از نظر روسو، انسان در وضعیت طبیعی موجودی نسبتاً آرام، مستقل و دلسوز است.
انسان طبیعی هنوز گرفتار بسیاری از چیزهایی نیست که انسان مدرن را فاسد می‌کنند:
حرص به ثروت
شهرت‌طلبی
رقابت اجتماعی
حسادت
میل به سلطه
مقایسه دائمی خود با دیگران
انسان طبیعی نیازهای محدودی دارد:
غذا، سرپناه، امنیت و بقا.
و مهم‌تر از همه، روسو معتقد است انسان طبیعی دارای نوعی دلسوزی یا ترحم طبیعی نسبت به رنج دیگران است.

@thelibraryofknowledge
👍1
نه، نمی‌توانم فراموشت کنم
زخم‌های من، بی‌حضور تو از تسکین سر باز می‌زنند
بال‌های من
تکه‌تکه فرو می‌ریزند
بره‌های مسیح را می‌بینم که به دنبالم می‌دوند
و نشان فلوت تو را می‌پرسند
نه، نمی‌توانم فراموشت کنم.

خیابان‌ها بی‌حضور تو راه‌های آشکار جهنم‌اند
تو پرنده‌یی معصومی
که راهش را
در باغ حیاط زندانی گم کرده است
تک‌ صورتی ازلی، بر رخسار تمام پیامبرانی
باد تشنه‌ی تابستانی
که گندم‌زاران رسیده در قدوم تو خم می‌شوند
آشیانه‌ی رودی از برف
که از قله‌های بهار فرو می‌ریزد.

نه
نمی‌توانم
نمی‌خواهم که فراموشت کنم.

تپه‌های خشکیده
از پله‌های تو بالا می‌آیند
تا به بوی نفس‌های تو درمان شوند و به کوهستان بازگردند
ماه هزار ساله دست‌نوشته‌ی آخرش را برای تو می‌فرستد
تا تصحیحش کند.

نه، نمی‌توانم فراموشت کنم
قزل‌آلایی عصیانگری که به چشمه‌ی خود باز می‌رود
خونین شده در رودها که به جانب دریا روان است…

شمس لنگرودی

#شعر
@thelibraryofknowledge
❤1👍1
🎬 سکوت بره‌ها | The Silence of the Lambs

«سکوت بره‌ها» رمانی جنایی و روان‌شناختی نوشته‌ی توماس هریس است که در سال ۱۹۸۸ منتشر شد.
داستان درباره‌ی کلاریس استارلینگ، کارآموز جوان FBI است که برای دستگیری یک قاتل زنجیره‌ای به نام «بیل بوفالو»، از هانیبال لکتر، روان‌پزشک نابغه و قاتل زندانی، کمک می‌گیرد.
این رمان در سال ۱۹۹۱ به کارگردانی جاناتان دمی به سینما رفت؛ با بازی درخشان جودی فاستر و آنتونی هاپکینز.
فیلم با استقبال گسترده‌ای روبه‌رو شد و هر ۵ جایزه اصلی اسکار را به دست آورد؛ از جمله بهترین فیلم، کارگردانی، بازیگر مرد، بازیگر زن و فیلمنامه اقتباسی.
🩸 کتاب بیشتر به ذهن و گذشته‌ی شخصیت‌ها می‌پردازد، اما فیلم با فضاسازی و بازی‌های قدرتمندش، ترس روان‌شناختی داستان را به شکلی ماندگار به تصویر می‌کشد.
یک داستان درباره‌ی شکار یک قاتل؛ اما در عمق خود، درباره‌ی ترس، گذشته و مواجهه‌ی انسان با تاریک‌ترین بخش‌های ذهن است.

#اقتباس
@thelibraryofknowledge
👍1
۶- پادکست «پریسکوپ» 🎙️

سری ششم از پادکست‌ها معرفی شده؛ این سری متعلق به پادکست‌های «پریسکوپ» هست:

در پادکست پریسکوپ، آنچه درباره روابط بین‌کشورها و مناسبات بین‌المللی است، به زبانی ساده روایت می‌شود. گاهی ممکن است موضوعات روز بررسی شوند و گاهی هم سری به تاریخ گذشته زده شود. 🌍📜

کافیه تو کست باکس عنوان «پریسکوپ» رو سرچ کنید و اون رو سابسکرایب کنید تا بتونید از اون بهره‌مند بشید... 👇

#پادکست
@thelibraryofknowledge
👍1
وقتی که نوبت به درس جغرافی می‌رسید، مادربزرگم می‌گفت: «عزیزم به تو چه که آن طرف دنیا کجاست و اسم این همه کوه‌ها و دریاها چیست. تو همان راه بهشت را یاد بگیر این‌ها همه پیشکشت!»

دارالمجانین-محمدعلی جمالزاده

#تیکه_کتاب
@thelibraryofknowledge
👍1
🎬 ۱۲ مرد خشمگین | 12 Angry Men (1957)

🔹 ژانر: درام، دادگاهی
🔹 کارگردان: سیدنی لومت
🔹 سال انتشار: ۱۹۵۷
🔹 بازیگران: هنری فوندا، لی جی. کاب، جک واردن


گاهی برای تغییر یک تصمیم، فقط کافی است یک نفر جرئت کند بگوید: «شاید اشتباه می‌کنیم.» 🗣️

«۱۲ مرد خشمگین» به کارگردانی سیدنی لومت یکی از ماندگارترین فیلم‌های تاریخ سینماست؛ فیلمی که تقریباً تمام آن در یک اتاق می‌گذرد 🏠، اما از همین فضای محدود، داستانی پرتنش و عمیق درباره انسان و جامعه می‌سازد.

داستان درباره ۱۲ عضو هیئت منصفه است که باید درباره سرنوشت جوانی متهم به قتل پدرش تصمیم بگیرند ⚖️. شواهد در نگاه اول قاطع به نظر می‌رسند و ۱۱ نفر از اعضا تقریبا‌ً بدون تردید رأی به گناهکار بودن او می‌دهند. اما یک نفر، با بازی درخشان هنری فوندا ، معتقد است پیش از صدور چنین حکم سنگینی باید درباره شواهد و روایت پرونده تردید کرد.

با پیش رفتن گفت‌وگوها، مشخص می‌شود که مسئله فقط «گناهکار یا بی‌گناه بودن یک متهم» نیست؛ بلکه هرکدام از این دوازده نفر با تعصبات، خشم، تجربه‌های شخصی و پیش‌داوری‌های خود وارد تصمیم‌گیری شده‌اند .


#معرفی_فیلم
@thelibraryofknowledge
👍1
من آن مرغم که افکندم به دام صد بلا خود را
به یک پرواز بی هنگام کردم مبتلا خود را

نه دستی داشتم بر سر ، نه پایی داشتم در گل
به دست خویش کردم این‌چنین بی‌دست و پا خود را

چنان از طرح وضع ناپسند خود گریزانم
که گر دستم دهد از خویش هم سازم جدا خود را

گر این وضع است می‌ترسم که با چندین وفاداری
شود لازم که پیشت وانمایم بی وفا خود را

چو از اظهار عشقم خویش را بیگانه می‌داری
نمی‌بایست کرد اول به این حرف آشنا خود را

ببین (وحشی) که در خوناب حسرت ماند پا در گل
کسی کو بگذراندی تشنه از آب بقا خود را

وحشی بافقی

#شعر
@thelibraryofknowledge
👍1
دیگر صدایی نمی آید،نه از قهقه‌ی او ،و نه از گریه های خودم
گوش من هم مثل دنیا کر شده
برای منی که به تنهایی سفر کرده‌ام
عاشقی با بی اعتنایی سر شده
یاد یک بار از هزار بار دیدنش
بی نگاه او به من،سنگین شده
گویی از خواب سر صبح آمده
یک سیاهی کز آفتاب رنگین شده
پُر پَرَم من آسمان اما به شب
تندباد وحشتی القا کند
وای آری آفتاب سر می زند
آسمان پر شمس و بی مهتاب شده
او که می دانست در شب زنده‌ام
این اواخر زودتر در خواب رفت
نقشه های شب تا صبح بوسه ام
در گریز صبح تا شب ،آب رفت
بغض اما چند شبی با حال من
بازی الاکلنگش سر گرفت
محض اینکه گریه را پیدا کند
در سکوتم یاد خنده‌اش هم پر گرفت


#آدینه
@thelibraryofknowledge
👍1
نمانده است مرا در بساط جز آهی
هزار دشمن و یک تیر در کمان دارم


#صائب_تبریزی
👍1
۷- فئودور داستایوفسکی

فئودور داستایوفسکی (۱۸۲۱–۱۸۸۱)، نویسنده و متفکر بزرگ روس، یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های ادبیات جهان است. آثار او بیشتر از آن‌که صرفاً داستان باشند، سفری به درون ذهن انسان‌اند؛ جایی میان گناه، ایمان، آزادی، رنج، اخلاق، جنون و معنای زندگی.

داستایوفسکی شخصیت‌هایی خلق می‌کند که معمولاً درگیر بحران‌های عمیق روانی و اخلاقی‌اند. در آثارش، خیر و شر همیشه مرز مشخصی ندارند و انسان موجودی پیچیده و متناقض است؛ کسی که ممکن است هم‌زمان عاشق، گناهکار، فداکار و خودخواه باشد.

✍🏻 سبک نوشتار

سبک داستایوفسکی را می‌توان با روان‌شناسی عمیق، گفت‌وگوهای فلسفی، شخصیت‌های چندلایه و فضای سنگین و پرتنش شناخت. او به جای آن‌که صرفاً درباره افکار شخصیت‌هایش توضیح دهد، اجازه می‌دهد ذهن آشفته و متناقض آن‌ها را از نزدیک تجربه کنیم.

📖 مهم‌ترین آثار

🔹 جنایت و مکافات
🔹 برادران کارامازوف
🔹 ابله
🔹 یادداشت‌های زیرزمینی
🔹 شیاطین
🔹 قمارباز

داستایوفسکی در نهایت نویسنده‌ی انسانِ در بحران است؛ انسانی که میان آزادی و مسئولیت، ایمان و تردید، عشق و نفرت و خیر و شر سرگردان است.

#معرفی_نویسنده
@thelibraryofknowledge
👍1
📚 جنایت و مکافات | فئودور داستایوفسکی

«جنایت و مکافات» یکی از مشهورترین آثار جنایت و مکافات و از شاهکارهای ادبیات روسیه است.

داستان درباره‌ی راسکولنیکف، دانشجوی فقیر و منزوی‌ای است که با این تصور که بعضی انسان‌های «بزرگ» حق دارند برای رسیدن به هدفی والاتر از قوانین اخلاقی عبور کنند، مرتکب جنایتی هولناک می‌شود.

اما مسئله‌ی اصلی کتاب خودِ جنایت نیست؛ بلکه مکافاتِ درونی انسان پس از آن است. داستایوفسکی با ورود به ذهن آشفته‌ی راسکولنیکف، درباره‌ی گناه، وجدان، اخلاق، فقر، ایمان و امکان رستگاری پرسش‌هایی عمیق مطرح می‌کند.

این رمان در واقع سفری است از «آیا می‌توانم؟» به «آیا حق داشتم؟»؛ سفری که در آن مرز میان عقل و وجدان، بیش از همیشه مبهم می‌شود.

#معرفی_کتاب
@thelibraryofknowledge
👍1
جالب است بدانیم که مردم بیشتر از چه چیزی وحشت دارند. آن‌ها از برداشتن یک قدم تازه، گفتن یک حرف تازه، بیش از هر چیزی می‌ترسند.

جنایات و مکافات-داستایوفسکی

#تیکه_کتاب
@thelibraryofknowledge
👍1