A song of ice and coffee
60 subscribers
680 photos
36 videos
77 links
Download Telegram
A song of ice and coffee
اخیرا هر روز و هر لحظه کمبود خواهرو تو زندگیم حس میکنم
خانومم
درسته کم پیداااام
ولی من اینجا چیکاره ام
1
2
«خواهرم رو نبرید...
ما اینجا غریبیم...»

برادر مهسا امینی
۲۲ شهریور ۱۴۰۱
💔5
Forwarded from Cloudy Vibes(txf era) ☁️ (𝒅𝒆𝒎𝒐𝒏𝒔𝒇𝒂𝒍𝒍)
دلم یه گلوآپ سه چهار ساله میخواد مثلا سه چهار سال غیب بشم و با ورژن بهتر از خودم برگردم
چرا مغزم حس کرد سه ساعت خواب کافیه آخه؟ یه شبم که راحت خوابم میبره چهار و نیم بیدار میشم
با من آماده شید بریم پیاده روی
🕊1
مسواک میزنیم، ضدآفتاب میزنیم، اولین چیزی که دستمون بیادو میپوشیم میپریم بیرون
متاسفانه ایرپادمون گم شده بود، طولش دادیم، مادر مکرمه بیدار شدن و دستور دادن نون بگیریم. الان تو صفیم
😁3
چیزهای کمی در دنیا هست که من ازش به اندازه ی صف نونوایی فراریم
👍1
بعضیا چجوری همیشه انقد باکلاسن؟ خانومی ساعت هفت صبح تمیز و اتوکشیده با موهای فوق العاده با آرایش کامل و زیبا و یه بچه عین خودش مرتب و ترگل ورگل تو بغلش داشت میرفت سر کار
🤯2
من که بچه مچه ام ندارم هروقت قرار باشه صبح زود برم جایی مثل زامبی میرم. دیرم میرسم حتما.
یه پیشی دیدم حالت حمله گرفته بود و به زیر یه ماشین فیف میکرد. زیر ماشین هیچی نبود. هیچیییی
چقد من این مردو دوست دارم. کاش میلیونها هوزیر داشتیم
👍2
همه چیز از اونجایی شروع شد که مامانم تصمیم گرفت با بابام ازدواج کنه
شب بخیر