اون برای همه نقش نجاتدهنده رو داشت،
اما وقتی نوبت خودش میرسید… هیچکس نبود.
اما وقتی نوبت خودش میرسید… هیچکس نبود.
💔10
دربارش گریه نمیکنم، ولی خب غذا هم نمیخورم، درست نمیخوابم و با کسی حرفم نمیزنم.
💔14
تو دلت برام تنگ نشد، دلت نخواست آهنگایی که گوش دادی رو برام بفرستی؟
یعنی هیچ اتفاقی نیوفتاد که دلت بخواد دربارهاش باهام حرف بزنی؟
تو اصلا نگران حالم نشدی؟ جدی جدی دل تو تنگ نشد؟
یعنی هیچ اتفاقی نیوفتاد که دلت بخواد دربارهاش باهام حرف بزنی؟
تو اصلا نگران حالم نشدی؟ جدی جدی دل تو تنگ نشد؟
💔15
شدیدا نیاز دارم تنها نباشم، تنهایی باعث میشه خیلی فکر کنم، من از فکر کردن بیش از حد متنفرم.
💔16
من غمگینم؛ غمگین از این که وسط این همه نرسیدن، اعصاب خوردی، ازار و اذیت های روانی، اضطراب اجتماعی، بی حوصلگی، کسلی و غم، بی اعتمادی و تنهایی، تورو دیگه ندارم.
💔8