ته سیگار؛
1.33K subscribers
27 photos
9 links
غمت نرفت، سیگار شد.
Download Telegram
این روزا بیشتر از هر چيزي نگران قلبمم، زيادي بار ناگفته‌ها رو به دوش کشیده.
‏نجات‌ دهنده یه کوچولو ناراحته ولی خب خیلی خوشگله :)
تا میام ببوسمت میپرم از خواب.
1
نمیدونم چطور بگم اما انگار دارم هدر میرم،
خودم، عمرم، جوونیم، انرژیم، استعدادم، احساساتم، ذوقم، تلاشم و کلاً همه وجودم داره هدر میره.
در موردش هیچ حسی ندارم. فقط درموردش منتظرم، نمی‌دونم منتظرِ چی یا کی، فقط منتظرم.
1
خودم رفتم، دلم جا موند.
بعد رفتنت زندگی نکردم، فقط اجبارا به زنده بودن ادامه دادم.
لیاقت من که هیچی، لیاقت اهنگایی که برات فرستادمم نداشتی.
تو مثل سیگاری، لذت‌بخش و مضر.
‌زندگی منم شبیه بازی مافیاست؛ فقط روز نداره. هی شب میشه، بیشتر شب میشه، خیلی شب میشه.
توروخدا استخونامو بشکونید ولی قلبمو نه.
میشه باهام حرف بزنی؟ میخوام به زندگی برگردم.
‏شاید ازم دور باشی ولی باور کن هیچکس از تو به من نزدیک‌تر نیست.
دلم مست کردن با تو و انداختن همه‌چی گردن مست بودنمونو میخواد.
خودت خبر نداری ولی من بارها و بارها عکستو از پشت گوشی بوسیدم.
‏داره نمی‌گذره، بهتر نمی‌شه، تموم نمی‌شه.
چقدر من تورو دوست داشتم و چقدر تو منو بخاطر این دوست داشتن اذیت کردی.
Pov:
دیگر خبری از "می‌گذرد" نبود؛
هر غمی آمد، کماکان ماند.