ته سیگار؛
1.09K subscribers
26 photos
9 links
غمت نرفت، سیگار شد.
Download Telegram
من دلم برات تنگ نشده؛ تموم جونم برات تنگ شده. دلم تنگ نشده؛ چشمام، دستام، بغلم، موهام، قلبم، مغزم، پوستم، روحم، لحظه هام زندگیم برات تنگ شده.
من و تو برای غریبه شدن، زیادی همو بلدیم.
نه خودت دوسم داشتی، نه گذاشتی یکی دیگه رو دوست داشته باشم.
تو غمی رو به من دادی که حتی دیگه خودتم نمی‌تونی ازم بگیریش.
یه روز عکسایی که می‌ترسی پاک بشن رو خودت پاک میکنی.
‏جدی جدی دلت تنگ نشده؟
یعنی احساس نمی‌کنی که یه چیزی رو از دست دادی که نباید؟
دیگه واسم مهم نیست خسته‌ای یا نه، شام خوردی یا نه، امروزت چطور گذشت، با کی حرف میزنی، خیلی اذیتم کردی، یه جورایی خستم کردی از دوست داشتنت.
خیلی گریه دارم، یه بغل می‌خوام براش.
نمیشد نمیرفتی؟ میموندی باهم درستش میکردیم، کنار میومدیم حرف میزدیم یه کاریش میکردیم، واقعا نمیشد نمیرفتی؟
1
دقیق نمی‌دونم شروعش از کی بود؛ ولی از یه تایمی به بعد هر شب ناراحت بودم.
‏از رفتنت ناراحت نشدم، از این ناراحت شدم که تو بدون جنگیدن، منو وِل کردی.
جدی هیچ اهنگی‌، هیچ توییتی، هیچ پستی، هیچ جایی هیچی منو یادت نیاورد؟
2
گذاشتمت تو لیست چیزایی که برای من نیست.
تو حداقل منو داشتی، من تورو هم نداشتم.
دلم واسه اون آدمی که فکر میکردم بودی ولی نبودی تنگ شده.
غمت بیشتر از خودت موند.
روزی که کرم ها شروع کنن به خوردن قلبم، طعم و مزه تورو میچشن.
شاید پایانش تلخ بود اما مسیر قشنگی و طی کردیم.
بدتر از نبودنش اینه که هیشکی شبیهش نیست.