ته سیگار؛
1.16K subscribers
26 photos
9 links
غمت نرفت، سیگار شد.
Download Telegram
نمی‌دونم عزیزم؛ شاید همین دنیا، شایدم یه دنیای دیگه و شایدم اصلا هیچ موقع.
خوابمو دوست دارم مخصوصا اگه دیگه بعدش بیدار نشم.
رویاها بی دلیل نمیمیرن؛ حتما یه قاتلی دارن.
ولی این زندگی کردن نیست، سوختنه.
روز اولی که دیدمت فکر نمیکردم بشی یه غم بزرگ رو دلم.
من خودمو از دست دادم وقتی که داشتم سعی میکردم تورو از دست ندم.
1
و من نمی‌دونم؛ چقدر باید تورو گریه کنم، چقدر تورو وسط جمع ساکت بشم و برم تو خودم، چقدر تورو بنویسم، چقدر تورو شبا بیدار بمونم، چقدر تورو فکر کنم، چقدر تورو سیگار بکشم و چقدر تورو بمیرم که بالاخره یک روز تموم بشی؟
1
من دلم برات تنگ نشده؛ تموم جونم برات تنگ شده. دلم تنگ نشده؛ چشمام، دستام، بغلم، موهام، قلبم، مغزم، پوستم، روحم، لحظه هام زندگیم برات تنگ شده.
من و تو برای غریبه شدن، زیادی همو بلدیم.
نه خودت دوسم داشتی، نه گذاشتی یکی دیگه رو دوست داشته باشم.
تو غمی رو به من دادی که حتی دیگه خودتم نمی‌تونی ازم بگیریش.
یه روز عکسایی که می‌ترسی پاک بشن رو خودت پاک میکنی.
‏جدی جدی دلت تنگ نشده؟
یعنی احساس نمی‌کنی که یه چیزی رو از دست دادی که نباید؟
دیگه واسم مهم نیست خسته‌ای یا نه، شام خوردی یا نه، امروزت چطور گذشت، با کی حرف میزنی، خیلی اذیتم کردی، یه جورایی خستم کردی از دوست داشتنت.
خیلی گریه دارم، یه بغل می‌خوام براش.
نمیشد نمیرفتی؟ میموندی باهم درستش میکردیم، کنار میومدیم حرف میزدیم یه کاریش میکردیم، واقعا نمیشد نمیرفتی؟
1
دقیق نمی‌دونم شروعش از کی بود؛ ولی از یه تایمی به بعد هر شب ناراحت بودم.
‏از رفتنت ناراحت نشدم، از این ناراحت شدم که تو بدون جنگیدن، منو وِل کردی.
جدی هیچ اهنگی‌، هیچ توییتی، هیچ پستی، هیچ جایی هیچی منو یادت نیاورد؟
2