نردبان میخواست؟ یا اندیشهدینار داشت؟
نفعِ خود را دید تنها، هرکه با ما کار داشت.
گر لباسِ پاره میبینی تَنم، از فقر نیست؛
آستینم را بریدم، بس که در خود مار داشت!
نفعِ خود را دید تنها، هرکه با ما کار داشت.
گر لباسِ پاره میبینی تَنم، از فقر نیست؛
آستینم را بریدم، بس که در خود مار داشت!
مرا دردیست اندر دل، اگر گویم زبان سوزد؛
وگر پنهان کنم، ترسم که مغز استخوان سوزد.
وگر پنهان کنم، ترسم که مغز استخوان سوزد.
گلوله نمیدانست...
تفنگ نمی دانست...
شکارچی نمیدانست....
پرنده داشت برای جوجه هایش غذا میبرد
خدا که می دانست):
نمیدانست ؟!
تفنگ نمی دانست...
شکارچی نمیدانست....
پرنده داشت برای جوجه هایش غذا میبرد
خدا که می دانست):
نمیدانست ؟!
اونا:
چرا با هیچکس رفت و آمد نمیکنی؟
من:
همه پشت سر هم بد میگن
اما باز دور یک میز میشینن
میز من کوچیکه اما آرامش داره...
«ف»
چرا با هیچکس رفت و آمد نمیکنی؟
من:
همه پشت سر هم بد میگن
اما باز دور یک میز میشینن
میز من کوچیکه اما آرامش داره...
«ف»
شب هجرتت
از تو میپرسم که آیا دوباره باز میگردی؟!
فارغ از جوابت .....
از سوال خویش میگریم):
از تو میپرسم که آیا دوباره باز میگردی؟!
فارغ از جوابت .....
از سوال خویش میگریم):
کارما میگه تو دلِ کسیو میشکونی که برات مهم نیست
ولی تاوانشو سرِ کسی میدی که برات مهمه):
ولی تاوانشو سرِ کسی میدی که برات مهمه):
