اونجا که محمود درویش میگه:
چیزی را کم دارم،
شاید امید شاید فراموشی
شاید یک دوست و شاید خودم را...
چیزی را کم دارم،
شاید امید شاید فراموشی
شاید یک دوست و شاید خودم را...
نوشته بود، یکی از بدترین گرفتاریهای آدمیزاد، اسیر شدن در تصویریه که دیگران ازت ساختن.
ای قبله من،هایده
یک خانه کاهگلی
ای تو هوای هر نفس
عشق تو می ورزم و بس؛