یک خانه کاهگلی
7.59K subscribers
580 photos
1 file
10 links
من ، جنگِ هزاران هُویَت ، دَر یک کالبُد ...!
تبلیغات و ارتباط: @textprva_ads
Download Telegram
آدم امن کسیه که وقتی زخم هات رو بهش نشون دادی، از اون به بعد تلاش میکنه که دیگه از اون سمت بهت آسیبی نرسه.
اونجا که محمود درویش میگه:
چیزی را کم دارم،
شاید امید شاید فراموشی
شاید یک دوست و شاید خودم را...
زخما یادگاری میشن ، دردا تجربه.
گفتم: پس چه باید کرد؟
گفت: تحمل و سکوت.....
تو محکم بودی،برای همین کسی به احتمال رنج کشیدنت فکر نکرده بود.
ببخشمت؟ تو قلب منو با کاغذ بریدی!
نوشته بود، یکی از بدترین گرفتاری‌های آدمیزاد، اسیر شدن در تصویریه که دیگران ازت ساختن.
کلیسای وانک ، اصفهانِ دیدنی ؛)
اولین واکنشم نسبت به ناراحت شدن، کم حرف شدنه.
من زخمِ تو را به هیچ مرهم ندهم .
به قهوه دعوتت کنم یا به باقی عمرم ؟!
ای قبله من،هایده
یک خانه کاهگلی
ای تو هوای هر نفس
عشق تو می ورزم و بس؛
راست گفتن که تو در جایی که زخمی شدی، التیام پیدا نخواهی کرد.
غمی که ساکتت می‌کنه، از غمی که اشکتو درمیاره عمیق‌تره.
نگرانِ آمدن خزان باشیم؟
مگر در باغِ ما گلی مانده؟!