یک خانه کاهگلی
7.64K subscribers
584 photos
1 file
10 links
من ، جنگِ هزاران هُویَت ، دَر یک کالبُد ...!
تبلیغات و ارتباط: @textprva_ads
Download Telegram
«با همین کشتی شکسته‌ی بی‌لنگر دوباره روانه شدم؛ راه دیگری نبود…»
از ته دلم می‌خوام زودتر از این مرحله عبور کنم.
ولی من هنوزم بعضی آهنگ‌ها رو رد می‌کنم، چون زیادی یاد تو رو بلدن.
یعنی تمام زندگی همین است؟
«همین تحمل کردن‌ها، صبر کردن‌ها و دوام آوردن‌های اجباری؟»
ای آرزوی گُم‌شده؛
مهمان کیستی؟
چه کنم،رضا بهرام
یک خانه کاهگلی
ای مرا جان و جهان؛ بی تو جهان را چه کنم؟
عزیزم اون تورو ناراحت رها کرده دیگه چجوری بگه دوست نداره؟
تحمل درد بهتر از موندن توی یک توهمه.
گاه نمی‌دانی از دست داده ای یا از دست رفته ای…
آدم یه شب به خودش میاد، می‌بینه چقدر حیف شده.
دوپنجره،گوگوش و اِبی
یک خانه کاهگلی
شاید اونجا توی دلها درد بیزاری نباشه..

میون پنجره‌هاشون دیگه دیواری نباشه
بعضیا نورتو ازت میگیرن و بعد از تاریکیت گِله میکنن…
از صمیم قلب نیاز دارم یکیو بغل کنم و انقدر توی بغلش گریه کنم که خوابم ببره.