یک خانه کاهگلی
7.64K subscribers
584 photos
1 file
9 links
من ، جنگِ هزاران هُویَت ، دَر یک کالبُد ...!
تبلیغات و ارتباط: @textprva_ads
Download Telegram
ولی من حسرتِ بغل کردنت به دلم موند.
تو هنوز اولین نفری هستی که
دوست دارم چیزای جدید رو بهش بگم.
تو از یادم نمیروی،خسرو شکیبایی
یک خانه کاهگلی
-تو با من چه کرده ای که از یادم نمیروی؟!
شاید اگه تو برگردی بشه از چیزی نترسید :)
«پیش از آن‌که بخواهم کسی مرا دوست داشته باشد می‌خواهم مرا درک کند.»
«می‌گذره، ولی ردش می‌مونه.»
«با همین کشتی شکسته‌ی بی‌لنگر دوباره روانه شدم؛ راه دیگری نبود…»
از ته دلم می‌خوام زودتر از این مرحله عبور کنم.
ولی من هنوزم بعضی آهنگ‌ها رو رد می‌کنم، چون زیادی یاد تو رو بلدن.
یعنی تمام زندگی همین است؟
«همین تحمل کردن‌ها، صبر کردن‌ها و دوام آوردن‌های اجباری؟»
ای آرزوی گُم‌شده؛
مهمان کیستی؟
چه کنم،رضا بهرام
یک خانه کاهگلی
ای مرا جان و جهان؛ بی تو جهان را چه کنم؟
عزیزم اون تورو ناراحت رها کرده دیگه چجوری بگه دوست نداره؟
تحمل درد بهتر از موندن توی یک توهمه.