تاسیان
یک خانه کاهگلی
[ این نامه را نوشتم که بگویم اگر به تو گفتم دوستت ندارم دیگر،به تو گفتم برو ،اگر به اجبار نقاب سنگدلی به چهره زدم باور نکن.. ]
از روز اولی که با تو سفر کردم، سوراخ قایقت را دیدم. با اینحال باتو دل به دریا زدم، با این فکر که عشق معجزه میسازد.
- داستایفسکی
ای خدا ، هایده
یک خانه کاهگلی
بله بانو هایده، دیگه دنیا واسه من تاریکه.
تو از یادم نمیروی،خسرو شکیبایی
یک خانه کاهگلی
-تو با من چه کرده ای که از یادم نمیروی؟!