یک خانه کاهگلی
7.65K subscribers
586 photos
1 file
9 links
من ، جنگِ هزاران هُویَت ، دَر یک کالبُد ...!
تبلیغات و ارتباط: @textprva_ads
Download Telegram
هرموقع حرف کم آوردی، برام آهنگ بفرست.
«یادت بمونه از چه روزهایی داری رد می‌شی و هی زنده می‌مونی و طاقت می‌آری، یادت باشه.»
«روزی حداقل دوبار فکر می‌کنم که «دیگه نمی‌تونم»، ولی همچنان دارم می‌تونم.»
روح من متعلق به روزهای ابری و بارونیه.
شام مهتاب،داریوش
یک خانه کاهگلی
من اون ماهو دادم ب تو یادگاری🌜
گاهی تنها کاری که از دستت برمی‌آد، پذیرفتنه. عجیب این‌که همون سخت‌ترین کاره.
هیچوقت نفهمیدم چرا آدما، وقتی مهمن میرن و وقتی مهم نیستن برمیگردن.
به هرحال آدمی‌زاده دیگه، گاهی زورش به هیچی نمی‌رسه.
یه حباب در حال پروازم، بین هزارتا کاکتوس.
ساقی میخواران،آیدا خلیلی
یک خانه کاهگلی
«اونجا که میخونه: دارم چشمی گریان به رهش روز و شب بشمارم تا بیاید.»
در اولین آغوشی که فهمیده شوم زار زار اشک خواهم ریخت…
خسته از تمام چیزهایی که به ظاهر پذیرفته‌ام، اما با هر تلنگری دوباره مثل قبل برایم پررنگ می‌شوند.
- تکه‌ای از من در کنار تو جا ماند و هرگز برنگشت : )!
و تو شباهت بسیاری به شب داری؛آرام، زیبا،غمگین و ساکت.
تاسیان
یک خانه کاهگلی
[ این نامه را نوشتم که بگویم اگر به تو گفتم دوستت ندارم دیگر،به تو گفتم برو ،اگر به اجبار نقاب سنگ‌دلی به چهره زدم باور نکن.. ]