یک خانه کاهگلی
7.67K subscribers
586 photos
1 file
10 links
من ، جنگِ هزاران هُویَت ، دَر یک کالبُد ...!
تبلیغات و ارتباط: @textprva_ads
Download Telegram
دلم می‌خواهد سرم را روی شانه‌ات بگذارم، و از حرف‌هایی که در سینه‌ام تلنبار شده به تو بگویم.
بعضی وقت‌ها یکی میاد که از تنهایی درت بیاره، اما در واقع تنها‌ترت می‌کنه و میره.
وصل نمیشود دِگر این دو هِزارو یک تَرَک…
باشد که رها شویم
از رنجی که، به قولِ شاملو، از آنِ ما نیست.
تقدیر،شادمهر
یک خانه کاهگلی
عطرت داره از پیرهنی که جا گذاشتی می‌پره:)
هرموقع حرف کم آوردی، برام آهنگ بفرست.
«یادت بمونه از چه روزهایی داری رد می‌شی و هی زنده می‌مونی و طاقت می‌آری، یادت باشه.»
«روزی حداقل دوبار فکر می‌کنم که «دیگه نمی‌تونم»، ولی همچنان دارم می‌تونم.»
روح من متعلق به روزهای ابری و بارونیه.
شام مهتاب،داریوش
یک خانه کاهگلی
من اون ماهو دادم ب تو یادگاری🌜
گاهی تنها کاری که از دستت برمی‌آد، پذیرفتنه. عجیب این‌که همون سخت‌ترین کاره.
هیچوقت نفهمیدم چرا آدما، وقتی مهمن میرن و وقتی مهم نیستن برمیگردن.
به هرحال آدمی‌زاده دیگه، گاهی زورش به هیچی نمی‌رسه.
یه حباب در حال پروازم، بین هزارتا کاکتوس.