یک خانه کاهگلی
7.69K subscribers
588 photos
1 file
10 links
من ، جنگِ هزاران هُویَت ، دَر یک کالبُد ...!
تبلیغات و ارتباط:@prva_ne
چنل دوم: @Gramafon6
Download Telegram
وحشی،حیدو هیدایتی
یک خانه کاهگلی
چی شد که یهو تو دلوم جنگ شد؟
چرا شیشه عمر مو سنگ شد؟
دیگه نه پوست لبی موند برای کندن، نه مویی موند برای ریختن نه سلامت روانی برای داشتن.
«هزاران قاتل اگر سویِ من روانه شوند،
هیچ‌کس شبیه تو، دیگر مرا نخواهد کشت…»
آبیِ محبوبِ من
شنیدن "حواسم بهت هست" گاهی مثل معجزه عمل می‌کنه.
‏«صبح تا شب به هر نحوی می‌گذشت، اما وقتی که شب می‌آمد، همه‌ی غصه‌ها و رنج‌ها می‌آمدند.»‏
عباس معروفی
دلم می‌خواهد سرم را روی شانه‌ات بگذارم، و از حرف‌هایی که در سینه‌ام تلنبار شده به تو بگویم.
بعضی وقت‌ها یکی میاد که از تنهایی درت بیاره، اما در واقع تنها‌ترت می‌کنه و میره.
وصل نمیشود دِگر این دو هِزارو یک تَرَک…
باشد که رها شویم
از رنجی که، به قولِ شاملو، از آنِ ما نیست.
تقدیر،شادمهر
یک خانه کاهگلی
عطرت داره از پیرهنی که جا گذاشتی می‌پره:)
هرموقع حرف کم آوردی، برام آهنگ بفرست.
«یادت بمونه از چه روزهایی داری رد می‌شی و هی زنده می‌مونی و طاقت می‌آری، یادت باشه.»
«روزی حداقل دوبار فکر می‌کنم که «دیگه نمی‌تونم»، ولی همچنان دارم می‌تونم.»
روح من متعلق به روزهای ابری و بارونیه.