یک خانه کاهگلی
7.7K subscribers
586 photos
1 file
10 links
من ، جنگِ هزاران هُویَت ، دَر یک کالبُد ...!
تبلیغات و ارتباط: @textprva_ads
Download Telegram
هنر؛ 🎨
خیلی جاها حسم دروغ نمیگفت بهم، این خودم بودم که نخواستم باور کنم.
آدم‌های عمیق، صحبت‌های عمیق، رابطه‌های عمیق، نگاه‌های عمیق، دوست داشتن‌های عمیق، من همه‌ی چیز‌های عمیق رو می‌پسندم.
گلهای کاغذی
یک خانه کاهگلی
دل تو امروزیه قصه دوست داشتنو باور نداره…🫠🤍
زمان میگذره و نبودن چیزایی برات عادی میشه که فکر میکردی بدون اونا هیچی نیستی.
تو برام “نه بابا هیچوقت باهام اینکارو نمیکنه” بودی.
حالمو از آهنگام بپرس، بقیه ازم چیزی نمیدونن.
دیگر میلی به بازگشتِ تو ندارم؛
اما حاضرم هر چیزی بدهم تا ساعت‌ها کنارت بنشینم و بگویم چه بر من گذشت .
رفتی،الهه
یک خانه کاهگلی
«رفتی‌و ندیدی که‌ ‌بی‌تو ‌چگونه پر شکسته ام»
” آرزوت کردم ، دمِ گوشِ قاصدک “.
من برای آن‌که طاقت بیاورم
باید از رویاهایم مراقبت می‌کردم.
انگار اندوهِ یک جهان در من خانه کرده
و درونم سرزمینی‌ست که در سوگ می‌نالد.
وحشی،حیدو هیدایتی
یک خانه کاهگلی
چی شد که یهو تو دلوم جنگ شد؟
چرا شیشه عمر مو سنگ شد؟
دیگه نه پوست لبی موند برای کندن، نه مویی موند برای ریختن نه سلامت روانی برای داشتن.
«هزاران قاتل اگر سویِ من روانه شوند،
هیچ‌کس شبیه تو، دیگر مرا نخواهد کشت…»
آبیِ محبوبِ من