نه، نمیتوانم فراموشت کنم
زخمهای من، بیحضور تو از تسکین سر باز میزنند
بالهای من
تکهتکه فرو میریزند
برههای مسیح را میبینم که به دنبالم میدوند
و نشان فلوت تو را میپرسند
نه، نمیتوانم فراموشت کنم.
-شمس لنگرودی
• @Textgraphy
زخمهای من، بیحضور تو از تسکین سر باز میزنند
بالهای من
تکهتکه فرو میریزند
برههای مسیح را میبینم که به دنبالم میدوند
و نشان فلوت تو را میپرسند
نه، نمیتوانم فراموشت کنم.
-شمس لنگرودی
• @Textgraphy
رجعت بده مرا
دوباره به آن روزهای خوب
به عاشقی ها
مرا برگردان به دوران عزیمتم ازهجر
مرابرسان به کوچه هایی که دیدار را
هنوزبه انتظارنشسته اند
این روزها عجیب مردهام
-مهسا طلوع
• @Textgraphy
دوباره به آن روزهای خوب
به عاشقی ها
مرا برگردان به دوران عزیمتم ازهجر
مرابرسان به کوچه هایی که دیدار را
هنوزبه انتظارنشسته اند
این روزها عجیب مردهام
-مهسا طلوع
• @Textgraphy
دلتنگی اگر در حرف میماند،
شاید بیهنگام، به گریه نمیافتادم...
دلتنگی اگر فقط واژهای ساده بود، یک واژهی تنبل شاید آدمیزاد نیمه شب دست نمیبرد در خاطراتش و تنهایی را کنار جای خالی دوستداشتنهایش نمیگذاشت
شاید شبها خواب اتفاق سادهای بود...
-سیدمحمد مرکبیان
• @Textgraphy
شاید بیهنگام، به گریه نمیافتادم...
دلتنگی اگر فقط واژهای ساده بود، یک واژهی تنبل شاید آدمیزاد نیمه شب دست نمیبرد در خاطراتش و تنهایی را کنار جای خالی دوستداشتنهایش نمیگذاشت
شاید شبها خواب اتفاق سادهای بود...
-سیدمحمد مرکبیان
• @Textgraphy
اولین بار بود که می فهمیدم در دنیا همه ما را دوست نخواهند داشت یا نخواهند پذیرفت
و اینکه غالبا درست در لحظه ای ما را کنار می گذارند که بیشتر از همیشه نیازمند پذیرشیم...
-فیل نایت
• @Textgraphy
و اینکه غالبا درست در لحظه ای ما را کنار می گذارند که بیشتر از همیشه نیازمند پذیرشیم...
-فیل نایت
• @Textgraphy