TextGraphy
9.3K subscribers
6.55K photos
197 videos
16 files
891 links
• انگار همه‌ی شهر همان یک‌ نفری بود که نبود..
Download Telegram
پیکر مرا خراشیدی و خندیدی.
در آن سکوت لایتناهی،
بانگ قهقهه‌ی ناهنجار تو و لابه‌ی مرگبار من، لایق‌ترین دیدنی برای انگشتان جماعت رذیل بود و همین مرا به اختناق ابدی گماشت.
خاطرت مانده سرشک دیده‌ی من؛ خنده‌ی بیدادگرانه‌ی خویش ؟
به یاد می‌آوری تضرع مرا به زیر جثه‌ی عظیم خودت ؟
نمانده، عجالتاً در خاطرت نمانده و ملالی نیست...

-رها آریا
@Textgraphy
باید چیزی نمی‌پرسیدیم، باید چیزی نمی‌دانستیم، باید چیزی نمی‌فهمیدیم...
این "فهمیدن" بود که درد داشت و این ما بودیم که درمانی نداشتیم.

-نرگس صرافیان
@Textgraphy
احساس می‌کنم
در بدترین دقایقِ این شامِ مرگ‌زای
چندین هزار چشمه‌ی خورشید
در دلم
می‌جوشد از یقین...

-احمد شاملو
@Textgraphy
وقتی می گوییم: دور!
دور از کجا؟
هر کسی باید یک نفر را داشته باشد
تا فاصله ها را با او بسنجد...

-حسن آذری
@Textgraphy
تو اما هیچ‌وقت فراموش نکن
روزی که افتاده باشی، از زمین بلندت می‌کنم،
اگر هم نتوانم، کنارت دراز می‌کشم

-تورگوت اویار
@Textgraphy
تو از خورشیدها آمده‌ای از سپیده‌دم‌ها آمده‌ای
تو از آینه‌ها و ابریشم‌ها آمده‌ای.
در خلئی که نه خدا بود و نه آتش، نگاه و اعتمادِ تو را به دعایی نومیدوار طلب کرده بودم

-احمد شاملو
@Textgraphy
باید در خودت،
یک گوشه ای از وجودت،
آدمی ساخته باشی که در روزهای سخت،
نیازی به پناه بردن به هیچ‌ کجا و هیچکس
نداشته باشد...

-غسان کنفانی
@Textgraphy