TextGraphy
9.3K subscribers
6.55K photos
197 videos
16 files
891 links
• انگار همه‌ی شهر همان یک‌ نفری بود که نبود..
Download Telegram
‏انسان چنان بنده‌ی قلب خویش است
که چشمانش را بر روی آنچه ناگوار است می‌بندد
و به امیدهایش دلخوش است.

-میکا والتاری
@Textgraphy
آنگاه که شعر را گریزگاه یافتم
واژه واژه
از تو فرار کردم
به خودم
شعرهایم شعر نیست
وقتی چمدان از قلم سنگین تر است
و گریزگاه را
گرگ ها در محاصره اش زوزه کشان
آفتاب میگیرند.

-مهسا طلوع
@Textgraphy
اگر دستان خالی‌ام را بکارم
هزار گل سرخ و میخکِ صد پر
سر بر می‌آورند از دلِ زمین...

-آکورد آزادی / ویکتور خارا

@Textgraphy
این روز‌ها احتیاج دارم
قلب انسان دیگری کنار قلب من بتپد...

-بتهون
@Textgraphy
پیکر مرا خراشیدی و خندیدی.
در آن سکوت لایتناهی،
بانگ قهقهه‌ی ناهنجار تو و لابه‌ی مرگبار من، لایق‌ترین دیدنی برای انگشتان جماعت رذیل بود و همین مرا به اختناق ابدی گماشت.
خاطرت مانده سرشک دیده‌ی من؛ خنده‌ی بیدادگرانه‌ی خویش ؟
به یاد می‌آوری تضرع مرا به زیر جثه‌ی عظیم خودت ؟
نمانده، عجالتاً در خاطرت نمانده و ملالی نیست...

-رها آریا
@Textgraphy
باید چیزی نمی‌پرسیدیم، باید چیزی نمی‌دانستیم، باید چیزی نمی‌فهمیدیم...
این "فهمیدن" بود که درد داشت و این ما بودیم که درمانی نداشتیم.

-نرگس صرافیان
@Textgraphy
احساس می‌کنم
در بدترین دقایقِ این شامِ مرگ‌زای
چندین هزار چشمه‌ی خورشید
در دلم
می‌جوشد از یقین...

-احمد شاملو
@Textgraphy