نوشتههای ترمینالی
ما اینجا هم از خوبی AI گفتیم هم از بدیش، هم فهمیدیم چقدر خوبه هم دیدیم کجاها به درد نمیخوره، ولی همه اینا یه معنی داره: یادگیری استفاده درست از هوش مصنوعی برای پیشرفت در خیلی از حرفهها، مخصوصاً شغلهای مرتبط با کامپیوتر لازمه. از دید من میشه یادگیری AI…
یه کتاب آموزشی در مورد Claude توی لینکدین پیدا کردم که سرفصل های خوبی داره و رایگان منتشر شده. اگر دوست داشتید نگاه بندازید بد نیست.
لینک پست لینکدین:
راهنمای جامع Claude: از صفر تا حرفه ای
https://www.linkedin.com/pulse/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9-claude-%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D9%81%D8%B1-%D8%AA%D8%A7-%D8%AD%D8%B1%D9%81%D9%87-%D8%A7%DB%8C-bahman-shamshirsaz-nbkte
لینک مستقیم کتاب:
http://bahmanet.ir/dl/Claude%200-100.pdf
لینک پست لینکدین:
راهنمای جامع Claude: از صفر تا حرفه ای
https://www.linkedin.com/pulse/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9-claude-%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D9%81%D8%B1-%D8%AA%D8%A7-%D8%AD%D8%B1%D9%81%D9%87-%D8%A7%DB%8C-bahman-shamshirsaz-nbkte
لینک مستقیم کتاب:
http://bahmanet.ir/dl/Claude%200-100.pdf
Linkedin
راهنمای جامع Claude: از صفر تا حرفه ای
در ماههای گذشته، بخش زیادی از کارهای حرفهای، پژوهشی، آموزشی و اجرایی خودم را با ابزارهای هوش مصنوعی پیش بردهام؛ از نگارش و تحلیل گرفته تا مدیریت پروژه، برنامهنویسی و طراحی جریانهای کاری. در این مسیر متوجه شدم مسئله اصلی بسیاری از کاربران، دسترسی به ابزار…
❤7👎2
من این مطلب رو خیلی دوست داشتم. یه واقعیتیو میگه که وایب کدرها ازش غافلن. ایده. اصلا اینه که ما قسمت برنامه نویسی رو سریع کردیم ولی قسمت مسئولیت پذیری هنوز وجود داره.
نویسنده میاد چند تا مثال میزنه از تیم هایی که بعد از AI، یک سری نیروی جونیور دارد که فقط با سرعت بالا کد/متن بیکیفیت تولید میکنند و با ارزشترین نیروها مجبورن کار اونا رو چک کنن.
به نظرم مهم ترین قسمت مطلب هم همینه:
AI didn't make the work cheaper. It moved the bill from the people who make things to the people who have to own them.
Owning something means reading it. Understanding it well enough to defend it. Putting your name on it. Answering the phone when it turns out it was wrong. There's no model for that, and there isn't one coming soon. You can generate the artifact. You can't generate the liability.
https://www.charafeddine.co/letters/94-your-best-people-are-now-proofreaders
نویسنده میاد چند تا مثال میزنه از تیم هایی که بعد از AI، یک سری نیروی جونیور دارد که فقط با سرعت بالا کد/متن بیکیفیت تولید میکنند و با ارزشترین نیروها مجبورن کار اونا رو چک کنن.
به نظرم مهم ترین قسمت مطلب هم همینه:
AI didn't make the work cheaper. It moved the bill from the people who make things to the people who have to own them.
Owning something means reading it. Understanding it well enough to defend it. Putting your name on it. Answering the phone when it turns out it was wrong. There's no model for that, and there isn't one coming soon. You can generate the artifact. You can't generate the liability.
https://www.charafeddine.co/letters/94-your-best-people-are-now-proofreaders
Charafeddine Mouzouni
Your best people are now proofreaders.
Making things got free. Owning them didn't. Somebody pays the gap.
👍11❤3👌2
یه مطلب خوب در مورد کلمههای سخت میکروسرویس ها
https://newsletter.systemdesign.one/p/microservices-design-patterns?publication_id=1511845&post_id=203522819
فقط متاسفانه همهش رو نمیتونید رایگان بخونید، ولی تا همون جا که قابل خوندن هست توصیه میشه. میتونید به LLM هم بگید باقیشو براتون بنویسه.
https://newsletter.systemdesign.one/p/microservices-design-patterns?publication_id=1511845&post_id=203522819
فقط متاسفانه همهش رو نمیتونید رایگان بخونید، ولی تا همون جا که قابل خوندن هست توصیه میشه. میتونید به LLM هم بگید باقیشو براتون بنویسه.
newsletter.systemdesign.one
I struggled with "microservices" until I learned these 22 patterns
#164: A field guide to splitting systems, keeping data correct, and surviving failure in production
❤11
به عنوان engineering manager همچنان کد بزنیم؟ نزنیم؟ اومدن AI چه تاثیری روی این ماجرا داره؟
https://www.manager.dev/newsletter/the-death-and-revival-of-the-hands-on-engineering-manager
https://www.manager.dev/newsletter/the-death-and-revival-of-the-hands-on-engineering-manager
www.manager.dev
The death and revival of the hands-on Engineering Manager
Never prompted until today
👍1
هر آنچه باید در مورد SIMD بدانید.
کد ها با زبان zig نوشته شده ولی خوب توضیح داده، اگر علاقهمند هستید ولی با زیگ کار نکردید اشکال نداره.
https://mitchellh.com/writing/everyone-should-know-simd
کد ها با زبان zig نوشته شده ولی خوب توضیح داده، اگر علاقهمند هستید ولی با زیگ کار نکردید اشکال نداره.
https://mitchellh.com/writing/everyone-should-know-simd
👍3
Forwarded from نوشتههای ترمینالی
Hello everybody out there using minix-
I'm doing a (free) operating system (just a hobby, won't be big and professional like gnu) for 386(486) AT clones. This has been brewing since april, and is starting to get ready. I'd like any feedback on things people like/dislike in minix; as my OS resembles it somewhat (same physical layout of the file-sytem due to practical reasons)among other things.
این ایمیل رو لینوس توروالدز ۲۵ آگوست ۱۹۹۱ زد و برای نسخه اولیه لینوکس فیدبک خواست.
پس به بیانی میتونیم بگیم که تولد لینوکس مبارک :)))))✌️
http://atulchitnis.net/writings/why-august-25th/
❤27
این متن رو خودم نوشتم ولی دادم chatgpt ادیت کرد و دوباره خودم ادیت کردم:
🤔7👍2🤡2
یه چیزی در مورد دنبال کردن مطالب این چنل دوست دارم باهاتون به اشتراک بذارم.
من خودم تو چند تا کانال که مثل اینجا مطلب میذارن هستم و واقعاً دوست دارم مطالبشون رو بخونم. ولی واقعیت اینه که نه وقت میکنم همهشون رو بخونم، نه همهشون برام اولویت دارن و نه لزوماً صددرصدشون برام جالبن.
این داستان هم به مرور سختتر میشه. آدم یه هفته مطالب رو نمیخونه، میذارتشون تو Saved Messages که «بعداً میخونم»، بعد میشه دو هفته، سه هفته، یه ماه... و خب بعد یه مدت خود Saved Messages هم تبدیل میشه به یه منبع استرس.
گاهی آدم از اینکه «این همه مطلب هست و من نمیرسم بخونم» حتی حس بدی نسبت به خودش پیدا میکنه.
برای همین چند تا نکته هست که خودم سعی میکنم یادم باشه:
۱. حتی من که این چنل رو دارم، همهی مطالبش رو نخوندم.
یه مطلب رو دیدم و به نظرم درست و مفید اومده، ولی خودم فرصت نکردم بخونمش.
یه مطلب رو دیدم جالب بوده ولی نصفش رو خوندم.
یه مطلب رو وقت نداشتم بخونم و گذاشتم اینجا که شاید بعداً خودم هم برگردم سراغش.
پس اینکه همهی مطالب یه چنل رو نمیخونیم، کاملاً طبیعیه.
۲. حتی چیزهایی که کامل میخونیم رو هم لزوماً کامل نمیفهمیم یا یادمون نمیمونه.
به نظرم اشکالی نداره. قرار نیست هر چیزی که میخونیم تبدیل به دانش قابل استفاده بشه. گاهی فقط یه ایده میگیریم، یه سؤال تو ذهنمون شکل میگیره، یا با یه مفهوم برای اولین بار آشنا میشیم. اوکیه!
۳. شاید «نگاه جویباری» به چیزها کمک کنه.
منظورم از نگاه جویباری اینه که مطالب جالب، آدمهای جالب، ایونتهای جالب و ایدههای جالب، میان و میرن.
ما میتونیم همون موقع که جلوی ما هستن، یه مقدار ازشون استفاده کنیم ولی قرار نیست همهشون رو توی یه مخزن جمع کنیم که برای آینده نگهشون داریم.
اگر امروز فرصت نکردم مطالب امروز چنل رو بخونم، همونقدر که فرصت کردم میخونم. فردا هم مطالب فردا رو میخونم.
۴. برای چیزهایی که واقعاً خیلی برام جالبن، یه جای جدا دارم.
مثلاً بوکمارک یا یه Saved Messages جدا.
و میدونم احتمالاً اون روزی که «هیچ مطلب دیگهای برای خوندن ندارم و میرم سراغ آرشیوم» هیچوقت نمیرسه :))
ولی همین که میدونم مطالب خیلی مهم و جالب گم نمیشن، کمک میکنه وقتی از کنار یه مطلب رد میشم، احساس نکنم دارم یه چیزی رو از دست میدم.
در نهایت، این چنل قرار نیست یه کار دیگه باشه که باید انجامش بدید.
اگر یه مطلبی رو دیدید و خوندید و براتون جالب بود، چه خوب.
اگر فقط عنوانش رو دیدید و رد شدید، چه خوب.
قرار نیست از اینترنت عقب بمونیم. اینترنت قراره یه جایی باشه که هر وقت تونستیم، یه چیزی ازش برداریم و با خودمون ببریم.
من خودم تو چند تا کانال که مثل اینجا مطلب میذارن هستم و واقعاً دوست دارم مطالبشون رو بخونم. ولی واقعیت اینه که نه وقت میکنم همهشون رو بخونم، نه همهشون برام اولویت دارن و نه لزوماً صددرصدشون برام جالبن.
این داستان هم به مرور سختتر میشه. آدم یه هفته مطالب رو نمیخونه، میذارتشون تو Saved Messages که «بعداً میخونم»، بعد میشه دو هفته، سه هفته، یه ماه... و خب بعد یه مدت خود Saved Messages هم تبدیل میشه به یه منبع استرس.
گاهی آدم از اینکه «این همه مطلب هست و من نمیرسم بخونم» حتی حس بدی نسبت به خودش پیدا میکنه.
برای همین چند تا نکته هست که خودم سعی میکنم یادم باشه:
۱. حتی من که این چنل رو دارم، همهی مطالبش رو نخوندم.
یه مطلب رو دیدم و به نظرم درست و مفید اومده، ولی خودم فرصت نکردم بخونمش.
یه مطلب رو دیدم جالب بوده ولی نصفش رو خوندم.
یه مطلب رو وقت نداشتم بخونم و گذاشتم اینجا که شاید بعداً خودم هم برگردم سراغش.
پس اینکه همهی مطالب یه چنل رو نمیخونیم، کاملاً طبیعیه.
۲. حتی چیزهایی که کامل میخونیم رو هم لزوماً کامل نمیفهمیم یا یادمون نمیمونه.
به نظرم اشکالی نداره. قرار نیست هر چیزی که میخونیم تبدیل به دانش قابل استفاده بشه. گاهی فقط یه ایده میگیریم، یه سؤال تو ذهنمون شکل میگیره، یا با یه مفهوم برای اولین بار آشنا میشیم. اوکیه!
۳. شاید «نگاه جویباری» به چیزها کمک کنه.
منظورم از نگاه جویباری اینه که مطالب جالب، آدمهای جالب، ایونتهای جالب و ایدههای جالب، میان و میرن.
ما میتونیم همون موقع که جلوی ما هستن، یه مقدار ازشون استفاده کنیم ولی قرار نیست همهشون رو توی یه مخزن جمع کنیم که برای آینده نگهشون داریم.
اگر امروز فرصت نکردم مطالب امروز چنل رو بخونم، همونقدر که فرصت کردم میخونم. فردا هم مطالب فردا رو میخونم.
۴. برای چیزهایی که واقعاً خیلی برام جالبن، یه جای جدا دارم.
مثلاً بوکمارک یا یه Saved Messages جدا.
و میدونم احتمالاً اون روزی که «هیچ مطلب دیگهای برای خوندن ندارم و میرم سراغ آرشیوم» هیچوقت نمیرسه :))
ولی همین که میدونم مطالب خیلی مهم و جالب گم نمیشن، کمک میکنه وقتی از کنار یه مطلب رد میشم، احساس نکنم دارم یه چیزی رو از دست میدم.
در نهایت، این چنل قرار نیست یه کار دیگه باشه که باید انجامش بدید.
اگر یه مطلبی رو دیدید و خوندید و براتون جالب بود، چه خوب.
اگر فقط عنوانش رو دیدید و رد شدید، چه خوب.
قرار نیست از اینترنت عقب بمونیم. اینترنت قراره یه جایی باشه که هر وقت تونستیم، یه چیزی ازش برداریم و با خودمون ببریم.
👍25💯6👏2🕊2
من در طول زمان HTTP clientهای مختلفی رو دوست داشتم. اول از همه با Postman شروع کردم ولی به خاطر اداها و اذیت های زیاد گذاشتمش کنار. بعد از اون Postwoman اومد که تحت وب بود و خیلی ساده تر بود و بعدها اسمش به Hoppscotch تغییر کرد. در کنار اینا Insomnia رو هم دیدم که اون هم بامزه بود و امکانات خوبی داشت و البته متاسقانه مثل گزینههای قبلی با Electron بود.
بعد که یکم تجربهام بیشتر شد با cURL دوست شدم. کرل یه گزینه برطرفدار و تقریبا استاندارد محسوب میشه. تو محیط CLI کار میکنه و کار باهاش خیلی راحت نیست ولی چیزی نیست که با ChatGPT نتونید جلو ببرید. برای مدیریت تاریخچه هم من خودم تو bash script های مختلف ذخیره میکنم و به اسکریپته آرگومان یا متغیر محیطی میدم که تا حد خوبی امکانات ابزارهای GUIی رو پوشش میده.
گزینهی GUI دیگرمون Bruno هست که داستان های لاگین رو نداره و اطلاعات رو به عنوان فایل سیو میکنه و با گیت دوسته. هم امکانات خوبی داره هم مجبورتون نمیکنه که اکانت بسازید و از این نظر برا من بین GUI ها تا اینجا دوست داشتنی ترین بود.
یه گزینه جذاب دیگه Httpie هستش که سعی میکنه مثل کرل توی CLI باشه ولی کار باهاش راحت تر و قابل فهم تر باشه و همچنان اکثر امکانات کرل رو هم داشته باشه. الان که چک کردم GUI هم اضافه کرده که البته بتاست.
در نهایت ابزار جالبی که تازه باهاش آشنا شدم و بهونه نوشتن این مطلب شد، YAAK هستش. این ابزار هم مثل Bruno فایلهاش رو به شکل محلی نگه میداره و میتونید توی گیت ذخیرهش کنید. ظاهر به نسبت جذابی هم داره و برام دوستداشتنی بود.
https://www.postman.com/
https://hoppscotch.io/
https://insomnia.rest/
https://curl.se/
https://www.usebruno.com/
https://httpie.io/
https://yaak.app/
در نهایت اگر بخوام جمعبندی کنم، توی CLI یادگیری cURL همچنان میارزه ولی اگه کار اصلیتون وب نیست httpie هم میتونه جالب باشه.
اگر GUI دوست دارید یا نیاز دارید ریکوئست ها رو ذخیره کنید و داشته باشید من توصیه میکنم Bruno و YAAK رو امتحان کنید.
ادیت:
۱- من یکم بیشتر که با Yaak کار کردم دیدم اونقدر هم باهاش ارتباط نمیگیرم.
۲- در مورد Httpie هم اخرین اپدیتش قدیمیه و export درست حسابی هم نداره. نظرات مهدیار رو در این مورد بخونید تو کامنت ها.
بعد که یکم تجربهام بیشتر شد با cURL دوست شدم. کرل یه گزینه برطرفدار و تقریبا استاندارد محسوب میشه. تو محیط CLI کار میکنه و کار باهاش خیلی راحت نیست ولی چیزی نیست که با ChatGPT نتونید جلو ببرید. برای مدیریت تاریخچه هم من خودم تو bash script های مختلف ذخیره میکنم و به اسکریپته آرگومان یا متغیر محیطی میدم که تا حد خوبی امکانات ابزارهای GUIی رو پوشش میده.
گزینهی GUI دیگرمون Bruno هست که داستان های لاگین رو نداره و اطلاعات رو به عنوان فایل سیو میکنه و با گیت دوسته. هم امکانات خوبی داره هم مجبورتون نمیکنه که اکانت بسازید و از این نظر برا من بین GUI ها تا اینجا دوست داشتنی ترین بود.
یه گزینه جذاب دیگه Httpie هستش که سعی میکنه مثل کرل توی CLI باشه ولی کار باهاش راحت تر و قابل فهم تر باشه و همچنان اکثر امکانات کرل رو هم داشته باشه. الان که چک کردم GUI هم اضافه کرده که البته بتاست.
در نهایت ابزار جالبی که تازه باهاش آشنا شدم و بهونه نوشتن این مطلب شد، YAAK هستش. این ابزار هم مثل Bruno فایلهاش رو به شکل محلی نگه میداره و میتونید توی گیت ذخیرهش کنید. ظاهر به نسبت جذابی هم داره و برام دوستداشتنی بود.
https://www.postman.com/
https://hoppscotch.io/
https://insomnia.rest/
https://curl.se/
https://www.usebruno.com/
https://httpie.io/
https://yaak.app/
در نهایت اگر بخوام جمعبندی کنم، توی CLI یادگیری cURL همچنان میارزه ولی اگه کار اصلیتون وب نیست httpie هم میتونه جالب باشه.
اگر GUI دوست دارید یا نیاز دارید ریکوئست ها رو ذخیره کنید و داشته باشید من توصیه میکنم Bruno و YAAK رو امتحان کنید.
ادیت:
۱- من یکم بیشتر که با Yaak کار کردم دیدم اونقدر هم باهاش ارتباط نمیگیرم.
۲- در مورد Httpie هم اخرین اپدیتش قدیمیه و export درست حسابی هم نداره. نظرات مهدیار رو در این مورد بخونید تو کامنت ها.
Postman
API engineering for your agents
Go faster from development to production with higher accuracy and fewer tokens.
❤21👍1
Forwarded from جادی | Jadi
این چند وقت یه توزیع گنو/لینوکس خیلی پر سر و صدا اومده به اسم اومارچی. سازنده اصلیش کسی است که روبی آن ریلز رو درست کرده و افرادی مثل جک دورسی، مدیرعامل شاپیفای، مدیرعامل استرایپ، مدیرعامل دل، مدیر عامل کلاودفلر و ... هر کدوم یک میلیون دلار توش پول گذاشتن! این یکی از زیباترین لینوکس هایی بود که من دیدم و یکی از بی دردسرترین دسکتاپ ها در هفته اولی که استفاده کردم. البته پر از هوش مصنوعی و تقریبا نیازمند یه اشتراک به کلاود یا مشابه ها. البته بدون اون هم کارا است ولی خب ... توی این ویدئو به عنوان یک نفر حرفه ای که دوست داره توزیع های گنو/لینوکس رو تست کنه، بررسی اش کردهام تا ببینیم چرا با اینکه تهش btw آرچه، اینقدر متفاوت از آب در اومده.
https://www.youtube.com/watch?v=T8FDadbU7bo
https://www.youtube.com/watch?v=T8FDadbU7bo
YouTube
اوماچی: یکی از قشنگترین و متفاوت ترین توزیع های گنو/لینوکس که دیدیم
اومارچی از خیلی نظرها توزیع گنو/لینوکس متفاوتی است. یک آرچ که توسط یه آدم خیلی مشهور و پر سابقه برای استفاده خودش تجهیز شده. بسیار زیباست، با دسکتاپ تایلینگ، شدیدا طرفدار فضای کاربری متنی است حتی در نصب، یه هوش مصنوعی کلی از تنظیمات و دیباگ مشکلات و .. رو…
🔥5❤1
جادی | Jadi
این چند وقت یه توزیع گنو/لینوکس خیلی پر سر و صدا اومده به اسم اومارچی. سازنده اصلیش کسی است که روبی آن ریلز رو درست کرده و افرادی مثل جک دورسی، مدیرعامل شاپیفای، مدیرعامل استرایپ، مدیرعامل دل، مدیر عامل کلاودفلر و ... هر کدوم یک میلیون دلار توش پول گذاشتن!…
اینجا جادی داره از Omarchy تعریف میکنه. توزیع خوبیم هست به نظر. اما خب من به عنوان طرفدار آرچ و ترمینال، اینو چند وقت پیش نصب کردم و اصلا ارتباط نگرفتم باهاش. حس میکردم پای سیستم یکی دیگه نشستم. البته یه آموزش هایی هم داشت که چطور شروع کنی و دوست بشی ولی همچنان حس خوبی نگرفتم از کار باهاش.
در روند تبدیل کردنش به چیزی که دوست دارم هم اینقدر تغییرات زیاد شد که unstable شد. (دلیل مهمش این بود که همه ابزارهایی که استفاده کرده بود رو که بلد نبودم و دونه دونه یاد میگرفتم)
خلاصه که تست کنید ولی همونطور که خودش میگه Opnionatedئه شاید خوشتون نیاد. گفتم نظر یه کاربر لینوکس دیگه رو هم بدونید.
در روند تبدیل کردنش به چیزی که دوست دارم هم اینقدر تغییرات زیاد شد که unstable شد. (دلیل مهمش این بود که همه ابزارهایی که استفاده کرده بود رو که بلد نبودم و دونه دونه یاد میگرفتم)
خلاصه که تست کنید ولی همونطور که خودش میگه Opnionatedئه شاید خوشتون نیاد. گفتم نظر یه کاربر لینوکس دیگه رو هم بدونید.
👍30❤4👎1
Forwarded from NooshDaroo | نوشدارو
در ادامه خبر استعفای یک محقق شرکت آنتروپیک که امروز گفته بود «شرکتهای هوش مصنوعی با جان انسانها قمار میکنند!»
یکی دیگر از پژوهشگران ارشد که هنوز در شرکت آنتروپیک کار میکند، در شبکه ایکس به حرفهای همکار سابقش واکنش نشان داد و نوشته: «حق با جیکوب است!»
هوبینگر که اتفاقاً در بخش ایمنی و کنترل هوش مصنوعی فعالیت میکند، اعتراف کرده که سازندگان این فناوری واقعاً باور دارند هوش مصنوعی میتواند تمام انسانها را قتلعام کند!
او در پست خود که تا الان بیشتر از ۱۹ میلیون بار دیده شده، نوشته: «من شخصاً احتمال این فاجعه را در ده سال آینده بیشتر از ۱۰ درصد میدانم!»
البته او در ادامه توضیح داده که منظورش مدلهای فعلی (مثل فیبل یا چتجیپیتی) نیست و خطر این مدلها پایین است.
ترس اصلی او از زمانی است که هوش مصنوعی به سطحی برسد که بتواند کدهای خودش را بازنویسی کند و مدام خودش را ارتقا دهد.چیزی که به آن «ابرهوش خودبهبوددهنده» میگویند؛ اتفاقی که به گفته او، خیلی سریعتر از چیزی که فکر میکردند در حال وقوع است.
💡 @NooshDaroo_web
یکی دیگر از پژوهشگران ارشد که هنوز در شرکت آنتروپیک کار میکند، در شبکه ایکس به حرفهای همکار سابقش واکنش نشان داد و نوشته: «حق با جیکوب است!»
هوبینگر که اتفاقاً در بخش ایمنی و کنترل هوش مصنوعی فعالیت میکند، اعتراف کرده که سازندگان این فناوری واقعاً باور دارند هوش مصنوعی میتواند تمام انسانها را قتلعام کند!
او در پست خود که تا الان بیشتر از ۱۹ میلیون بار دیده شده، نوشته: «من شخصاً احتمال این فاجعه را در ده سال آینده بیشتر از ۱۰ درصد میدانم!»
البته او در ادامه توضیح داده که منظورش مدلهای فعلی (مثل فیبل یا چتجیپیتی) نیست و خطر این مدلها پایین است.
ترس اصلی او از زمانی است که هوش مصنوعی به سطحی برسد که بتواند کدهای خودش را بازنویسی کند و مدام خودش را ارتقا دهد.چیزی که به آن «ابرهوش خودبهبوددهنده» میگویند؛ اتفاقی که به گفته او، خیلی سریعتر از چیزی که فکر میکردند در حال وقوع است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5😨2
NooshDaroo | نوشدارو
در ادامه خبر استعفای یک محقق شرکت آنتروپیک که امروز گفته بود «شرکتهای هوش مصنوعی با جان انسانها قمار میکنند!» یکی دیگر از پژوهشگران ارشد که هنوز در شرکت آنتروپیک کار میکند، در شبکه ایکس به حرفهای همکار سابقش واکنش نشان داد و نوشته: «حق با جیکوب است!»…
من همچنان تردید دارم به این ادعاها. نظر شما چیه؟
👍17👎8😁1
نوشتههای ترمینالی
روز اونایی که ایدههای انتزاعی رو با کمک زبونهای صوری به شکل قابل اجرا توسط اجسام بیجان مینویسن مبارک باشه.
روز اونایی که ایده های انتزاعی رو با زبان طبیعی در قالب زبان نشانهگذاری نشانه-پایین میدن به مدلهای بزرگ زبانی که براشون زبان صوریِ قابل اجرا توسط اجسام بیجان بنویسه مبارک. :)))
❤15😁9🥰6
Forwarded from Mahi in Tech
وقتی صحبت از پیادهسازی Rate Limiting (مخصوصا مدلهایی مثل Token Bucket یا Leaky Bucket) میشه، معمولا اولین چالش، مدیریت State هست؛ اینکه همزمان باید تعداد توکنهای باقیمونده و زمان آخرین Refresh رو نگه داریم و حواسمون به Race Condition هم باشه.
الگوریتم GCRA (Generic Cell Rate Algorithm) که توی سیستمهای توزیعشده استفاده میشه، این مسئله رو با یک ترفند ریاضی خیلی ساده حل کرده: حذف مفهوم توکن و جابجایی همهچیز به بردار زمان.
ایده اصلی اینه: به جای اینکه چک کنیم کاربر چند تا توکن داره یا شمارنده رو ریست کنیم، یک متغیر عددی به اسم TAT (Theoretical Arrival Time) نگه میداریم؛ یعنی «زمان تئوریک رسیدن درخواست بعدی».
منطق کارکرد به چه صورته؟
فرض کنید لیمیت سیستم، ۱ درخواست در ثانیه باشه و به کاربر اجازه دادید تا سقف ۳ درخواست هم ترافیک ناگهانی (Burst) داشته باشه:
هر بار که یک درخواست تایید میشه، TAT به اندازهی فاصلهی زمانی مجاز بین درخواستها، به آینده هل داده میشه.
اگر کاربر چند درخواست پشت سر هم بفرسته، TAT جلوتر و جلوتر میره. در واقع داریم میزان «جلو افتادن» جریان درخواستها از نرخ مجاز رو اندازه میگیریم، و تا وقتی فاصلهی بین زمان فعلی و TAT از محدودهی مجاز Burst بیشتر نشده باشه، درخواستها تایید میشن.
اگر این فاصله از محدودهی مجاز عبور کنه، کاربر درجا خطای 429 میگیره و مهمتر اینکه TAT هم برای درخواست ردشده تغییر نمیکنه.
به محض اینکه کاربر چند ثانیه دست نگه داره، زمان فعلی به TAT نزدیکتر میشه و عملاً ظرفیت Burst بهصورت خودکار آزاد میشه؛ بدون اینکه هیچ Job پسزمینهای نیاز باشه یا کدی برای ریست کردن شمارندهها اجرا بشه.
در سادهترین حالت، منطق چیزی شبیه به اینه:
و قبل از آپدیت، بررسی میکنیم که آیا TAT در محدودهی مجاز قرار داره یا نه. نکتهی مهم اینه که مقدار دقیق این محدوده به نحوهی تعریف Burst/Tolerance در پیادهسازی بستگی داره.
چرا این مدل جذابه؟
۱. استیت تکمقداری: کل وضعیت هر کاربر فقط یک عدد ساده (Timestamp) هست که توی ردیس میتونه به صورت یک String ساده ذخیره بشه.
۲. اجرای اتمیک و جلوگیری از Race Condition: خود GCRA بهتنهایی Race Condition رو حذف نمیکنه؛ چیزی که این مشکل رو حل میکنه، اجرای اتمیک کل منطق Check + Update هست. مثلا میتونیم این کار رو با یک اسکریپت چند خطی Lua داخل Redis انجام بدیم، بدون اینکه چند دستور جداگانه بین Read و Write داشته باشیم.
۳. مدیریت تمیز TTL: چون زمان موردنیاز برای نگه داشتن State قابل محاسبه است، میتونیم TTL کلید رو بر اساس زمانی تنظیم کنیم که TAT و محدودهی Burst دیگه برای تصمیمگیری لازم نیستن. در نتیجه، کلیدها بهصورت خودکار expire میشن و نیازی به Job یا فرآیند جداگانه برای پاکسازی State نداریم.
در نهایت، جذابیت اصلی GCRA این هست که به جای نگه داشتن چند متغیر مثل Token Count، Last Refill و Timestamp، کل State رو به یک مفهوم زمانی تبدیل میکنه.
الگوریتم GCRA (Generic Cell Rate Algorithm) که توی سیستمهای توزیعشده استفاده میشه، این مسئله رو با یک ترفند ریاضی خیلی ساده حل کرده: حذف مفهوم توکن و جابجایی همهچیز به بردار زمان.
ایده اصلی اینه: به جای اینکه چک کنیم کاربر چند تا توکن داره یا شمارنده رو ریست کنیم، یک متغیر عددی به اسم TAT (Theoretical Arrival Time) نگه میداریم؛ یعنی «زمان تئوریک رسیدن درخواست بعدی».
منطق کارکرد به چه صورته؟
فرض کنید لیمیت سیستم، ۱ درخواست در ثانیه باشه و به کاربر اجازه دادید تا سقف ۳ درخواست هم ترافیک ناگهانی (Burst) داشته باشه:
هر بار که یک درخواست تایید میشه، TAT به اندازهی فاصلهی زمانی مجاز بین درخواستها، به آینده هل داده میشه.
اگر کاربر چند درخواست پشت سر هم بفرسته، TAT جلوتر و جلوتر میره. در واقع داریم میزان «جلو افتادن» جریان درخواستها از نرخ مجاز رو اندازه میگیریم، و تا وقتی فاصلهی بین زمان فعلی و TAT از محدودهی مجاز Burst بیشتر نشده باشه، درخواستها تایید میشن.
اگر این فاصله از محدودهی مجاز عبور کنه، کاربر درجا خطای 429 میگیره و مهمتر اینکه TAT هم برای درخواست ردشده تغییر نمیکنه.
به محض اینکه کاربر چند ثانیه دست نگه داره، زمان فعلی به TAT نزدیکتر میشه و عملاً ظرفیت Burst بهصورت خودکار آزاد میشه؛ بدون اینکه هیچ Job پسزمینهای نیاز باشه یا کدی برای ریست کردن شمارندهها اجرا بشه.
در سادهترین حالت، منطق چیزی شبیه به اینه:
if now < TAT - tolerance:
reject
else:
TAT = max(now, TAT) + interval
accept
و قبل از آپدیت، بررسی میکنیم که آیا TAT در محدودهی مجاز قرار داره یا نه. نکتهی مهم اینه که مقدار دقیق این محدوده به نحوهی تعریف Burst/Tolerance در پیادهسازی بستگی داره.
چرا این مدل جذابه؟
۱. استیت تکمقداری: کل وضعیت هر کاربر فقط یک عدد ساده (Timestamp) هست که توی ردیس میتونه به صورت یک String ساده ذخیره بشه.
۲. اجرای اتمیک و جلوگیری از Race Condition: خود GCRA بهتنهایی Race Condition رو حذف نمیکنه؛ چیزی که این مشکل رو حل میکنه، اجرای اتمیک کل منطق Check + Update هست. مثلا میتونیم این کار رو با یک اسکریپت چند خطی Lua داخل Redis انجام بدیم، بدون اینکه چند دستور جداگانه بین Read و Write داشته باشیم.
۳. مدیریت تمیز TTL: چون زمان موردنیاز برای نگه داشتن State قابل محاسبه است، میتونیم TTL کلید رو بر اساس زمانی تنظیم کنیم که TAT و محدودهی Burst دیگه برای تصمیمگیری لازم نیستن. در نتیجه، کلیدها بهصورت خودکار expire میشن و نیازی به Job یا فرآیند جداگانه برای پاکسازی State نداریم.
در نهایت، جذابیت اصلی GCRA این هست که به جای نگه داشتن چند متغیر مثل Token Count، Last Refill و Timestamp، کل State رو به یک مفهوم زمانی تبدیل میکنه.
❤13👍3❤🔥2
Forwarded from TechTube 𝕏 تک توب
وضعیت گواهی SSL بانکهای ایرانی اونقدر خرابه که بانک پاسارگاد لینک اینترنت بانکشو عمومی اعلام نمیکنه چون باعث مسدود شدنش میشه و برای دریافت لینک باید به پشتیبانی زنگ بزنید تا لینک جدید براتون پیامک بشه!
🔎 Hamed_Gholami
📍 @TechTube
🔎 Hamed_Gholami
📍 @TechTube
😁27🤬4
TechTube 𝕏 تک توب
وضعیت گواهی SSL بانکهای ایرانی اونقدر خرابه که بانک پاسارگاد لینک اینترنت بانکشو عمومی اعلام نمیکنه چون باعث مسدود شدنش میشه و برای دریافت لینک باید به پشتیبانی زنگ بزنید تا لینک جدید براتون پیامک بشه! 🔎 Hamed_Gholami 📍 @TechTube
واقعا دولوپر ایرانی چه گرفتاری شده.
تو کدوم کتاب DevOps سولوشن اینا هست؟
تو کدوم کتاب DevOps سولوشن اینا هست؟
😁25💔7