این که بیشتر از کتاب جزئیات میدونی ناراحت کنندس
میفهمی کجا سانسور کردن و رو مخت میره💕
میفهمی کجا سانسور کردن و رو مخت میره💕
تو افسانه ها اومده که زیبا ترین دختر مشرق،تیسبه و پیراموس پسری به همون زیبایی
همسایه بودند.
همسایه بودند.
💘6
این دوتا عاشق هم میشن اما خانواده هاشون مخالف وصلت این دوتا بودن،در نتیجه تنها راه ارتباطیشون میشه سوراخ ترک دیوار بین خونه هاشون:)
💔2
شب ها به دور از چشم خانواده هاشون میرفتن و باهم راجب همه چیز صحبت میکردن از عشق میگفتن و از این ک نمیتونن همو در آغوش بکشن یا ببوسن حسرت میخوردن.
یه روز طاقتشون به سر میاد و باهم قرار میزارن که بیرون شهر همدیگه رو کنار مقبره نینوس،زیر درخت شاه توت سفید کنار رودخونه همو ببیند.
شیر ماده با دهن خونی که به رودخونه اومده بوده آب بخوره،تیسبه میترسه و فرار میکنه.
ولی موقع فرار رداش میوفته رو زمین و شیر ردا رو تیکه پاره میکنه.
ولی موقع فرار رداش میوفته رو زمین و شیر ردا رو تیکه پاره میکنه.
پیراموس سر میرسه میبینه چیزی نیست اونجا جز ردای پاره و خونی معشوقش رو زمین با رد پای آشکار شیر
میفهمه که تیسبه مرده و خودشو سرزنش میکنه که اجازه داده تیسبه ی ظریف زودتر از اون به همچین جای خطرناکی بیاد و فرصت نداشته که از معشوقش محافظت کنه.
به پای درخت توت میره پارچه ی پاره خونی رو میبوسه با خودش میگه من باعث مرگت شدم حالا هم خون خودمو برات فدا میکنم و شمشیرش رو تو پهلوی خودش فرو میکنه.
خون پیراموس فواره میزنه و روی توت های سفید میریزه و رنگشونو سرخ میکنه.
Temp things
خون پیراموس فواره میزنه و روی توت های سفید میریزه و رنگشونو سرخ میکنه.
تیسبه که ندیدن پیراموس براش سخت تر از شیر ماده بوده برمیگرده،موقع برگشت درختان رو که نگاه میکنه میبینه یه درخت شاه توتاش به رنگ سرخه
بیشتر که دقت میکنه میبینه پیراموسش غرق خون رو زمین افتاده.
بیشتر که دقت میکنه میبینه پیراموسش غرق خون رو زمین افتاده.