این که بیشتر از کتاب جزئیات میدونی ناراحت کنندس
میفهمی کجا سانسور کردن و رو مخت میره💕
میفهمی کجا سانسور کردن و رو مخت میره💕
تو افسانه ها اومده که زیبا ترین دختر مشرق،تیسبه و پیراموس پسری به همون زیبایی
همسایه بودند.
همسایه بودند.
💘6
این دوتا عاشق هم میشن اما خانواده هاشون مخالف وصلت این دوتا بودن،در نتیجه تنها راه ارتباطیشون میشه سوراخ ترک دیوار بین خونه هاشون:)
💔2
شب ها به دور از چشم خانواده هاشون میرفتن و باهم راجب همه چیز صحبت میکردن از عشق میگفتن و از این ک نمیتونن همو در آغوش بکشن یا ببوسن حسرت میخوردن.
یه روز طاقتشون به سر میاد و باهم قرار میزارن که بیرون شهر همدیگه رو کنار مقبره نینوس،زیر درخت شاه توت سفید کنار رودخونه همو ببیند.
شیر ماده با دهن خونی که به رودخونه اومده بوده آب بخوره،تیسبه میترسه و فرار میکنه.
ولی موقع فرار رداش میوفته رو زمین و شیر ردا رو تیکه پاره میکنه.
ولی موقع فرار رداش میوفته رو زمین و شیر ردا رو تیکه پاره میکنه.