برج یه سری کار دیگه هم بهش میگه. مثلا این ک به پیرزن های بافنده توجه نکنه، به مرد تو اب توجه نکنه
و همه اونارو انجام میده
سگو مشغول میکنه
و همه اونارو انجام میده
سگو مشغول میکنه
🆒2
البته کار خاصی هم نمیکنه کلا بچه مودب میشینه درخواست افرودیت رو میگه اونم میگه باشه
جعبه ای ک توش زیبایی الهی پرسفون بوده رو ازش میگیره
جعبه ای ک توش زیبایی الهی پرسفون بوده رو ازش میگیره
😭2
و تو راه برگشت با خودش میگه شاید اگر یکم زیبا تر بودم اروس دوباره عاشقم میشد و برمیگشت
😭1
سایکی به خوابه مرگ فرو رفته بود و اروس به بند مادرش
(تو بعضی منابع آفرودیت مادر اروسه)
اینجا رو منابعی ذکر نکردن که چجوری ولی اروس بعد التیام یافتن زخمش صبرش تموم میشه و از دست مادرش فرار میکنه
(تو بعضی منابع آفرودیت مادر اروسه)
اینجا رو منابعی ذکر نکردن که چجوری ولی اروس بعد التیام یافتن زخمش صبرش تموم میشه و از دست مادرش فرار میکنه
حالا این که به هم دیگه چی میگن و چرا اعتمادمو شکستی و قسم بخور به جون مامانت که دیگه قولمو نمیشکونی و این دفعه دیگه سری آخره و چی گفتن رو ما خبر نداریم🥸🙏🏻