تو عصر قدیم یونان
زمانی ک خدایان یونان خدایی میکردن
یه پادشاهی ۳ تا دختر داشت و دختر اخرش سایکی بود
سایکی به قدری زیبا بود که مردم کم کم بجای پرستش آفردیت الهه زیبایی شروع به پرستش اون کردن
زمانی ک خدایان یونان خدایی میکردن
یه پادشاهی ۳ تا دختر داشت و دختر اخرش سایکی بود
سایکی به قدری زیبا بود که مردم کم کم بجای پرستش آفردیت الهه زیبایی شروع به پرستش اون کردن
افرودیت ازین قضیه به خشم اومد اروس رو که الهه عشق بود و با تیر طلاییش موجودات رو عاشق همدیگه میکرد رو به سراغ سایکی فرستاد
که اونو عاشق زشت ترین پسر جهان کنه که به نوعی بتونه خشمش رو به جهان نشون بشده
که اونو عاشق زشت ترین پسر جهان کنه که به نوعی بتونه خشمش رو به جهان نشون بشده
زمان میگذره و هیچکس خواستگاری سایکی نمیاد.پدرش میره پیش پیشگو و پیشگو بهش میگه که یه دیو عاشق دخترت شده و دخترتو باید ببری بالای کوه با لباس عروس رها کنی وگرنا زندگی و عاقبت سختی در انتظار همتونه
سایکی رو میبرن بالای کوه رهاش میکنن و وقتی اونجا تنها بوده یه باد عظیم بلندش میکنه به یه قصرمیبرتش قصری که به زیبایی کاخ خدایان بود
توی قصر هیچکس نبوده ولی همه چیز خود به خود انجام میشده
شب که میشه وسایکی نمیتونسته جایی رو ببینه اروس میاد
توی قصر هیچکس نبوده ولی همه چیز خود به خود انجام میشده
شب که میشه وسایکی نمیتونسته جایی رو ببینه اروس میاد
💘1
سایکی با این ک نمیتونست اروس رو ببینه ولی حضورش رو حس میکرد
اروس همون شب میگه بهش که تو همسرم باش تو این قصر هم زندگی کن ولی حق نداری من رو ببینی
سایکی هم قبول میکنه
اروس همون شب میگه بهش که تو همسرم باش تو این قصر هم زندگی کن ولی حق نداری من رو ببینی
سایکی هم قبول میکنه
💔3
با وجود قصر خالی سایکی احساس تنهایی میکرده از اروس میخوادکه خواهر هاشو هم به دیدارش بیاره
اروس قبول میکنه و اونارو میاره
اروس قبول میکنه و اونارو میاره
💔2
خواهرهاش بعد دیدن زندگی تجملاتی و خداگونه ای که داشت و تصوری که داشتن
حسودیشون میشه و بهش میگن که با این حال تو با یه دیو زندگی میکنی و اصلا نمیدونی چه شکلیه
حسودیشون میشه و بهش میگن که با این حال تو با یه دیو زندگی میکنی و اصلا نمیدونی چه شکلیه
سایکی که به دلش ترس افتاده بود شمع برمیداره ببینه همسرش کیه
چاقو هم برمیداره که اگر دیو بود اونو بکشه
چاقو هم برمیداره که اگر دیو بود اونو بکشه
وقتی شمع رو روشن میکنه میبینه که همسرش درواقع الهه عشقه یه جوون خیلی زیبا با بال های بلند که نظیرش تو جهان وجود نداره
💔3
اروس که میبینه سایکی پیمان شکسته و اعتمادشونو از بین برده ازش غمگین میشه و ناپدید میشه
💔4
سایکی که احساس میکنه همه چیزشو از دست داده شروع میکنه به گشتن دنبال کسی که عاشقش شده بود: اروس
😭6
حتی انقدری ناامید میشه از نیافتنش که خودشو میندازه تو اب
ولی جریان رودخونه اونو به ساحل میرسونه
ولی جریان رودخونه اونو به ساحل میرسونه
😭6
حتی دست به انتقام از خواهراش میزنه
الکی به اونا میگه اروس الان شمارو میخواد برید بالای کوه و خودتونو بنداژید پایین باد میاد و میبرتتون و اونا شاد خوشحال میرن خودشونو از کوه پرت میکنن پایین که بیوفتن رو باد که بادی وجود نداشته
الکی به اونا میگه اروس الان شمارو میخواد برید بالای کوه و خودتونو بنداژید پایین باد میاد و میبرتتون و اونا شاد خوشحال میرن خودشونو از کوه پرت میکنن پایین که بیوفتن رو باد که بادی وجود نداشته
😭6
اروس کجاست؟
پیش افرودیت
افرودیت که از قبل از سایکی دل خوشی نداشت از عشق اروس هم خشمگین تر میشه و زندانیش میکنه
هم برای التیام دردی که داشته هم برا تنبیه (احتمالا)
پیش افرودیت
افرودیت که از قبل از سایکی دل خوشی نداشت از عشق اروس هم خشمگین تر میشه و زندانیش میکنه
هم برای التیام دردی که داشته هم برا تنبیه (احتمالا)
💔3😭2