Forwarded from Meli's space
و به قول امیرپارسا ناگهان اصلا نوبت تو نمیشود.
تو افسانه های یونان پاندورا اولین زن انسان جهان با جعبه ی هدیه زئوس به زمین میاد.بهش میگن که در صندوق رو باز نکنه ولی بعد یه مدت که زندگی براش کسل کننده و تکراری میشه
در جعبه رو باز میکنه و تمام بدبختی های عالم میریزه بیرون.
درد فقر بیماری خیانت مثل دود سیاه کل جهانو میگیره
و بین همه اون بدبختی ها یه چیز دیگم بوده که انسان ادامه بده و از بین نره
و اون چی بوده؟!
امید
در جعبه رو باز میکنه و تمام بدبختی های عالم میریزه بیرون.
درد فقر بیماری خیانت مثل دود سیاه کل جهانو میگیره
و بین همه اون بدبختی ها یه چیز دیگم بوده که انسان ادامه بده و از بین نره
و اون چی بوده؟!
امید
اون داستان بود که میگفتم برا ادمی حرف بزنی و شنوندت باشه؟
بعد چند بار امتحان کردن فهمیدم نتیجه حرف زدن برا ادما از درد هات قضاوت، حرف بردن اوردن و اتو گرفتنه
خیلی وقت ها گوش میکنن که بدونن و از دونسته هاشون بعدا استفاده کنن
بعد چند بار امتحان کردن فهمیدم نتیجه حرف زدن برا ادما از درد هات قضاوت، حرف بردن اوردن و اتو گرفتنه
خیلی وقت ها گوش میکنن که بدونن و از دونسته هاشون بعدا استفاده کنن