"مهندس شیخالاسلام عزیز یکی از پاکدستترین و راستکردارترین همکارانمان امروز در قطعه نامآوران بهشتزهرا به خاک سپرده شدند.
در فضایی که مخاطبان آن فعالان مدنی دوستدار میراث فرهنگیاند به عنوان یکی از دوستان و همکاران ایشان شهادت میدهم که مردم از رفتن او متضرر شدند، بی آنکه بدانند چه جانانه و باافتخار فرزند ملت بود.
محسن شیخالاسلام چنان میراثبان بود که گویی نماینده مردم در تشکیلات دولتی است،
همیشه به حفاظت آثار تاریخی متعهد بود و متعهد ماند.
علیرغم تجربه طولانیاش هیچگاه حفظ پست و جایگاه برایش اصالت نداشت و تمام وجودش در راه حفظ آثار بود.
هیچگاه در دوگانه ناخوشایند حفظ منصب و حفظ آثار ارزشمند تاریخی، برای حفظ آثار درنگ نداشت.
آنجا که در سال ۸۹ باید به اجبار تن میداد به خروج ساختمان ثبتی سینجر ،عافیتطلبی باعث نشد با این ننگ کنار بیاید و ترجیح داد که از معاونت حفظ و احیاء برود.
در ساختوسازهای چند سال اخیر در پیرامون کاخ گلستان، در جایگاه معاونت میراث فرهنگی استان تهران، جانانه پاسبان ارزشهای تاریخی باقی ماند،
و در طول حضور کوتاهش در این جایگاه، هیچ مجوزی مغایر با ضوابط عرصه و حریم کاخ گلستان صادر نکرد تا کاخ گلستان در هجمه انبوهی از تقاضاهای ساختوساز، نفس راحتی بکشد... ؛ فقط بهخاطر این کارشناس باعزت پاکدست و پاکسرشت.
هر که او را میشناخت شاهد است که تمام خدمتش در سنگر حفاظت از آثار تاریخی به جانفشانی و دفاع گذشت و شخصیت و هویتش را در این ایستادگیها تعریف کرده بود. تشکیلات مردمی و فعالان مدنی او را امین و پشتیبان خود میدیدند.
افسوس که این عزیزان بیادعا ، منافع ملی و ارزشهای فرهنگی و تاریخی را برای آیندگان و مردم حفظ میکنند، اما همین مردم از بود و نبودشان بیخبرند.
تمنا دارم که امشب با هر زبانی که معتقدیم از آرزوی آرامش روح برایشان دریغ نکنیم.
همچنین برای آرامش روح عزیزان دیگر مهندس عبیدی، سندگل و راننده همراهشان."
* یادداشت آقای علی امیدعلی،
کارشناس مرمت بناهای تاریخی،
و مسئول عرصه و حریم،
دفتر فنی کاخ گلستان
@tehranmiras
در فضایی که مخاطبان آن فعالان مدنی دوستدار میراث فرهنگیاند به عنوان یکی از دوستان و همکاران ایشان شهادت میدهم که مردم از رفتن او متضرر شدند، بی آنکه بدانند چه جانانه و باافتخار فرزند ملت بود.
محسن شیخالاسلام چنان میراثبان بود که گویی نماینده مردم در تشکیلات دولتی است،
همیشه به حفاظت آثار تاریخی متعهد بود و متعهد ماند.
علیرغم تجربه طولانیاش هیچگاه حفظ پست و جایگاه برایش اصالت نداشت و تمام وجودش در راه حفظ آثار بود.
هیچگاه در دوگانه ناخوشایند حفظ منصب و حفظ آثار ارزشمند تاریخی، برای حفظ آثار درنگ نداشت.
آنجا که در سال ۸۹ باید به اجبار تن میداد به خروج ساختمان ثبتی سینجر ،عافیتطلبی باعث نشد با این ننگ کنار بیاید و ترجیح داد که از معاونت حفظ و احیاء برود.
در ساختوسازهای چند سال اخیر در پیرامون کاخ گلستان، در جایگاه معاونت میراث فرهنگی استان تهران، جانانه پاسبان ارزشهای تاریخی باقی ماند،
و در طول حضور کوتاهش در این جایگاه، هیچ مجوزی مغایر با ضوابط عرصه و حریم کاخ گلستان صادر نکرد تا کاخ گلستان در هجمه انبوهی از تقاضاهای ساختوساز، نفس راحتی بکشد... ؛ فقط بهخاطر این کارشناس باعزت پاکدست و پاکسرشت.
هر که او را میشناخت شاهد است که تمام خدمتش در سنگر حفاظت از آثار تاریخی به جانفشانی و دفاع گذشت و شخصیت و هویتش را در این ایستادگیها تعریف کرده بود. تشکیلات مردمی و فعالان مدنی او را امین و پشتیبان خود میدیدند.
افسوس که این عزیزان بیادعا ، منافع ملی و ارزشهای فرهنگی و تاریخی را برای آیندگان و مردم حفظ میکنند، اما همین مردم از بود و نبودشان بیخبرند.
تمنا دارم که امشب با هر زبانی که معتقدیم از آرزوی آرامش روح برایشان دریغ نکنیم.
همچنین برای آرامش روح عزیزان دیگر مهندس عبیدی، سندگل و راننده همراهشان."
* یادداشت آقای علی امیدعلی،
کارشناس مرمت بناهای تاریخی،
و مسئول عرصه و حریم،
دفتر فنی کاخ گلستان
@tehranmiras
🔸 شبکه سمن های میراثی پیشاپیش فرا رسیدن عید نوروز را به همه هموطنان به ویژه اعضای محترم شبکه سمن های میراثی تبریک عرض می نماید.
🔸امیدواریم سال ۱۴۰۰ سال رونق اقتصادی، گسترش فعالیتهای فرهنگی، گردشگری و مهار کرونا باشد.
🔸امیدواریم سال ۱۴۰۰ سال رونق اقتصادی، گسترش فعالیتهای فرهنگی، گردشگری و مهار کرونا باشد.
اطلاع یافتیم دو تن از هموندان عزیزمان آقایان علیرضا و حمیدرضا افشاری صبحگاه امروز داغدار فقدان پدر گرامیشان شدند.
مراتب همدردیمان را با این دو دوست عزیز به اشتراک میگذاریم؛
امیدواریم یاد و نام پدر فقیدشان همواره قرین نیکی و احترام باشد؛
و برای ایشان و خانوادههای گرامی آرزوی صبر و بردباری داریم.
شبکه سمنهای میراثی استان تهران
@tehranmiras
مراتب همدردیمان را با این دو دوست عزیز به اشتراک میگذاریم؛
امیدواریم یاد و نام پدر فقیدشان همواره قرین نیکی و احترام باشد؛
و برای ایشان و خانوادههای گرامی آرزوی صبر و بردباری داریم.
شبکه سمنهای میراثی استان تهران
@tehranmiras
اطلاعیه_تعویق_مجمع_عمومی_شبکه_سمن_های_میراث_فرهنگی_خرداد_1400.pdf
128.1 KB
اطلاعیه تعویق مجمع عمومی شبکه سمن های میراث فرهنگی - خرداد ۱۴۰۰
@tehranmiras
@tehranmiras
اطلاعیه تعویق مجمع عمومی شبکه سمن های میراث فرهنگی - خرداد ۱۴۰۰
@tehranmiras
@tehranmiras
شبکهی سمنهای میراثی استان تهران در پی شکایت یکی از ادارهکل های وزارتخانهی میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری از یکی از هموندان خود، علیرضا افشاری، و پیگیری آن شکایت تا محکوم کردن ایشان - در حالی که دادگاه بدوی او را تبرئه کرده بود - نامهای را به وزیر محترم میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری نوشت تا در اینباره اقدام مقتضی را انجام دهد.
متن نامه به قرار زیر است:
بهنام خداوند جان و خرد
جناب آقای دكتر علیاصغر مونسان
وزير محترم ميراثفرهنگی، گردشگری و صنايعدستی
با سلام
احتراماً به استحضار میرساند در سال ۱۳۹۷ «كانال تلگرامی ديدهبان ميراث فرهنگی ايران» به مديريت آقای عليرضا افشاری؛ دبيركل پیشین «شبكه سمنهای ميراثی استان تهران» و دبير انجمن «دیدهبان یادگارهای فرهنگی و طبیعی ایران» و از بنیادگذاران «انجمن فرهنگی افراز»، خبری را از مديركل ميراثفرهنگی، گردشگری و صنايعدستی استان آذربايجان غربی «بازنشر» داد. فارغ از صحتوسقم خبر (كه نيازمند راستیآزمایی است)، شكايتی كيفری از سوی اداره كل استان آذربايجان غربی عليه آقای افشاری مطرح شد. هر چند به دلایلی آشکار دادگاه بدوی رأی به برائت آقای افشاری داد، ليكن با پيگيری مصرانه آن ادارهكل، دادگاه تجديدنظر رأی به محكوميت آقای افشاری به پرداخت دو ميليون تومان جزای نقدی داد.
در اين ارتباط «شبكه سمنهای ميراثی استان تهران» به عنوان مجموعهای از ۸۳ «سازمان مردمنهاد» در حوزه «ميراثفرهنگی، میراث معنوی، صنايعدستی و گردشگری»، توجه وزیر محترم را به موارد زير جلب میكند:
۱. فلسفه «فعاليت مدنی» و سازمانهای مردمنهاد - همچنان که خود شما نیز در نشستی با سمنها به آن اشاره داشتید - «ديدهبانی» و «نقد مؤثر» است. از اين رو، طرح شكايت به معنای «نقدناپذيری» و «مقابله با نقش ديدهبانی» مدیرکل مورد اشاره است كه اين مسأله مغاير با اصول «شفافيت»، «مشاركتجويی»، «حقوق شهروندی» و «تدبير، اميد و اعتدال» در «دولتهای يازدهم و دوازدهم» است.
۲. سخنرانیها، جلسات و مكاتبات شما، بهویژه «سخنانتان در جمع سمنهای میراثی» در طی سالهای تصدی در وزارتخانه (سازمان)، همواره بر حمايت از «نهادهای مدنی»، «توانمندسازی» ايشان و «تعامل و مشاركت» با اين نهادها قرار داشته، از این رو اقدام یادشده «مغاير با ادعا و رويه سازمانی» تلقی میگردد.
۳. در اين ارتباط، اگر هم قصد نبود از پتانسیل ادارهکل تشکلهای آن وزارتخانه به جهت دعوت طرفین به جلسهای مشترک جهت گفتوگو و حل و فصل موضوع استفاده شود، منطقاً میبايست پاسخی از سوی ادارهكل ميراث فرهنگی استان آذربايجان غربی تهيه و ابتدا در «پايگاه خبری اسكاننيوز» درج يا نهايتاً بهطور مستقيم به «كانال تلگرامی ديدهبان ميراث فرهنگی ايران» ارسال میشد. اگر اين كانال با «عدم حسن نيت» پاسخ را نشر نمیداد، آنگاه بايد ادارهكل به مرجع قضايی مراجعه میكرد. لكن اين مسأله به منزله «عدم توجه به سلسلهمراتب امر» از يكسو و از سوی دیگر «بغض از نهادهای مدنی» تلقی میشود.
۴. علیالاصول اگر شكواييهای نيز ارائه میشد، اولا بايد عليه «پايگاه خبری اسكاننيوز» به عنوان توليدكننده خبر (نه كانال ديدهبان به عنوان بازنشركننده) صورت میگرفت و ثانياً با توجه به «ماهيت رسانهای خبر»، بايد به «دادسرای فرهنگ و رسانه» ارجاع میشد. بنابراين طرح شكايت به صورت «شخصی» و «كيفری» در «دادسرای عمومی»، به عبارتی «شخصی كردن مسأله» است كه در شأن آن وزارتخانه و دستگاههای متبوع نيست.
۵. نگاهی به سوابق «شبكه سمنهای ميراثی استان تهران» و «۸۳ سمن عضو اين شبكه» بيانگر اين مسأله است كه اين نهادها در عين «حفظ استقلال نسبت به دولت و ايفای نقش نقادی و ديدهبانی»، همواره «ياريگر و مشاور دولت و بخش عمومی» در «حفاظت و صيانت از ميراث فرهنگی كشور» بودهاند. اين در حالی است كه چنين اقدامی از سوی وزارتخانه متبوع شما، «دستآوردی جز دلسردی فعاليتهای مدنی یا حداقل کاستن از جسارت و پویایی آنان» آنهم در اين «فضای رخوتآلود اجتماعی كشور!» نخواهد داشت.
۶. میزان «جزای نقدی» رقمی نيست كه برای «يك عضو» خانواده سمنهای ميراثی «کشور» دشواری ايجاد كند، اما امیدواریم کار به آنجا نکشد که هر «عضو اين خانواده» با مشارکت در پرداخت «قدرالسهم از این مبلغ» بکوشد وزارتخانه محترم را از «عمق اشتباه اين تصميم» آگاه کند.
با عنايت به موارد یادشده، اكنون كه حدود ۲ ماه از پايان دولت حاضر باقی مانده است، پيشنهاد میشود «با استرداد شكواييه و دلجويی»، اولا «راه نقادی و ديدهبانی را باز نگه داريد» و ثانياً «مانع حك شدن خاطره تلخی از دولت در اذهان فعالان مدنی حوزهی متبوع» شويد.
پیشاپیش از حُسن توجه شما سپاسگزاریم.
زهرا نقوی
دبیرکل شبکهی سمنهای میراثی استان تهران
@tehranmiras
متن نامه به قرار زیر است:
بهنام خداوند جان و خرد
جناب آقای دكتر علیاصغر مونسان
وزير محترم ميراثفرهنگی، گردشگری و صنايعدستی
با سلام
احتراماً به استحضار میرساند در سال ۱۳۹۷ «كانال تلگرامی ديدهبان ميراث فرهنگی ايران» به مديريت آقای عليرضا افشاری؛ دبيركل پیشین «شبكه سمنهای ميراثی استان تهران» و دبير انجمن «دیدهبان یادگارهای فرهنگی و طبیعی ایران» و از بنیادگذاران «انجمن فرهنگی افراز»، خبری را از مديركل ميراثفرهنگی، گردشگری و صنايعدستی استان آذربايجان غربی «بازنشر» داد. فارغ از صحتوسقم خبر (كه نيازمند راستیآزمایی است)، شكايتی كيفری از سوی اداره كل استان آذربايجان غربی عليه آقای افشاری مطرح شد. هر چند به دلایلی آشکار دادگاه بدوی رأی به برائت آقای افشاری داد، ليكن با پيگيری مصرانه آن ادارهكل، دادگاه تجديدنظر رأی به محكوميت آقای افشاری به پرداخت دو ميليون تومان جزای نقدی داد.
در اين ارتباط «شبكه سمنهای ميراثی استان تهران» به عنوان مجموعهای از ۸۳ «سازمان مردمنهاد» در حوزه «ميراثفرهنگی، میراث معنوی، صنايعدستی و گردشگری»، توجه وزیر محترم را به موارد زير جلب میكند:
۱. فلسفه «فعاليت مدنی» و سازمانهای مردمنهاد - همچنان که خود شما نیز در نشستی با سمنها به آن اشاره داشتید - «ديدهبانی» و «نقد مؤثر» است. از اين رو، طرح شكايت به معنای «نقدناپذيری» و «مقابله با نقش ديدهبانی» مدیرکل مورد اشاره است كه اين مسأله مغاير با اصول «شفافيت»، «مشاركتجويی»، «حقوق شهروندی» و «تدبير، اميد و اعتدال» در «دولتهای يازدهم و دوازدهم» است.
۲. سخنرانیها، جلسات و مكاتبات شما، بهویژه «سخنانتان در جمع سمنهای میراثی» در طی سالهای تصدی در وزارتخانه (سازمان)، همواره بر حمايت از «نهادهای مدنی»، «توانمندسازی» ايشان و «تعامل و مشاركت» با اين نهادها قرار داشته، از این رو اقدام یادشده «مغاير با ادعا و رويه سازمانی» تلقی میگردد.
۳. در اين ارتباط، اگر هم قصد نبود از پتانسیل ادارهکل تشکلهای آن وزارتخانه به جهت دعوت طرفین به جلسهای مشترک جهت گفتوگو و حل و فصل موضوع استفاده شود، منطقاً میبايست پاسخی از سوی ادارهكل ميراث فرهنگی استان آذربايجان غربی تهيه و ابتدا در «پايگاه خبری اسكاننيوز» درج يا نهايتاً بهطور مستقيم به «كانال تلگرامی ديدهبان ميراث فرهنگی ايران» ارسال میشد. اگر اين كانال با «عدم حسن نيت» پاسخ را نشر نمیداد، آنگاه بايد ادارهكل به مرجع قضايی مراجعه میكرد. لكن اين مسأله به منزله «عدم توجه به سلسلهمراتب امر» از يكسو و از سوی دیگر «بغض از نهادهای مدنی» تلقی میشود.
۴. علیالاصول اگر شكواييهای نيز ارائه میشد، اولا بايد عليه «پايگاه خبری اسكاننيوز» به عنوان توليدكننده خبر (نه كانال ديدهبان به عنوان بازنشركننده) صورت میگرفت و ثانياً با توجه به «ماهيت رسانهای خبر»، بايد به «دادسرای فرهنگ و رسانه» ارجاع میشد. بنابراين طرح شكايت به صورت «شخصی» و «كيفری» در «دادسرای عمومی»، به عبارتی «شخصی كردن مسأله» است كه در شأن آن وزارتخانه و دستگاههای متبوع نيست.
۵. نگاهی به سوابق «شبكه سمنهای ميراثی استان تهران» و «۸۳ سمن عضو اين شبكه» بيانگر اين مسأله است كه اين نهادها در عين «حفظ استقلال نسبت به دولت و ايفای نقش نقادی و ديدهبانی»، همواره «ياريگر و مشاور دولت و بخش عمومی» در «حفاظت و صيانت از ميراث فرهنگی كشور» بودهاند. اين در حالی است كه چنين اقدامی از سوی وزارتخانه متبوع شما، «دستآوردی جز دلسردی فعاليتهای مدنی یا حداقل کاستن از جسارت و پویایی آنان» آنهم در اين «فضای رخوتآلود اجتماعی كشور!» نخواهد داشت.
۶. میزان «جزای نقدی» رقمی نيست كه برای «يك عضو» خانواده سمنهای ميراثی «کشور» دشواری ايجاد كند، اما امیدواریم کار به آنجا نکشد که هر «عضو اين خانواده» با مشارکت در پرداخت «قدرالسهم از این مبلغ» بکوشد وزارتخانه محترم را از «عمق اشتباه اين تصميم» آگاه کند.
با عنايت به موارد یادشده، اكنون كه حدود ۲ ماه از پايان دولت حاضر باقی مانده است، پيشنهاد میشود «با استرداد شكواييه و دلجويی»، اولا «راه نقادی و ديدهبانی را باز نگه داريد» و ثانياً «مانع حك شدن خاطره تلخی از دولت در اذهان فعالان مدنی حوزهی متبوع» شويد.
پیشاپیش از حُسن توجه شما سپاسگزاریم.
زهرا نقوی
دبیرکل شبکهی سمنهای میراثی استان تهران
@tehranmiras