شبکهی سمنهای میراثی استان تهران
این صورتجلسه تأیید و دومین نشست کارگروه مشترک (میان شبکهی سمنهای میراثی استان تهران و ادارهکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان تهران) بعدازظهر یکشنبه سیام مهرماه تشکیل شد. صورتجلسهی آن به زودی به آگاهی خواهد رسید.
صورتجلسهی دومین نشست کارگروه مشترک (میان شبکهی سمنهای میراثی استان تهران و ادارهکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان تهران) که سیام مهرماه تشکیل شد و متن آن به جهتِ تأیید برای مدیریت ادارهکل یادشده فرستاده شده است:
پیدیاف_صورتجلسه_نشست_دوم_كارگروه.pdf
215.5 KB
پیدیاف صورتجلسه نشست دوم كارگروه مشترک
گفتنی است که ثبت مسجد صبگاهی قدیمیِ محلهی دربند از جمله پیشنهادهای شبکه به ادارهکل میراث فرهنگی استان تهران بود که پذیرفته شد.
پس از بحث های فراوان بر سر تخریب مسجد تاریخی و ارزشمند محله دربند که در مجاورت حریم درجه 1 گورستان ظهیرالدوله قرار دارد و در ادوار گذشته جزو بناهای ارزشمند شناخته شده است؛ و تخریب بخشی از مسجد توسط هیات امنا، شورای فنی میراث فرهنگی استان تهران پس از پیگیری فراوان فعالین میراث فرهنگی و اهالی محل و با همکاری اداره بافت تاریخی شهر تهران، رای به بازسازی عین به عین و ثبت آن در فهرست آثار ملی کشور داد.
امید است همانگونه که سخن رفت و اقدام اولیه شد این پیشنهاد به انجام برسد و مسجدِ نامبرده در کنار گورستان ظهیرالدوله که آن هم نیازمند مرمت و توجه است بتوانند مقصد گردشگری ارزشمندی را در محلهی دربند ایجاد کنند.
پس از بحث های فراوان بر سر تخریب مسجد تاریخی و ارزشمند محله دربند که در مجاورت حریم درجه 1 گورستان ظهیرالدوله قرار دارد و در ادوار گذشته جزو بناهای ارزشمند شناخته شده است؛ و تخریب بخشی از مسجد توسط هیات امنا، شورای فنی میراث فرهنگی استان تهران پس از پیگیری فراوان فعالین میراث فرهنگی و اهالی محل و با همکاری اداره بافت تاریخی شهر تهران، رای به بازسازی عین به عین و ثبت آن در فهرست آثار ملی کشور داد.
امید است همانگونه که سخن رفت و اقدام اولیه شد این پیشنهاد به انجام برسد و مسجدِ نامبرده در کنار گورستان ظهیرالدوله که آن هم نیازمند مرمت و توجه است بتوانند مقصد گردشگری ارزشمندی را در محلهی دربند ایجاد کنند.
شبکهی سمنهای میراثی استان تهران
شبکه سمنهای میراثی استان تهران، به همراهی کارشناسان و خبرنگاران این حوزه، برپا میکند: ▫️ همگردی در بافت تاریخی تهران ▪️ برنامه همگردی: بازدید از بازارچه و میدان امینالسلطان، بقعه سر قبر آقا و كاروانسرای خانات و صرف نهار در سفرهخانه سنتی خانات ▪️ جمعه…
عکسی از برنامهی همگردی در بافت تاریخی تهران ـ 1396/9/10
یادداشت زیر را بهزاد کاظمی، هموند پیشین شورای مرکزی شبکه، دربارهی همگردی امروز نوشت و در اختیار ما گذارد.
تاریخ زنده در کنار میراث تاریخی
بقعه سر قبر «آقا» از آنجاهایی است که ندیدنش واقعا حسرتی بر دل میگذارد و دوباره دیدنش هم آدم را سیر نمیکند. و جدا از لذت دیدار مجدد این شاهکار معماری و هنر دست و صنعتگری اساتید فنون مختلف تزیین بنا که خود داستان مفصلی میطلبد و امروز با لطف و محبت جناب معمارزاده میسر گردید که جای تشکر و سپاس فراوان از ایشان دارد، باز هم به دلیل نام و اعتبار زحمات بی دریغ ایشان در دوران مرمت این بنا، یکی از نوادگان «آقا» جهت تشکر از ایشان و پذیرایی از جمع همراه ایشان شخصا در محل حاضر شده بودند که خود تاریخ زنده ای از مناسبات خانوادگی سلسله پادشاهی قاجار بود و با توجه به علاقه بنده کمترین به تاریخ شفاهی و میراث ناملموس معرفی کوتاهی از ایشان خدمت دوستان غایب بازدید امروز مینمایم.
باتوجه به اختلاف بین پژوهشگران در مورد اطلاق عنوان «آقا»، اگر روایت گروه اول را درنظر بگیریم و سید ابوالقاسم امام جمعه، امام جمعه دربار ناصرالدین شاه را که اولین مدفون این مکان است شخص مورد اطلاق کلمه «آقا» در نظر بگیریم این بنا که در واقع قسمتی از قبرستان قدیم جنوب شرقی تهران میباشد و خارج از حصار صفوی قریه تهران واقع میشده به همت و هزینه سید زین العابدین تهرانی، فرزند ارشد «آقا» بر روی قبر پدرش ساخته شده است و سپس خود ایشان که بسیاری وی را «آقا»ی مورد اطلاق میدانند هم در همین آرامگاه دفن گردید (در سال ۱۳۲۱ هجری قمری برابر با ۱۲۸۲ هجری شمسی) و بعدها پسر ارشدش که همنام پدربزرگش بود، یعنی سید ابوالقاسم امامی پدر دکتر سید حسن امامی حقوقدان و سیاستمدار مشهور عصر پهلوی هم در همین مکان دفن گردید.
بنا بر روایت تاریخی بعد از فوت سید ابوالقاسم امام جمعه، در سال ۱۲۷۲ هجری قمری، به دلیل سن کم پسرش سید زین العابدین که ۱۲ سال بیشتر نداشته و متولد ۱۲۶۰ هجری قمری بوده، کفالت منصب امام جمعه دارالخلافه به برادر وی سپرده میشود، اما به دلیل علاقه فراوان شخص پادشاه به خانواده سید ابوالقاسم، بلافاصله بعد از رسیدن سن سید زین العابدین به ۱۸ سالگی او را به مقام امام جمعه دارالخلافه منصوب میکنند (سال ۱۲۷۸ هجری قمری) و سپس ضیاء السلطنه دوم دختر ناصرالدین شاه را هم به عقد او در میآورند که از آن دو، دو فرزند بر جا میماند: یک دختر بنام زهرا خانم ملقب به شمس السلطنه که همسر زنده یاد دکتر محمد مصدق نخست وزیر بزرگ تاریخ ایران زمین و رهبر جبهه ملی ایران میشود و پس از وفات مادرش ملقب به ضیاءالسلطنه سوم میشود و یک پسر بنام آقا سیّد جواد ملقب به ضیاءالدین میرزا که از چهره های روشن و اهل دانش و علم و مطالعه تاریخ قاجار بوده است و بعدها ملقب به ظهیرالاسلام میگردد و خانه تاریخی هدایت در کوچه ظهیرالاسلام هم متعلق به او بوده که به هدایتقلیخان اعتضادالملک پدر صادق هدایت میفروشد. این جناب سید جواد که به همراه مادرش ضیاء السلطنه در قبری در کنار مرقد اصلی بقعه دفن شده اند و سنگ قبر مرمر دست سازشان هم منحصر بفرد میباشد و شبیه سنگ قبر ناصرالدین شاه حجاری شده است. خودش (سید جواد امامی ملقب به ظهیرالاسلام) نیز با دختر دایی اش مظفرالدین شاه یعنی اقدس الدوله ازدواج کرد که میزبان امروز ما جناب سید محسن امامی از فرزندان آنهاست.
سید محسن امامی متولد ۱۳۰۶؛ فرزند سید جواد امامی ظهیرالاسلام و اقدس الدوله؛ نوه دختری مظفرالدین شاه؛ خواهرزاده محمدعلی شاه؛ پسرعمه احمد شاه؛ نتیجه دختری ناصرالدین شاه؛ و همچنین نتیجه پسری «آقا» (سید ابوالقاسم امام جمعه)؛ پسردایی فرزندان دکتر محمد مصدق؛ و خویشاوند نزدیک بسیاری از رجال مهم تاریخ ایران؛ فوق لیسانس ریاضی از دانشگاه لوزان سوییس؛ و دارای مدرک تدریس در تمام کانتونهای سوییس؛ همراه دکتر مجتهدی در تاسیس دانشگاه صنعتی شریف؛ و بسیاری سمت های دولتی دیگر، از جمله معاون وزارت پست و تلگراف و تلفن در اواخر حکومت پهلوی؛ با خاطراتی تلخ و شیرین از ۹۰ سال زندگیاش در مرکز خاندانهای سیاسی اشراف ایران، و برای نمونه یک مورد جالبش: ازدواج دخترش با امام جمعه مصری مسجد مسلمانان پاریس!
تاریخ زنده در کنار میراث تاریخی
بقعه سر قبر «آقا» از آنجاهایی است که ندیدنش واقعا حسرتی بر دل میگذارد و دوباره دیدنش هم آدم را سیر نمیکند. و جدا از لذت دیدار مجدد این شاهکار معماری و هنر دست و صنعتگری اساتید فنون مختلف تزیین بنا که خود داستان مفصلی میطلبد و امروز با لطف و محبت جناب معمارزاده میسر گردید که جای تشکر و سپاس فراوان از ایشان دارد، باز هم به دلیل نام و اعتبار زحمات بی دریغ ایشان در دوران مرمت این بنا، یکی از نوادگان «آقا» جهت تشکر از ایشان و پذیرایی از جمع همراه ایشان شخصا در محل حاضر شده بودند که خود تاریخ زنده ای از مناسبات خانوادگی سلسله پادشاهی قاجار بود و با توجه به علاقه بنده کمترین به تاریخ شفاهی و میراث ناملموس معرفی کوتاهی از ایشان خدمت دوستان غایب بازدید امروز مینمایم.
باتوجه به اختلاف بین پژوهشگران در مورد اطلاق عنوان «آقا»، اگر روایت گروه اول را درنظر بگیریم و سید ابوالقاسم امام جمعه، امام جمعه دربار ناصرالدین شاه را که اولین مدفون این مکان است شخص مورد اطلاق کلمه «آقا» در نظر بگیریم این بنا که در واقع قسمتی از قبرستان قدیم جنوب شرقی تهران میباشد و خارج از حصار صفوی قریه تهران واقع میشده به همت و هزینه سید زین العابدین تهرانی، فرزند ارشد «آقا» بر روی قبر پدرش ساخته شده است و سپس خود ایشان که بسیاری وی را «آقا»ی مورد اطلاق میدانند هم در همین آرامگاه دفن گردید (در سال ۱۳۲۱ هجری قمری برابر با ۱۲۸۲ هجری شمسی) و بعدها پسر ارشدش که همنام پدربزرگش بود، یعنی سید ابوالقاسم امامی پدر دکتر سید حسن امامی حقوقدان و سیاستمدار مشهور عصر پهلوی هم در همین مکان دفن گردید.
بنا بر روایت تاریخی بعد از فوت سید ابوالقاسم امام جمعه، در سال ۱۲۷۲ هجری قمری، به دلیل سن کم پسرش سید زین العابدین که ۱۲ سال بیشتر نداشته و متولد ۱۲۶۰ هجری قمری بوده، کفالت منصب امام جمعه دارالخلافه به برادر وی سپرده میشود، اما به دلیل علاقه فراوان شخص پادشاه به خانواده سید ابوالقاسم، بلافاصله بعد از رسیدن سن سید زین العابدین به ۱۸ سالگی او را به مقام امام جمعه دارالخلافه منصوب میکنند (سال ۱۲۷۸ هجری قمری) و سپس ضیاء السلطنه دوم دختر ناصرالدین شاه را هم به عقد او در میآورند که از آن دو، دو فرزند بر جا میماند: یک دختر بنام زهرا خانم ملقب به شمس السلطنه که همسر زنده یاد دکتر محمد مصدق نخست وزیر بزرگ تاریخ ایران زمین و رهبر جبهه ملی ایران میشود و پس از وفات مادرش ملقب به ضیاءالسلطنه سوم میشود و یک پسر بنام آقا سیّد جواد ملقب به ضیاءالدین میرزا که از چهره های روشن و اهل دانش و علم و مطالعه تاریخ قاجار بوده است و بعدها ملقب به ظهیرالاسلام میگردد و خانه تاریخی هدایت در کوچه ظهیرالاسلام هم متعلق به او بوده که به هدایتقلیخان اعتضادالملک پدر صادق هدایت میفروشد. این جناب سید جواد که به همراه مادرش ضیاء السلطنه در قبری در کنار مرقد اصلی بقعه دفن شده اند و سنگ قبر مرمر دست سازشان هم منحصر بفرد میباشد و شبیه سنگ قبر ناصرالدین شاه حجاری شده است. خودش (سید جواد امامی ملقب به ظهیرالاسلام) نیز با دختر دایی اش مظفرالدین شاه یعنی اقدس الدوله ازدواج کرد که میزبان امروز ما جناب سید محسن امامی از فرزندان آنهاست.
سید محسن امامی متولد ۱۳۰۶؛ فرزند سید جواد امامی ظهیرالاسلام و اقدس الدوله؛ نوه دختری مظفرالدین شاه؛ خواهرزاده محمدعلی شاه؛ پسرعمه احمد شاه؛ نتیجه دختری ناصرالدین شاه؛ و همچنین نتیجه پسری «آقا» (سید ابوالقاسم امام جمعه)؛ پسردایی فرزندان دکتر محمد مصدق؛ و خویشاوند نزدیک بسیاری از رجال مهم تاریخ ایران؛ فوق لیسانس ریاضی از دانشگاه لوزان سوییس؛ و دارای مدرک تدریس در تمام کانتونهای سوییس؛ همراه دکتر مجتهدی در تاسیس دانشگاه صنعتی شریف؛ و بسیاری سمت های دولتی دیگر، از جمله معاون وزارت پست و تلگراف و تلفن در اواخر حکومت پهلوی؛ با خاطراتی تلخ و شیرین از ۹۰ سال زندگیاش در مرکز خاندانهای سیاسی اشراف ایران، و برای نمونه یک مورد جالبش: ازدواج دخترش با امام جمعه مصری مسجد مسلمانان پاریس!
شبکهی سمنهای میراثی استان تهران
موردهای یادشده همه در مجمع عمومی مورد تأیید باشندگان قرار گرفت، فقط در مورد نخست یادآوری شد که چون در قانون تجارت الزام درج زمان مجمع عمومی و دعوت به آن در روزنامهای پرشمارگان قید شده، از این رو همچنان چاپ اعلام مجمع در روزنامهای پرشمارگان در کنار کانال…
1396-9-13 Asasnameh shabakeh.pdf
117.4 KB
نسخهی آخر اساسنامهی شبکهی سمنهای میراثی استان تهران ـ برای «حق عضویت سالانهی پیشِ رو» رقم صد هزار تومان در مجمع تصویب شد که هموندان میتوانند آن را در دو قسط 50 هزار تومانی پرداخت کنند.
درخواستی از دوستان کنشگر مدنیام
علیرضا افشاری
دبیرکل شبکهی سمنهای میراثی استان تهران
جمعه بعدازظهر، به کوششِ دوستم احمد بختیاری، که از مدتها پیش پیگیر این برنامه بود، «نخستین همایش روز بینالمللی کار داوطلبانه» برگزار شد. همانگونه که همهی ما میدانیم کار داوطلبانه به ما فرصت میدهد تا از چمبره و لاک روزمرگی خارج شویم و بهویژه مشکلات و جامعه را از فضایی بازتر و کلیتر بنگریم. به باور من، اندیشهها و ایدههای نو و راهبردهایی برای زیستِ بهتر از اینگونه وضعیتهاست که ایجاد میشود، چرا که در کارهای روزمرهمان چنان در خود غرقیم و سختیها فرصت اندیشیدن را از ما میگیرد که کمتر به راهبردهایی کلان برای جامعه میاندیشیم. فعالیتهای داوطلبانه به باور من آنقدر مهم است که همهی ما، در هر کار و وضعیت و سنی که هستیم، میبایست این آموزش را دیده و آن آگاهی را داشته باشیم که بخشی از زمانمان ــ یعنی مهمترین داشتهمان ــ را برای همبودگاه و جامعهای که در آن زندگی میکنیم بگذاریم؛ البته اگر دوست داریم که جامعهمان شکوفا و رو به پیشرفت باشد و ما هم نگاهی ژرفتر به آن داشته باشیم.
اما قصدم از طرح این موضوع اشاره به نکتهای دیگر بود. در میانهی برنامه زمانی هم برای من در نظر گرفته شد که سخنرانی کوتاهی داشته باشم، اما همچون بیشتر برنامههایی که همهی ما برپا میکنیم چون کمی دیر برنامه آغاز شد و شخصیتهای دولتیِ دعوتشده هم همه قصد داشتند زودتر نشست را ترک کنند و سخنرانیِ آغازین شماری از آن گرامیان هم درازتر از زمان پیشبینیشده بود بخشهای سوم و چهارم تقدیرها یکی شد و به بخشهای پیشین متصل گردید، و در نتیجه فرصتی برای سخن گفتنِ من پیش نیامد. هر چند بختیاری از من خواست که در پایان برنامه سخنانم را بگویم اما چون شخصیتهای مورد نظر رفته بودند و من هم قصد نداشتم سخنانی را که مخاطبش آنها بودند به دوستان تلاشگر خودم، که برخی از آنها در حوزهی کوششهای داوطلبانه استاد من هستند، بزنم از آن انصراف دادم.
سخنرانانِ یادشده از نیاز به توانمند شدنِ جامعه سخن رانده بودند و این که جامعهی توانمند میتواند جلو بسیاری از کمبودها و آسیبها را بگیرد که در این زمینه شکی نیست، اما نمیتوان نیمهی دیگر این وضعیت را ندید و آن، زمینهچینیها و ساختارسازیهایی است که دولتیها و کسانی که بر مسند شورای شهر نشستهاند میبایست انجام دهند. در جامعهای که ما آموزشِ کار گروهی را ندیدهایم و اگر هم چیزی هست بیشتر به پیشینهی فرهنگی و سنتی جامعهمان برمیگردد و هنگامی که گاهی برای کوچکترین کارها از داشتن امکاناتی همچون جا و بودجه محروم هستیم، یا به بهانههایی چون نداشتن پروانهای که میبایست وزارت کشور آن را سریعتر به گروههای علاقهمند بدهد ماهها و سالها کارهایمان عقب میافتد، آیا میتوان فقط نیمهی کنشگران را دید و با شادمانی از وجودِ آنان و گاهی هم بهره بردن از حضورشان، خودمان را از بار مسؤولیتی که بر دوشمان است آزاد کنیم؟
صد البته بیپشتیبانیِ آنان هم میتوان کارها را پیش برد همچنان که دوستانِ گرامیِ کنشگرم تا کنون پیش رفتهاند، اما در جهانی که به سرعت در آن توانمندیِ جامعههای پیشرو در حال فاصله گرفتن از دیگران است آیا ما نباید از همهی توانمان بهره ببریم و حاکمان را واداریم که در آماده ساختن زیرساختها نقش بیشتری را بپذیرند؟
اما مراد اصلیام از این نوشتار که دوست دارم دوستان فعالم در حوزههای مختلف آن را در نظر بگیرند لزوم بهره بردن از حضور شخصیتهای دولتی در این دست نشستها و انتقال خواستهایمان به آنهاست. میدانیم که در وضعیت عادی دستیابی به این گرامیان کاری سخت و وقتگیر است، اما هنگامی که آنان را به نشستهایمان دعوت میکنیم آیا نباید فرصتی را برای رساندنِ سخنمان به آنها ایجاد کنیم؟ به باور من، در هر نشستی که کسی دارای جایگاه حکومتی را دعوت میکنیم دوستان مدنی برگزارکنندهی برنامه حتماً میبایست آن شخصیت را وادار به شنیدن خواستهایشان بر دستِ کسی از میان خودشان بکنند؛ دبیر نشست، مجری یا یکی از مدنیهای باسابقه. باور دارم این که حتا در نشستهای خودمان هم به این بزرگان فضا دهیم که باز سخنان خودشان را به ما بگویند و بعد هم به سرعت بروند خطاست. امید که این درخواستم به کارِ دوستان کنشگرم، در هر حوزهای که هستند، آید.
علیرضا افشاری
دبیرکل شبکهی سمنهای میراثی استان تهران
جمعه بعدازظهر، به کوششِ دوستم احمد بختیاری، که از مدتها پیش پیگیر این برنامه بود، «نخستین همایش روز بینالمللی کار داوطلبانه» برگزار شد. همانگونه که همهی ما میدانیم کار داوطلبانه به ما فرصت میدهد تا از چمبره و لاک روزمرگی خارج شویم و بهویژه مشکلات و جامعه را از فضایی بازتر و کلیتر بنگریم. به باور من، اندیشهها و ایدههای نو و راهبردهایی برای زیستِ بهتر از اینگونه وضعیتهاست که ایجاد میشود، چرا که در کارهای روزمرهمان چنان در خود غرقیم و سختیها فرصت اندیشیدن را از ما میگیرد که کمتر به راهبردهایی کلان برای جامعه میاندیشیم. فعالیتهای داوطلبانه به باور من آنقدر مهم است که همهی ما، در هر کار و وضعیت و سنی که هستیم، میبایست این آموزش را دیده و آن آگاهی را داشته باشیم که بخشی از زمانمان ــ یعنی مهمترین داشتهمان ــ را برای همبودگاه و جامعهای که در آن زندگی میکنیم بگذاریم؛ البته اگر دوست داریم که جامعهمان شکوفا و رو به پیشرفت باشد و ما هم نگاهی ژرفتر به آن داشته باشیم.
اما قصدم از طرح این موضوع اشاره به نکتهای دیگر بود. در میانهی برنامه زمانی هم برای من در نظر گرفته شد که سخنرانی کوتاهی داشته باشم، اما همچون بیشتر برنامههایی که همهی ما برپا میکنیم چون کمی دیر برنامه آغاز شد و شخصیتهای دولتیِ دعوتشده هم همه قصد داشتند زودتر نشست را ترک کنند و سخنرانیِ آغازین شماری از آن گرامیان هم درازتر از زمان پیشبینیشده بود بخشهای سوم و چهارم تقدیرها یکی شد و به بخشهای پیشین متصل گردید، و در نتیجه فرصتی برای سخن گفتنِ من پیش نیامد. هر چند بختیاری از من خواست که در پایان برنامه سخنانم را بگویم اما چون شخصیتهای مورد نظر رفته بودند و من هم قصد نداشتم سخنانی را که مخاطبش آنها بودند به دوستان تلاشگر خودم، که برخی از آنها در حوزهی کوششهای داوطلبانه استاد من هستند، بزنم از آن انصراف دادم.
سخنرانانِ یادشده از نیاز به توانمند شدنِ جامعه سخن رانده بودند و این که جامعهی توانمند میتواند جلو بسیاری از کمبودها و آسیبها را بگیرد که در این زمینه شکی نیست، اما نمیتوان نیمهی دیگر این وضعیت را ندید و آن، زمینهچینیها و ساختارسازیهایی است که دولتیها و کسانی که بر مسند شورای شهر نشستهاند میبایست انجام دهند. در جامعهای که ما آموزشِ کار گروهی را ندیدهایم و اگر هم چیزی هست بیشتر به پیشینهی فرهنگی و سنتی جامعهمان برمیگردد و هنگامی که گاهی برای کوچکترین کارها از داشتن امکاناتی همچون جا و بودجه محروم هستیم، یا به بهانههایی چون نداشتن پروانهای که میبایست وزارت کشور آن را سریعتر به گروههای علاقهمند بدهد ماهها و سالها کارهایمان عقب میافتد، آیا میتوان فقط نیمهی کنشگران را دید و با شادمانی از وجودِ آنان و گاهی هم بهره بردن از حضورشان، خودمان را از بار مسؤولیتی که بر دوشمان است آزاد کنیم؟
صد البته بیپشتیبانیِ آنان هم میتوان کارها را پیش برد همچنان که دوستانِ گرامیِ کنشگرم تا کنون پیش رفتهاند، اما در جهانی که به سرعت در آن توانمندیِ جامعههای پیشرو در حال فاصله گرفتن از دیگران است آیا ما نباید از همهی توانمان بهره ببریم و حاکمان را واداریم که در آماده ساختن زیرساختها نقش بیشتری را بپذیرند؟
اما مراد اصلیام از این نوشتار که دوست دارم دوستان فعالم در حوزههای مختلف آن را در نظر بگیرند لزوم بهره بردن از حضور شخصیتهای دولتی در این دست نشستها و انتقال خواستهایمان به آنهاست. میدانیم که در وضعیت عادی دستیابی به این گرامیان کاری سخت و وقتگیر است، اما هنگامی که آنان را به نشستهایمان دعوت میکنیم آیا نباید فرصتی را برای رساندنِ سخنمان به آنها ایجاد کنیم؟ به باور من، در هر نشستی که کسی دارای جایگاه حکومتی را دعوت میکنیم دوستان مدنی برگزارکنندهی برنامه حتماً میبایست آن شخصیت را وادار به شنیدن خواستهایشان بر دستِ کسی از میان خودشان بکنند؛ دبیر نشست، مجری یا یکی از مدنیهای باسابقه. باور دارم این که حتا در نشستهای خودمان هم به این بزرگان فضا دهیم که باز سخنان خودشان را به ما بگویند و بعد هم به سرعت بروند خطاست. امید که این درخواستم به کارِ دوستان کنشگرم، در هر حوزهای که هستند، آید.
در پی انتشار سخنانی از مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان تهران دربارهی نقش افرادی در پوشش انجمنی غیرقانونی در تجویزِ نسخههایی فراقانونی به مالکان بناهای تاریخی، شبکهی سمنهای میراثی استان تهران طی نامهای از ایشان درخواستِ معرفی این افراد و انجمنها و همچنین انتشار نتیجهی تحقیقاتِ آن ادارهکل دربارهی موضوعِ موضوعِ مهمِ خروجِ شماری از خانههای تاریخی تهران از ثبت ملی را، که بزرگترین معضل میراث فرهنگی سالهای اخیر در شهر تهران به شمار رفته و در حوزهی مستقیم مسؤولیت آن ادارهی کل است، کرد.
متن کامل این نامه به شرح زیر است:
متن کامل این نامه به شرح زیر است:
مدیرکل محترم میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان تهران
جناب آقای رجبعلی خسروآبادی
با سلام و احترام؛
با ابراز شگفتی و ناباوری نسبت به بیاناتی که بهتازگی منسوب به شما منتشر شده است، به استحضار میرسانیم که اخیراً روابط عمومی آن ادارهی کل اظهاراتی را به نقل از جنابعالی در خصوص فعالیت انجمنهای میراث فرهنگی منتشر کرده که در بخشی از آن عنوان شده: «افرادی که در پوشش انجمن غیرقانونی در حال فعالیت میباشند، بعضاً به دنبال سودجویی از مالکان خانههای تاریخی هستند و چندین عنوان شکایت از انجمنهای غیرقانونی در حوزهی میراث فرهنگی اعلام شده که این افراد نسخههای فراقانونی را به مالکان بناهای تاریخی تجویز کردهاند. لیست افراد شناساییشده که بعضی از آنها با نام مستعار در حال فعالیت میباشند به ادارهی کل اجتماعی استانداری تهران اعلام شده، تا پس از اجماع از طریق قانونی و حقوقی با این افراد و سایتها برخورد شود». این اظهارات محتملاً مکمل نکاتی است که در گفتوگو با روزنامهی همشهری مورخهی هشتم آذرماه مطرح کردهاید: «اين مباحث بر اساس اخباری است كه برخی مالكين به ما گفتهاند و بعضاً نوع صحبتی كه مالكين میكنند، مبنی بر اين است كه برخی به آنها مراجعه میكنند و اين پيشنهادها را میدهند كه ابنيهی شما را از ثبت خارج ميكنيم و از واجد ارزش بودن میاندازيم. ما هم به اين جمعبندی رسيديم كه اين هشدار را به مالكان بدهيم».
اطلاع از این اظهارات جنابعالی، آنهم همزمان با کارزاری که با موضوع برکناری جنابعالی از سمت مدیریت ادارهی کل میراث فرهنگی استان تهران در یکی از کانالهای تلگرامی طرح شده بود، به راستی برای فعالان مدنی حوزهی میراث فرهنگی غافلگیرکننده بود! بدان سبب که آشکار است تخلف و کلاهبرداری از طریق وعدهی خروج از ثبت بناهای تاریخی و ایجاد مانع بر سر راه ثبت و صیانت از این بناها توسط هر کس که صورت پذیرد نابخشودنی و مستلزم رسیدگی و ممانعتِ هرچه سریعتری فراتر از یک هشدار به مالکان است؛ اما اینکه در این میانه پای تشکلهای مردمنهاد مدافع میراث فرهنگی، که اغلب بیهیچ چشمداشتی مدافع میراث فرهنگی بودهاند و جز زحمت داوطلبانه و دلسوزی و احساس مسئولیت برای فرهنگ و تاریخ این مُلک کاری نکردهاند، بهطور عام به میان آید بسیار غریب و سوالبرانگیز مینماید!
بر این پایه، تشکلهای مردمنهاد حوزهی میراث فرهنگی استان تهران درخواست دارند اکنون که آن مجموعهی محترم به اطلاعات و مستنداتی در این خصوص دست یافته، آنها را منتشر ساخته و در اختیار افکار عمومی قرار دهد. در همین راستا، و بهویژه به لحاظ اهمیت موضوعِ مهمِ خروجِ شماری از خانههای تاریخی تهران از ثبت ملی، که بزرگترین معضل میراث فرهنگی سالهای اخیر در شهر تهران به شمار رفته و در حوزهی مستقیم مسؤولیت آن ادارهی کل است، تشکلها و فعالان مدنی حوزهی میراث فرهنگی همچنین خواهان انتشار نتایج تحقیقاتِ آن ادارهی کل در خصوص شناسایی عوامل مشاورههای فنی و تخصصیای هستند که صاحبان خانههای تاریخی شهر تهران را یکی پس از دیگری به سمتِ سرعت بخشیدن به خروج ملکشان از ثبت ملی هدایت کرده و صدمات بیبازگشتی را به میراث تاریخی و فرهنگی شهر تهران زدهاند.
شبکهی سمنهای میراثی استان تهران به جهتِ شفافیت در امر پاسداری از میراث فرهنگی شهر تهران، بیصبرانه منتظر انتشار اطلاعاتِ یادشده است و در این امر اجتماعی از هیچ کمکی دریغ نمیکند.
ارادتمند
علیرضا افشاری
دبیرکل شبکه سمنهای میراثی استان تهران
جناب آقای رجبعلی خسروآبادی
با سلام و احترام؛
با ابراز شگفتی و ناباوری نسبت به بیاناتی که بهتازگی منسوب به شما منتشر شده است، به استحضار میرسانیم که اخیراً روابط عمومی آن ادارهی کل اظهاراتی را به نقل از جنابعالی در خصوص فعالیت انجمنهای میراث فرهنگی منتشر کرده که در بخشی از آن عنوان شده: «افرادی که در پوشش انجمن غیرقانونی در حال فعالیت میباشند، بعضاً به دنبال سودجویی از مالکان خانههای تاریخی هستند و چندین عنوان شکایت از انجمنهای غیرقانونی در حوزهی میراث فرهنگی اعلام شده که این افراد نسخههای فراقانونی را به مالکان بناهای تاریخی تجویز کردهاند. لیست افراد شناساییشده که بعضی از آنها با نام مستعار در حال فعالیت میباشند به ادارهی کل اجتماعی استانداری تهران اعلام شده، تا پس از اجماع از طریق قانونی و حقوقی با این افراد و سایتها برخورد شود». این اظهارات محتملاً مکمل نکاتی است که در گفتوگو با روزنامهی همشهری مورخهی هشتم آذرماه مطرح کردهاید: «اين مباحث بر اساس اخباری است كه برخی مالكين به ما گفتهاند و بعضاً نوع صحبتی كه مالكين میكنند، مبنی بر اين است كه برخی به آنها مراجعه میكنند و اين پيشنهادها را میدهند كه ابنيهی شما را از ثبت خارج ميكنيم و از واجد ارزش بودن میاندازيم. ما هم به اين جمعبندی رسيديم كه اين هشدار را به مالكان بدهيم».
اطلاع از این اظهارات جنابعالی، آنهم همزمان با کارزاری که با موضوع برکناری جنابعالی از سمت مدیریت ادارهی کل میراث فرهنگی استان تهران در یکی از کانالهای تلگرامی طرح شده بود، به راستی برای فعالان مدنی حوزهی میراث فرهنگی غافلگیرکننده بود! بدان سبب که آشکار است تخلف و کلاهبرداری از طریق وعدهی خروج از ثبت بناهای تاریخی و ایجاد مانع بر سر راه ثبت و صیانت از این بناها توسط هر کس که صورت پذیرد نابخشودنی و مستلزم رسیدگی و ممانعتِ هرچه سریعتری فراتر از یک هشدار به مالکان است؛ اما اینکه در این میانه پای تشکلهای مردمنهاد مدافع میراث فرهنگی، که اغلب بیهیچ چشمداشتی مدافع میراث فرهنگی بودهاند و جز زحمت داوطلبانه و دلسوزی و احساس مسئولیت برای فرهنگ و تاریخ این مُلک کاری نکردهاند، بهطور عام به میان آید بسیار غریب و سوالبرانگیز مینماید!
بر این پایه، تشکلهای مردمنهاد حوزهی میراث فرهنگی استان تهران درخواست دارند اکنون که آن مجموعهی محترم به اطلاعات و مستنداتی در این خصوص دست یافته، آنها را منتشر ساخته و در اختیار افکار عمومی قرار دهد. در همین راستا، و بهویژه به لحاظ اهمیت موضوعِ مهمِ خروجِ شماری از خانههای تاریخی تهران از ثبت ملی، که بزرگترین معضل میراث فرهنگی سالهای اخیر در شهر تهران به شمار رفته و در حوزهی مستقیم مسؤولیت آن ادارهی کل است، تشکلها و فعالان مدنی حوزهی میراث فرهنگی همچنین خواهان انتشار نتایج تحقیقاتِ آن ادارهی کل در خصوص شناسایی عوامل مشاورههای فنی و تخصصیای هستند که صاحبان خانههای تاریخی شهر تهران را یکی پس از دیگری به سمتِ سرعت بخشیدن به خروج ملکشان از ثبت ملی هدایت کرده و صدمات بیبازگشتی را به میراث تاریخی و فرهنگی شهر تهران زدهاند.
شبکهی سمنهای میراثی استان تهران به جهتِ شفافیت در امر پاسداری از میراث فرهنگی شهر تهران، بیصبرانه منتظر انتشار اطلاعاتِ یادشده است و در این امر اجتماعی از هیچ کمکی دریغ نمیکند.
ارادتمند
علیرضا افشاری
دبیرکل شبکه سمنهای میراثی استان تهران
به دنبال اعلام مدیرکل میراثفرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان تهران دربارهی سمنهایی که نسخههای فراقانونی را به مالکان بناهای تاریخی تجویز کردهاند و از آنها شکایت میشود، شبکه سمنهای میراثی استان تهران در نامهای درخواست کرد که عوامل مشاورههای فنی و تخصصی خروج خانههای تاریخی شهر از ثبت ملی معرفی شوند.
به گزارش ایسنا، هفتم آذر امسال، رجبعلی خسروآبادی، مدیرکل میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری استان تهران اعلام کرد: «چندین عنوان شکایت از انجمنهای غیرقانونی در حوزه میراث فرهنگی اعلام شده که این افراد نسخههای فراقانونی را به مالکان بناهای تاریخی تجویز کردهاند. فهرست افراد شناسایی شده که بعضی از آنها با نام مستعار در حال فعالیتاند و به اداره کل اجتماعی استانداری تهران اعلام شده است. پس از اجماع از طریق قانونی و حقوقی با این افراد و سایتها برخورد میشود.»
او حتی اعلام کرده بود: «انجمنهای مردمی در حوزه میراث فرهنگی که به دنبال فعالیت مدنی و شفاف در چارچوب قانون هستند، باید مجوز فعالیت خود را از وزارت کشور و تایید سازمان میراث فرهنگی دریافت کنند.»
حالا شبکه سمنهای میراثی استان تهران در نامهی خود خطاب به رجبعلی خسروآبادی، مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان تهران، درخواست اعلام اسامی این انجمنها را دارند.
در این نامه با اشاره به صحبتهای ذکر شده از سوی خسروآبادی خطاب به وی، نوشته شده است:...
https://www.isna.ir/news/96092010848/%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%BA%DB%8C%D8%B1%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF
به گزارش ایسنا، هفتم آذر امسال، رجبعلی خسروآبادی، مدیرکل میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری استان تهران اعلام کرد: «چندین عنوان شکایت از انجمنهای غیرقانونی در حوزه میراث فرهنگی اعلام شده که این افراد نسخههای فراقانونی را به مالکان بناهای تاریخی تجویز کردهاند. فهرست افراد شناسایی شده که بعضی از آنها با نام مستعار در حال فعالیتاند و به اداره کل اجتماعی استانداری تهران اعلام شده است. پس از اجماع از طریق قانونی و حقوقی با این افراد و سایتها برخورد میشود.»
او حتی اعلام کرده بود: «انجمنهای مردمی در حوزه میراث فرهنگی که به دنبال فعالیت مدنی و شفاف در چارچوب قانون هستند، باید مجوز فعالیت خود را از وزارت کشور و تایید سازمان میراث فرهنگی دریافت کنند.»
حالا شبکه سمنهای میراثی استان تهران در نامهی خود خطاب به رجبعلی خسروآبادی، مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان تهران، درخواست اعلام اسامی این انجمنها را دارند.
در این نامه با اشاره به صحبتهای ذکر شده از سوی خسروآبادی خطاب به وی، نوشته شده است:...
https://www.isna.ir/news/96092010848/%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%BA%DB%8C%D8%B1%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF
ایسنا
«نام انجمنهای غیرقانونی را اعلام کنید»
به دنبال اعلام مدیرکل میراثفرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان تهران دربارهی سمنهایی که نسخههای فراقانونی را به مالکان بناهای تاریخی تجویز کردهاند و از آنها شکایت میشود، شبکه سمنهای میراثی استان تهران در نامهای درخواست کرد که عوامل مشاورههای فنی…
درخواست سمنهای میراثی تهران از ادارهکل میراث فرهنگی:
عوامل کمک به خروج خانههای تاریخی از ثبت ملی را معرفی کنید
در پی اظهارنظر مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان تهران دربارهی سمنهایی که نسخههای فراقانونی را به مالکان بناهای تاریخی تجویز کردهاند، شبکهی سمنهای میراثی استان تهران در نامهای از او خواست که عوامل مشاورههای فنی و تخصصی خروج خانههای تاریخی شهر از ثبت ملی را معرفی کند...
http://chamedanmag.ir/%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%da%a9%d9%85%da%a9-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d8%b1%d9%88%d8%ac-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%ab/
عوامل کمک به خروج خانههای تاریخی از ثبت ملی را معرفی کنید
در پی اظهارنظر مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان تهران دربارهی سمنهایی که نسخههای فراقانونی را به مالکان بناهای تاریخی تجویز کردهاند، شبکهی سمنهای میراثی استان تهران در نامهای از او خواست که عوامل مشاورههای فنی و تخصصی خروج خانههای تاریخی شهر از ثبت ملی را معرفی کند...
http://chamedanmag.ir/%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%da%a9%d9%85%da%a9-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d8%b1%d9%88%d8%ac-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%ab/
چمدان
عوامل کمک به خروج خانههای تاریخی از ثبت ملی را معرفی کنید - چمدان
چمدان : در بخش آغازین این نامه، که خطاب به رجبعلی خسروآبادی، مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان تهران، نوشته شده، آمده است: با ابراز شگفتی و ناباوری نسبت به بیاناتی که بهتازگی منسوب به شما منتشر شده است، به استحضار میرسانیم که اخیراً روابط…
🔲 صورتجلسه اول
شورای مرکزی شبکه تشکل های میراث فرهنگی - دوره دوم
۱۳۹۶/۹/۱۱
🔳 حاضران: آقایان آذری، افشاری، امیری، لطفی، ناصرنصیر، نیک پور
غایب: آقای لشکری
مهمان: خانم کاشانی
منشی جلسه: آقای ناصرنصیر
✅ مصوبات جلسه
🔸 اطلاعات تکمیلی
✅ فعال شدن کارگروههای چهارگانه
🔸افشاری :
پایهی کار شبکه بر کارگروهها استوار است.
آنها هستند که انجمنها را جذبِ شبکه کرده و در آن نگهشان میدارند.
از اینرو، کار دوستان نمایندهی کارگروه بسیار سخت است.
پیشنهادم این است که آنها، با توجه به حاضران در انتخاباتِ کارگروه، نشستهایشان را شکل دهند و سپس بکوشند دیگر انجمنهای آن حوزه را هم به کارگروه جذب کنند.
زمان نشستها بر عهده خود دوستان است [دستکم باید ماهی یکبار باشد].
فقط صورتجلساتشان را به همراه عکسی برای درج در کانال به شبکه بدهند.
در دو حوزهی مشخص هم ارتباطها را خودشان باید مدیریت کنند:
نخست ارتباط با ادارهکل میراث تهران و بخش مرتبطِ آن با حوزهشان؛
و سپس، ارتباط با معاونت تخصصی مرتبطشان در سازمان و همچنین ادارهکل تشکلهای سازمان.
(کارگروه میراث معنوی نیز میتواند با «مدیرکل ثبت آثار و حفظ و احیای میراث معنوی و طبیعی سازمان» در ارتباط باشد.)
نخستین نشست با این مقامها را شبکه شکل میدهد و سپس ادامه دادنِ آن بر عهدهی خود نمایندگان خواهد بود.
دبیرکل نیز به نشستهای گوناگونی دعوت میشود که گزارش آنها را خواهد داد و توقع میرود که همهی اعضای شورای مرکزی، بهویژه منتخبان مجمع عمومی، او را در این برنامهها همراهی کنند.
✅ پیگیری تهیه بانک اطلاعاتی خبرنگاران، کارشناسان، و استادان حوزههای موضوعی توسط مدیران کارگروههای چهارگانه
✅ تعیین ساعت ۴ تا ۶ عصر دومین چهارشنبهی هر ماه در مرکز تشکل های میراث فرهنگی (خیابان لارستان، شماره ۱۸) برای جلسهی شورای مرکزی تا اطلاع ثانوی
🔸 به ترتیب شامل تاریخ های چهارشنبه ۱۳ دی، چهارشنبه ۱۱ بهمن، و چهارشنبه ۹ اسفند در سال جاری
✅ تعیین ارکان شبکه با رأی حاضران برای یک سال به شرح زیر:
- دبیرکل آقای علیرضا افشاری
- جانشین دبیرکل آقای منوچهر لطفی
- خزانهدار آقای رضا نیکپور
- منشی آقای حمیدرضا ناصرنصیر
✅ افتتاح حساب بانکی موقت شبکه با امضای آقایان نیکپور و افشاری
🔸 پس از ثبت شبکه شماره حسابی دایمی به نام شبکه گرفته خواهد شد.
✅ اداره جلسات به صورت نوبتی توسط اعضای حاضر در جلسات
✅ پیشبینی "بررسی اهداف و مأموریتهای شبکه و برنامهریزی اجرایی آن" به عنوان دستور کار جلسهی بعد و گفتگو در گروه تلگرامی شورا در این خصوص تا پیش از جلسهی بعد
✅ تنظیم پیشنویس وظایف و اختیارات هریک از ارکان در شبکه توسط آقای لطفی
✅ تلاش برای تشکیل کارگروه انجمنهای دوستی توسط آقای نیکپور
✅ تلاش برای تشکیل کارگروه آموزشگاهها و مؤسسات آموزشی حوزههای میراث فرهنگی، میراث معنوی صنایع دستی و گردشگری توسط آقای آذری
✅ تهیه دفتر جلسات توسط آقای ناصرنصیر به منظور تنظیم صورتجلسه و امضای آن توسط اعضا
شورای مرکزی شبکه تشکل های میراث فرهنگی - دوره دوم
۱۳۹۶/۹/۱۱
🔳 حاضران: آقایان آذری، افشاری، امیری، لطفی، ناصرنصیر، نیک پور
غایب: آقای لشکری
مهمان: خانم کاشانی
منشی جلسه: آقای ناصرنصیر
✅ مصوبات جلسه
🔸 اطلاعات تکمیلی
✅ فعال شدن کارگروههای چهارگانه
🔸افشاری :
پایهی کار شبکه بر کارگروهها استوار است.
آنها هستند که انجمنها را جذبِ شبکه کرده و در آن نگهشان میدارند.
از اینرو، کار دوستان نمایندهی کارگروه بسیار سخت است.
پیشنهادم این است که آنها، با توجه به حاضران در انتخاباتِ کارگروه، نشستهایشان را شکل دهند و سپس بکوشند دیگر انجمنهای آن حوزه را هم به کارگروه جذب کنند.
زمان نشستها بر عهده خود دوستان است [دستکم باید ماهی یکبار باشد].
فقط صورتجلساتشان را به همراه عکسی برای درج در کانال به شبکه بدهند.
در دو حوزهی مشخص هم ارتباطها را خودشان باید مدیریت کنند:
نخست ارتباط با ادارهکل میراث تهران و بخش مرتبطِ آن با حوزهشان؛
و سپس، ارتباط با معاونت تخصصی مرتبطشان در سازمان و همچنین ادارهکل تشکلهای سازمان.
(کارگروه میراث معنوی نیز میتواند با «مدیرکل ثبت آثار و حفظ و احیای میراث معنوی و طبیعی سازمان» در ارتباط باشد.)
نخستین نشست با این مقامها را شبکه شکل میدهد و سپس ادامه دادنِ آن بر عهدهی خود نمایندگان خواهد بود.
دبیرکل نیز به نشستهای گوناگونی دعوت میشود که گزارش آنها را خواهد داد و توقع میرود که همهی اعضای شورای مرکزی، بهویژه منتخبان مجمع عمومی، او را در این برنامهها همراهی کنند.
✅ پیگیری تهیه بانک اطلاعاتی خبرنگاران، کارشناسان، و استادان حوزههای موضوعی توسط مدیران کارگروههای چهارگانه
✅ تعیین ساعت ۴ تا ۶ عصر دومین چهارشنبهی هر ماه در مرکز تشکل های میراث فرهنگی (خیابان لارستان، شماره ۱۸) برای جلسهی شورای مرکزی تا اطلاع ثانوی
🔸 به ترتیب شامل تاریخ های چهارشنبه ۱۳ دی، چهارشنبه ۱۱ بهمن، و چهارشنبه ۹ اسفند در سال جاری
✅ تعیین ارکان شبکه با رأی حاضران برای یک سال به شرح زیر:
- دبیرکل آقای علیرضا افشاری
- جانشین دبیرکل آقای منوچهر لطفی
- خزانهدار آقای رضا نیکپور
- منشی آقای حمیدرضا ناصرنصیر
✅ افتتاح حساب بانکی موقت شبکه با امضای آقایان نیکپور و افشاری
🔸 پس از ثبت شبکه شماره حسابی دایمی به نام شبکه گرفته خواهد شد.
✅ اداره جلسات به صورت نوبتی توسط اعضای حاضر در جلسات
✅ پیشبینی "بررسی اهداف و مأموریتهای شبکه و برنامهریزی اجرایی آن" به عنوان دستور کار جلسهی بعد و گفتگو در گروه تلگرامی شورا در این خصوص تا پیش از جلسهی بعد
✅ تنظیم پیشنویس وظایف و اختیارات هریک از ارکان در شبکه توسط آقای لطفی
✅ تلاش برای تشکیل کارگروه انجمنهای دوستی توسط آقای نیکپور
✅ تلاش برای تشکیل کارگروه آموزشگاهها و مؤسسات آموزشی حوزههای میراث فرهنگی، میراث معنوی صنایع دستی و گردشگری توسط آقای آذری
✅ تهیه دفتر جلسات توسط آقای ناصرنصیر به منظور تنظیم صورتجلسه و امضای آن توسط اعضا
نشست کارگروه صنایع دستی شبکه
فردا، یکشنبه 25 آذر، از ساعت 15 تا 17 در:
مطهری، لارستان، پلاک 18
حضور برای دبیران یا نمایندگان سمنهای فعال در حوزهی صنایع دستی آزاد است.
فردا، یکشنبه 25 آذر، از ساعت 15 تا 17 در:
مطهری، لارستان، پلاک 18
حضور برای دبیران یا نمایندگان سمنهای فعال در حوزهی صنایع دستی آزاد است.
