Forwarded from ترویج کارهای داوطلبانه
با عضویت در یک سازمان مردم نهاد به گسترش فرهنگ کار داوطلبانه و توسعه سرمایه های اجتماعی کمک می کنیم.
۲۲مرداد روز تشکل ها و مشارکت های اجتماعی گرامی باد🌸🌸🌸
@voluntarywork
۲۲مرداد روز تشکل ها و مشارکت های اجتماعی گرامی باد🌸🌸🌸
@voluntarywork
نهم ماه جاری شماری از هموندان شبکه سمنهای میراثی استان تهران بازدیدی از خانهی رضاخان داشتند.
خانه رضاخان مربوط به اواخر دوره قاجار است و در تهران، نرسیده به میدان حسنآباد، خیابان سادات شریف واقع شده. این اثر در تاریخ ۲۵ مهر ۱۳۸۳ با شمارهٔ ثبت ۱۱۲۰۱ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. این خانه پیش از پادشاهی مورد استفادهی رضاشاه پهلویِ بعدی بوده است. خانه حیاط کوچکی دارد و 8 اتاق دورادور آن قرار گرفتهاند. پیرو نشست کارگروه مشترک شبکهی سمنها و ادارهکل میراث فرهنگی استان تهران قولی مبنی بر در اختیار گذاردن آن به شبکه داده شده است. امید که مهمترین مشکل انجمنهای عضو شبکه، یعنی در اختیار نداشتن جایی برای نشستهای شورای مرکزی و کارگروهها و برنامههای کوچکشان، با در اختیار گرفتنِ این خانه حل شود و فضایی برای ارتباطهای بیشتر و توسعهی انجمنها ایجاد شود.
نامهای که پس از این بازدید برای ریاست ادارهکل تهران نوشته شده چنین است:
خانه رضاخان مربوط به اواخر دوره قاجار است و در تهران، نرسیده به میدان حسنآباد، خیابان سادات شریف واقع شده. این اثر در تاریخ ۲۵ مهر ۱۳۸۳ با شمارهٔ ثبت ۱۱۲۰۱ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. این خانه پیش از پادشاهی مورد استفادهی رضاشاه پهلویِ بعدی بوده است. خانه حیاط کوچکی دارد و 8 اتاق دورادور آن قرار گرفتهاند. پیرو نشست کارگروه مشترک شبکهی سمنها و ادارهکل میراث فرهنگی استان تهران قولی مبنی بر در اختیار گذاردن آن به شبکه داده شده است. امید که مهمترین مشکل انجمنهای عضو شبکه، یعنی در اختیار نداشتن جایی برای نشستهای شورای مرکزی و کارگروهها و برنامههای کوچکشان، با در اختیار گرفتنِ این خانه حل شود و فضایی برای ارتباطهای بیشتر و توسعهی انجمنها ایجاد شود.
نامهای که پس از این بازدید برای ریاست ادارهکل تهران نوشته شده چنین است:
▫️ از ستاد توانافزایی سمنهای شهر تهران چه میراثی ماندگار شد؟
▫️ علیرضا افشاری
▫️ کنشگر مدنی و دبیرکل شبکهی سمنهای میراثی استان تهران
▪️ به نظر میرسد در گرماگرم نقدهای بسیاری که به شورای شهر پیشین تهران و سازمان شهرداری در این سالها وارد میشود و در روندِ ملتهبِ گزینش شهردار جدید که از سر گذشت، کسی به یاد سمنها و نهاد پرقدرتِ یاریگرِ آن در شهر تهران، یعنی ستاد توانافزایی و حمایت از فعالیت سازمانهای مردمنهاد شهر تهران در شورای شهر، نیست؛ ستادی که رئیس آن عضوی از کمیسیون فرهنگی ـ اجتماعی است و با حضور نمایندگانی از کمیسیونهای اصلی شورای اسلامی شهر تهران، وزارت کشور و شهرداری تهران، و بهویژه بودجهی قابل اعتنایی که در اختیار دارد و توان تأثیرگذاریاش بر مهمترین نهاد مرتبط با موضوع سمنها در شهر تهران، یعنی شهرداری قدرتمند این اَبَرشهر که فضاهای فرهنگی بسیاری را در اختیار و توانِ اصلی تأثیرگذاری در لایههای مختلف شهر را بر دوش دارد، میتواند و میبایست به رشد و توانمند شدنِ سمنها در این شهر یاری برساند، اما آیا چنین شده است؟ آیا در چهار سال گذشته، که اوج قدرتِ این ستاد بوده، گامی برای سمنهای تهرانی برداشته شده است؟
ـ نخستین مرحله برای مؤثر شدن این ستاد بهره بردن از افراد آگاه و باتجربه در حوزههای سمنی در کادر اداری و مدیریتی ستاد است. در این سالها مدیریت و معاونتهای ستاد به کسانی سپرده شد که پیشینهی در خور و نامآشنایی در این حوزه نداشتهاند، در حالی که در این مرحله میبایست از کسانی بهره برد که به خوبی بتوانند پُل ارتباطی سمنها با ستاد باشند.
ـ دومین مرحله چگونگی ارتباط ستاد سمنها با سمنهای شهر است که طبیعتاً باید سازوکاری برای آن چیده شود که این ارتباط به سمنهایی خاص و یا نزدیکان به جناحی خاص محدود نشود و بهویژه شیوهی کار به گونهای باشد که امکاناتِ ستاد فقط در اختیار سمنهایی که به قلمرو آن نزدیک شدهاند قرار نگیرد و برای ایجاد زیرساختهایی مفید برای این حوزه صرف شود. در این چهار سال این ارتباط به چه صورتی بوده است؟
ـ و سومین مرحله که میبایست در شورای شهر و بهویژه در حوزهای که با سمنها در ارتباط است کاملاً رعایت شود شفافیت است؛ شفافیت در روند کار و شفافیت در هزینهکردها. آیا ستاد توانافزایی در این سالها شفافیتی داشته است؟
به نظر میرسد پاسخها در هر سه موضوع نومیدکننده است، و آنچه در این سالها شاهد بودهایم نشان روشنی از ستادی با افراد نامتخصص، ارتباطهای سلیقهای و عدم شفافیت دارد.
▪️ با نگاهی به تارنمای تازهساخت ستاد، که جاهای خالی بسیاری دارد، و گفتوگو با کنشگرانی که در این سالها با ستاد پیوند داشتهاند چیزی از رزومه یا کارشناخت مدیران و معاونان نمییابیم؛ سازوکاری در رابطه با چگونگی ارتباط گرفتن با سمنها مشاهده نمیشود و ارتباطها به سمنهای آشنا با مدیران یا سمنهایی که به دعوتهای ستاد لبیک گفتهاند محدود شده است، بدون کوچکترین آسیبشناسی برای عدم پیوندِ انبوه سمنهای تهرانی با این ستاد ــ گویی تمایلی هم به این ارتباط نبوده؛ و گزارشی مالی وجود ندارد. در واقع، آنچه هست فقط و فقط محدود به خبرهایی است از خانم الهه راستگو، ریاست چهار سالهی ستاد، و عکسهای وی که در همهی بخشهای تارنما به چشم میخورد؛ از اخبار و برگزیدهها و گزارش تصویری تا یادداشت و حتی «سمن در رسانهها» (دقت بفرمایید، سمن در رسانهها و نه ستاد در رسانهها). شاید فقط در بخش «اخبار سمنها» است که کمی حضور ایشان، دستکم در عنوان مطالب، کمرنگ میشود. در واقع، پورتال ستاد همانند تارنمای شخصی ریاستِ آن است، و نه جایی برای سمنهای پایتخت و آن چند مطلبی هم که به خبرهایی از سمنها میپردازند برگرفته از «پایگاه خبری وطن» (رسانه خبری سازمانهای غیر دولتی ایران) هستند، و نه ناشی از خبرگیریِ مستقیم ستاد از سمنهای تهرانی! نکتهی مهم اینجاست که سخنان بیارتباط این عضو شورای شهر با موضوع سمنها در صحن شورا هم در این تارنما بازتاب یافته است، گویا ایشان نماد و سنبل سمنهای تهران هستند که هر حرف و کلامشان میبایست در این حوزه مورد توجه قرار گیرد.
@tehranmiras
▫️ علیرضا افشاری
▫️ کنشگر مدنی و دبیرکل شبکهی سمنهای میراثی استان تهران
▪️ به نظر میرسد در گرماگرم نقدهای بسیاری که به شورای شهر پیشین تهران و سازمان شهرداری در این سالها وارد میشود و در روندِ ملتهبِ گزینش شهردار جدید که از سر گذشت، کسی به یاد سمنها و نهاد پرقدرتِ یاریگرِ آن در شهر تهران، یعنی ستاد توانافزایی و حمایت از فعالیت سازمانهای مردمنهاد شهر تهران در شورای شهر، نیست؛ ستادی که رئیس آن عضوی از کمیسیون فرهنگی ـ اجتماعی است و با حضور نمایندگانی از کمیسیونهای اصلی شورای اسلامی شهر تهران، وزارت کشور و شهرداری تهران، و بهویژه بودجهی قابل اعتنایی که در اختیار دارد و توان تأثیرگذاریاش بر مهمترین نهاد مرتبط با موضوع سمنها در شهر تهران، یعنی شهرداری قدرتمند این اَبَرشهر که فضاهای فرهنگی بسیاری را در اختیار و توانِ اصلی تأثیرگذاری در لایههای مختلف شهر را بر دوش دارد، میتواند و میبایست به رشد و توانمند شدنِ سمنها در این شهر یاری برساند، اما آیا چنین شده است؟ آیا در چهار سال گذشته، که اوج قدرتِ این ستاد بوده، گامی برای سمنهای تهرانی برداشته شده است؟
ـ نخستین مرحله برای مؤثر شدن این ستاد بهره بردن از افراد آگاه و باتجربه در حوزههای سمنی در کادر اداری و مدیریتی ستاد است. در این سالها مدیریت و معاونتهای ستاد به کسانی سپرده شد که پیشینهی در خور و نامآشنایی در این حوزه نداشتهاند، در حالی که در این مرحله میبایست از کسانی بهره برد که به خوبی بتوانند پُل ارتباطی سمنها با ستاد باشند.
ـ دومین مرحله چگونگی ارتباط ستاد سمنها با سمنهای شهر است که طبیعتاً باید سازوکاری برای آن چیده شود که این ارتباط به سمنهایی خاص و یا نزدیکان به جناحی خاص محدود نشود و بهویژه شیوهی کار به گونهای باشد که امکاناتِ ستاد فقط در اختیار سمنهایی که به قلمرو آن نزدیک شدهاند قرار نگیرد و برای ایجاد زیرساختهایی مفید برای این حوزه صرف شود. در این چهار سال این ارتباط به چه صورتی بوده است؟
ـ و سومین مرحله که میبایست در شورای شهر و بهویژه در حوزهای که با سمنها در ارتباط است کاملاً رعایت شود شفافیت است؛ شفافیت در روند کار و شفافیت در هزینهکردها. آیا ستاد توانافزایی در این سالها شفافیتی داشته است؟
به نظر میرسد پاسخها در هر سه موضوع نومیدکننده است، و آنچه در این سالها شاهد بودهایم نشان روشنی از ستادی با افراد نامتخصص، ارتباطهای سلیقهای و عدم شفافیت دارد.
▪️ با نگاهی به تارنمای تازهساخت ستاد، که جاهای خالی بسیاری دارد، و گفتوگو با کنشگرانی که در این سالها با ستاد پیوند داشتهاند چیزی از رزومه یا کارشناخت مدیران و معاونان نمییابیم؛ سازوکاری در رابطه با چگونگی ارتباط گرفتن با سمنها مشاهده نمیشود و ارتباطها به سمنهای آشنا با مدیران یا سمنهایی که به دعوتهای ستاد لبیک گفتهاند محدود شده است، بدون کوچکترین آسیبشناسی برای عدم پیوندِ انبوه سمنهای تهرانی با این ستاد ــ گویی تمایلی هم به این ارتباط نبوده؛ و گزارشی مالی وجود ندارد. در واقع، آنچه هست فقط و فقط محدود به خبرهایی است از خانم الهه راستگو، ریاست چهار سالهی ستاد، و عکسهای وی که در همهی بخشهای تارنما به چشم میخورد؛ از اخبار و برگزیدهها و گزارش تصویری تا یادداشت و حتی «سمن در رسانهها» (دقت بفرمایید، سمن در رسانهها و نه ستاد در رسانهها). شاید فقط در بخش «اخبار سمنها» است که کمی حضور ایشان، دستکم در عنوان مطالب، کمرنگ میشود. در واقع، پورتال ستاد همانند تارنمای شخصی ریاستِ آن است، و نه جایی برای سمنهای پایتخت و آن چند مطلبی هم که به خبرهایی از سمنها میپردازند برگرفته از «پایگاه خبری وطن» (رسانه خبری سازمانهای غیر دولتی ایران) هستند، و نه ناشی از خبرگیریِ مستقیم ستاد از سمنهای تهرانی! نکتهی مهم اینجاست که سخنان بیارتباط این عضو شورای شهر با موضوع سمنها در صحن شورا هم در این تارنما بازتاب یافته است، گویا ایشان نماد و سنبل سمنهای تهران هستند که هر حرف و کلامشان میبایست در این حوزه مورد توجه قرار گیرد.
@tehranmiras
[دنبالهی نوشتار بالا]
▪️ اما آیا این انبوه خبرها و حضور خانم راستگو کمکی به سمنها کرده و باری را از دوششان برداشته است؟ به نظر میرسد، دستکم در کلام، پاسخ این پرسش «آری» باشد؛ چرا که ایشان در ظاهر بر این باور هستند که: «مدیریت شهری همچون تهران بدون توجه به نقش مردم و مشارکتهای مردمی امری سخت و ناشدنی است، این مشارکت البته در ساختارها و قالبهای مختلف در شهر تهران هماکنون در حال انجام است» و حتی در نشست با تعدادی از اعضای کمیسیون فرهنگی شورای پنجم بر لزوم تداوم حرکت توجه به سازمانهای مردم نهاد در شورای شهر پنجم تأکید میکنند! اما در عمل چگونه است و ایشان در عین استفاده و بهره بردن از نشانواره و برندِ ستاد چه گامی برای سمنهای تهران برداشتند؟
▪️ با خطایی کم میتوان گفت که تقریباً از بدنهی اصلی فعالیتهای سمنی در این ستاد هیچ خبری نیست؛ کوششهای اجتماعی و بهویژه محیطزیستی و میراثی. گویا تقسیم کاری صورت گرفته و این سمنها اگر کاری هم با شورای شهر داشتند در دیگر بخشهای آن پیگیرش میشدند که این نشان از ضعفِ آشکار این ستاد دارد. خانم راستگو در عین حال که به دیگر حوزهها و بهویژه دولت نقدهایی از زاویهی اجرایی نشدن مصوبات دارد، همچون آنجا که قانون و طرحهای مرتبط با زنان سرپرستِ خانوار و اقشار آسیبدیده را کاغذی میخواند که خود ریشهی بسیاری از مشکلات موجود است، یا آنجا که میگوید «سند مقابله با گرد و غبار نیز همچون منشور حقوق شهروندی طرحی کاغذی با کمترین میزان اثربخشی بوده و بر این اساس بار دیگر باید یادآورشد لزوم ارائه راهکاری عملی ضروری است»، خود توضیحی نمیدهد و از خبرهای تارنما هم برنمیآید که، برای نمونه، امضای تفاهمنامهی آن ستاد با «بنیاد شهید و امور ایثارگران» چه مشکلی را از سمنهای شهر تهران بازمیگشاید، یا چگونه با تحقق این تفاهمنامه «فرهنگ ایثار و شهادت» اشاعه مییابد و سخنشان دربارهی «ایجاد زیرساختهای لازم و نیز برنامهریزی و هماهنگی در جهت همکاری شبکهای و تخصصی سازمانهای مردمنهاد حوزهی ایثار و شهادت (؟) با بنیاد امور شهدا و ایثارگران» به چه معناست و دقیقاً به کدام سمنها اشاره دارد؟ یا چرا ستادی که بیانیهای در راستای حمایت از سمنها و کار سمنی صادر نمیکند به ناگهان در راستای حمایت از فعالیت سازمانهای مردمنهاد شهر تهران در سالگرد فاجعه منا بیانیه میدهد؟ بدون آن که گزارشی از این فعالیت و اثربخشیِ آن بر کار سمنها ارائه داده باشد.
▪️ اگر بگوییم که خانم راستگو به خاطر مسایل سیاسی شاید ارتباط چندانی با دولت نداشته و نمیتوانسته از آنان امتیازی برای سمنها بگیرد، که جای چند و چون دارد، دستکم در حوزهی شهرداری تهران چه گامی برای آنها برداشته، که نزدیکترین ارتباط را با آن سازمان مقتدر و ریاستش داشته است؟ شهرداری تهران انبوهی مراکز را در اختیار دارد که میتوانند پایهایترین نیاز سمنها یعنی جایی برای برپایی نشستها و همایشهایشان را برطرف کند که در این سالها در اکثر مواقع در برابر سمنها درخواست وجه میکردند...
▪️ به باور من، شوربختانه، میراث و نام نیکی از ستاد در چهار سالی که گذشت بر جای نماند و هیچ اقدام ماندگاری برای سمنهای تهرانی انجام نشد، با این حال، سخن بیشتر دربارهی کارنامهی ستاد توانافزایی در این چهار سال را میتوان به پس از ارائهی گزارش خانم راستگو به جامعهی مخاطبش، یعنی سمنهای تهرانی، موکول کرد؛ مطالبهای که میبایست پاسخ داده شود تا شاید اگر من و شماری از کنشگران این عرصه برداشتِ نادرستی از کار ستاد داریم برطرف شود. بهگمانم بهترین محک، ارائهی گزارشی تأییدشده از چرخشِ مالی ستاد باشد و اینکه بودجهها در چه جاها توسط ستاد یا کدام سمنها هزینه شدهاند و ستاد از چه برنامههایی حمایت مالی کرده و در چه مقاطعی چه هدایایی و به چه علت به سمنهای وابسته داده است؟
▪️ و اما طرح این بحث، در مقطعِ کنونی، گشایشی برای این مبحث و در واقع دعوتی از دوستان کنشگرم است به نظارت و نقد این ستاد برای پس از این، بهویژه آنکه دورهای جدید از فعالیت آن در حال آغاز شدن است که در عین شفافیت از سوی مدیرانش، میبایست زیر چشمان ریزبین فعالان مدنی نیز باشد؛ فعالانی که با خون جگر کار و کوششهایشان را پیش میبرند اما کسانی به نام آنها امتیازهایی ریز و درشت میگیرند. نمیتوانیم خواهانِ عدالت باشیم اما برای اجرای آن در حوزهی کاری خودمان آستین بالا نزنیم.
@tehranmiras
▪️ اما آیا این انبوه خبرها و حضور خانم راستگو کمکی به سمنها کرده و باری را از دوششان برداشته است؟ به نظر میرسد، دستکم در کلام، پاسخ این پرسش «آری» باشد؛ چرا که ایشان در ظاهر بر این باور هستند که: «مدیریت شهری همچون تهران بدون توجه به نقش مردم و مشارکتهای مردمی امری سخت و ناشدنی است، این مشارکت البته در ساختارها و قالبهای مختلف در شهر تهران هماکنون در حال انجام است» و حتی در نشست با تعدادی از اعضای کمیسیون فرهنگی شورای پنجم بر لزوم تداوم حرکت توجه به سازمانهای مردم نهاد در شورای شهر پنجم تأکید میکنند! اما در عمل چگونه است و ایشان در عین استفاده و بهره بردن از نشانواره و برندِ ستاد چه گامی برای سمنهای تهران برداشتند؟
▪️ با خطایی کم میتوان گفت که تقریباً از بدنهی اصلی فعالیتهای سمنی در این ستاد هیچ خبری نیست؛ کوششهای اجتماعی و بهویژه محیطزیستی و میراثی. گویا تقسیم کاری صورت گرفته و این سمنها اگر کاری هم با شورای شهر داشتند در دیگر بخشهای آن پیگیرش میشدند که این نشان از ضعفِ آشکار این ستاد دارد. خانم راستگو در عین حال که به دیگر حوزهها و بهویژه دولت نقدهایی از زاویهی اجرایی نشدن مصوبات دارد، همچون آنجا که قانون و طرحهای مرتبط با زنان سرپرستِ خانوار و اقشار آسیبدیده را کاغذی میخواند که خود ریشهی بسیاری از مشکلات موجود است، یا آنجا که میگوید «سند مقابله با گرد و غبار نیز همچون منشور حقوق شهروندی طرحی کاغذی با کمترین میزان اثربخشی بوده و بر این اساس بار دیگر باید یادآورشد لزوم ارائه راهکاری عملی ضروری است»، خود توضیحی نمیدهد و از خبرهای تارنما هم برنمیآید که، برای نمونه، امضای تفاهمنامهی آن ستاد با «بنیاد شهید و امور ایثارگران» چه مشکلی را از سمنهای شهر تهران بازمیگشاید، یا چگونه با تحقق این تفاهمنامه «فرهنگ ایثار و شهادت» اشاعه مییابد و سخنشان دربارهی «ایجاد زیرساختهای لازم و نیز برنامهریزی و هماهنگی در جهت همکاری شبکهای و تخصصی سازمانهای مردمنهاد حوزهی ایثار و شهادت (؟) با بنیاد امور شهدا و ایثارگران» به چه معناست و دقیقاً به کدام سمنها اشاره دارد؟ یا چرا ستادی که بیانیهای در راستای حمایت از سمنها و کار سمنی صادر نمیکند به ناگهان در راستای حمایت از فعالیت سازمانهای مردمنهاد شهر تهران در سالگرد فاجعه منا بیانیه میدهد؟ بدون آن که گزارشی از این فعالیت و اثربخشیِ آن بر کار سمنها ارائه داده باشد.
▪️ اگر بگوییم که خانم راستگو به خاطر مسایل سیاسی شاید ارتباط چندانی با دولت نداشته و نمیتوانسته از آنان امتیازی برای سمنها بگیرد، که جای چند و چون دارد، دستکم در حوزهی شهرداری تهران چه گامی برای آنها برداشته، که نزدیکترین ارتباط را با آن سازمان مقتدر و ریاستش داشته است؟ شهرداری تهران انبوهی مراکز را در اختیار دارد که میتوانند پایهایترین نیاز سمنها یعنی جایی برای برپایی نشستها و همایشهایشان را برطرف کند که در این سالها در اکثر مواقع در برابر سمنها درخواست وجه میکردند...
▪️ به باور من، شوربختانه، میراث و نام نیکی از ستاد در چهار سالی که گذشت بر جای نماند و هیچ اقدام ماندگاری برای سمنهای تهرانی انجام نشد، با این حال، سخن بیشتر دربارهی کارنامهی ستاد توانافزایی در این چهار سال را میتوان به پس از ارائهی گزارش خانم راستگو به جامعهی مخاطبش، یعنی سمنهای تهرانی، موکول کرد؛ مطالبهای که میبایست پاسخ داده شود تا شاید اگر من و شماری از کنشگران این عرصه برداشتِ نادرستی از کار ستاد داریم برطرف شود. بهگمانم بهترین محک، ارائهی گزارشی تأییدشده از چرخشِ مالی ستاد باشد و اینکه بودجهها در چه جاها توسط ستاد یا کدام سمنها هزینه شدهاند و ستاد از چه برنامههایی حمایت مالی کرده و در چه مقاطعی چه هدایایی و به چه علت به سمنهای وابسته داده است؟
▪️ و اما طرح این بحث، در مقطعِ کنونی، گشایشی برای این مبحث و در واقع دعوتی از دوستان کنشگرم است به نظارت و نقد این ستاد برای پس از این، بهویژه آنکه دورهای جدید از فعالیت آن در حال آغاز شدن است که در عین شفافیت از سوی مدیرانش، میبایست زیر چشمان ریزبین فعالان مدنی نیز باشد؛ فعالانی که با خون جگر کار و کوششهایشان را پیش میبرند اما کسانی به نام آنها امتیازهایی ریز و درشت میگیرند. نمیتوانیم خواهانِ عدالت باشیم اما برای اجرای آن در حوزهی کاری خودمان آستین بالا نزنیم.
@tehranmiras
از ستاد توانافزایی سمنهای شهر تهران چه میراثی ماندگار شد؟
در گرماگرم نقدهای بسیاری که به شورای شهر پیشین تهران و سازمان شهرداری در این سالها وارد میشود کسی به یاد سمنها و نهاد پرقدرتِ یاریگرِ آن در شهر تهران، یعنی ستاد توانافزایی و حمایت از فعالیت سازمانهای مردمنهاد شهر تهران در شورای شهر، نیست...
http://www.asriran.com/fa/news/557853/%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B3%D9%85%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%86%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AB%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF
در گرماگرم نقدهای بسیاری که به شورای شهر پیشین تهران و سازمان شهرداری در این سالها وارد میشود کسی به یاد سمنها و نهاد پرقدرتِ یاریگرِ آن در شهر تهران، یعنی ستاد توانافزایی و حمایت از فعالیت سازمانهای مردمنهاد شهر تهران در شورای شهر، نیست...
http://www.asriran.com/fa/news/557853/%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B3%D9%85%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%86%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AB%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF
Asriran
از ستاد توانافزایی سمنهای شهر تهران چه میراثی ماندگار شد؟
در گرماگرم نقدهای بسیاری که به شورای شهر پیشین تهران و سازمان شهرداری در این سالها وارد میشود کسی به یاد سمنها و نهاد پرقدرتِ یاریگرِ آن در شهر تهران، یعنی ستاد توانافزایی و حمایت از فعالیت سازمانهای مردمنهاد شهر تهران در شورای شهر، نیست.
Forwarded from عصر ایران
🔺 از ستاد توانافزایی سمنهای شهر تهران چه میراثی ماندگار شد؟
✍️ علیرضا افشاری
http://www.asriran.com/fa/news/557853
@MyAsriran
✍️ علیرضا افشاری
http://www.asriran.com/fa/news/557853
@MyAsriran
دوازدهمین نشست شورای مرکزی شبکه سمنهای میراثی استان تهران سهشنبه 14 شهریور 1396 با حضور آقایان لطفی، افشاری و لشگری تشکیل شد. کاظمی و بختیاری و استادرضایی، هر کدام به دلایلی که اطلاع دادند، از آمدن عذر خواستند. دربارهی جشن تیرگان و مجمع عمومی گفتوگو شد.
قرار شد: شورای مرکزی شبکه نیمی از هزینهی 800 هزار تومانی جشن تیرگان را، که انجمن فرهنگی افراز پرداخته بود، بر عهده بگیرد؛ برای نشست آتی شورای مرکزی شبکه، که هفتهی آینده برپا خواهد شد، فراخوانی برای حضور انجمنهای عضو داده شود تا اگر دوستانی پیشنهادی برای برگزاری هر چه بهترِ مجمععمومی داشتند در نشستِ آتی ارائه دهند؛ زمانهای 17 و 24 مهر برای مجمع عمومی پیشنهاد شد که ترجیحاً در فرهنگسرایی چون نظامی گنجوی یا تالار حافظ مجموعهی ورشو برگزار گردد.
قرار شد: شورای مرکزی شبکه نیمی از هزینهی 800 هزار تومانی جشن تیرگان را، که انجمن فرهنگی افراز پرداخته بود، بر عهده بگیرد؛ برای نشست آتی شورای مرکزی شبکه، که هفتهی آینده برپا خواهد شد، فراخوانی برای حضور انجمنهای عضو داده شود تا اگر دوستانی پیشنهادی برای برگزاری هر چه بهترِ مجمععمومی داشتند در نشستِ آتی ارائه دهند؛ زمانهای 17 و 24 مهر برای مجمع عمومی پیشنهاد شد که ترجیحاً در فرهنگسرایی چون نظامی گنجوی یا تالار حافظ مجموعهی ورشو برگزار گردد.
فراخوان حضور نمایندگان سمنهای عضو در نشست شورای مرکزی «شبکهی سمنهای میراثی استان تهران»
سیزدهمین نشست شورای مرکزی شبکهی سمنهای میراثی استان تهران سهشنبه 21 شهریور 1396 برگزار خواهد. از آنجایی که عمر یکسالهی شورای مرکزی وقت، بر پایهی توافق در مجمع عمومی هفدهم شهریور ماه سال گذشته، به پایان رسیده است و بهزودی مجمع عمومیِ سالانهی شبکه تشکیل خواهد شد، از سمنهای هموندِ شبکه خواهشمندیم در صورت امکان با حضور خود در این نشست و هماندیشی دربارهی چگونگی برپایی مجمع به جهتِ حضور حداکثری و بیشینهی سمنهای میراثی ـ گردشگری ـ صنایع دستی ـ میراث معنوی ما را در برگزاری هر چه بهتر مجمع عمومی یاری رسانند.
با سپاس
شورای مرکزی شبکهی سمنهای میراثی استان تهران
سیزدهمین نشست شورای مرکزی شبکهی سمنهای میراثی استان تهران سهشنبه 21 شهریور 1396 برگزار خواهد. از آنجایی که عمر یکسالهی شورای مرکزی وقت، بر پایهی توافق در مجمع عمومی هفدهم شهریور ماه سال گذشته، به پایان رسیده است و بهزودی مجمع عمومیِ سالانهی شبکه تشکیل خواهد شد، از سمنهای هموندِ شبکه خواهشمندیم در صورت امکان با حضور خود در این نشست و هماندیشی دربارهی چگونگی برپایی مجمع به جهتِ حضور حداکثری و بیشینهی سمنهای میراثی ـ گردشگری ـ صنایع دستی ـ میراث معنوی ما را در برگزاری هر چه بهتر مجمع عمومی یاری رسانند.
با سپاس
شورای مرکزی شبکهی سمنهای میراثی استان تهران