شبکه‌ی سمن‌های میراثی استان تهران
322 subscribers
585 photos
10 videos
33 files
87 links
شبکه‌ی سمن‌های میراثی استان تهران، طی مجمعی عمومی با حضور ۳۲ سمن مربوط، هفدهم شهریورماه ۱۳۹۵ تشکیل شد. این شبکه پذیرای همه‌ی سمن‌های استان تهران، که موضوع فعالیت‌ِ قیدشده‌شان در اساسنامه با یکی از چهار حوزه‌ی کاری شبکه در پیوند باشد، است.
Download Telegram
▫️ بی‌برنامگی در توسعه‌ی گردشگری

▫️ نگاهی به کارنامه‌ی میراثی ـ گردشگری آقای رییس و خلقِ هویتی جدید برای جزیره‌ی مرجانیِ کیش!

▫️ علیرضا افشاری
▫️ دبیرکل شبکه‌ی سمن‌های میراثی استان تهران


▪️ نگاه دولتی اصولاً این است که افراد قدرتمندی که استاندار بوده‌اند یا در مناطق آزاد کاملاً دست‌شان باز بوده افراد مؤثری در مدیریت سازمان میراث فرهنگی خواهند بود و گردشگری کشورمان را متحول خواهند کرد. در حالی که استاندار و رییس یک منطقه‌ی آزاد با وجود آن‌که در حوزه‌ی مدیریتی خود رییسی تمام‌قامت است و حرف اول و آخر را می‌زند، اما همو زمانی که پایش را در سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری بگذارد، صرفاً به یک رییس سازمانی تبدیل می‌شود که لزومی ندارد دستورهای او از سوی دیگر ارگان‌ها و نهادها ضمانت اجرایی پیدا کنند، چون او صرفاً رییس سازمان خود است نه رییس تمامی وزرارتخانه‌ها، سازمان‌ها یا نهادها. برای همین، این دیدگاه حتی از نظر شکلی و بدون آن‌که وارد نقد محتوایی بشویم ــ که اندیشه‌های این افراد هیچ سنخیتی با مباحث ظریف میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی ندارد ــ دیدگاهی اشتباه است چون قدرت آنها در اجرا کردن و پیش بردن منویات‌شان به مقام و آزادی‌عملی که داشته‌اند باز می‌گردد، و نه لزوماً به شخصیت و مدیریتِ فردی‌شان.

▪️ در ضمن، این نگاه به گردشگری یک پیش‌داشت اشتباه را در خودش دارد و آن این است که ایران نیز می‌تواند همچون آمریکا، کشورهای اروپایی و ترکیه دارای انبوهی گردشگر خارجی و درآمد چند ده میلیارد دلاری حاصل از آن باشد. در پتانسیل گردشگری ایران تردیدی نیست، اما این نگاهِ سطحی در نظر نمی‌گیرد که بخش عمده‌ی گردشگریِ این کشورها حاصلِ آزادی‌هایی تفریحی ـ اجتماعی است که در کشور ما برابرِ قانون اجازه‌ی پرداختن ندارند و گاهی خارج از عرف و شرع هم هستند، و نه کمبود هتل‌های مجلل یا امکاناتی همچون شهر بازی و تله‌کابین، تا با یک مدیر قوی این مشکلات حل شود. کافی است تجسم کنیم که وضعیتی که شهرهای گردشگرپذیرِ کشور همسایه‌ی ما، ترکیه، دارند اگر در شیراز، اصفهان، تبریز یا تهران رخ دهند واکنش‌ها چگونه خواهد بود. شاید اکثر مردم ما توان پذیرشِ شکلی معتدل از آن وضعیت را داشته باشند اما آیا حکومت هم توان چنین پذیرشی را دارد؟ برخی از این تفریحات هم شاید منع قانونی نداشته باشند (مانند برپایی کنسرت‌های موسیقی که این روزها جلوگیری از اجری‌شان موضوع بحث شده است)، اما تجربه نشان می‌دهد که بیشتر اوقات مخالفت شماری شخصیت را، به هر دلیلی، در برابرشان داریم. نمونه‌ی کوچکش همین جزیره‌ی کیش بود که در طی تحولش به منطقه‌ای گردشگرپذیر بارها و بارها دچار تنش‌هایی جدّی شد. هم‌چنین باید در نظر بگیریم که بخش عمده‌ای از پیشرفت گردشگری ایران به سیاست و دیپلماسی خارجی وزارت امورخارجه و نوع نگاه وزارت اطلاعات باز می‌گردد، نه سازمان گردشگری ایران.

▪️ پس کسانی که چنین گمانی درباره‌ی صنعت گردشگری در ایران دارند که فلان مدیر سیاسی که با اقتدار کارهای عمرانی را پیش برده برای ریاست این مجموعه مناسب است، یا ناآگاه و بی‌تجربه هستند یا غرض‌ورز هستند و منافعی را برای خود متصورند. نمونه‌ی بارزش آن‌که در سه دولتِ گذشته با وجود تأکید رییس‌جمهوران به موضوعِ گردشگری و آمدنِ افرادی از همان گونه‌ی نام‌برده‌شده، این حوزه کوچک‌ترین توسعه‌ای پیدا نکرده است. البته در این میان برخی شرکت‌های پیمان‌کاری حوزه‌های مختلف این صنعت، که دارای ارتباطاتِ ویژه با مدیران و رؤسای سازمان میراث فرهنگی بوده‌اند، دچار گشایش‌های بسیار شدند و این دقیقاً نقطه‌ضعفِ آن نگاهِ اشاره‌شده است چون بدون آن‌که طرح و برنامه‌ای کلان برای صنعت گردشگری ریخته شود و بدون آن‌که مشورت نهادهای خصوصی این حوزه و استادان و پژوهشگران این عرصه گرفته شود تلاش می‌شود با کارهایی نمایشی ــ که طبیعتاً با ساخت سازه‌های بزرگ این نمایش بهتر انجام می‌شود ــ این توسعه انجام گیرد، که چون از سویی پای فواید مادی در میان است و از سوی دیگر برنامه‌ای و نظارتی وجود ندارد به سرعت ویژه‌خواری و دوست‌سالاری جایش را در امور محوله باز می‌کند. به این ترتیب، در عمل آنچه باقی ماند نارضایتی و سرخوردگیِ بدنه‌ی اصلی کنشگران و دوستداران این عرصه‌هاست؛ چیزی که به نظر می‌رسد برای انبوهِ هوادارانِ حسن روحانی، به‌ویژه کسانی که با حوزه‌های میراثی ـ گردشگری ـ صنایع دستی در ارتباط‌اند، نیز در حال تکرار است چرا که نام افرادی در فهرستِ گزینه‌ها برای ریاست سازمان میراث فرهنگی به چشم می‌خورد که کارنامه‌شان مصداقِ بارزی از چنین اقداماتی است.

@reesjomhoormiras
[دنباله‌ی نوشتار بالا]

▪️ اما پیش از ورود به موضوعِ گزینه‌ی ریاست جدید سازمان شایسته است به این نکته اشاره شود که کشورمان، در همین وضعیت کنونی و با وجود برخی سخت‌گیری‌های اجتماعی، به شرط حذف شدنِ برخوردهای سلیقه‌ای مقامات ــ که پیش از این اشاره‌ی کوتاهی به آن شد ــ پتانسیلِ قابل‌توجه اما محدودی را در جذبِ گردشگری فرهنگی ـ طبیعی ـ ورزشی ـ سلامت ـ ... دارد که طبیعتاً ما را در فهرست کشورهای اصلی گردشگری وارد نمی‌کند و بار اقتصادی بزرگی را از دوشِ دولت برنمی‌دارد، اما توجه به همین نکته قطعاً از آنچه در این سال‌ها شعارش را می‌دهند وضعیتِ گردشگری و اقتصادِ ناشی از آن را بهتر خواهد کرد و جلو گسترش ناپایدار گردشگری را خواهد گرفت؛ گردشگردی‌ای که به طور سطحی، شعاری و به دروغ توسعه‌اش را در این سال‌ها نوید داده‌اند اما تنها و تنها سبب آسیب زدن به مرغ تخم‌طلا ــ یعنی اصلِ بناهای تاریخی یا محوطه‌های ارزشمند طبیعی ــ شده، که آشکار است پایانِ تلخی را برای کشورمان در این حوزه به دنبال خواهد داشت. وضعیتی که هر چه زودتر می‌بایست متوقف شود.

▪️ اکنون هم، با همان استدلالِ پیش‌گفته، سخن از گرایش رییس‌جمهور به علی‌اصغر مونسان می‌رود. برخی دوستان دولتیِ وی بر این باورند که آنچه مونسان در کیش کرده می‌تواند الگوی خوبی برای توسعه‌ی صنعت گردشگری باشد. پس، این موضوع، با توجه به کناره‌گیریِ توأم با تحسین‌اش از مدیرعاملی منطقه‌ی آزاد کیش در نشست حدافظی با خبرنگاران جزیره، می‌تواند بهانه‌ای باشد برای بازنگری تلاش‌های او در کیش، از دریچه‌ی گردشگری و میراث فرهنگی و طبیعی.

▪️ آشکار است که جهت برنامه ریختن برای یک منطقه در گام نخست باید نقطه قوت یک منطقه را برای گردشگری بدانیم. آیا مدیری که به قول همکارانِ دولتی‌اش جزیره‌ی کیش را متحول کرده است با این نقاط قوت آشنا بوده و آنها را برجسته کرده؟ جزیره کیش پدیده‌ی محیط‌زیستی فوق‌العاده‌ای است، چرا که به لحاظ مرجانی اهمیت بسیار زیادی دارد. جدا از آن‌که این جزیره هنگامی که تبدیل به منطقه آزاد شد تخریب‌های بسیار زیادی بر روی طبیعت آن انجام گرفت، چرا که اکثر طرح‌های عمرانی مانند ساختِ هتل‌ها و مراکز تفریحی و اسکله‌ها در نوار سواحل مرجانی جزیره کیش انجام شد و بخش عمده‌ای از این سواحل را نابود کرد ــ که مصداق همان بر شاخه نشستن و بُن بریدن را دارد ــ در دوره‌ی مدیریت مونسان این وضعیت تشدید شد. هر چند برای نمونه چندین سال پیش دفتر اکوبیولوژی سازمان حفاظت از محیط‌زیست توانست مانع ساخت یک هتل در دریا و درست روی مناطق مرجانی شود، اما اکنون سخن از ساخت مسجد بر دریاست.

▪️ درست است که طرح بازپیرایی مونسان برای منطقه‌ی سفین قدیم ــ با هدف حفظ بافت سنتی آن، در عینِ اشتغال‌زایی و رونق اقتصادی ــ که طی اجرای آن قرار است، علاوه بر حفظ بافت این منطقه، بخش زیادی از مشکلات ساکنان سفین قدیم را هم رفع کند، شاید به علتِ ذی‌نفع و در نتیجه ناظر بودنِ خود بومیان جزیره، نمونه‌ای از نگاه درست به منطقه است اما این نگاه در کل جزیره پیاده نشده است و برعکس، الگوی کشورهای کوچک و بدون پیشینه‌ی جنوب خلیج فارس است که نگاه اصلی به جزیره‌ی کیش را شکل داده است. حتی بر خلافِ آنچه قرار شد تا برای هر یک از پلاک‌های قدیمی منطقه‌ی سفین قدیم طرح‌هایی ویژه بر اساس شکل زمین آن پلاک تهیه شود، برای کارمندان منطقه شهركی هم‌چون انبوه‌سازی‌های خانه‌ی مهر، که وجهه‌ای شبه‌كمونيست‌سازى و خانه‌های یک‌دست کارگری در شوروی سابق را دارد، ساخته شد که به کل با آن شعارهای گردشگری و الگوهای جهانی در دیگر موارد متفاوت بود و ماهيت این جزیره‌ی تفریحی ـ گردشی را زير سئوال برده است.

▪️ اما مهم‌ترین اقدام مونسان برای کیش زنده‌سازی طرحِ بی‌دروپیکر جامعِ محور ويژه‌ی جزيره كيش بوده است. محوری که نخستین بار سخن از ساخت آن در دوره‌ی اصلاحات پیش آمد؛ طرحی که در ابتدا در نظر داشت شبیه‌سازی مدرن و نوآورانه‌ای از چهار باغ اصفهان باشد که، با وجود مخالفت‌ها و تأخیر، با مدیریتی نامناسب (شرکت مشاور ش. و خ.) سرانجام در دوره‌ی احمدی‌نژاد ساختن‌اش آغاز شد. اما اکنون با ایده‌ای مثل شهربازی مواجه هستیم که هیچ فرقی از نظر ماهیت با ایده‌ی غیرکارشناسیِ پیشین ندارد ولی موضوع اصلی این‌بار نه هویت معماری، بلکه چند گام عقب‌تر، یک جهان‌شهر و سیر تاریخ معماری جهان است؛ وضعیتی که در پشتِ آن استفاده از رانت زمین به چشم می‌خورد. این‌که یک خیابان شهری را تبدیل به شهر بازی کنیم موضوعی در جای خود شایسته‌ی بررسی معمارانه است، اما از آن‌جایی که در طرح‌های دولتی از این دست تلاش می‌شود تا همیشه اولین‌ها و بزرگ‌ترین‌ها در جهان اجرا شود این‌بار نه با بازسازی‌های متداول مینیاتوری بلکه با بازسازی بناهای شناخته‌شده‌ی جهان در مقیاس‌هایی نزدیک به واقعیت هستیم!

@reesjomhoormiras
[دنباله‌ی نوشتار بالا]

▪️ كتابچه طرح جامع محور ويژه جزيره كيش ــ احتمالاً خلاصه ــ در ١٠١ صفحه تهیه شده است که بخش‌هایی از آن را در پی خواهید دید (طرحی که نه تنها می‌بایست به آزمونِ معماران گذاشته شود، بلکه در کشوری چون ایران که استثنایی در نقد خوانشِ تاریخ اروپامرکزی است می‌بایست به رایزنی تاریخ‌دانانِ مملکت نیز گذاشته می‌شد)، با این توضیح که مجموعه‌ی لندنِ آن (ساختمان ساعت لندن [بیگ‌بن] و ساختمان باكينگهام) توسط مشاوری (خ. و ص.) كه گفته می‌شود فاقد صلاحيت سازمان برنامه است و گویا از طریق ارتباطاتی شخصی و نه برپایی مناقصه‌ کار را بر عهده گرفته در حال ساخت است (کشاوری که آن شهرک یادشده را نیز ساخته است)، و هم‌چنین پاگوداى چينى، که آن‌هم احتمالاً توسط مشاوری چینی ساختش آغاز شده است (خاك‌بردارى آن چندی پیش به پايان رسيد). و این‌چنین است که نمودار سیر تکاملی تاریخ در جزیره‌ی مرجانی کیش در حال شکل‌گیری است و چون مناطق آزاد از هر گونه نظارت معاف هستند شورای عالی معماری و شهرسازی هیچ نظارتی روی طرح نداشته است. هم‌چنین طبق قانون، مناطق آزاد از انجام ارزیابی زیست‌محیطی برای طرح‌های خود معاف هستند و به همین منظور در این مناطق پروژه‌های عمرانی بدون توجه به الزامات زیست‌محیطی انجام می‌شوند و در نتیجه سازمان محیط‌زیست نیرویی ندارد که جلو این‌همه ساخت‌وساز و افزایش بار بر روی این نگین خلیج‌فارس را بگیرد. همین عدم توجه به ضوابط زیست‌محیطی موجب شده است که در حال حاضر بین 70 تا 80 درصد زیستگاه‌های مرجانی در جزیره کیش از بین رفته و به مناطق تخم‌گذاری لاک‌پشت‌های دریایی در آنجا خسارت فراوان وارد شده است.

▪️ و صدالبته آنچه در این میان اهمیت ندارد هویت منطقه است. این گروه از مدیران فراموش می‌کنند که اگر خلیفه‌نشین‌های جنوب خلیج‌فارس در حال خلق هویتی جدید هستند و معماریِ شهرهای آنان نشانی از گذشته ندارد علت این است که «گذشته» در آن‌جا غایب بوده و اصولاً معماری‌ای در آن صحراها وجود نداشته است...

▪️ مسئولان به این جزیره مانند زمینی معمولی نگاه می‌کنند، در حالی که چسبیده به این جزیره زیستگاه مرجان‌های دریایی است که با خود غنی‌ترین تنوع گونه‌ای را دارند و خدا می‌داند این ساخت‌وسازها و اسکله‌سازی‌ها و رفت‌وآمدهای بیش از ظرفیت مردمان و کشتی‌ها چه بلایی بر سر طبیعت آن می‌آورد و این مصداق واقعی توسعه‌ی ناپایدار است. مناطق مرجانی کیش و قشم در خلیج فارس جزو غنی‌ترین ذخایر مرجانی دنیا هستند و این اکوسیستم‌ها به دلیل تأثیر بر زنجیره‌ی حیات دریا از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند. جزایر حفاظت‌شده‌ی کیش که زیستگاه‌ پرندگان مهاجر و بومی، لاک‌پشت‌ها و محل تجمع جمعیت بکر مرجانی و حتی حیات‌وحش است، در خطر تهدیدات توسعه‌ی جزیره قرار گرفته‌اند و این در حالی است که این مناطق مرجانی جزو مناطق حفاظت‌شده سازمان محیط زیست محسوب می‌شوند.

▪️ در راستای همان تفکر زمینِ بیشتر است که مجلس با واگذاری جزایر هندورابی، فارور و بنی‌فارور به منطقه‌ی آزاد کیش موافقت می‌کند، که این خبر شوکی را برای فعالان و دوستداران طبیعت در پی داشت. جزایر فارو و بنی‌فارور نزدیک یکدیگر و هر دو در شرق جزیره‌ی کیش قرار دارند و جزیره هندروابی نیز در غرب آن واقع است. در صورت اجرایی شدن این مصوبه، فاتحه‌ی مجموعه‌ای از بهترین جزیره‌های مرجانی خلیج فارس را باید خواند. غیر از مرجان‌ها این جزایر مناطق تخم‌گذاری لاک‌پشت‌ها هم هستند و از طرف دیگر محل زمستان‌گذرانی بسیاری از گونه‌های پرندگان آبزی و کنار آبزی‌اند و برخی گونه‌های کم‌یاب و در معرض خطر انقراضی مانند «عقاب ماهیگیر» در جزیره فارور یا «سلیم خرچنگ‌خوار»، «باکلان» و «اگرت» و خیلی از گونه‌های پرنده‌ی آبزی و کنار آبزی هم در همین جزایر مدتی از سال را سپری می‌کنند. بیش از 40 گونه مرجانیِ مورد حمایت فقط در همین مناطق شناسایی شده است که از بالاترین تنوع‌های زیستی خلیج فارس است که در تمام دنیا این زیستگاه‌ها به طور کامل حفاظت می‌شوند؛ جایی که می‌تواند دست‌بالا در گردشگری بهشت غواصان و گردشگریِ محدودِ ورزشی باشد.

@reesjomhoormiras
[دنباله‌ی نوشتار بالا]

▪️ اما آیا مدیریت منطقه‌ی آزاد کیش می‌توانست نمونه‌ای واقعی و پایدار از گردشگری را در آنجا پیاده کند؟ آری، می‌توانست. جدا از آن‌که می‌شد نوآوری‌هایی را بر پایه‌ی پتانسیلِ واقعی جزیره طرح کرد، مراکز گردشگری ساحلیِ شرق دور که با احترام به طبیعت و بدون دستکاری آن و با اقامت‌گاه‌هایی طبیعی و بومی ساخته شده‌اند که آرامش را به انسانِ فراری از هیاهو تقدیم می‌کنند نمونه‌های خردمندانه‌ی توسعه‌ی گردشگری‌اند، که البته چون در آنها و برای ساخت‌شان امکانِ جابه‌جایی مبالغ کلان وجود ندارد و بیش از آن‌که پیمان‌کار و زنجیره‌ی وابسته به آن منتفع شوند خود افراد شاغل در محیط سود خواهند برد، شاید نمونه‌ی مطلوب نگاه سازه‌محور و ساخت‌وسازیِ مدیران ما نباشند. در آن صورت، اگر کسی هم می‌خواست خیابان‌های پرزرق‌وبرق را در شب‌ها ببیند می‌توانست به نمونه‌های مشابه‌اش در کشورهای دیگری از همان شرق دور برود. و این سخن را هم باید افزود که اگر برای مونسان محورها مهم بودند (همچون محور تاریخی دیاگونال بارسلونای اسپانیا که در کتابچه‌ی طرح به آن اشاره شده است) خیابان تاریخی ولی‌عصر تهران را، هنگامی که مدیر نمونه‌ی شهرداریِ تهران بود، مورد توجه قرار می‌داد که تقریباً چیزی از شکوه این بلندترین خیابان منطقه باقی نمانده است.

▪️ البته در این سال‌ها از شهر تاریخی حریره، که مخروبه های آن باقی مانده و کارگاه‌های صید و آماده‌سازی مروارید و فنون جمع‌آوری آب شیرین، کمتر سخنی به میان آمده است؛ آب شیرینی که می‌گویند دلیل وجودیِ آن در جزیره شبنم‌های بسیار آن است که در شب‌های کیش دیدنی است و حاصل فرورفتِ جزیره‌ در بافتی اسفنجی است. کانال‌های آب زیرزمینیِ دست‌کند در این جزیره‌ی اسفنجی هم در نوع خود کم‌نظیر است که اکثراً یادگار دوران ساسانی و نشانه‌ی فن‌آوری‌ای شگفت در کنار دانش و آگاهی به‌وجود خلل و فرج این جزیره است که به‌روایتی آب شورِ تحت فشار از آن می‌گذرد و املاح آب تصفیه و نهایتاً پس از رسیدن به این کانال‌ها شیرین می‌شود، به کل فراموش شده‌اند... این‌ها چیزهایی است که از چشم آقای مونسان دور مانده است.

▪️ روزی فردی سرمایه‌گذار قصد داشت هتل کورش را در جایی از جزیره بسازد؛ فردی که پیش‌ترش هتل باشکوه داریوش را ساخته بود، اما اکنون قرار است جزیره مالامال از ساختمان‌های رومی و یونانی شود! با این حال، همان ساختمان‌ها هم، جدا از سخنانِ گفته‌شده، بعید است مرغوب و باکیفیت و ماندگار ساخته شوند چرا که در واقع بهانه‌ای برای اموری دیگر اند.

▪️ پانزده سال پیش که خانم دکتر هایدماری کخ، ایران‌شناس برجسته، را برای سخنرانی به انجمن‌مان دعوت کرده بودیم، از سفرش به همین جزیره گفت و اظهار تأسف کرد هنگامی که از جنوبِ خلیج‌فارس پای به کیش گذاشته بود با آنچه درباره‌ی فرهنگ و تمدن ایران می‌دانست توقعِ دیدن عروسک 15 متریِ میکی‌ماوس را نداشت. اکنون هم وضعیت همان است، فقط میکی‌ماوس‌اش بزرگ‌تر و بزرگ‌پسندانه‌تر شده است!


▪️ آنچه در کیش در حال انجام است مصداق کاملی از خودباختگی فرهنگی است و بی‌توجهی به نوآوری‌های واقعی و فرهنگی و بومی.

@reesjomhoormiras
نخستین مجموعه‌ای که کار ساختش آغاز شده...
شهرکی که به آن در متن اشاره شده
با عضویت در یک سازمان مردم نهاد به گسترش فرهنگ کار داوطلبانه و توسعه سرمایه های اجتماعی کمک می کنیم.
۲۲مرداد روز تشکل ها و مشارکت های اجتماعی گرامی باد🌸🌸🌸
@voluntarywork
خانه‌ی رضاخانی در خیابان سادات‌شریف (نزدیک میدان حسن‌آباد)