سرکار خانم دکتر یمینی شعری از حافظ را خواند و تفسیر کرد.
جواد طالبی گنجه ای، سرپرست گروه هنری گوزن قهوه ای دنا و فعال موسیقی نواحی موسیقی هایی لری بویراحمدی و ترکی قشقایی را اجرا کرد...
تجلیل از رضا رویگری که با وجود ناتوانی جسمی به برنامه آمده بود + تقدیر از هنرمندان برنامه
شبکهی سمنهای میراثی استان تهران خواستار شدند:
مهرگان و تیرگان در کنار شب چله و نوروز
شبکهی سمنهای میراثی استان تهران در پایانِ جشن شب چلهای که به همراهی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در ارگِ آن سازمان برگزار کردند طی بیانیهای خواستار ثبتِ دو جشنِ فصلی دیگر ــ مهرگان و تیرگان ــ در کنار شب چله و نوروز، و تلاش برای ثبت جهانی و چندملیتیِ این مجموعهجشنها، شدند.
شبکهی سمنهای میراثی استان تهران در بیانیهی پایانی «جشنِ آیینیِ شب چله» (یلدا)، که بعدازظهر روزِ گذشته (سیام آذرماه) صادر شد، همچنین به لزومِ حضور دیگر کشورهای وارث تمدن ایرانی در جریانِ ثبتِ این جشنها و بهویژه در پروندهی جهانی نوروز اشاره کردند با این استدلال که «منطقهی ما بیش از همیشه به فرهنگ آشتی و شادی و صلحِ برآمده از نوروز نیازمند است».
متن کامل بیانیهی یادشده که نکتههای طرحشده در آن، میتواند به نوعی سندِ چشماندازی برای ثبت میراث معنویمان باشد به شرح زیر است:
مهرگان و تیرگان در کنار شب چله و نوروز
شبکهی سمنهای میراثی استان تهران در پایانِ جشن شب چلهای که به همراهی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در ارگِ آن سازمان برگزار کردند طی بیانیهای خواستار ثبتِ دو جشنِ فصلی دیگر ــ مهرگان و تیرگان ــ در کنار شب چله و نوروز، و تلاش برای ثبت جهانی و چندملیتیِ این مجموعهجشنها، شدند.
شبکهی سمنهای میراثی استان تهران در بیانیهی پایانی «جشنِ آیینیِ شب چله» (یلدا)، که بعدازظهر روزِ گذشته (سیام آذرماه) صادر شد، همچنین به لزومِ حضور دیگر کشورهای وارث تمدن ایرانی در جریانِ ثبتِ این جشنها و بهویژه در پروندهی جهانی نوروز اشاره کردند با این استدلال که «منطقهی ما بیش از همیشه به فرهنگ آشتی و شادی و صلحِ برآمده از نوروز نیازمند است».
متن کامل بیانیهی یادشده که نکتههای طرحشده در آن، میتواند به نوعی سندِ چشماندازی برای ثبت میراث معنویمان باشد به شرح زیر است:
بیانیهی پایانی جشنِ آیینیِ شب چله (یلدا)
1. نخست ثبت دوبارهی میراث جهانی «نوروز» را در فهرست میراث ناملموس یونسکو شادباش میگوییم، چرا که پیوستن کشورهای عراق، ترکمنستان، تاجیکستان، افغانستان و قرقیزستان به جمع هفت کشوریِ ایران، هند، پاکستان، ازبکستان، ترکیه، آذربایجان، قزاقستان نوید نزدیکیِ دوبارهی حوزهی فرهنگی ایرانزمین را میدهد؛ حوزهای که مرزهایش را نه دخالتهای قدرتهای جهانی، بلکه فرهنگِ کهن این سرزمین تعیین میکند. هر چند هنوز جای شماری از کشورهای حوزهی قفقاز، سرزمین جنگزدهی سوریه ــ که افزون بر شماری از همفرهنگان کُرد ما یکی از مرزهای کهن فرهنگیِ ما نیز هست ــ و نیز کرانههای جنوب خلیجِ همیشه فارس در آن خالی است، اما میدانیم که منطقهی ما بیش از همیشه به فرهنگ آشتی و شادی و صلحِ برآمده از نوروز نیازمند است.
2. بر پایهی سنتی بسیار کهن، ایرانیان هزاران سال است که یلدا، بلندترین شب سال، را تا سپیدهدم بیدار میمانند تا با انتظار خود به خورشید دلگرمی بدهند که بازگردد. این گردهمایی، که با «مهر» به خویشاوندان و گرد هم آمدنِ آنان در منزل «پیر» یا بزرگتر خانواده همراه است، هنگامی که بر دستِ مردمانی همفرهنگ و هماندیش در پهنهای گسترده و بهگونهای همزمان برپا میشود همافزاییای را ایجاد میکند که حتی بزرگترینِ پدیدهی منظومهی ما هم یارای ایستادگی در برابرش را ندارد.
بهگمان ما، انجمنهای میراثی استان تهران، این سنت فرخندهی کهن و همچنین جشنهای کمابیش از یادرفتهای چون مهرگان و تیرگان، که تا همین چند صد سال پیش برپا بودند، مجموعهای را میسازند که به نوروزِ پیروز در نزدیکسازی و شناختِ مردمانِ این منطقهی بزرگ به یکدیگر یاری میرساند. جای مهرگان و تیرگان نخست در ثبت ملی و سپس همچون جشنِ شب چله در ثبت جهانیِ ارجمند و چندملیتیِ یادشده خالی است؛ همچنانکه در تقویم رسمی کشور؛ هر چند سالیانی پیش با تلاشِ ما شب یلدا به آن جایگاه راه یافت.
اینک که ایران پروندهی مراسم «شب یلدا» را به عنوان میراثی ناملموس و چندملیتی برای اشتراکگذاری اطلاعات در یونسکو ثبت کرده، نیازمند این هستیم که برای یک بار هم که شده نسبت به شیوهی ثبتِ این دست از میراث بازنگریای ریشهای انجام گیرد تا شائبهی ثبتهای عجولانه و سپاس اعتراضِ دیگر کشورهای وارث تمدن ایرانی ــ که همانا سببِ دوری از اصلِ وجودیِ بنیادین این میراث، که نزدیکیِ مردمان بوده است، میشود ــ برای همیشه رفع گردد. شبکهی سمنهای میراثی استان تهران برای همکاری در این زمینه اعلام آمادگی میکند.
3. میدانیم که در جهان امروز برای بسیج اجتماعی؛ برای ایجاد جشن و سرور؛ برای گسترش کنشهای متقابل مردمی؛ برای آموزشهای اجتماعی؛ و بسیاری موارد دیگر «مناسبت» میسازند و از قدرت نمادها بهره میبرند؛ همانگونه که قهرمان میسازند؛ و همانگونه که تاریخ میسازند. آنگاه ما هستیم و جهانی از معانی: که در چرخهای از داستانهای اسطورهای و قهرمانانی که همیشه به وجودشان نیاز داریم همچون آرش و کاوه، هر یک میتواند دستمایهی بسیاری از آفرینشها ــ هنری، دانشی، ادبی، اسطورهشناسی و... ــ گردد. خوشبختانه چنین نگاهی به داشتههای فرهنگیمان روز به روز در میان جوانان گسترش مییابد. سرزمین گستردهی ایرانِ فرهنگی در گذشتههاي تاريخ، سرزمین شادیها بوده است و این شادیها همانا نشانی بودند از ستایش خداوندی که شادی را برای انسان آفریده است. حضور شادی و فراگیر شدنِ این نمادها، که جایگاهی تاریخی اما غبارگرفته در دلِ مردمان این منطقهی بزرگ دارد، به همبستگیِ بیشتر تیرههای ایرانی و مردمان این حوزهی فرهنگی میانجامد؛ چیزی که فقدانش امروز بیش از پیش حس میشود.
به اميد شكلگيري اتحاديهي نوروز و فراگیری فرهنگ نوروزی در منطقه
سیام آذرماه 1395 خورشيدي
شبکهی سمنهای میراثی استان تهران ـ ارگ میراث فرهنگی
1. نخست ثبت دوبارهی میراث جهانی «نوروز» را در فهرست میراث ناملموس یونسکو شادباش میگوییم، چرا که پیوستن کشورهای عراق، ترکمنستان، تاجیکستان، افغانستان و قرقیزستان به جمع هفت کشوریِ ایران، هند، پاکستان، ازبکستان، ترکیه، آذربایجان، قزاقستان نوید نزدیکیِ دوبارهی حوزهی فرهنگی ایرانزمین را میدهد؛ حوزهای که مرزهایش را نه دخالتهای قدرتهای جهانی، بلکه فرهنگِ کهن این سرزمین تعیین میکند. هر چند هنوز جای شماری از کشورهای حوزهی قفقاز، سرزمین جنگزدهی سوریه ــ که افزون بر شماری از همفرهنگان کُرد ما یکی از مرزهای کهن فرهنگیِ ما نیز هست ــ و نیز کرانههای جنوب خلیجِ همیشه فارس در آن خالی است، اما میدانیم که منطقهی ما بیش از همیشه به فرهنگ آشتی و شادی و صلحِ برآمده از نوروز نیازمند است.
2. بر پایهی سنتی بسیار کهن، ایرانیان هزاران سال است که یلدا، بلندترین شب سال، را تا سپیدهدم بیدار میمانند تا با انتظار خود به خورشید دلگرمی بدهند که بازگردد. این گردهمایی، که با «مهر» به خویشاوندان و گرد هم آمدنِ آنان در منزل «پیر» یا بزرگتر خانواده همراه است، هنگامی که بر دستِ مردمانی همفرهنگ و هماندیش در پهنهای گسترده و بهگونهای همزمان برپا میشود همافزاییای را ایجاد میکند که حتی بزرگترینِ پدیدهی منظومهی ما هم یارای ایستادگی در برابرش را ندارد.
بهگمان ما، انجمنهای میراثی استان تهران، این سنت فرخندهی کهن و همچنین جشنهای کمابیش از یادرفتهای چون مهرگان و تیرگان، که تا همین چند صد سال پیش برپا بودند، مجموعهای را میسازند که به نوروزِ پیروز در نزدیکسازی و شناختِ مردمانِ این منطقهی بزرگ به یکدیگر یاری میرساند. جای مهرگان و تیرگان نخست در ثبت ملی و سپس همچون جشنِ شب چله در ثبت جهانیِ ارجمند و چندملیتیِ یادشده خالی است؛ همچنانکه در تقویم رسمی کشور؛ هر چند سالیانی پیش با تلاشِ ما شب یلدا به آن جایگاه راه یافت.
اینک که ایران پروندهی مراسم «شب یلدا» را به عنوان میراثی ناملموس و چندملیتی برای اشتراکگذاری اطلاعات در یونسکو ثبت کرده، نیازمند این هستیم که برای یک بار هم که شده نسبت به شیوهی ثبتِ این دست از میراث بازنگریای ریشهای انجام گیرد تا شائبهی ثبتهای عجولانه و سپاس اعتراضِ دیگر کشورهای وارث تمدن ایرانی ــ که همانا سببِ دوری از اصلِ وجودیِ بنیادین این میراث، که نزدیکیِ مردمان بوده است، میشود ــ برای همیشه رفع گردد. شبکهی سمنهای میراثی استان تهران برای همکاری در این زمینه اعلام آمادگی میکند.
3. میدانیم که در جهان امروز برای بسیج اجتماعی؛ برای ایجاد جشن و سرور؛ برای گسترش کنشهای متقابل مردمی؛ برای آموزشهای اجتماعی؛ و بسیاری موارد دیگر «مناسبت» میسازند و از قدرت نمادها بهره میبرند؛ همانگونه که قهرمان میسازند؛ و همانگونه که تاریخ میسازند. آنگاه ما هستیم و جهانی از معانی: که در چرخهای از داستانهای اسطورهای و قهرمانانی که همیشه به وجودشان نیاز داریم همچون آرش و کاوه، هر یک میتواند دستمایهی بسیاری از آفرینشها ــ هنری، دانشی، ادبی، اسطورهشناسی و... ــ گردد. خوشبختانه چنین نگاهی به داشتههای فرهنگیمان روز به روز در میان جوانان گسترش مییابد. سرزمین گستردهی ایرانِ فرهنگی در گذشتههاي تاريخ، سرزمین شادیها بوده است و این شادیها همانا نشانی بودند از ستایش خداوندی که شادی را برای انسان آفریده است. حضور شادی و فراگیر شدنِ این نمادها، که جایگاهی تاریخی اما غبارگرفته در دلِ مردمان این منطقهی بزرگ دارد، به همبستگیِ بیشتر تیرههای ایرانی و مردمان این حوزهی فرهنگی میانجامد؛ چیزی که فقدانش امروز بیش از پیش حس میشود.
به اميد شكلگيري اتحاديهي نوروز و فراگیری فرهنگ نوروزی در منطقه
سیام آذرماه 1395 خورشيدي
شبکهی سمنهای میراثی استان تهران ـ ارگ میراث فرهنگی
همزمان با برگزاری جشن «شب چله» مطرح شد؛
درخواستی برای ثبت جهانی «مهرگان» و «تیرگان»
شبکه سمنهای میراثی استان تهران در پایانِ جشن «شب چله» در سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، در بیانیهای خواستار ثبتِ دو جشنِ فصلی دیگر «مهرگان» و «تیرگان» در کنار «شب چله» و «نوروز» و تلاش برای ثبت جهانی و چندملیتیِ این مجموعه جشنها شدند.
دنبالهی خبر در ایسنا:
http://isna.ir/news/95100100353/%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AB%D8%A8%D8%AA-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D9%87%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%AA%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%86
درخواستی برای ثبت جهانی «مهرگان» و «تیرگان»
شبکه سمنهای میراثی استان تهران در پایانِ جشن «شب چله» در سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، در بیانیهای خواستار ثبتِ دو جشنِ فصلی دیگر «مهرگان» و «تیرگان» در کنار «شب چله» و «نوروز» و تلاش برای ثبت جهانی و چندملیتیِ این مجموعه جشنها شدند.
دنبالهی خبر در ایسنا:
http://isna.ir/news/95100100353/%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AB%D8%A8%D8%AA-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D9%87%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%AA%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%86
ایسنا
درخواستی برای ثبت جهانی «مهرگان» و «تیرگان»
شبکه سمنهای میراثی استان تهران در پایانِ جشن «شب چله» در سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، در بیانیهای خواستار ثبتِ دو جشنِ فصلی دیگر «مهرگان» و «تیرگان» در کنار «شب چله» و «نوروز» و تلاش برای ثبت جهانی و چندملیتیِ این مجموعه جشنها شدند.
گزارش دیدار شورای مرکزی شبکه با ریاست سازمان میراث
شورای مرکزی شبکهی سمنهای میراثی استان تهران دوشنبه بیستونهم آذرماه دیداری با ریاست سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، سرکار خانم دکتر زهرا احمدیپور، داشت. در این نشستِ انتقادی حاضران نکتههایی را که دربارهی حوزهی خاصِ میراثی خود در نظر داشتند به ایشان منتقل کردند و سخنان ریاست تازهی سازمان را هم شنیدند.
نخست آنکه برای این نشست از هموندانِ جانشین و اعضای علیالبدل شبکه هم، به جهت تعامل بیشتر، دعوت به عمل آمده بود که تنها یکی از این سه تن (دو هموند جانشین شورای مرکزی و بازرس جانشین) توانست حضور به هم رساند: سعید محمودی ازناوه (انجمن عکاسی میراث فرهنگی). چند تن از هموندان شبکه هم که گمان میرفت سخنی برای ارائه داشته باشند به نشست دعوت شده بود، که از آنها هم دو تن توانستند حضور یابند: میثم موحدفرد (بنیاد فردوسی و انجمن پاسداشت مفاخر ایران) و دکتر مرتضی رمضانی (مرکز غیردولتی توسعه راهبردی میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ملل). امید که با ارتباطهای بیشتر میان هموندان شبکه و بهویژه کامل شدن بانک اطلاعات آن، در نشستهای آتی بتوانیم از همراهیِ دیگر هموندان شبکه هم بهره ببریم. از هموندان شورای مرکزی نیز این شش تن توانستند به نشست بیایند: علیرضا افشاری (دبیرکل شبکه ـ دیدهبان یادگارهای فرهنگی و طبیعی ایران)، منوچهر لطفی (جانشین دبیرکل شبکه و نمایندهی کارگروه میراث فرهنگیِ شبکه ـ انجمن مجموعهداران ایران)، ارشیا (امیرحسین) لشگری (نمایندهی کارگروه میراث معنویِ شبکه ـ انجمن فرهنگی افراز)، رضا نیکپور (انجمن ایلامشناسی ایران)، بهزاد کاظمی (کانون جوانان پارس) و ناهید هاشمی (نمایندهی کارگروه صنایع دستیِ شبکه ـ انجمن گوزن قهوهای دنا).
در آغاز نشست افشاری ضمن تشکر از دولت بابت فضا دادن به کوششهای سمنی تاریخچهی کوتاهی از شکلگیری شبکه را بیان کرد، سپس به معرفی حاضران پرداخت. پس از او حاضران یک به یک سخنانشان را گفتند. لطفی ضمن اشاره به وعدهی مشارکت با انجمنهای رییسجمهور، خواهان اجرای آن در حوزهی میراث فرهنگی شد و از لزومِ شفافسازی آمار و فهرستِ اشیای همهی موزهها و توجه بیشتر به وضعیت و اهمیت موزههای خصوصی گفت. لشگری بحث توجه به آداب و رسوم ملی را مطرح کرد که، شاید به این دلیلِ نادرست که گروهی از مدیران میاندیشند با مذهب دچار مشکل میشود، از آن غفلت میشود و سازمان میراث در شکستنِ این باور نادرست باید پیشرو باشد چرا که این سنتهای کهن سببِ پایداری ما در برابر موجِ یکسانسازی جهانی / غربی خواهد شد و هر کجا که ما عقبنشینی کردیم آیینهای غربی جایگزین شده است. همچنان که بسیاری از آسیبهای اجتماعی با تکیه بر میراث معنوی قابل برطرف شدن است. لشگری از مدیریت سازمان خواست تا برای ارتقای تعامل با شهرداریها، جهت در اختیار قرار دادن فرهنگسراها برای معرفی میراث معنوی، عمل کند و نیز پیشنهاد تشکیل معاونت میراث معنوی در سازمان را، با یاری از سمنهای این حوزه، داد. نیکپور توجه به خانههای قدیمی و بافت تاریخی شهر را یادآور شد و خواهانِ توجه بیشتر به این بناها پس از ثبت ملیشان شد که نیاز به تشکیل گروهی برای آسیبشناسی و ارائه راهکار دارد تا جلو این دور باطل (ثبت، خروج از ثبت) گرفته شود. هاشمی بازنگری قوانین مربوط به صنایع دستی را خواستار شد که دستاندرکاران این عرصه را با مشکل مواجه کرده است. او درخواست تشکیل یک کارگروه در سازمان را برای بررسی چالشهای صنایع دستی، همچون بحث قیمتگذاری صنایع دستی که تبدیل به کالای لوکس شده و قشر خاصی از جامعه مصرفکنندهی آن هستند، داد و به اهمیت کارآفرینی در این حوزه، که در بحث اقتصاد مقاومتی هم نقش دارد، اشاره کرد. محمودی ازناوه از بیتوجهی به موضوع مستندسازی و عکاسی میراث گفت و کاظمی با اشاره به موضوع موزه هنرهای معاصر به لزوم پایش در بحث خروج آثار موزهای از کشور پرداخت که بیتوجهی به آن شبهاتی را در زمینهی فساد دامن زده است. او هم چنین از نبودِ کسانی چون دکتر حجت، بهعنوانِ یکی از برجستهترین چهرههای علمی جامعهی میراثیِ کشور، در شورای عالی میراث فرهنگی کشور انتقاد کرد و از ریاست سازمان خواست که آن را از طریق ریاست محترم جمهوری پیگیری نماید. موحدفرد هم از لزوم توجه بیشتر به سمنها و گردهم آوردنِ آنها در نشستی ملی سخن گفت.
شورای مرکزی شبکهی سمنهای میراثی استان تهران دوشنبه بیستونهم آذرماه دیداری با ریاست سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، سرکار خانم دکتر زهرا احمدیپور، داشت. در این نشستِ انتقادی حاضران نکتههایی را که دربارهی حوزهی خاصِ میراثی خود در نظر داشتند به ایشان منتقل کردند و سخنان ریاست تازهی سازمان را هم شنیدند.
نخست آنکه برای این نشست از هموندانِ جانشین و اعضای علیالبدل شبکه هم، به جهت تعامل بیشتر، دعوت به عمل آمده بود که تنها یکی از این سه تن (دو هموند جانشین شورای مرکزی و بازرس جانشین) توانست حضور به هم رساند: سعید محمودی ازناوه (انجمن عکاسی میراث فرهنگی). چند تن از هموندان شبکه هم که گمان میرفت سخنی برای ارائه داشته باشند به نشست دعوت شده بود، که از آنها هم دو تن توانستند حضور یابند: میثم موحدفرد (بنیاد فردوسی و انجمن پاسداشت مفاخر ایران) و دکتر مرتضی رمضانی (مرکز غیردولتی توسعه راهبردی میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ملل). امید که با ارتباطهای بیشتر میان هموندان شبکه و بهویژه کامل شدن بانک اطلاعات آن، در نشستهای آتی بتوانیم از همراهیِ دیگر هموندان شبکه هم بهره ببریم. از هموندان شورای مرکزی نیز این شش تن توانستند به نشست بیایند: علیرضا افشاری (دبیرکل شبکه ـ دیدهبان یادگارهای فرهنگی و طبیعی ایران)، منوچهر لطفی (جانشین دبیرکل شبکه و نمایندهی کارگروه میراث فرهنگیِ شبکه ـ انجمن مجموعهداران ایران)، ارشیا (امیرحسین) لشگری (نمایندهی کارگروه میراث معنویِ شبکه ـ انجمن فرهنگی افراز)، رضا نیکپور (انجمن ایلامشناسی ایران)، بهزاد کاظمی (کانون جوانان پارس) و ناهید هاشمی (نمایندهی کارگروه صنایع دستیِ شبکه ـ انجمن گوزن قهوهای دنا).
در آغاز نشست افشاری ضمن تشکر از دولت بابت فضا دادن به کوششهای سمنی تاریخچهی کوتاهی از شکلگیری شبکه را بیان کرد، سپس به معرفی حاضران پرداخت. پس از او حاضران یک به یک سخنانشان را گفتند. لطفی ضمن اشاره به وعدهی مشارکت با انجمنهای رییسجمهور، خواهان اجرای آن در حوزهی میراث فرهنگی شد و از لزومِ شفافسازی آمار و فهرستِ اشیای همهی موزهها و توجه بیشتر به وضعیت و اهمیت موزههای خصوصی گفت. لشگری بحث توجه به آداب و رسوم ملی را مطرح کرد که، شاید به این دلیلِ نادرست که گروهی از مدیران میاندیشند با مذهب دچار مشکل میشود، از آن غفلت میشود و سازمان میراث در شکستنِ این باور نادرست باید پیشرو باشد چرا که این سنتهای کهن سببِ پایداری ما در برابر موجِ یکسانسازی جهانی / غربی خواهد شد و هر کجا که ما عقبنشینی کردیم آیینهای غربی جایگزین شده است. همچنان که بسیاری از آسیبهای اجتماعی با تکیه بر میراث معنوی قابل برطرف شدن است. لشگری از مدیریت سازمان خواست تا برای ارتقای تعامل با شهرداریها، جهت در اختیار قرار دادن فرهنگسراها برای معرفی میراث معنوی، عمل کند و نیز پیشنهاد تشکیل معاونت میراث معنوی در سازمان را، با یاری از سمنهای این حوزه، داد. نیکپور توجه به خانههای قدیمی و بافت تاریخی شهر را یادآور شد و خواهانِ توجه بیشتر به این بناها پس از ثبت ملیشان شد که نیاز به تشکیل گروهی برای آسیبشناسی و ارائه راهکار دارد تا جلو این دور باطل (ثبت، خروج از ثبت) گرفته شود. هاشمی بازنگری قوانین مربوط به صنایع دستی را خواستار شد که دستاندرکاران این عرصه را با مشکل مواجه کرده است. او درخواست تشکیل یک کارگروه در سازمان را برای بررسی چالشهای صنایع دستی، همچون بحث قیمتگذاری صنایع دستی که تبدیل به کالای لوکس شده و قشر خاصی از جامعه مصرفکنندهی آن هستند، داد و به اهمیت کارآفرینی در این حوزه، که در بحث اقتصاد مقاومتی هم نقش دارد، اشاره کرد. محمودی ازناوه از بیتوجهی به موضوع مستندسازی و عکاسی میراث گفت و کاظمی با اشاره به موضوع موزه هنرهای معاصر به لزوم پایش در بحث خروج آثار موزهای از کشور پرداخت که بیتوجهی به آن شبهاتی را در زمینهی فساد دامن زده است. او هم چنین از نبودِ کسانی چون دکتر حجت، بهعنوانِ یکی از برجستهترین چهرههای علمی جامعهی میراثیِ کشور، در شورای عالی میراث فرهنگی کشور انتقاد کرد و از ریاست سازمان خواست که آن را از طریق ریاست محترم جمهوری پیگیری نماید. موحدفرد هم از لزوم توجه بیشتر به سمنها و گردهم آوردنِ آنها در نشستی ملی سخن گفت.
افشاری در جمعبندی سخنان، نخست به موضوع غیرمترقبه بودن انتخاب ریاستِ جدید اشاره کرد و یادآور شد که واکنشِ انتقادی فعالان و کارشناسان این حوزه به این انتخاب طبیعی بوده است، اما عملکرد مدیریت جدید میتواند این برداشت را تغییر دهد. او به دو جابهجایی مدیریت کاخ سعدآباد و روابط عمومی سازمان اشاره کرد که بهموقع و نشان از ارادهی مدیریتی ریاست جدید داشت، اما با دو انتخابِ غیرمنتظرهی معاونت امور مجلس [آنهم با توجه به ضعفِ آشکار برخی مدیران استانی که نیاز به تغییر دارند] و سپس معرفی آن معاون به شورایعالی میراث فرهنگی، و بعد مدیرکل دفتر ریاست، این ابهامها شدت گرفت. افشاری موضوعِ سمنها را به دو بخش شکلی و محتوایی تقسیم کرد و در بخش شکلی به جایگاه ادارهکل امور مجامع و تشکلهای مردمنهاد پرداخت که «کار این اداره در بُعد فرهنگسازی است و سنخیتی با سرمایهگذاری ندارد و از سویی چون معاونت سرمایهگذاری همسطح با دیگر معاونتهای سازمان ــ میراث، صنایع دستی و گردشگری ــ است برای همین آنها در زمینهی سمنها با این اداره همراهی ندارند و حتی برخی بعضاً گروهی برای تشکلهای خودشان ایجاد کردهاند»، و برای رفع این مشکل پیشنهاد داد: «دفتر تشکلها به حوزه ریاست برود، در قالب ادارهکل یا معاونت، که در اینصورت، هم انجمنها خبرها را، به عنوان دیدهبانان این حوزه، مستقیم به آگاهی ریاست میرسانند و هم این ادارهکل در زیرمجموعه حوزهی ریاست در کنار ادارهکلهای روابط بینالملل ــ که حضور سمنها در عرصهی جهانی برایشان مهم است ــ و روابط عمومی قرار میگیرد که در نتیجه به همافزایی بیشتر این نهادها و همچنین به شفافیت بودجههای بخش سمنها میانجامد تا بهدرستی و در راستای توانمندسازیِ آنها هزینه شوند و نه اینکه صرفِ تعاونیها در صنایع دستی یا صنفها در گردشگری شوند».
در بخش محتوایی، افشاری ضمن اشاره به اینکه به خاطر ذاتِ دیدهبانی سمنها آنها به همهی ارکان سازمان نظر دارند و تأکید بر اینکه بسیاری از مشکلات در حوزهی میراث فرهنگی به خودِ سازمان برمیگردد و انجام اصلاحات در آن گاه مهمتر از مبارزه با تخریبها در بیرون سازمان است، به مواردی همچون حضور بازنشستهها و چندشغلهها در سازمان اشاره کرد که بر پایهی بخشنامهی وزیر تعاون و قانونی که در هیأتوزیران به تصویب رسیده میبایست این وضعیت هر چه زودتر به پایان برسد. او برای نمونه به کسی که همزمان مدیر میراث یک منطقهی ارزشمند، رییس شورای فنی یک استان و مدیر یک پایگاه جهانی برجسته است اشاره کرد یا از حضور فردی، ولو کارشناس، در چندین شورای تخصصی کاملاً بیربط در چندین استان گفت که هر چند چنین افرادی توجیه میکنند که این تلاشها رایگان یا مأموریت است اما ناکارآمدی و عدم تخصیص زمان مناسب به کارها و همچنین گاهی مشاورههای این افراد به نهادهای معارض، همچون شهرداریها و سازمانهای زیباسازی، نادیده گرفته میشود. افشاری سپرده شدن کارها به ناکارشناسان از سویی (همچون موردی که با تجربهی ذیحسابی اکنون در شورای تخصصی ثبت و حرایم است یا فرد دیگری که با پیشینهی حراست به مدیریتهای تخصصی ورود کرده) و در اختیار بودن بخش اعظم کارها در دستِ گروهی محدود که کارها را بر حسب رفاقت و گروهگرایی در سازمان پیش میبرند از سوی دیگر، اشاره کرد که آفت توانمندی سازمان شده است.
دکتر رمضانی، در مقام آخرین هموند شبکه و فردی که پیشینهی کار در سازمان میراث را دارد، از اجرایی نشدن بندهای تفاهمنامههایی که سازمان با دیگر نهادها و سازمانها منعقد میکند، گفت که گویا پیگیریِ آنها متولی خاصی در سازمان ندارد. او خواهانِ تفکیک فعالیتهای قابل تصدیگری در سازمان شد تا مشخص گردد کدام فعالیت امکان واگذاری به بخش خصوصی و تشکل غیردولتی را دارد، و توضیح داد که تولیت این موضوع هم در سازمان مشخص نیست و جا دارد برای آن کارگروهی ویژه با حضور بخش خصوصی، سمنها و سازمان شکل گیرد. رمضانی در همین راستا به لزوم جلوگیری از موازیکاری برخی از معاونتها اشاره کرد و گفت: «شاهد رقابت در این عرصه هستیم و برخی از ادارات کل علاقهمند هستند فعالیتهای تصدیگری در قالب نمایشگاه و همایش برقرار نمایند که باید این وظایف به سمنها و بخش خصوصی واگذار گردد». او از لزومِ تحقق اعتبارات و ردیفهای بودجهای برای تولیت تشکلها از طریق معاونت تخصصی برای توانمندسازی و آموزش سمنها گفت که لازم است این بودجهها به تمام ادارات کل استانها تخصیص یابد تا صرفِ کمک به ایجاد و سازماندهی تشکلها گردد. رمضانی در پایان سخنانش پیشنهادِ عضویت نمایندهی سمنها در شورای عالی میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری را بهعنوان مقام مشورتی داد.
در بخش محتوایی، افشاری ضمن اشاره به اینکه به خاطر ذاتِ دیدهبانی سمنها آنها به همهی ارکان سازمان نظر دارند و تأکید بر اینکه بسیاری از مشکلات در حوزهی میراث فرهنگی به خودِ سازمان برمیگردد و انجام اصلاحات در آن گاه مهمتر از مبارزه با تخریبها در بیرون سازمان است، به مواردی همچون حضور بازنشستهها و چندشغلهها در سازمان اشاره کرد که بر پایهی بخشنامهی وزیر تعاون و قانونی که در هیأتوزیران به تصویب رسیده میبایست این وضعیت هر چه زودتر به پایان برسد. او برای نمونه به کسی که همزمان مدیر میراث یک منطقهی ارزشمند، رییس شورای فنی یک استان و مدیر یک پایگاه جهانی برجسته است اشاره کرد یا از حضور فردی، ولو کارشناس، در چندین شورای تخصصی کاملاً بیربط در چندین استان گفت که هر چند چنین افرادی توجیه میکنند که این تلاشها رایگان یا مأموریت است اما ناکارآمدی و عدم تخصیص زمان مناسب به کارها و همچنین گاهی مشاورههای این افراد به نهادهای معارض، همچون شهرداریها و سازمانهای زیباسازی، نادیده گرفته میشود. افشاری سپرده شدن کارها به ناکارشناسان از سویی (همچون موردی که با تجربهی ذیحسابی اکنون در شورای تخصصی ثبت و حرایم است یا فرد دیگری که با پیشینهی حراست به مدیریتهای تخصصی ورود کرده) و در اختیار بودن بخش اعظم کارها در دستِ گروهی محدود که کارها را بر حسب رفاقت و گروهگرایی در سازمان پیش میبرند از سوی دیگر، اشاره کرد که آفت توانمندی سازمان شده است.
دکتر رمضانی، در مقام آخرین هموند شبکه و فردی که پیشینهی کار در سازمان میراث را دارد، از اجرایی نشدن بندهای تفاهمنامههایی که سازمان با دیگر نهادها و سازمانها منعقد میکند، گفت که گویا پیگیریِ آنها متولی خاصی در سازمان ندارد. او خواهانِ تفکیک فعالیتهای قابل تصدیگری در سازمان شد تا مشخص گردد کدام فعالیت امکان واگذاری به بخش خصوصی و تشکل غیردولتی را دارد، و توضیح داد که تولیت این موضوع هم در سازمان مشخص نیست و جا دارد برای آن کارگروهی ویژه با حضور بخش خصوصی، سمنها و سازمان شکل گیرد. رمضانی در همین راستا به لزوم جلوگیری از موازیکاری برخی از معاونتها اشاره کرد و گفت: «شاهد رقابت در این عرصه هستیم و برخی از ادارات کل علاقهمند هستند فعالیتهای تصدیگری در قالب نمایشگاه و همایش برقرار نمایند که باید این وظایف به سمنها و بخش خصوصی واگذار گردد». او از لزومِ تحقق اعتبارات و ردیفهای بودجهای برای تولیت تشکلها از طریق معاونت تخصصی برای توانمندسازی و آموزش سمنها گفت که لازم است این بودجهها به تمام ادارات کل استانها تخصیص یابد تا صرفِ کمک به ایجاد و سازماندهی تشکلها گردد. رمضانی در پایان سخنانش پیشنهادِ عضویت نمایندهی سمنها در شورای عالی میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری را بهعنوان مقام مشورتی داد.
دکتر احمدیپور، ضمن تشکر از برپایی نشستی پربار، اشاره کرد که برای سمنها، همچون رییسجمهور و دولت، ارزش بسیاری قائل است و افزود: «در شهرستانها هر جا که نشست داشتم انجمنها را هم گفتم بیایند». او دربارهی انتخاب معاون امور مجلس، حقوقی و استانهای سازمان یادآور شد که: «پروندههای نابستهی بسیاری در سازمان بود و نیازمند فردی آشنا به موضوع قضا و در پیوند با قوهی یادشده بودیم و شما در آینده بهتر میتوانید دربارهی کارها داوری داشته باشید». او ضمن اشاره به دستورش به معاونت میراث دربارهی گردآوری بخشنامههای متعارض و استخراجِ فرآیند برای کارها، گفت: «تأکید ما بر شفافیت است و بهزودی این فرآیندها بر دیوارها نصب خواهد شد چرا که ادارهی سازمانی به این وسعت نیازمند سادگی و شفافیت در کارهاست». احمدیپور، در همین راستا، به سامانههایی که بهزودی در سازمان رونمایی خواهند شد اشاره کرد: سامانهای برای ثبت همهی بناهای تاریخی ــ اعم از ثبتشده یا نشده؛ سامانهی موزهها برای ارائهی فهرستِ کامل اشیای آنها؛ و همچنین سامانهی ثبت قراردادها که برای همگان در دسترس باشد. او بر سلامت کاری تأکید کرد و گفت که شاخصها برای ارزیابی مشخص خواهد شد و شوراهای سیاستگذاری و اتاقهای فکر راهاندازی میشوند.
نشست ماهانه کارگروه میراث معنوی شبکه استان تهران
یکشنبه 12 دی ماه ساعت 17:30 تا 19 برگزار می گردد
نشانی: خ مطهری -خ لارستان-پ18 دفتر تشکلهای میراث فرهنگی
انجمن های حوزه میراث معنوی لطفا نمایندگان خود را به نشست معرفی نمایند
با سپاس
ارشیا لشگری
دبیرکارگروه میراث معنوی
09124116266
یکشنبه 12 دی ماه ساعت 17:30 تا 19 برگزار می گردد
نشانی: خ مطهری -خ لارستان-پ18 دفتر تشکلهای میراث فرهنگی
انجمن های حوزه میراث معنوی لطفا نمایندگان خود را به نشست معرفی نمایند
با سپاس
ارشیا لشگری
دبیرکارگروه میراث معنوی
09124116266
اساسنامه «شبکهی سمنهای میراثی استان تهران» برای دوستانی که تازه به جمع یاران شبکه پیوستند: