✨ رویداد *دست به دست*
🔄 *تبادل کتاب* در حضور سبز مردمی📚
⏰ *زمان:* پنجشنبه ۲۷ آذر ۱۴۰۴
📌 *مکان:* پیادهراه بلوار کشاورز
#چرخه_مبادله_کتاب
#دست_به_دست
#کتاب_بیار_کتاب_ببر
#ترویج_فرهنگ_کتابخوانی
🔄 *تبادل کتاب* در حضور سبز مردمی📚
⏰ *زمان:* پنجشنبه ۲۷ آذر ۱۴۰۴
📌 *مکان:* پیادهراه بلوار کشاورز
#چرخه_مبادله_کتاب
#دست_به_دست
#کتاب_بیار_کتاب_ببر
#ترویج_فرهنگ_کتابخوانی
پوستر هشتاد و چهارمین
نشست دورهمـی بچه کتابخونها
*گیر سه پیچ به نویســـــــــــــــــندهها*
📌 بیست و نهم آذر تا ششم دی 1404
📌 کتابخانههای منتخب
فرهنگسراهای شهر تهران
#سازمان_فرهنگی_هنری_شهرداری_تهران #ترویج_فرهنگ_کتابخوانی #مدیریت_کتابخانه_ها_و_ترویج_فرهنگ_کتابخوانی #دورهمی_بچه_کتابخوان_ها
نشست دورهمـی بچه کتابخونها
*گیر سه پیچ به نویســـــــــــــــــندهها*
📌 بیست و نهم آذر تا ششم دی 1404
📌 کتابخانههای منتخب
فرهنگسراهای شهر تهران
#سازمان_فرهنگی_هنری_شهرداری_تهران #ترویج_فرهنگ_کتابخوانی #مدیریت_کتابخانه_ها_و_ترویج_فرهنگ_کتابخوانی #دورهمی_بچه_کتابخوان_ها
📖 هر هفته * "معرفی یک کتاب "* برای اعضای باشگاه کتابخوانی
📖 *کتاب صد و بیستم؛* همیشه قصهای هست
🖋️ *نویسنده:* محمد میرکیانی
📚 *ناشر:* بهنشر
🏷️ *گروه سنی:* نوجوانان
❇️ گزیدهای از متن کتاب:
«سالها پیش و در روزگاران قدیم، در یکی از سرزمینهای پهناور مشرق زمین، حکیمی زندگی میکرد که دلش به نور علم و دانایی روشن بود و از عقل و خرد بهرهی فراوان داشت؛ طوری که در آن سرزمین، از خرد و کلان و پیر و جوان، هر کس مشکل و کاری داشت، سراغ حکیم دانا و روشنبین میآمد و حرفش را با او در میان میگذاشت و با دست پُر از پیش او میرفت….
⏰ *زمان:* ۳۰ آذر ۱۴۰۴
📥 * تهیه کتاب:*
bk.farhangsara.ir
عضویت با ارسال عدد ۱۰۰ به سامانه پیامکی ۲۰۰۰۱۸۳۷
پشتیبانی تلفنی: ۹۶۶۵۳۴۶۲
#شب_یلدا
#قصه_خوانی
#داستان_نوجوان
#باشگاه_کتابخوانی_بچه_کتابخونها
📖 *کتاب صد و بیستم؛* همیشه قصهای هست
🖋️ *نویسنده:* محمد میرکیانی
📚 *ناشر:* بهنشر
🏷️ *گروه سنی:* نوجوانان
❇️ گزیدهای از متن کتاب:
«سالها پیش و در روزگاران قدیم، در یکی از سرزمینهای پهناور مشرق زمین، حکیمی زندگی میکرد که دلش به نور علم و دانایی روشن بود و از عقل و خرد بهرهی فراوان داشت؛ طوری که در آن سرزمین، از خرد و کلان و پیر و جوان، هر کس مشکل و کاری داشت، سراغ حکیم دانا و روشنبین میآمد و حرفش را با او در میان میگذاشت و با دست پُر از پیش او میرفت….
⏰ *زمان:* ۳۰ آذر ۱۴۰۴
📥 * تهیه کتاب:*
bk.farhangsara.ir
عضویت با ارسال عدد ۱۰۰ به سامانه پیامکی ۲۰۰۰۱۸۳۷
پشتیبانی تلفنی: ۹۶۶۵۳۴۶۲
#شب_یلدا
#قصه_خوانی
#داستان_نوجوان
#باشگاه_کتابخوانی_بچه_کتابخونها
📖 *هر هفته "معرفی یک کتاب " برای اعضای باشگاه کتابخوانی*
📖 *کتاب صد و بیست و یکم؛* امام جواد(ع)
🖋️ *نویسنده:* جواد نعیمی
📚 *ناشر:* بهنشر
🏷️ *گروه سنی:* نوجوانان
❇️ *گزیدهای از متن کتاب:*
«به دستور مأمون مرا به زندان افکنده بودند. یک سال در بند بودم. شبی پس از انجام نماز و عبادت و نیایش به درگاه پروردگار بی نیاز پیامبرگرامی و خاندان پاک وی را در پیشگاه کردگار واسطه و شفیع قرار دادم و خدای یگانه را به حرمت آن بزرگواران سوگند دادم که مرا از زندان رهایی بخشد. هنوز دعایم به پایان نرسیده بود که دیدم امام جواد(ع) در ،زندان بالای سرم ایستاده و میفرماید: ای اباصلت آیا خسته و دلتنگ شدهای؟ پاسخ دادم: آری ای بزرگوار به خدا که چنین است…
⏰ *زمان:* ۷ دیماه ۱۴۰۴
📥 *تهیه کتاب:*
bk.farhangsara.ir
عضویت با ارسال عدد ۱۰۰ به سامانه پیامکی ۲۰۰۰۱۸۳۷
*پشتیبانی تلفنی:* ۹۶۶۵۳۴۶۲
#امام_جواد_علیهالسلام
#الگوهای_دینی
#داستان_نوجوان
#باشگاه_کتابخوانی_بچه_کتابخونها
📖 *کتاب صد و بیست و یکم؛* امام جواد(ع)
🖋️ *نویسنده:* جواد نعیمی
📚 *ناشر:* بهنشر
🏷️ *گروه سنی:* نوجوانان
❇️ *گزیدهای از متن کتاب:*
«به دستور مأمون مرا به زندان افکنده بودند. یک سال در بند بودم. شبی پس از انجام نماز و عبادت و نیایش به درگاه پروردگار بی نیاز پیامبرگرامی و خاندان پاک وی را در پیشگاه کردگار واسطه و شفیع قرار دادم و خدای یگانه را به حرمت آن بزرگواران سوگند دادم که مرا از زندان رهایی بخشد. هنوز دعایم به پایان نرسیده بود که دیدم امام جواد(ع) در ،زندان بالای سرم ایستاده و میفرماید: ای اباصلت آیا خسته و دلتنگ شدهای؟ پاسخ دادم: آری ای بزرگوار به خدا که چنین است…
⏰ *زمان:* ۷ دیماه ۱۴۰۴
📥 *تهیه کتاب:*
bk.farhangsara.ir
عضویت با ارسال عدد ۱۰۰ به سامانه پیامکی ۲۰۰۰۱۸۳۷
*پشتیبانی تلفنی:* ۹۶۶۵۳۴۶۲
#امام_جواد_علیهالسلام
#الگوهای_دینی
#داستان_نوجوان
#باشگاه_کتابخوانی_بچه_کتابخونها
📖 *هر هفته "معرفی یک کتاب " برای اعضای باشگاه کتابخوانی*
📖 *کتاب صد و بیست و دوم؛* باخ
🖋️ *نویسنده:* میثم امیری
📚 *ناشر:* کتابستان معرفت
🏷️ *گروه سنی:* جوانان
❇️ *گزیدهای از متن کتاب:*
« ـ بعد از حاجی جدا شدم. گفتم خداحافظ مرد بیادّعا. خداحافظ عقاب صحرا. بای بای ماکارف. خیلی خوش گذشت. من رفتم پی دنیا. تو باش و آن آخرتت.ـ خوب؟ـ ریش را زدم. رفتم توی سوپر مارکت. ایرج بود با یکی دو خارجی. هم را نمیشناختیم. نگو اینها کیس هستند. گفتم مهمانت را جوری میگردانم که حال کنی. خودتم بیا. گفتم سواری عالی میآورم. ویلای عالی. اطعمه. اشربه. همه چیز. بگذار لذّت ببرند از ایران. گفت تو کی هستی؟ گفتم تورلیدر حاذق.…» »
⏰ *زمان:* ۸ دیماه ۱۴۰۴
📥 *تهیه کتاب:*
ارائه کد 100taiha به برنامه کاربردی فراکتاب
*پشتیبانی تلفنی:* ۹۶۶۵۳۴۶۲
#داستان_جوان
#بصیرت_دینی
#دشمنشناسی
#باشگاه_کتابخوانی_بچه_کتابخونها
📖 *کتاب صد و بیست و دوم؛* باخ
🖋️ *نویسنده:* میثم امیری
📚 *ناشر:* کتابستان معرفت
🏷️ *گروه سنی:* جوانان
❇️ *گزیدهای از متن کتاب:*
« ـ بعد از حاجی جدا شدم. گفتم خداحافظ مرد بیادّعا. خداحافظ عقاب صحرا. بای بای ماکارف. خیلی خوش گذشت. من رفتم پی دنیا. تو باش و آن آخرتت.ـ خوب؟ـ ریش را زدم. رفتم توی سوپر مارکت. ایرج بود با یکی دو خارجی. هم را نمیشناختیم. نگو اینها کیس هستند. گفتم مهمانت را جوری میگردانم که حال کنی. خودتم بیا. گفتم سواری عالی میآورم. ویلای عالی. اطعمه. اشربه. همه چیز. بگذار لذّت ببرند از ایران. گفت تو کی هستی؟ گفتم تورلیدر حاذق.…» »
⏰ *زمان:* ۸ دیماه ۱۴۰۴
📥 *تهیه کتاب:*
ارائه کد 100taiha به برنامه کاربردی فراکتاب
*پشتیبانی تلفنی:* ۹۶۶۵۳۴۶۲
#داستان_جوان
#بصیرت_دینی
#دشمنشناسی
#باشگاه_کتابخوانی_بچه_کتابخونها
✨ کتاب بابای ۲؛ پویش هدیه کتاب در روز پدر
🤝عضویت رایگان ویژه آقایان
🤝عضویت حضوری در کتابخانههای سازمان به نشانی zaya.io/b8ilv
🤝عضویت مجازی در کتابخانههای نهاد کتابخانههای عمومی به نشانی samanpl.ir
📖 خرید کتاب با تخفیف:
📖 باغ کتاب تهران (حضوری)
📖 نرمافزارکاربردی فراکتاب(مجازی)
📖 کتاب یاشار برای سفارش کتاب (تلفنی)
⏰ زمان: ۱۰ تا ۱۵ دی ۱۴۰۴
#میلاد_امیرالمومنین_امامعلی_علیهالسلام
#بزرگداشت_روز_پدر
#عضویت_رایگان_آقایان
#ترویج_فرهنگ_کتابخوانی
🤝عضویت رایگان ویژه آقایان
🤝عضویت حضوری در کتابخانههای سازمان به نشانی zaya.io/b8ilv
🤝عضویت مجازی در کتابخانههای نهاد کتابخانههای عمومی به نشانی samanpl.ir
📖 خرید کتاب با تخفیف:
📖 باغ کتاب تهران (حضوری)
📖 نرمافزارکاربردی فراکتاب(مجازی)
📖 کتاب یاشار برای سفارش کتاب (تلفنی)
⏰ زمان: ۱۰ تا ۱۵ دی ۱۴۰۴
#میلاد_امیرالمومنین_امامعلی_علیهالسلام
#بزرگداشت_روز_پدر
#عضویت_رایگان_آقایان
#ترویج_فرهنگ_کتابخوانی
📖 *هر هفته "معرفی یک کتاب " برای اعضای باشگاه کتابخوانی*
📖 *کتاب صد و بیست و سوم؛* سلیمانی عزیز
🖋️ *نویسنده:* مهدی قربانی
📚 *ناشر:* حماسه یاران
🏷️ *گروه سنی:* نوجوانان
❇️ *گزیدهای از متن کتاب:*
«یک وقتهایی که دورهم مینشستیم حرف از شهادت حاجی هم پیش میآمد. طبیعی بود. یکبار از سر شوخی گفتم: «حاجی ما عصبانی بشیم دعا میکنیم شهید بشید.» بلافاصله گفتم:«بعد از صدوبیست سالها.» خوشش آمده بود. ــ چرا بعد از صدوبیست سال؟ دعا کن الان شهید بشم. ــ حاجی حیفم میاد. حضرت آقا به شما نیاز داره، جبهه مقاومت به شما نیاز داره، جمهوری اسلامی به شما نیاز داره، دنیای اسلام به شما نیاز داره، باشید و خدمت کنید بعد از صدوبیست سال. …
⏰ *زمان:* 14 دیماه 1404
📥 *تهیه کتاب:*
ارائه کد 100taiha به برنامه کاربردی فراکتاب
*پشتیبانی تلفنی:* 96653462
#داستان_مینیمال
#سردار_حاجقاسم_سلیمانی
#الگوی_مقاومت
#باشگاه_کتابخوانی_بچه_کتابخونها
📖 *کتاب صد و بیست و سوم؛* سلیمانی عزیز
🖋️ *نویسنده:* مهدی قربانی
📚 *ناشر:* حماسه یاران
🏷️ *گروه سنی:* نوجوانان
❇️ *گزیدهای از متن کتاب:*
«یک وقتهایی که دورهم مینشستیم حرف از شهادت حاجی هم پیش میآمد. طبیعی بود. یکبار از سر شوخی گفتم: «حاجی ما عصبانی بشیم دعا میکنیم شهید بشید.» بلافاصله گفتم:«بعد از صدوبیست سالها.» خوشش آمده بود. ــ چرا بعد از صدوبیست سال؟ دعا کن الان شهید بشم. ــ حاجی حیفم میاد. حضرت آقا به شما نیاز داره، جبهه مقاومت به شما نیاز داره، جمهوری اسلامی به شما نیاز داره، دنیای اسلام به شما نیاز داره، باشید و خدمت کنید بعد از صدوبیست سال. …
⏰ *زمان:* 14 دیماه 1404
📥 *تهیه کتاب:*
ارائه کد 100taiha به برنامه کاربردی فراکتاب
*پشتیبانی تلفنی:* 96653462
#داستان_مینیمال
#سردار_حاجقاسم_سلیمانی
#الگوی_مقاومت
#باشگاه_کتابخوانی_بچه_کتابخونها
📖 *هر هفته "معرفی یک کتاب " برای اعضای باشگاه کتابخوانی*
📖 *کتاب صد و سیام؛* درد سرهای آقاجون
🖋️ *نویسنده:* مونا بدیعی جوان
📚 *ناشر:* جمکران
🏷️ *گروه سنی:* نوجوانان
❇️ *گزیدهای از متن کتاب:*
» خانۀ ما در کوچۀ نسترن بود؛ چهارراه باغ خونی، کوچۀ نسترن یک، پلاک دو. اولین خانۀ جنوبی توی کوچه از آن ما بود. یک ساختمان دوطبقۀ بزرگ با چندین اتاق نورگیر. نورگیر بودن خانه برای مامان و بابا خیلی مهم بود. مامان همیشه میگفت: «بچه باید جونِش آفتاب بخوره که استِخوناش سفت شه.» برای همین هم خانهای خریده بودند که یک حیاط پشتی خیلی بزرگ و نورگیر داشته باشد. حیاطی برای بازی ما بچهها. توی حیاط یک باغچۀ بزرگ هم بود. توی باغچه یک درخت شاه توت کهن سال و تنومند بود و یک درخت سیب، با خوشمزهترین سیبهای دنیا...»
⏰ *زمان:* ۱۸ بهمنماه ۱۴۰۴
📥 *تهیه کتاب:*
ارائه کد 100taiha به برنامه کاربردی فراکتاب
*پشتیبانی تلفنی:* ۹۶۶۵۳۴۶۲
#داستان_نوجوان
#انقلاب_اسلامی
#ظلم_ستیزی
#باشگاه_کتابخوانی_بچه_کتابخونها
📖 *کتاب صد و سیام؛* درد سرهای آقاجون
🖋️ *نویسنده:* مونا بدیعی جوان
📚 *ناشر:* جمکران
🏷️ *گروه سنی:* نوجوانان
❇️ *گزیدهای از متن کتاب:*
» خانۀ ما در کوچۀ نسترن بود؛ چهارراه باغ خونی، کوچۀ نسترن یک، پلاک دو. اولین خانۀ جنوبی توی کوچه از آن ما بود. یک ساختمان دوطبقۀ بزرگ با چندین اتاق نورگیر. نورگیر بودن خانه برای مامان و بابا خیلی مهم بود. مامان همیشه میگفت: «بچه باید جونِش آفتاب بخوره که استِخوناش سفت شه.» برای همین هم خانهای خریده بودند که یک حیاط پشتی خیلی بزرگ و نورگیر داشته باشد. حیاطی برای بازی ما بچهها. توی حیاط یک باغچۀ بزرگ هم بود. توی باغچه یک درخت شاه توت کهن سال و تنومند بود و یک درخت سیب، با خوشمزهترین سیبهای دنیا...»
⏰ *زمان:* ۱۸ بهمنماه ۱۴۰۴
📥 *تهیه کتاب:*
ارائه کد 100taiha به برنامه کاربردی فراکتاب
*پشتیبانی تلفنی:* ۹۶۶۵۳۴۶۲
#داستان_نوجوان
#انقلاب_اسلامی
#ظلم_ستیزی
#باشگاه_کتابخوانی_بچه_کتابخونها
نود و یکمین
نشست دورهمـی بچه کتابخونها
*بچــــــــــــه مــــــــــــورخها*
📌 هجدهم تا بیست و سوم بهمن 1404
📌 کتابخانههای منتخب
فرهنگسراهای شهر تهران
#باشگاه_کتابخوانی_بچه_کتابخونها #مدیریت_کتابخانه_ها_و_ترویج_فرهنگ_کتابخوانی #سازمان_فرهنگی_هنری_شهرداری_تهران
نشست دورهمـی بچه کتابخونها
*بچــــــــــــه مــــــــــــورخها*
📌 هجدهم تا بیست و سوم بهمن 1404
📌 کتابخانههای منتخب
فرهنگسراهای شهر تهران
#باشگاه_کتابخوانی_بچه_کتابخونها #مدیریت_کتابخانه_ها_و_ترویج_فرهنگ_کتابخوانی #سازمان_فرهنگی_هنری_شهرداری_تهران
📖 هر هفته "معرفی یک کتاب " برای اعضای باشگاه کتابخوانی
📖 کتاب صد و سی و یکم؛ خانه کتاببازها
🖋️ نویسنده: معصومه امیرزاده
📚 ناشر: مهرستان
🏷️ گروه سنی: جوانان
❇️ گزیدهای از متن کتاب:
«هوا خنک بود و نرمه بادی بین نخلهای حیاط میپیچید. سایۀ دیوار روی تخت افتاده بود. آقا پیچ رادیو را بست و گفت: «بخون.» مادرم نازبالش را زیر شکم پهنش کشید: «از کجا؟» آقا اخم کرد: «مگه نشون نذاشتی؟» مادرم دستپاچه صاف نشست تا دنبال نشان بگردد. من توی شکمش مچاله شدم. هنوز به این دنیا نیامده بودم؛ اما به گمانم، جهان همین شکلی بوده است. شاید هم پدرم از روی پشتبام، چند سنگریزه به طرف مادرم پرت کرده است؛ یعنی زودتر بخوان تا برویم لب رودخانه. مادرم لب گزیده است که: «چقدر هولی!» آقا صدا بالا برد.»
⏰ زمان: ۲۵ بهمنماه ۱۴۰۴
📥 تهیه کتاب:
ارائه کد 100taiha به برنامه کاربردی فراکتاب
پشتیبانی تلفنی: ۹۶۶۵۳۴۶۲
#تربیت_فرزند_کتابخوان
#ترویج_کتابخوانی
#تجارب_مادرانه
#باشگاه_کتابخوانی_بچه_کتابخونها
📖 کتاب صد و سی و یکم؛ خانه کتاببازها
🖋️ نویسنده: معصومه امیرزاده
📚 ناشر: مهرستان
🏷️ گروه سنی: جوانان
❇️ گزیدهای از متن کتاب:
«هوا خنک بود و نرمه بادی بین نخلهای حیاط میپیچید. سایۀ دیوار روی تخت افتاده بود. آقا پیچ رادیو را بست و گفت: «بخون.» مادرم نازبالش را زیر شکم پهنش کشید: «از کجا؟» آقا اخم کرد: «مگه نشون نذاشتی؟» مادرم دستپاچه صاف نشست تا دنبال نشان بگردد. من توی شکمش مچاله شدم. هنوز به این دنیا نیامده بودم؛ اما به گمانم، جهان همین شکلی بوده است. شاید هم پدرم از روی پشتبام، چند سنگریزه به طرف مادرم پرت کرده است؛ یعنی زودتر بخوان تا برویم لب رودخانه. مادرم لب گزیده است که: «چقدر هولی!» آقا صدا بالا برد.»
⏰ زمان: ۲۵ بهمنماه ۱۴۰۴
📥 تهیه کتاب:
ارائه کد 100taiha به برنامه کاربردی فراکتاب
پشتیبانی تلفنی: ۹۶۶۵۳۴۶۲
#تربیت_فرزند_کتابخوان
#ترویج_کتابخوانی
#تجارب_مادرانه
#باشگاه_کتابخوانی_بچه_کتابخونها
نود و دومین
نشست دورهمـی بچه کتابخونها
*گیر سهپیچ به نویسندهها*
📌 بیست و پنجم تا سیام بهمن 1404
📌 کتابخانههای منتخب فرهنگسراهای شهر تهران
#مدیریت_کتابخانه_ها_و_ترویج_فرهنگ_کتابخوانی #سازمان_فرهنگی_هنری_شهرداری_تهران #باشگاه_کتابخوانی_بچه_کتابخونها #دورهمی_بچه_کتابخوان_ها
نشست دورهمـی بچه کتابخونها
*گیر سهپیچ به نویسندهها*
📌 بیست و پنجم تا سیام بهمن 1404
📌 کتابخانههای منتخب فرهنگسراهای شهر تهران
#مدیریت_کتابخانه_ها_و_ترویج_فرهنگ_کتابخوانی #سازمان_فرهنگی_هنری_شهرداری_تهران #باشگاه_کتابخوانی_بچه_کتابخونها #دورهمی_بچه_کتابخوان_ها
📖 *هر هفته "معرفی یک کتاب " برای اعضای باشگاه کتابخوانی*
📖 *کتاب صد و سی و دوم؛* نترسید، انجام دهید
🖋️ *نویسنده:* ریچارد برانسون
🖋️*مترجم:* مهدی قراچهداغی
📚 *ناشر:* نسل نواندیش
🏷️ *گروه سنی:* نوجوانان
❇️ *گزیدهای از متن کتاب:*
« از زمانی که ویرجین را راهاندازی کردم، یعنی از سال ۱۹۶۷، کارهای زیادی کردهایم. ما یک شرکت کوچک بودیم که بهتدریج بزرگ شدیم، گاه سرعت رشد و توسعه ما در زمینههای مختلف از کولا گرفته تا لباس عروس، تلفن همراه تا کتاب، تهیه فیلمهای کارتونی تا کارتهای اعتباری، هواپیما تا قطار و حتی سفرهای فضایی بسیار چشمگیر به نظر میرسد. چیزی آنقدر بزرگ نیست که دست زدن به آن غیرممکن باشد. من از اینکه تیم ما با این شور و اشتیاق کار میکند به خود میبالم. وقتی ایدهای جدید پیدا میکنیم به شوق میآییم و آن را تحقق میبخشیم...
⏰ *زمان:* ۲۸ بهمنماه ۱۴۰۴
📥 *تهیه کتاب:*
ارائه کد 100taiha به برنامه کاربردی فراکتاب
*پشتیبانی تلفنی:* ۹۶۶۵۳۴۶۲
#نوآوری
#تجارب_کارآفرینی
#موفقیت_نوجوان
#باشگاه_کتابخوانی_بچه_کتابخونها
📖 *کتاب صد و سی و دوم؛* نترسید، انجام دهید
🖋️ *نویسنده:* ریچارد برانسون
🖋️*مترجم:* مهدی قراچهداغی
📚 *ناشر:* نسل نواندیش
🏷️ *گروه سنی:* نوجوانان
❇️ *گزیدهای از متن کتاب:*
« از زمانی که ویرجین را راهاندازی کردم، یعنی از سال ۱۹۶۷، کارهای زیادی کردهایم. ما یک شرکت کوچک بودیم که بهتدریج بزرگ شدیم، گاه سرعت رشد و توسعه ما در زمینههای مختلف از کولا گرفته تا لباس عروس، تلفن همراه تا کتاب، تهیه فیلمهای کارتونی تا کارتهای اعتباری، هواپیما تا قطار و حتی سفرهای فضایی بسیار چشمگیر به نظر میرسد. چیزی آنقدر بزرگ نیست که دست زدن به آن غیرممکن باشد. من از اینکه تیم ما با این شور و اشتیاق کار میکند به خود میبالم. وقتی ایدهای جدید پیدا میکنیم به شوق میآییم و آن را تحقق میبخشیم...
⏰ *زمان:* ۲۸ بهمنماه ۱۴۰۴
📥 *تهیه کتاب:*
ارائه کد 100taiha به برنامه کاربردی فراکتاب
*پشتیبانی تلفنی:* ۹۶۶۵۳۴۶۲
#نوآوری
#تجارب_کارآفرینی
#موفقیت_نوجوان
#باشگاه_کتابخوانی_بچه_کتابخونها
📖 *هر هفته "معرفی یک کتاب " برای اعضای باشگاه کتابخوانی*
📖 *کتاب صد و سی و سوم؛* قصههایی از قرآن کریم
🖋️ *نویسنده:* مهدی آذریزدی
📚 *ناشر:* امیرکبیر
🏷️ *گروه سنی:* نوجوانان
❇️ *گزیدهای از متن کتاب:*
« مدتی از شروع کار گذشته بود که یک روز خبر دادند که باغ ارم تمام است و بهشت برای افتتاح آماده است. شداد گفت طبلها را بکوبند و به همه مردم خبر بدهند که شداد از این پس، همه دستگاه خدایی را تمام دارد حتی بهشت و وای به حال کسی که با شداد درافتد و خوشا به حال کسی که به شداد خدمت کند. همه رجال و اعیان و اشراف و بزرگان و سران را جمع کردند و حرکت کردند تا به دیدار ارم بروند…
⏰ *زمان:* ۲ اسفندماه ۱۴۰۴
📥 *تهیه کتاب:*
ارائه کد 100taiha به برنامه کاربردی فراکتاب
*پشتیبانی تلفنی:* ۹۶۶۵۳۴۶۲
#داستان_نوجوان
#تاریخ_پیامبران
#قصههای_قرآنی
#باشگاه_کتابخوانی_بچه_کتابخونها
📖 *کتاب صد و سی و سوم؛* قصههایی از قرآن کریم
🖋️ *نویسنده:* مهدی آذریزدی
📚 *ناشر:* امیرکبیر
🏷️ *گروه سنی:* نوجوانان
❇️ *گزیدهای از متن کتاب:*
« مدتی از شروع کار گذشته بود که یک روز خبر دادند که باغ ارم تمام است و بهشت برای افتتاح آماده است. شداد گفت طبلها را بکوبند و به همه مردم خبر بدهند که شداد از این پس، همه دستگاه خدایی را تمام دارد حتی بهشت و وای به حال کسی که با شداد درافتد و خوشا به حال کسی که به شداد خدمت کند. همه رجال و اعیان و اشراف و بزرگان و سران را جمع کردند و حرکت کردند تا به دیدار ارم بروند…
⏰ *زمان:* ۲ اسفندماه ۱۴۰۴
📥 *تهیه کتاب:*
ارائه کد 100taiha به برنامه کاربردی فراکتاب
*پشتیبانی تلفنی:* ۹۶۶۵۳۴۶۲
#داستان_نوجوان
#تاریخ_پیامبران
#قصههای_قرآنی
#باشگاه_کتابخوانی_بچه_کتابخونها