𝐓𝖾𝖾𝗑𝗂𝐎
212 subscribers
57 photos
8 videos
6 files
41 links
"یه وَقتی ستونای قَلبَم رو چِشای سیاهِت بَنا شده بود."
صندوقِ دریافتیِ نظراتِ‌شما: @teexiobot
Download Telegram
سومین‌روز‌ازماه‌جولای، میلان.
سنگفرشِ خیسِ این خیابان‌ها،
رهگذراني داشته اند، پیر.
کودکي خندید و گذشت،
خنده اش لايِ شیارِ یك گلبرگ جا ماند.
آن سال ها، انحنايِ لب هایت مدفنی شد
برايِ لبخند هایم. اما شکوفه‌زاده‌ي ِمن،
مردِ خاموشِ تیره ترین روزهایِ انتهاي، گاه و بي گاه به این فکر میکنم ك :
سنگفرش ها، هنوز هم توانسته اند ردِ قدم هايِ قلبم را احساس کنند؟
زمان زیرِ دست هایم نبض می‌زند.
در آن مکعبِ تیره‌رنگِ شاه، تلخیِ روزهايِ شیرین را چونان خودکاري جوهر پس داده..
روي ِکاغذي کاهي و نم‌دار پخش شد.
لبخند هایمان را نسیم با خود به سرزمین هائي برد، دور. آبی و وهم‌ناك..
اما قدم هايِ ما، همچنان برگي خزان دیده
بر زمیني سرد و نمناك جاودانه خواهد بود.
عقربه ها، مثلِ کبکي ترسان از زمستان سر خود را در برف فرو برده اند.
آنها درست در آغوشِ ترسِ خود از آن مي ترسند.. پس من چطور در آن سال ها،
در آشیانه‌يِ آغوشِ تو، داشتنِ تو را احساس نکرده‌ام؟!
دیوار ِ اجري و قدیمي آن خیابان را یادت هست؟.
قلبِ من، در همان جا مانده است.
یکي از اجرهاي ِسنگيِ آن دیواریست‌ که تو
انقدر‌ محکم دورِ خودت پیچیدی‌اش، تا مبادا نگاهي از سر مهر گریبان گیرِ چشم هایت شود.
قلبِ من این روز ها، در هواي آبیِ شهر..
قدم هایش‌ را با تو مرور میکند، شهرِ شبِ من، شب‌زادِ ارزوهاي دیرین، در جست و جوي قدمی از تو آنقدر زنده خواهم ماند..
که خزان ها، به زانوانِ زخمي ام غبطه خورده و بهاران.. مرا چونان شکوفه اي ببیند که انگار هر سال تو، نوازشش میکني.
بی آن ك بدانند، آخرین قدم هایِ ما..
در بهاري یخ زده.. بر سنگفرش ها، ماسید.
- دوراهیِ‌مدفون، ویان،
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هر دو به فراموشی پناه بردیم؛ تو نام دیگری را بر لب آوردی و من آغوش دیگری را پذیرفتم.

𓂃  𝐏𝖺𝗋𝗍 𝟏𝟏𝟏𝟐
😭27🕊4💘1
این پیامو فوروارد کنید تا بگم وایب چه اهنگ انهایپن رو میدید
— «چرا یه جوری رفتار می‌کنی... انگار تمومش نکردیم؟»
لبخندِ روی لب‌های هیسونگ در کسری از ثانیه محو شد. انگار کسی با دستکشِ یخی قلبش را فشرده باشد. نگاهش روی موهای تیره‌ی سونگهون ثابت ماند. مکثِ طولانی و سنگینی کرد، نفسش را بیرون داد و با صدایی بم پرسید: — «راستشو بگم یا دروغشو؟»
سونگهون در همان حالت، با چشم‌هایی که به میز دوخته شده بود، به نرمی جواب داد: — «هرکدوم... قشنگ‌تره.»
هیسونگ آبِ دهانش را قورت داد. کلمات روی زبانش سنگینی می‌کردند، اما حالا که سونگهون این‌طور بی‌دفاع روبه‌رویش نشسته بود، هیچ جایی برای پنهان‌کاری نبود. با تردیدی که در هر هجای صدایش می‌لرزید، اعتراف کرد: — «حالا که با پای خودت اومدی اینجا... روبه‌روی من نشستی... می‌خوام تظاهر کنم هنوز تموم نشده.»
😭9
واقعا هر شب اینجا آپه، وقتی آپ پشت سر همه حمایت میاد پایین. الان اکثر چنل ها اپشون‌ یا شرطیه‌ یا هفته ای یکباره. باز اینجا خیلی وقفه بیوفته یک روز الی دو روزه، به جاش لطفا اکت پارت و بالا ببرید و نظراتتونو‌ بزارید تو بات، و حمایت کنین.
💘7
🌹 این پیام رو فوروارد کنید + اسم چنلتون رو قرار بدید
مینی ای‌یو بنویسم از جمع چنلا
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
این پیام رو فور بزنید اسم فیلم بی ال مورد علاقه اتون رو بگید، بهتون بگم وایب کدوم کرکتر رو می‌دید.
Limit: تا وقتی خط بزنم
Forwarded from 𝖮𝖺𝗌𝗂𝗌🦉🍁🆙️ (Just me, Nova)
🏎                      
                                         𝐖𝐡𝐢𝐭𝐞 𝐅𝐞𝐫𝐫𝐚𝐫𝐢
𝐏𝟒


𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲: 𝗦𝗹𝗶𝗰𝗲 𝗼𝗳 𝗹𝗶𝗳𝗲/ 𝗙𝟭 𝗔𝗨/ 𝗔𝗻𝗴𝘀𝘁/ 𝗥𝗼𝗺𝗮𝗻𝗰𝗲/ 𝗠𝗲𝗻𝘁𝗶𝗼𝗻𝗲𝘀 𝗼𝗳 𝗳𝗮𝗺𝗶𝗹𝘆 𝗧𝗿𝘂𝗮𝗺𝗮, 𝗔𝗯𝘂𝘀𝗲 𝗲𝘁𝗰.

𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: 𝗛𝗲𝗲𝗷𝗮𝗸𝗲
Forwarded from ‍ ‍ ‍ ‍ ‌Exit (Tools | ابزارک)
Our first life
Part20

وقتی جیک بعد از یه سال کراش داشتن روی همکلاسیش بالاخره تصمیم می‌گیره اعتراف کنه؛ یه اعتراف ناگهانی دیگه همه چیز رو به هم می‌ریزه

#au
#OurFirstLife
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#Translate 𝖩𝖺𝗄𝖾𝗁𝗈𝗈𝗇 𝖮𝗇𝖾 𝖲𝗁𝗈𝗍
𝘌𝘴𝘵𝘢𝘣𝘭𝘪𝘴𝘩𝘦𝘥 𝘙𝘦𝘭𝘢𝘵𝘪𝘰𝘯𝘴𝘩𝘪𝘱 - 𝘊𝘢𝘵 𝘏𝘺𝘣𝘳𝘪𝘥 𝘑𝘢𝘬𝘦 - 𝘚𝘮𝘶𝘵 - 𝘗𝘰𝘳𝘯 𝘞𝘪𝘵𝘩 𝘗𝘭𝘰𝘵 - 𝘉𝘰𝘵𝘵𝘰𝘮 𝘑𝘢𝘬𝘦 - 𝘛𝘰𝘱 𝘚𝘶𝘯𝘨𝘩𝘰𝘰𝘯 - 𝘉𝘦𝘭𝘭𝘺 𝘉𝘶𝘭𝘨𝘦 - 𝘉𝘳𝘦𝘦𝘥𝘪𝘯𝘨 𝘒𝘪𝘯𝘬.