Forwarded from خـاکـسـتـرِ نـقـرهای؛ دسـآمبر.
سنگفرشِ خیسِ این خیابانها،
رهگذراني داشته اند، پیر.- دوراهیِمدفون، ویان،
کودکي خندید و گذشت،
خنده اش لايِ شیارِ یك گلبرگ جا ماند.
آن سال ها، انحنايِ لب هایت مدفنی شد
برايِ لبخند هایم. اما شکوفهزادهي ِمن،
مردِ خاموشِ تیره ترین روزهایِ انتهاي، گاه و بي گاه به این فکر میکنم ك :
سنگفرش ها، هنوز هم توانسته اند ردِ قدم هايِ قلبم را احساس کنند؟
زمان زیرِ دست هایم نبض میزند.
در آن مکعبِ تیرهرنگِ شاه، تلخیِ روزهايِ شیرین را چونان خودکاري جوهر پس داده..
روي ِکاغذي کاهي و نمدار پخش شد.
لبخند هایمان را نسیم با خود به سرزمین هائي برد، دور. آبی و وهمناك..
اما قدم هايِ ما، همچنان برگي خزان دیده
بر زمیني سرد و نمناك جاودانه خواهد بود.
عقربه ها، مثلِ کبکي ترسان از زمستان سر خود را در برف فرو برده اند.
آنها درست در آغوشِ ترسِ خود از آن مي ترسند.. پس من چطور در آن سال ها،
در آشیانهيِ آغوشِ تو، داشتنِ تو را احساس نکردهام؟!
دیوار ِ اجري و قدیمي آن خیابان را یادت هست؟.
قلبِ من، در همان جا مانده است.
یکي از اجرهاي ِسنگيِ آن دیواریست که تو
انقدر محکم دورِ خودت پیچیدیاش، تا مبادا نگاهي از سر مهر گریبان گیرِ چشم هایت شود.
قلبِ من این روز ها، در هواي آبیِ شهر..
قدم هایش را با تو مرور میکند، شهرِ شبِ من، شبزادِ ارزوهاي دیرین، در جست و جوي قدمی از تو آنقدر زنده خواهم ماند..
که خزان ها، به زانوانِ زخمي ام غبطه خورده و بهاران.. مرا چونان شکوفه اي ببیند که انگار هر سال تو، نوازشش میکني.
بی آن ك بدانند، آخرین قدم هایِ ما..
در بهاري یخ زده.. بر سنگفرش ها، ماسید.
Forwarded from Hee's Eclipseweb پكهیسونگ
این پیامو فوروارد کنید تا بگم وایب چه اهنگ انهایپن رو میدید
لبخندِ روی لبهای هیسونگ در کسری از ثانیه محو شد. انگار کسی با دستکشِ یخی قلبش را فشرده باشد. نگاهش روی موهای تیرهی سونگهون ثابت ماند. مکثِ طولانی و سنگینی کرد، نفسش را بیرون داد و با صدایی بم پرسید: — «راستشو بگم یا دروغشو؟»
سونگهون در همان حالت، با چشمهایی که به میز دوخته شده بود، به نرمی جواب داد: — «هرکدوم... قشنگتره.»
هیسونگ آبِ دهانش را قورت داد. کلمات روی زبانش سنگینی میکردند، اما حالا که سونگهون اینطور بیدفاع روبهرویش نشسته بود، هیچ جایی برای پنهانکاری نبود. با تردیدی که در هر هجای صدایش میلرزید، اعتراف کرد: — «حالا که با پای خودت اومدی اینجا... روبهروی من نشستی... میخوام تظاهر کنم هنوز تموم نشده.»
😭9
واقعا هر شب اینجا آپه، وقتی آپ پشت سر همه حمایت میاد پایین. الان اکثر چنل ها اپشون یا شرطیه یا هفته ای یکباره. باز اینجا خیلی وقفه بیوفته یک روز الی دو روزه، به جاش لطفا اکت پارت و بالا ببرید و نظراتتونو بزارید تو بات، و حمایت کنین.
💘6
Forwarded from ㅤ ㅤ 𝖥𝗅𝗈𝗋𝖺 𝖣𝗂𝖺𝗋𝗂𝖾𝗌چککککککـ
مینی اییو بنویسم از جمع چنلا
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Sweet boy پک گونهو 🆙
این پیام رو فور بزنید اسم فیلم بی ال مورد علاقه اتون رو بگید، بهتون بگم وایب کدوم کرکتر رو میدید.
Limit: تا وقتی خط بزنم
Forwarded from 𝑙𝑖𝑡𝑡𝑙𝑒 𝑓𝑜𝑥🦊 گذاشته شد
Our first life
Part20
#au
#OurFirstLife
Part20
وقتی جیک بعد از یه سال کراش داشتن روی همکلاسیش بالاخره تصمیم میگیره اعتراف کنه؛ یه اعتراف ناگهانی دیگه همه چیز رو به هم میریزه
#au
#OurFirstLife