𝐓𝖾𝖾𝗑𝗂𝐎
211 subscribers
43 photos
13 videos
6 files
40 links
"یه وَقتی ستونای قَلبَم رو چِشای سیاهِت بَنا شده بود."
صندوقِ دریافتیِ نظراتِ‌شما: @Teexio_bot
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هر دو به فراموشی پناه بردیم؛ تو نام دیگری را بر لب آوردی و من آغوش دیگری را پذیرفتم.

𓂃  𝐏𝖺𝗋𝗍 𝟕 - ‌𝟖
💘16🕊1😭1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هر دو به فراموشی پناه بردیم؛ تو نام دیگری را بر لب آوردی و من آغوش دیگری را پذیرفتم.

𓂃  𝐏𝖺𝗋𝗍 𝟗 - 𝟏𝟎
1😭14
سومین‌روز‌ازماه‌جولای، میلان.
سنگفرشِ خیسِ این خیابان‌ها،
رهگذراني داشته اند، پیر.
کودکي خندید و گذشت،
خنده اش لايِ شیارِ یك گلبرگ جا ماند.
آن سال ها، انحنايِ لب هایت مدفنی شد
برايِ لبخند هایم. اما شکوفه‌زاده‌ي ِمن،
مردِ خاموشِ تیره ترین روزهایِ انتهاي، گاه و بي گاه به این فکر میکنم ك :
سنگفرش ها، هنوز هم توانسته اند ردِ قدم هايِ قلبم را احساس کنند؟
زمان زیرِ دست هایم نبض می‌زند.
در آن مکعبِ تیره‌رنگِ شاه، تلخیِ روزهايِ شیرین را چونان خودکاري جوهر پس داده..
روي ِکاغذي کاهي و نم‌دار پخش شد.
لبخند هایمان را نسیم با خود به سرزمین هائي برد، دور. آبی و وهم‌ناك..
اما قدم هايِ ما، همچنان برگي خزان دیده
بر زمیني سرد و نمناك جاودانه خواهد بود.
عقربه ها، مثلِ کبکي ترسان از زمستان سر خود را در برف فرو برده اند.
آنها درست در آغوشِ ترسِ خود از آن مي ترسند.. پس من چطور در آن سال ها،
در آشیانه‌يِ آغوشِ تو، داشتنِ تو را احساس نکرده‌ام؟!
دیوار ِ اجري و قدیمي آن خیابان را یادت هست؟.
قلبِ من، در همان جا مانده است.
یکي از اجرهاي ِسنگيِ آن دیواریست‌ که تو
انقدر‌ محکم دورِ خودت پیچیدی‌اش، تا مبادا نگاهي از سر مهر گریبان گیرِ چشم هایت شود.
قلبِ من این روز ها، در هواي آبیِ شهر..
قدم هایش‌ را با تو مرور میکند، شهرِ شبِ من، شب‌زادِ ارزوهاي دیرین، در جست و جوي قدمی از تو آنقدر زنده خواهم ماند..
که خزان ها، به زانوانِ زخمي ام غبطه خورده و بهاران.. مرا چونان شکوفه اي ببیند که انگار هر سال تو، نوازشش میکني.
بی آن ك بدانند، آخرین قدم هایِ ما..
در بهاري یخ زده.. بر سنگفرش ها، ماسید.
- دوراهیِ‌مدفون، ویان،
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هر دو به فراموشی پناه بردیم؛ تو نام دیگری را بر لب آوردی و من آغوش دیگری را پذیرفتم.

𓂃  𝐏𝖺𝗋𝗍 𝟏𝟏𝟏𝟐
😭9🕊3
حالا نه یکی مثل یورا
ولی خا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Our first life
Part19

وقتی جیک بعد از یه سال کراش داشتن روی همکلاسیش بالاخره تصمیم می‌گیره اعتراف کنه؛ یه اعتراف ناگهانی دیگه همه چیز رو به هم می‌ریزه
#au
#OurFirstLife
~𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒊𝒏 𝑫𝒆𝒄𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓~
"The last part"
HeeJake

#LoveinDecember
#Fiction