𝐓𝖾𝖾𝗑𝗂𝐎
His Name Is Thursday..!.pdf
مَرابِبین.
تَماشایَتمیکنم.
Yes, all I could say is yes
Promise me you won't regret me like the tattoos on my skin
Like the wrong pill
Promise me when they all love you that you'll remember me
When you fuck them, you'll see my face
My body is yours
Every Thursday
🕊3😭1
𝐓𝖾𝖾𝗑𝗂𝐎
"I wish he loved me, even if just for a single moment" One Wish Willow #heehoon
And I wish she still looked at me the way she used to.
🕊8
𝐓𝖾𝖾𝗑𝗂𝐎
گاهی احساس میکنم که دیگر ظرافت انگشتان هیچکس قلبم را نخواهد لرزاند؛ صدای خندههای هیچکس بدنم را سوزنسوزن نخواهد کرد و بوی عطر هیچکس ریههایم را نخواهد سوزاند. چگونه انسانی که از خاک و گل، مقداری خون و پوست و اندکی سلول ساخته شده، میتواند دستش را از درون…
و من برای تو چای دارچینی سردی بودم که هیچ لب نمیزدی.
گاهی فکر میکردم شاید دارچین دوست نداری.
شاید دوست داشتی چایت را داغ بنوشی. آنقدر داغ که لبانت ورم کند و زبانت گزگز کند.
یا شاید به دستان سردی که برایت چای میریخت علاقهای نداشتی.
نمیدانم.
فقط میدانم او برایت چای نداشت.
او تشنهلب رهایت کرده بود.
و تو فنجان خالی را با چشمانی براق بر لب میبردی و بعد از نوشیدنِ هیچ، لبخند میزدی و من خیال میکردم او برایت رنجانگیزترین چای هستی را دم آورده است.
نه، او برایت چیزی نداشت.
تنها فرق من با او این بود که تو او را دوست داشتی.
🕊5
اُوِرفلـو؛
داستانِتوباصدایِدیگری.
«متاسفم... دارم خودم رو ازت
میگیرم تاتو رو ازم نگیرن... زورم نرسید... زورم نرسید وایسم نگاه کنم چطور ازم میگیرنت.»
😭14
𝐓𝖾𝖾𝗑𝗂𝐎
و من برای تو چای دارچینی سردی بودم که هیچ لب نمیزدی. گاهی فکر میکردم شاید دارچین دوست نداری. شاید دوست داشتی چایت را داغ بنوشی. آنقدر داغ که لبانت ورم کند و زبانت گزگز کند. یا شاید به دستان سردی که برایت چای میریخت علاقهای نداشتی. نمیدانم. فقط میدانم…
و تو سالروز تولد کسی که عاشقانه خود را برای تو تکهتکه کرد، به یاد نیاوردی.
و من روزها را برایت شمردم.
و من برایت نوشتم.
هر روز برایت نوشتم.
آنقدر نوشتم تا میان کلماتم گُم شوی؛ گویی هرچه بیشتر مینوشتم، چشمانت میان کلماتم پدیدار میشد.
مرا ببخش، از یاد بُردم؛ با کلماتی که سردتر از دستان بیجانم و مجبورتر از سکوتم بود، گفتی که این سالروز برای تو روز مبارکی است.
مرا ببخش، از یاد بُردم که تا سالروز بعدی، بهخاطر سرمای کلمات تو، قلبم داغ بود.
💘8