سوئیچهای D-Link همواره محبوبیت زیادی در بازار داشته و محصولات متنوع آن موجب جلب رضایت مشتریان شده است. این شرکت جهانی با توسعه تکنولوژی های تجهیزات شبکهای، دستاوردهای جدیدی ارائه داده که در ادامه به برخی از آنها اشاره میکنیم.
سرعت گیگابیتی: پورتهای سرعت بالا (High-speed) تکنولوژی اترنت گیگابیتی را برای ما فراهم میکنند .
انقلاب در استفاده از انرژی: ویژگیهای جدید تجهیزات D-link ملقب به Green باعث شده است که هزینهها کاهش یافته و دوستی با محیط زیست نیز بیشتر شود.
مدیریت هوشمند: عملگرهایی که برای مدیریت سوئیچها قرار داده شده، قدرتمند بوده و در رابط مدیریت وب یا ابزارهای شبکه D-Link خود را نشان میدهند.
طراحی شده برای نظارت تصویری (Surveillance): سوئیچها میتوانند در دو حالت کار کنند: مود استاندارد و مود نظارت تصویری. کاربران هر مورد را که با نیازهایشان مطابقت داشته باشد انتخاب میکنند.
سوئیچهای دیلینک سری DGS-1100
این دسته از سوئیچها تنوع خوبی از لحاظ تعداد پورتها دارند که برخی از فیبیر و PoE پشتیبانی میکنند و برخی خیر. طراحی بدون فن برخی از این سوئیچها برای اماکنی که نیازمند سکوت بیشتر است، مناسب است. سازگاری با پروتکل
IEEE 802.3az
و ویژگی
Link Status detection
از جمله پیشرفتهایی است که در زمینه تکنولوژی سبز (Green) به کار گرفته شده است.
از سایر ویژگیهای مهم میتوان به کنترل پهنای باند، تفکیک ترافیک
IEEE 802.1Q VLAN
کیفیت سرویس با پروتکل
IEEE 802.1p
رابط گرافیکی مبتنی بر وب، ابزارهای مدیریتی اشاره کرد.
سوئیچهای دیلینک سری DGS-1100 انتخاب مناسبی برای استفادههای خانگی و در شغلهای کوچک و متوسط است که نیاز به مدیریت ساده دارند. برخی مدل ها از این سری قابلیت پشتیبانی از PoE را دارند. توان مصرفی این مدلها با توجه به تعداد پورت و سایر قابلیتها، در حد مطلوبی است.
بهینه شده برای نظارت تصویری
سری DGS-1100 با پشتیبانی از ASV یا «نظارت خودکار VLAN»
از کیفیت ویدئوها اطمینان حاصل میکنند و داده انتقالی را تحت کنترل قرار میدهند. لازم به ذکر است که سه مدل
DGS-1100-26MP،
DGS-1100-10MPP و DGS-1100-10MP
اولین سوئیچهای PoE در دنیا هستند که از ONVIF با رابط بهینهشده وب (با نظارت اختیاری) استفاده میکنند.
این قابلیت باعث میشود تا دستگاههای ONVIF شناسایی شوند و یکپارچگی با شبکه نظارتی ایجاد شود.
ویژگیهای پیشرفته
سری DGS-1100 با پشتیبانی از Voice VLAN خودکار مناسب برای توسعه VoIP است و کیفیت آن تضمین میشود. این سوئیچها با خصوصیات امنیتی بالا مانند
IGMP Snooping، Storm Control
و Static MAC تجهیز شدهاند. عیبیابی، توسعه و مدیریت ساده دیگر خصوصیات سری DGS-1100 است که توضیح بیشتر آن خارج از حوصله است.
سوئیچهای دیلینک سری DGS-1100 MP/MPP
این سری از سوئیچها با هدف اصلی نظارت تصویری (surveillance)
ساخته شدهاند و برای تجارتهای کوچک، متوسط و سازمانی مناسب هستند. پشتیبانی از دوربینهای
PTZ، Surveillance VLAN
خودکار، استاندارد
6kV surge protection
از ویژگیهای این سوئیچها هستند.
راهاندازی اولیه این سوئیچها ساده است.
دستگاههایی که برای نظارت تصویری مد نظر هستند به راحتی شناسایی و مورد استفاده قرار میگیرند. همچنین اکثر خصوصیاتی که در بخش پیشین و در مورد سری DGS-1100 مطرح شد، درباره این سوئیچها نیز صدق میکند.
@tecmaster
سرعت گیگابیتی: پورتهای سرعت بالا (High-speed) تکنولوژی اترنت گیگابیتی را برای ما فراهم میکنند .
انقلاب در استفاده از انرژی: ویژگیهای جدید تجهیزات D-link ملقب به Green باعث شده است که هزینهها کاهش یافته و دوستی با محیط زیست نیز بیشتر شود.
مدیریت هوشمند: عملگرهایی که برای مدیریت سوئیچها قرار داده شده، قدرتمند بوده و در رابط مدیریت وب یا ابزارهای شبکه D-Link خود را نشان میدهند.
طراحی شده برای نظارت تصویری (Surveillance): سوئیچها میتوانند در دو حالت کار کنند: مود استاندارد و مود نظارت تصویری. کاربران هر مورد را که با نیازهایشان مطابقت داشته باشد انتخاب میکنند.
سوئیچهای دیلینک سری DGS-1100
این دسته از سوئیچها تنوع خوبی از لحاظ تعداد پورتها دارند که برخی از فیبیر و PoE پشتیبانی میکنند و برخی خیر. طراحی بدون فن برخی از این سوئیچها برای اماکنی که نیازمند سکوت بیشتر است، مناسب است. سازگاری با پروتکل
IEEE 802.3az
و ویژگی
Link Status detection
از جمله پیشرفتهایی است که در زمینه تکنولوژی سبز (Green) به کار گرفته شده است.
از سایر ویژگیهای مهم میتوان به کنترل پهنای باند، تفکیک ترافیک
IEEE 802.1Q VLAN
کیفیت سرویس با پروتکل
IEEE 802.1p
رابط گرافیکی مبتنی بر وب، ابزارهای مدیریتی اشاره کرد.
سوئیچهای دیلینک سری DGS-1100 انتخاب مناسبی برای استفادههای خانگی و در شغلهای کوچک و متوسط است که نیاز به مدیریت ساده دارند. برخی مدل ها از این سری قابلیت پشتیبانی از PoE را دارند. توان مصرفی این مدلها با توجه به تعداد پورت و سایر قابلیتها، در حد مطلوبی است.
بهینه شده برای نظارت تصویری
سری DGS-1100 با پشتیبانی از ASV یا «نظارت خودکار VLAN»
از کیفیت ویدئوها اطمینان حاصل میکنند و داده انتقالی را تحت کنترل قرار میدهند. لازم به ذکر است که سه مدل
DGS-1100-26MP،
DGS-1100-10MPP و DGS-1100-10MP
اولین سوئیچهای PoE در دنیا هستند که از ONVIF با رابط بهینهشده وب (با نظارت اختیاری) استفاده میکنند.
این قابلیت باعث میشود تا دستگاههای ONVIF شناسایی شوند و یکپارچگی با شبکه نظارتی ایجاد شود.
ویژگیهای پیشرفته
سری DGS-1100 با پشتیبانی از Voice VLAN خودکار مناسب برای توسعه VoIP است و کیفیت آن تضمین میشود. این سوئیچها با خصوصیات امنیتی بالا مانند
IGMP Snooping، Storm Control
و Static MAC تجهیز شدهاند. عیبیابی، توسعه و مدیریت ساده دیگر خصوصیات سری DGS-1100 است که توضیح بیشتر آن خارج از حوصله است.
سوئیچهای دیلینک سری DGS-1100 MP/MPP
این سری از سوئیچها با هدف اصلی نظارت تصویری (surveillance)
ساخته شدهاند و برای تجارتهای کوچک، متوسط و سازمانی مناسب هستند. پشتیبانی از دوربینهای
PTZ، Surveillance VLAN
خودکار، استاندارد
6kV surge protection
از ویژگیهای این سوئیچها هستند.
راهاندازی اولیه این سوئیچها ساده است.
دستگاههایی که برای نظارت تصویری مد نظر هستند به راحتی شناسایی و مورد استفاده قرار میگیرند. همچنین اکثر خصوصیاتی که در بخش پیشین و در مورد سری DGS-1100 مطرح شد، درباره این سوئیچها نیز صدق میکند.
@tecmaster
از آنجا که پرتره های دارای پس زمینه سفید در همه جا بسیار عادی و رایج شده اند، بسیاری از افراد فکر می کنند به دست آوردن آن آسان است. تنها باید سوژه خود را در مقابل دوربین در برابر یک پس زمینه سفید، ترجیحا با یک فلاش یا استروب (فلاش استودیویی) قرار دهند، و عکس بگیرند. در این مطلب به ۳ اشتباه متداول هنگام عکاسی مقابل پس زمینه سفید و روش صحیح آن ها اشاره خواهیم کرد. اگر قصد عکاسی پرتره با پس زمینه کاملا سفید یا عکاسی از محصولات با پس زمینه سفید را دارید، این آموزش برای شماست.
متاسفانه به این سادگی نیست. انجام این کار تنها به عکسی با یک پس زمینه خاکستری و کسل کننده منجر می شود.
من برای آموزش امروز از یک گوزن اسباب بازی کوچک به عنوان سوژه عکاسی ام استفاده می کنم. انجام این کار بر روی سوژه ای با مقیاس کوچک ساده تر است چون هر چه سوژه بزرگ تر باشد، به منابع نوری بزرگ تری نیز احتیاج پیدا می کنید. برای انجام این کار با افراد که سوژه هایی بزرگ هستند، شما باید سافت باکس یا اکتاباکس هایی با اندازه بسیار بزرگ داشته باشید. اما این آموزش روند کار را به وضوح به شما نشان خواهد داد.
اینها سه مورد از اشتباهات مبتدی هستند که هنگام تلاش برای دستیابی به یک پس زمینه سفید ۱۰۰% خالص باید از آن اجتناب کرد:
اشتباه #۱ – پس زمینه به درستی نورپردازی نشده است
پس زمینه باید با تقریبا دو پله (stop) نور بیشتر، نسبت به مقداری که بر روی سوژه می تابد، نورپردازی شود. به عنوان مثال، اگر می خواهید از سوژه خود در f/8 عکس بگیرید، نورهای پس زمینه خود را دو گام بیشتر تنظیم کنید، بنابراین نورسنج f/16 را بر روی پس زمینه خواهد خواند.
توجه: شما باید هر دو نور پس زمینه را به صورت جداگانه نورسنجی کنید، به طوری که هنگام نورسنجی برای نور اصلی (بر روی سوژه) شما نورهای پس زمینه را خاموش می کنید، و برعکس. هنگامی که هم نور پس زمینه و هم نور اصلی هر دو روشن هستند، نورسنج شما هنوز هم باید f/8 را بر روی سوژه به شما بدهد، چون شما دارید نوری را که بر روی سوژه می تابد نورسنجی می کنید، نه نوری که بر روی پس زمینه می تابد.
عکس زیر (سمت راست) نشان می دهد که وقتی شما اصلا پس زمینه را نورپردازی نمی کنید، چطور به نظر می رسد. شما یک تن و رنگ دیگر به غیر از سفید را به دست می آورید. در عکس سمت چپ پس زمینه نورپردازی شده، اما هیچ نور اصلی ای وجود نداشت که سوژه را روشن کند، در نتیجه تصویر حاصل تقریبا یک سیلوئت از سوژه است.
تنظیمات دوربین من در این چیدمان برای تمام عکس ها عبارت بود از: ایزو ۲۵۰، سرعت شاتر ۱/۱۶۰ ام ثانیه، با دیافراگم f/8 برای گوزن
(نورسنج برای پس زمینه f/16 را می خواند). اسپیدلایت ها بر روی قدرت ۱/۱۶ ام تنظیم شده بودند. من به ندرت از آنها در قدرت کامل استفاده می کنم چون در آن صورت باتری ها خیلی سریع خالی می شوند. اگر شما از SB900 Nikon استفاده می کنید، و در قدرت ۱/۱ فلاش می زنید، این کار نه تنها باتری ها را خیلی سریع خالی می کند، بلکه باعث می شود فلاش بیش از حد داغ شود. نیکون این مشکل را با SB910 حل کرده است. چند دلیل وجود دارد که چرا من با این فلاش در ایزو ۱۰۰ عکس نمی گیرم. دوربین مورد استفاده یک Nikon D750 بود، که نویز را به خوبی کنترل می کند، به طوری که ایزو مشکل ساز نیست. دو فلاش SB910 و یک SB900 برای این کار مورد استفاده قرار گرفتند.
عکس زیر تمام چیدمان عکاسی من را نشان می دهد و تنها نور پس زمینه سمت چپ شلیک (زده) شده است.
شما در دو تصویر زیر متوجه خواهید شد که تنها نور پس زمینه سمت راست بر روی عکس سمت چپ مورد استفاده قرار گرفته، و تنها از نور پس زمینه سمت چپ بر روی عکس سمت راست استفاده شده است. البته اگر قصد شما این بوده باشد، این نورپردازی قابل قبول است. نور اصلی در یک زاویه ۴۵ درجه در سمت راست دوربین قرار داده شد. من فلاشم را طوری تنظیم کردم تا به سطح سفید سمت راستش خورده و به سمت سوژه بازتاب شود – تا با این کار نور نرم تری به دست آورده و آن را اصلاح کنم.
شما همچنین ممکن است متوجه شده باشید که در عکس سمت چپ (بالا) یک سایه دلپذیر از گوزن در پشت او بر روی پس زمینه وجود دارد – چون نور پس زمینه سمت چپ استفاده نشده است. اما در عکس سمت راست (بالا) مشاهده می کنید این سایه در سمت چپ سوژه از بین رفته چراکه فلاش سمت چپی زده شده است.
عکس زیر چیدمان من درحالیکه هر سه نور روشن هستند و به درستی استفاده شده اند را نشان می دهد.
حالا که شما پس زمینه و نورهای اصلی خود را چیده اید، باید مطمئن شوید که این نورها تنها به سوژه مورد نظر اصابت می کنند (می تابند). این امر ما را به اشتباه بعدی می رساند…
@tecmaster
متاسفانه به این سادگی نیست. انجام این کار تنها به عکسی با یک پس زمینه خاکستری و کسل کننده منجر می شود.
من برای آموزش امروز از یک گوزن اسباب بازی کوچک به عنوان سوژه عکاسی ام استفاده می کنم. انجام این کار بر روی سوژه ای با مقیاس کوچک ساده تر است چون هر چه سوژه بزرگ تر باشد، به منابع نوری بزرگ تری نیز احتیاج پیدا می کنید. برای انجام این کار با افراد که سوژه هایی بزرگ هستند، شما باید سافت باکس یا اکتاباکس هایی با اندازه بسیار بزرگ داشته باشید. اما این آموزش روند کار را به وضوح به شما نشان خواهد داد.
اینها سه مورد از اشتباهات مبتدی هستند که هنگام تلاش برای دستیابی به یک پس زمینه سفید ۱۰۰% خالص باید از آن اجتناب کرد:
اشتباه #۱ – پس زمینه به درستی نورپردازی نشده است
پس زمینه باید با تقریبا دو پله (stop) نور بیشتر، نسبت به مقداری که بر روی سوژه می تابد، نورپردازی شود. به عنوان مثال، اگر می خواهید از سوژه خود در f/8 عکس بگیرید، نورهای پس زمینه خود را دو گام بیشتر تنظیم کنید، بنابراین نورسنج f/16 را بر روی پس زمینه خواهد خواند.
توجه: شما باید هر دو نور پس زمینه را به صورت جداگانه نورسنجی کنید، به طوری که هنگام نورسنجی برای نور اصلی (بر روی سوژه) شما نورهای پس زمینه را خاموش می کنید، و برعکس. هنگامی که هم نور پس زمینه و هم نور اصلی هر دو روشن هستند، نورسنج شما هنوز هم باید f/8 را بر روی سوژه به شما بدهد، چون شما دارید نوری را که بر روی سوژه می تابد نورسنجی می کنید، نه نوری که بر روی پس زمینه می تابد.
عکس زیر (سمت راست) نشان می دهد که وقتی شما اصلا پس زمینه را نورپردازی نمی کنید، چطور به نظر می رسد. شما یک تن و رنگ دیگر به غیر از سفید را به دست می آورید. در عکس سمت چپ پس زمینه نورپردازی شده، اما هیچ نور اصلی ای وجود نداشت که سوژه را روشن کند، در نتیجه تصویر حاصل تقریبا یک سیلوئت از سوژه است.
تنظیمات دوربین من در این چیدمان برای تمام عکس ها عبارت بود از: ایزو ۲۵۰، سرعت شاتر ۱/۱۶۰ ام ثانیه، با دیافراگم f/8 برای گوزن
(نورسنج برای پس زمینه f/16 را می خواند). اسپیدلایت ها بر روی قدرت ۱/۱۶ ام تنظیم شده بودند. من به ندرت از آنها در قدرت کامل استفاده می کنم چون در آن صورت باتری ها خیلی سریع خالی می شوند. اگر شما از SB900 Nikon استفاده می کنید، و در قدرت ۱/۱ فلاش می زنید، این کار نه تنها باتری ها را خیلی سریع خالی می کند، بلکه باعث می شود فلاش بیش از حد داغ شود. نیکون این مشکل را با SB910 حل کرده است. چند دلیل وجود دارد که چرا من با این فلاش در ایزو ۱۰۰ عکس نمی گیرم. دوربین مورد استفاده یک Nikon D750 بود، که نویز را به خوبی کنترل می کند، به طوری که ایزو مشکل ساز نیست. دو فلاش SB910 و یک SB900 برای این کار مورد استفاده قرار گرفتند.
عکس زیر تمام چیدمان عکاسی من را نشان می دهد و تنها نور پس زمینه سمت چپ شلیک (زده) شده است.
شما در دو تصویر زیر متوجه خواهید شد که تنها نور پس زمینه سمت راست بر روی عکس سمت چپ مورد استفاده قرار گرفته، و تنها از نور پس زمینه سمت چپ بر روی عکس سمت راست استفاده شده است. البته اگر قصد شما این بوده باشد، این نورپردازی قابل قبول است. نور اصلی در یک زاویه ۴۵ درجه در سمت راست دوربین قرار داده شد. من فلاشم را طوری تنظیم کردم تا به سطح سفید سمت راستش خورده و به سمت سوژه بازتاب شود – تا با این کار نور نرم تری به دست آورده و آن را اصلاح کنم.
شما همچنین ممکن است متوجه شده باشید که در عکس سمت چپ (بالا) یک سایه دلپذیر از گوزن در پشت او بر روی پس زمینه وجود دارد – چون نور پس زمینه سمت چپ استفاده نشده است. اما در عکس سمت راست (بالا) مشاهده می کنید این سایه در سمت چپ سوژه از بین رفته چراکه فلاش سمت چپی زده شده است.
عکس زیر چیدمان من درحالیکه هر سه نور روشن هستند و به درستی استفاده شده اند را نشان می دهد.
حالا که شما پس زمینه و نورهای اصلی خود را چیده اید، باید مطمئن شوید که این نورها تنها به سوژه مورد نظر اصابت می کنند (می تابند). این امر ما را به اشتباه بعدی می رساند…
@tecmaster
اشتباه #۲ – جدایی ناکافی بین پس زمینه و سوژه
از آنجا که نورهای پس زمینه خیلی روشن تر هستند، شما باید آنها را از سوژه اصلی جدا کنید. دو راه کلیدی برای انجام این کار وجود دارد:
۱- مسدود کردن نور (Flagging)
2- فاصله
مسدود کردن نور
شما می توانید از هر چیز مسدود کننده ای برای انسداد نورهای خود استفاده کنید؛ سمت سیاه یک رفلکتور، ورقه های مقوایی سیاه، فوم سیاه. رنگ سیاه اجازه نمی دهد نور عبور کند، در عوض به جای این که آن را بازتاب دهد نور را جذب می کند. همچنین مانع از نفوذ نور به جاهایی که نمی خواهید نور به آن برسد، می شود. اگر شما نورهای پس زمینه خود را مسدود نکنید، دور سوژه شما یک اثر هاله نورانی مانند به دست خواهد آورد و نور پس زمینه آن خیلی زیاد به نظر خواهد رسید.
فاصله
هنگامی که شما نورهای خود را مسدود کردید، باید سوژه خود را به اندازه کافی از پس زمینه (و نور پس زمینه) دور کنید، تا هیچ گونه نشت نوری به سوژه شما نرسد. البته این به اولویت ها و نیت شخصی شما بستگی دارد – شما ممکن است برای به دست آوردن یک ظاهر یا افکت خاص، کمی نشتی نور بر روی سوژه خود بخواهید، یا ممکن است نخواهید.
اگر شما کمی نشت نور بر روی سوژه خود می خواهید، مطمئن شوید که چند بار با لنزهای مختلف امتحان کنید، چون ابیراهی رنگی به دلیل فراوانی نور، معمولا در اطراف لبه ها رخ می دهد. برخی از لنزها صرف نظر از دیافراگم، مستعد ابیراهی رنگی هستند، در حالی که لنزهای دیگر می توانند آن را به خوبی کنترل کنند حتی در دیافراگم های باز، که اغلب در آن (این پدیده) مشاهده می شود. همچنین، مراقب میزان نوری که اجازه می دهید نشت کند باشید، تا بخش های سوژه شما را با نوردهی بیش از حد از هم جدا نکند.
عکس های بالا سوژه به درستی نوردهی شده را نشان می دهند. در اینجا از دو نور پس زمینه در f/16، و نور اصلی در f/8 استفاده شده است. هیچ سایه ناخواسته ای بر روی پس زمینه وجود ندارد، چون من اینطور می خواستم. با این حال، من می خواستم یک بازتاب و سایه در پیش زمینه داشته باشم. این امر به سادگی منجر به اشتباه سومی می شود که باید از آن اجتناب کرد… یک سوژه شناور.
@tecmaster
از آنجا که نورهای پس زمینه خیلی روشن تر هستند، شما باید آنها را از سوژه اصلی جدا کنید. دو راه کلیدی برای انجام این کار وجود دارد:
۱- مسدود کردن نور (Flagging)
2- فاصله
مسدود کردن نور
شما می توانید از هر چیز مسدود کننده ای برای انسداد نورهای خود استفاده کنید؛ سمت سیاه یک رفلکتور، ورقه های مقوایی سیاه، فوم سیاه. رنگ سیاه اجازه نمی دهد نور عبور کند، در عوض به جای این که آن را بازتاب دهد نور را جذب می کند. همچنین مانع از نفوذ نور به جاهایی که نمی خواهید نور به آن برسد، می شود. اگر شما نورهای پس زمینه خود را مسدود نکنید، دور سوژه شما یک اثر هاله نورانی مانند به دست خواهد آورد و نور پس زمینه آن خیلی زیاد به نظر خواهد رسید.
فاصله
هنگامی که شما نورهای خود را مسدود کردید، باید سوژه خود را به اندازه کافی از پس زمینه (و نور پس زمینه) دور کنید، تا هیچ گونه نشت نوری به سوژه شما نرسد. البته این به اولویت ها و نیت شخصی شما بستگی دارد – شما ممکن است برای به دست آوردن یک ظاهر یا افکت خاص، کمی نشتی نور بر روی سوژه خود بخواهید، یا ممکن است نخواهید.
اگر شما کمی نشت نور بر روی سوژه خود می خواهید، مطمئن شوید که چند بار با لنزهای مختلف امتحان کنید، چون ابیراهی رنگی به دلیل فراوانی نور، معمولا در اطراف لبه ها رخ می دهد. برخی از لنزها صرف نظر از دیافراگم، مستعد ابیراهی رنگی هستند، در حالی که لنزهای دیگر می توانند آن را به خوبی کنترل کنند حتی در دیافراگم های باز، که اغلب در آن (این پدیده) مشاهده می شود. همچنین، مراقب میزان نوری که اجازه می دهید نشت کند باشید، تا بخش های سوژه شما را با نوردهی بیش از حد از هم جدا نکند.
عکس های بالا سوژه به درستی نوردهی شده را نشان می دهند. در اینجا از دو نور پس زمینه در f/16، و نور اصلی در f/8 استفاده شده است. هیچ سایه ناخواسته ای بر روی پس زمینه وجود ندارد، چون من اینطور می خواستم. با این حال، من می خواستم یک بازتاب و سایه در پیش زمینه داشته باشم. این امر به سادگی منجر به اشتباه سومی می شود که باید از آن اجتناب کرد… یک سوژه شناور.
@tecmaster
اشتباه #۳ – سوژه شناور است
اگر شما کمی سایه کف (پیش زمینه) را در عکس نگنجانید، به نظر خواهد رسید که سوژه های شما در هوای سفید شناور و معلق هستند، یا انگار سوژه را با فتوشاپ بُرش داده و روی صفحه ای سفید قرار داده باشید.
بهترین نکته برای جلوگیری از شناور شدن سوژه ها، استفاده از یک سطح بازتابنده مانند پلکسی گلاس سفید شفاف، یا کاشی سفید، به عنوان پایه سوژه شماست تا روی آن بایستد. شما می توانید در زمان پس پردازش
opacity
این بازتاب را در فتوشاپ تنظیم کنید، اما بازتابی داشته باشید که نشان دهد سوژه شما محکم بر روی زمین سفت و سخت قرار گرفته است.
تصویر سمت چپ فوق سوژه ما را به صورت شناور نشان می دهد، و در سمت راست شما بازتابی را می بینید که گوزن را ایستاده بر روی زمین سفت و محکم نشان می دهد. حالت دوم خوشایندتر و طبیعی تر به نظر می رسد، و مانند یک کار فتوشاپی نیست.
یک اشتباه دیگر (به عنوان جایزه) #۴ – پس زمینه بیش از حد نوردهی شده
مراقب باشید که نور بیش از حد به پس زمینه اضافه نکنید. اگر شما از سفید خالص فراتر بروید و آن را واقعا بیش از حد نوردهی (overexposed)
کنید، رنگ سفید تقریبا شروع به درخشیدن در اطراف سوژه می کند، درست مثل این که با اشعه خورشید در فضای باز کار کنید. این امر کنتراست را کاهش داده و به نظر می رسد که سوژه شما کمی هاله دارد، همانطور که می توانید در تصاویر زیر ببینید.
نتیجه گیری
امیدوارم که این آموزش کوچک، در یادگیری تکنیک های اولیه برای عکاسی از یک پس زمینه سفید، که در آن شما می خواهید پس زمینه ۱۰۰% سفید باشد به شما کمک کرده، و هر گونه ابهام در مورد نحوه رسیدن به این ظاهر را برطرف کرده باشد.
منبع: Lenzak
@tecmaster
اگر شما کمی سایه کف (پیش زمینه) را در عکس نگنجانید، به نظر خواهد رسید که سوژه های شما در هوای سفید شناور و معلق هستند، یا انگار سوژه را با فتوشاپ بُرش داده و روی صفحه ای سفید قرار داده باشید.
بهترین نکته برای جلوگیری از شناور شدن سوژه ها، استفاده از یک سطح بازتابنده مانند پلکسی گلاس سفید شفاف، یا کاشی سفید، به عنوان پایه سوژه شماست تا روی آن بایستد. شما می توانید در زمان پس پردازش
opacity
این بازتاب را در فتوشاپ تنظیم کنید، اما بازتابی داشته باشید که نشان دهد سوژه شما محکم بر روی زمین سفت و سخت قرار گرفته است.
تصویر سمت چپ فوق سوژه ما را به صورت شناور نشان می دهد، و در سمت راست شما بازتابی را می بینید که گوزن را ایستاده بر روی زمین سفت و محکم نشان می دهد. حالت دوم خوشایندتر و طبیعی تر به نظر می رسد، و مانند یک کار فتوشاپی نیست.
یک اشتباه دیگر (به عنوان جایزه) #۴ – پس زمینه بیش از حد نوردهی شده
مراقب باشید که نور بیش از حد به پس زمینه اضافه نکنید. اگر شما از سفید خالص فراتر بروید و آن را واقعا بیش از حد نوردهی (overexposed)
کنید، رنگ سفید تقریبا شروع به درخشیدن در اطراف سوژه می کند، درست مثل این که با اشعه خورشید در فضای باز کار کنید. این امر کنتراست را کاهش داده و به نظر می رسد که سوژه شما کمی هاله دارد، همانطور که می توانید در تصاویر زیر ببینید.
نتیجه گیری
امیدوارم که این آموزش کوچک، در یادگیری تکنیک های اولیه برای عکاسی از یک پس زمینه سفید، که در آن شما می خواهید پس زمینه ۱۰۰% سفید باشد به شما کمک کرده، و هر گونه ابهام در مورد نحوه رسیدن به این ظاهر را برطرف کرده باشد.
منبع: Lenzak
@tecmaster
واقعا چجوری میشه تو رم موبایل خودتون که کوچیک تر از ناخن دستتونه 64 گیگا بایت اطلاعات جا داد ؟ 64 گیگابایت یعنی 64 میلیارد بایت و هر بایت هم 8 بیت هست . یعنی 512 میلیارد بیت ( صفر و یک ) جا خوش کردن . باورتون میشه ؟ بشه یا نشه این اتفاق واقعا میفته . حالا بریم ببینیم این حافظه SD که الان کوچیکتر شده و بهش میگن حافظه Micro SD چیه و چجوری این کارها رو انجام میده پس تا انتها همراه من باشید .
حافظه Micro SD چیست ؟
SD
مخفف عبارت Secure Digital به معنی دیجیتال ایمن هست . حالا چرا ایمن ؟ به دو دلیل ، یکی قفل سخت افزاری و دیگری به دلیل قفل نرم افزاری . قفل سخت افزاری همون اسلاید کوچیک کنار حافظه SD هست که وقتی اونو به حالت قفل تغییر وضعیت بدید ، دیگه با اطلاعات داخل حافظه کاری نمی تونید بکنید فقط می تونید بخونیدشون ( Read Only ) .
قفل نرم افزاری به نوعی حمایت از حقوق ناشران به حساب میاد . داستانش طولانیه فقط در این حد بدونید که اگه اطلاعات طی فرآیند خاصی رمز نگاری بشه دیگه کسی نمی تونه اون اطلاعات رو کپی کنه و زحمات چندساله تولیدکننده رو به خاک و خون بکشه .
حافظه Micro SD نوعی از مموری کارت هایی است که با قطع برق اطلاعات خودش رو از دست نمیده . تو انگلیسی به این نوع حافظه ها میگن ” Non Volatile ” .
مثلا حافظه رم کامپیوتر اینجوری نیست . از حافظه Micro SD در موبایل ، تبلت ، لپ تاپ و دوربین عکاسی و فیلم برداری و دیگر وسائل الکترونیکی جهت ذخیره سازی اطلاعات مثل عکس ، صدا و فیلم استفاده میشه .
از ابتدا حافظه های SD بودن که اندازه بزرگی داشتن و به مرور زمان Mini SD طراحی شد و الان هم حافظه Micro SD که عبارت مایکرو Micro به معنی خیلی کوچیک هست .
اجزای داخلی حافظه SD
اگه دم دستتون یه حافظه SD باشه ( از این رم بزرگا که بیشتر برای دوربین ها و موبایل های قدیمی 4 ، 5 سال پیش بود ) با یه تیغ تیز می تونید پکیجش رو باز کنید و داخلش رو ببینید . حافظه های فلش مثل فلش مموری ها و کارت های حافظه ، معمولا از یک چیپ حافظه مثلا 32 گیگ یا 16 گیگ و یک عدد چیپ کنترل کننده و تعدادی قطعه الکترونیکی دیگه مثل خازن و مقاومت تشکیل شدند .
کارت های حافظه Micro SD رو نمی تونید باز کنید چون به صورت پرس شده هستن اما زیر همون پلاستیک محکم ، قطعاتی که در کارت های حافظه SD هستن استفاده میشن اما در ابعاد بسیار کوچک تر . قدیما که بازی های سگا و میکرو بودن ، داخلشون رو که باز میکردی یه مدل آی سی می دیدید که به آی سی قیری معروف بودن . شبیه قیر بودن ، زیر این قیر که در واقع یک ترکیب شیمیایی به نام Epoxy هست ، یک مدار مجتمع بسیار کوچک وجود داره که در کارت های حافظه Micro SD هم از این نوع مدار که معروف به COB هست استفاده میشه .
COB
مخفف عبارت Chip On Board هست . شکل زیر رو ببینید :
@tecmaster
حافظه Micro SD چیست ؟
SD
مخفف عبارت Secure Digital به معنی دیجیتال ایمن هست . حالا چرا ایمن ؟ به دو دلیل ، یکی قفل سخت افزاری و دیگری به دلیل قفل نرم افزاری . قفل سخت افزاری همون اسلاید کوچیک کنار حافظه SD هست که وقتی اونو به حالت قفل تغییر وضعیت بدید ، دیگه با اطلاعات داخل حافظه کاری نمی تونید بکنید فقط می تونید بخونیدشون ( Read Only ) .
قفل نرم افزاری به نوعی حمایت از حقوق ناشران به حساب میاد . داستانش طولانیه فقط در این حد بدونید که اگه اطلاعات طی فرآیند خاصی رمز نگاری بشه دیگه کسی نمی تونه اون اطلاعات رو کپی کنه و زحمات چندساله تولیدکننده رو به خاک و خون بکشه .
حافظه Micro SD نوعی از مموری کارت هایی است که با قطع برق اطلاعات خودش رو از دست نمیده . تو انگلیسی به این نوع حافظه ها میگن ” Non Volatile ” .
مثلا حافظه رم کامپیوتر اینجوری نیست . از حافظه Micro SD در موبایل ، تبلت ، لپ تاپ و دوربین عکاسی و فیلم برداری و دیگر وسائل الکترونیکی جهت ذخیره سازی اطلاعات مثل عکس ، صدا و فیلم استفاده میشه .
از ابتدا حافظه های SD بودن که اندازه بزرگی داشتن و به مرور زمان Mini SD طراحی شد و الان هم حافظه Micro SD که عبارت مایکرو Micro به معنی خیلی کوچیک هست .
اجزای داخلی حافظه SD
اگه دم دستتون یه حافظه SD باشه ( از این رم بزرگا که بیشتر برای دوربین ها و موبایل های قدیمی 4 ، 5 سال پیش بود ) با یه تیغ تیز می تونید پکیجش رو باز کنید و داخلش رو ببینید . حافظه های فلش مثل فلش مموری ها و کارت های حافظه ، معمولا از یک چیپ حافظه مثلا 32 گیگ یا 16 گیگ و یک عدد چیپ کنترل کننده و تعدادی قطعه الکترونیکی دیگه مثل خازن و مقاومت تشکیل شدند .
کارت های حافظه Micro SD رو نمی تونید باز کنید چون به صورت پرس شده هستن اما زیر همون پلاستیک محکم ، قطعاتی که در کارت های حافظه SD هستن استفاده میشن اما در ابعاد بسیار کوچک تر . قدیما که بازی های سگا و میکرو بودن ، داخلشون رو که باز میکردی یه مدل آی سی می دیدید که به آی سی قیری معروف بودن . شبیه قیر بودن ، زیر این قیر که در واقع یک ترکیب شیمیایی به نام Epoxy هست ، یک مدار مجتمع بسیار کوچک وجود داره که در کارت های حافظه Micro SD هم از این نوع مدار که معروف به COB هست استفاده میشه .
COB
مخفف عبارت Chip On Board هست . شکل زیر رو ببینید :
@tecmaster