با افزایش آگاهی کاربران نسبت به اهمیت سلامتی و مشاهده علائم حیاتی، این روزها با رشد خیرهکننده فروش ساعتهای هوشمند و دستبندهای سلامتی روبرو هستیم. جدیدترین بررسیها نشان میدهد که فروش این رده از محصولات در سه ماهه سوم از سال جاری میلادی، نسبت به سال گذشته چیزی در حدود 42 درصد افزایش پیدا کرده است که رشد قابل توجهی محسوب میشود. این آمارها همچنین نشان میدهد که در حال حاضر اپل چیزی در حدود 50 درصد از بازار ساعتهای هوشمند را در اختیار دارد.
براساس این بررسی که توسط موسسه Strategy Analytics صورت گرفته است، در سه ماهه سوم از سال 2019، چیزی در حدود 14.2 میلیون ساعت هوشمند روانه بازار شده است که در حدود 6.8 میلیون از این محصولات توسط اپل تولید شده است. این در حالی است که این میزان در مدت مشابه سال قبل در حدود 4.5 میلیون دستگاه بوده و این به معنی رشد 51 درصدی میزان محصولات تولید شده توسط اپل است. اپل در مدت مشابه سال گذشته، در حدود 45 درصد از این بازار را در اختیار داشت و اکنون این مقدار به 48 درصد رسیده است. اگر این رشد با همین سرعت ادامه پیدا کند باید به زودی برای اپل سهم 50 درصدی از بازار ساعتهای هوشمند را متصور شویم.
اپل در آخرین گزارش از دستاوردهای مالی خود اعلام کرد که درآمد او از بخشهای ابزارهای پوشیدنی، خانگی و ابزارهای جانبی، نسبت به سال گذشته در حدود 41 درصد افزایش پیدا کرده است. ساعتهای اپل واچ در این دسته تقسیم بندی میشوند و براساس اطلاعات منتشر شده از سوی اپل این بخش از محصولات، چیزی در حدود 9.5 درصد از سود کلی این شرکت را تشکیل میدهند.
کارشناسان معتقد هستند که تا پایان سال جاری میلادی شاهد رشد بیشتر این بازار نیز خواهیم بود و باید انتظار داشته باشیم که تا این زمان چیزی در حدود 222.9 میلیون دستگاه روانه بازار شود. گفته میشود تا سال 2023 میلادی، سالانه چیزی در حدود 302 میلیون ساعت هوشمند عرضه خواهد شد.
موسسه Strategy Analytics همچنین اعلام کرده است که با سهم 13.4 درصدی، در حال حاضر سامسونگ دومین تولید کننده بزرگ ساعتهای هوشمند در دنیا است. سامسونگ توانسته است نسبت به مدت زمان مشابه در سال گذشته، میزان تولید محصولات خود در این رده را نزدیک به 73 درصد افزایش دهد. بخشی از این موفقیت ناشی از عرضه ساعتهای جدید گلکسی واچ اکتیو 2 است که انتظار میرود در تعطیلات سال نوی پیشرو با افزایش تولید و عرضه آنها روبرو باشیم.
شرکت Fitbit که حالا دیگر به گوگل تعلق دارد نیز در ردهبندی پرفروشترین برندهای تولید کننده ساعت هوشمند در دنیا در جایگاه سوم قرار گرفته است. این شرکت نیز در حال حاضر چیزی در حدود 11.3 درصد از این بازار را در اختیار دارد. این در حالی است که در سه ماهه سوم از سال گذشته این شرکت سهم 15 درصدی از این بازار را در اختیار داشته است. به نظر میرسد سامسونگ و اپل در یک سال اخیر عملکرد بهتری در این حوزه داشته و توانستهاند بخشی از بازار را از کنترل این شرکت خارج کنند.
منبع: Toranji
@tecmaster
براساس این بررسی که توسط موسسه Strategy Analytics صورت گرفته است، در سه ماهه سوم از سال 2019، چیزی در حدود 14.2 میلیون ساعت هوشمند روانه بازار شده است که در حدود 6.8 میلیون از این محصولات توسط اپل تولید شده است. این در حالی است که این میزان در مدت مشابه سال قبل در حدود 4.5 میلیون دستگاه بوده و این به معنی رشد 51 درصدی میزان محصولات تولید شده توسط اپل است. اپل در مدت مشابه سال گذشته، در حدود 45 درصد از این بازار را در اختیار داشت و اکنون این مقدار به 48 درصد رسیده است. اگر این رشد با همین سرعت ادامه پیدا کند باید به زودی برای اپل سهم 50 درصدی از بازار ساعتهای هوشمند را متصور شویم.
اپل در آخرین گزارش از دستاوردهای مالی خود اعلام کرد که درآمد او از بخشهای ابزارهای پوشیدنی، خانگی و ابزارهای جانبی، نسبت به سال گذشته در حدود 41 درصد افزایش پیدا کرده است. ساعتهای اپل واچ در این دسته تقسیم بندی میشوند و براساس اطلاعات منتشر شده از سوی اپل این بخش از محصولات، چیزی در حدود 9.5 درصد از سود کلی این شرکت را تشکیل میدهند.
کارشناسان معتقد هستند که تا پایان سال جاری میلادی شاهد رشد بیشتر این بازار نیز خواهیم بود و باید انتظار داشته باشیم که تا این زمان چیزی در حدود 222.9 میلیون دستگاه روانه بازار شود. گفته میشود تا سال 2023 میلادی، سالانه چیزی در حدود 302 میلیون ساعت هوشمند عرضه خواهد شد.
موسسه Strategy Analytics همچنین اعلام کرده است که با سهم 13.4 درصدی، در حال حاضر سامسونگ دومین تولید کننده بزرگ ساعتهای هوشمند در دنیا است. سامسونگ توانسته است نسبت به مدت زمان مشابه در سال گذشته، میزان تولید محصولات خود در این رده را نزدیک به 73 درصد افزایش دهد. بخشی از این موفقیت ناشی از عرضه ساعتهای جدید گلکسی واچ اکتیو 2 است که انتظار میرود در تعطیلات سال نوی پیشرو با افزایش تولید و عرضه آنها روبرو باشیم.
شرکت Fitbit که حالا دیگر به گوگل تعلق دارد نیز در ردهبندی پرفروشترین برندهای تولید کننده ساعت هوشمند در دنیا در جایگاه سوم قرار گرفته است. این شرکت نیز در حال حاضر چیزی در حدود 11.3 درصد از این بازار را در اختیار دارد. این در حالی است که در سه ماهه سوم از سال گذشته این شرکت سهم 15 درصدی از این بازار را در اختیار داشته است. به نظر میرسد سامسونگ و اپل در یک سال اخیر عملکرد بهتری در این حوزه داشته و توانستهاند بخشی از بازار را از کنترل این شرکت خارج کنند.
منبع: Toranji
@tecmaster
📲📑 قابلیت جدید کروم: متن را از مرورگر کروم دسکتاپ Copy و در گوشی هوشمند Paste کنید
گوگل اخیرا ویژگی جدیدی را معرفی کرده که به کاربران گوشیهای هوشمند اندروید این امکان را میدهد تا از طریق حساب کاربری گوگل متن یا صفحات وب را بین مرورگر دسکتاپ و موبایل جابهجا کنند.
گوگل بهتازگی این امکان را به کاربران میدهد تا محتوا و متن خود را از طریق مرورگر کروم در دسکتاپ کپی کنند و آن را در گوشی هوشمند خود چسبانده یا Paste کنند. این قابلیت جدید در نسخهی جدید مرورگر
Chrome 79
ارائه شده و اگر این نسخه را در اختیار دارید میتوانید خطوط هر مقاله را کپی کرده و سپس آن را به گوشی هوشمند خود ارسال کنید. اما برای اینکار باید مراحلی را دنبال کنید و قبل از انجام این کار مطمئن شوید که مرورگر شما در دسکتاپ و گوشی هوشمند به یک حساب کاربری جیمیل مشترک متصل است. البته فراموش نکنید که باید قابلیت همگامسازی یا Chrome Sync را در مرورگرهای خود فعال کرده باشید.
چگونه از طریق مرورگر کروم، متنی را در دسکتاپ کپی و برای گوشی هوشمند ارسال کنیم؟
۱. به صفحهی flags بروید. برای این کار chrome://flags
را در نوار آدرس مرورگر کروم تایپ کنید.
۲. Clipboard
را در کادر جستوجو تایپ کنید.
۳. هر سه گزینهی ارائه شده را فعال کنید و وضعیتشان را به Enabled تغییر دهید.
زمانیکه این پرچمها را فعال کردید، باید مرورگر Chrome خود را مجدداً اجرا کنید. پس از راهاندازی مجدد مرورگر و انتخاب برخی متون، روی متن انتخاب شده راست کلیک کنید تا منویی در اختیارتان قرار گیرد. سپس وارد اولین گزینه در منو یعنی گزینهی Send text your devices شوید و از منوی باز شده گوشی هوشمند خود را انتخاب کنید.
البته علاوه بر این قابلیت گوگل ویژگی جدید مفید دیگری را معرفی کرده است که به کاربران این امکان را میدهد تا QR را برای هر وب سایتی تولید کنند. هماکنون این قابلیت برای کاربران Chrome Canary در دسترس است.
منبع:zoomit
@tecmaster
گوگل بهتازگی این امکان را به کاربران میدهد تا محتوا و متن خود را از طریق مرورگر کروم در دسکتاپ کپی کنند و آن را در گوشی هوشمند خود چسبانده یا Paste کنند. این قابلیت جدید در نسخهی جدید مرورگر
Chrome 79
ارائه شده و اگر این نسخه را در اختیار دارید میتوانید خطوط هر مقاله را کپی کرده و سپس آن را به گوشی هوشمند خود ارسال کنید. اما برای اینکار باید مراحلی را دنبال کنید و قبل از انجام این کار مطمئن شوید که مرورگر شما در دسکتاپ و گوشی هوشمند به یک حساب کاربری جیمیل مشترک متصل است. البته فراموش نکنید که باید قابلیت همگامسازی یا Chrome Sync را در مرورگرهای خود فعال کرده باشید.
چگونه از طریق مرورگر کروم، متنی را در دسکتاپ کپی و برای گوشی هوشمند ارسال کنیم؟
۱. به صفحهی flags بروید. برای این کار chrome://flags
را در نوار آدرس مرورگر کروم تایپ کنید.
۲. Clipboard
را در کادر جستوجو تایپ کنید.
۳. هر سه گزینهی ارائه شده را فعال کنید و وضعیتشان را به Enabled تغییر دهید.
زمانیکه این پرچمها را فعال کردید، باید مرورگر Chrome خود را مجدداً اجرا کنید. پس از راهاندازی مجدد مرورگر و انتخاب برخی متون، روی متن انتخاب شده راست کلیک کنید تا منویی در اختیارتان قرار گیرد. سپس وارد اولین گزینه در منو یعنی گزینهی Send text your devices شوید و از منوی باز شده گوشی هوشمند خود را انتخاب کنید.
البته علاوه بر این قابلیت گوگل ویژگی جدید مفید دیگری را معرفی کرده است که به کاربران این امکان را میدهد تا QR را برای هر وب سایتی تولید کنند. هماکنون این قابلیت برای کاربران Chrome Canary در دسترس است.
منبع:zoomit
@tecmaster
📝مقایسه دو زبان برنامه نویسی سی شارپ و پایتون و بازار کار مربوط به هرکرام
در دنیای برنامهنویسی نمیتوان یک زبان برنامهنویسی واحد را یاد گرفت و انتظار داشت زبان برنامهنویسی انتخابی بتواند به بهترین شکل ممکن تمامی پروژههای برنامهنویسی را به اتمام برساند. به همین دلیل زبانهای برنامهنویسی مختلفی ابداع شدند که هر یک برای انجام کار خاصی ایدهآل هستند. به رغم وجود زبانهای برنامهنویسی مختلف اغلب این پرسش مطرح میشود که پایتون یا سی شارپ کدامیک گزینه ایدهآلی برای یادگیری هستند. هر دو زبان، همهمنظوره هستند و برای انجام پروژههای مختلفی استفاده میشوند، اما هر کدام ویژگیهای خاص خود را دارند. در این مطلب قصد داریم ویژگیها، تفاوتها و شباهتهای این دو زبان را مقایسه کنیم تا بتوانید زبان برنامهنویسی مناسبی که نقش کلیدی در آینده شغلی شما بازی خواهد کرد را انتخاب کنید.
امروزه دو زبان برنامهنویسی پایتون و سی شارپ بازار کار خوبی دارند و بیشتر توسعهدهندگان از این زبانها برای توسعه برنامههای سیستمی، برنامههای تحت وب و.... استفاده میکنند. هر دو زبان بر مبنای اصول برنامهنویسی شیگرایی طراحی شدهاند و در مقایسه با سایر زبانهای برنامهنویسی منحنی یادگیری کوتاهتری دارند.
پایتون یا سی شارپ کدامیک را باید انتخاب کنیم؟
در حالت کلی شرکتها هر زمان آگهی جذب توسعهدهندهای را منتشر میکنند به فهرست نیازمندیها که شامل تکنولوژیها بازارها و زبانهای برنامهنویسی مختلف است اشاره دارند. به عبارت دیگر، روزگاری که تسلط بر یک زبان برنامهنویسی برای احراز یک شغل کافی بود به سر رسیده و مجبور هستید با مجموعهای از ابزارها و مهارتهای مرتبط با یکدیگر آشنا باشید، زیرا مشتریان و پروژههای یک شرکت متنوع هستند و شرکتها ترجیح میدهند، افرادی که مهارتهای مختلفی دارند را جذب کنند. انتخاب زبان برنامهنویسی به نوع برنامه کاربردی که قصد توسعه آنرا دارید بستگی دارد. بهطور مثال، اگر تصمیم دارید یک موتور بازیسازی طراحی کنید و گزینههای شما بین دو زبان سی شارپ و پایتون خلاصه میشوند، بهتر است به سراغ یادگیری زبان پایتون بروید. اگر به دنبال آن هستید در کوتاهترین زمان ممکن برنامههای کاربردی را توسعه دهید، بهتر است پایتون را انتخاب کنید.
زبان برنامهنویسی پایتون
پایتون یک زبان برنامهنویسی همه منظوره، سطح بالا، متنباز، تعاملی و شیگرا است که در دهه 80 میلادی طراحی شده است. پایتون به جای آنکه برای اجرای کدها و برنامهها از کامپایلر استفاده کند از مفسر استفاده میکند. در مقایسه با سایر زبانهای برنامهنویسی مشابه، پایتون در گروه زبانهای برنامهنویسی با قابلیت خوانایی بالا (Readable) قرار میگیرد که همین موضوع باعث شده اشکالزدایی کدهای پایتون سادهتر از سایر زبانها باشد. پایتون از لغات انگلیسی به عنوان کلیدواژهها استفاده میکند که یادگیری قواعد دستوری پایتون را سادهتر میکند، در حالی که سایر زبانهای برنامهنویسی از علایم نشانهگذاری برای مشخص کردن قواعد دستوری و بلاکها استفاده میکنند. بیشتر ویژگیهای زبان پایتون شبیه سایر زبانهای برنامهنویسی سطح بالا است که از آن جمله میتوان به برنامهنویسی ساختاری، تابعی و شیگرایی اشاره کرد. به عبارت دیگر، پایتون به گلچینی از بهترین ویژگیهای زبانهای برنامهنویسی تجهیز شده است. پویایی نوعهای دادهای یکی دیگر از ویژگیهای جالب توجه پایتون است. پویایی نوعهای دادهای به معنای آن است که بررسی و مشخص کردن نوع دادهای متغیرها در زمان اجرا انجام میشود. پایتون یک زبان برنامهنویسی چسبنده
(Glue Programming Languages)
است. به عبارت دقیقتر، در مواردی که توسعهدهندگان مجبور هستند مولفههایی که در سایر زبانهای برنامهنویسی نوشته شدهاند را با یکدیگر ترکیب کنند و برنامه واحدی ایجاد کنند، پایتون گزینه مناسبی است. گسترشپذیری ویژگی مهم دیگری است که اجازه میدهد توسعهدهندگان از پایتون برای ساخت برنامههای کاربردی تحت وب گسترشپذیر استفاده کنند. زیرساختهای معروفی همچون یوتیوب، رددیت، اینستاگرام، پینتراست با استفاده از پایتون توسعه داده شدهاند. انجمنهای متعددی از پایتون پشتیبانی میکنند و بستهها و کتابخانههای متعددی برای پایتون ارائه شدهاند که اجازه میدهند توسعهدهندگان برای ساخت برنامههای تحت وب، یادگیری ماشین، علم دادهها و... از پایتون استفاده کنند. حتی شرکتهای نوپا در حوزه تکنولوژی برای ارائه خدمات از پایتون به عنوان یک زبان برنامهنویسی بکاند استفاده میکنند. به همین دلیل اگر تمایل دارید کار حرفهای خود را با حضور در یک استارتآپ آغاز کنید بهتر است به پایتون نگاه جدی داشته باشید. چندسکویی بودن و توانایی اجرای نگارشهای 2 و 3 پایتون روی سیستمعاملهای ویندوز، لینوکس و مک توسعهدهندگان را از وابستگی به یک سکوی نرمافزاری خاص بی نیاز میکند.
@tecmaster
امروزه دو زبان برنامهنویسی پایتون و سی شارپ بازار کار خوبی دارند و بیشتر توسعهدهندگان از این زبانها برای توسعه برنامههای سیستمی، برنامههای تحت وب و.... استفاده میکنند. هر دو زبان بر مبنای اصول برنامهنویسی شیگرایی طراحی شدهاند و در مقایسه با سایر زبانهای برنامهنویسی منحنی یادگیری کوتاهتری دارند.
پایتون یا سی شارپ کدامیک را باید انتخاب کنیم؟
در حالت کلی شرکتها هر زمان آگهی جذب توسعهدهندهای را منتشر میکنند به فهرست نیازمندیها که شامل تکنولوژیها بازارها و زبانهای برنامهنویسی مختلف است اشاره دارند. به عبارت دیگر، روزگاری که تسلط بر یک زبان برنامهنویسی برای احراز یک شغل کافی بود به سر رسیده و مجبور هستید با مجموعهای از ابزارها و مهارتهای مرتبط با یکدیگر آشنا باشید، زیرا مشتریان و پروژههای یک شرکت متنوع هستند و شرکتها ترجیح میدهند، افرادی که مهارتهای مختلفی دارند را جذب کنند. انتخاب زبان برنامهنویسی به نوع برنامه کاربردی که قصد توسعه آنرا دارید بستگی دارد. بهطور مثال، اگر تصمیم دارید یک موتور بازیسازی طراحی کنید و گزینههای شما بین دو زبان سی شارپ و پایتون خلاصه میشوند، بهتر است به سراغ یادگیری زبان پایتون بروید. اگر به دنبال آن هستید در کوتاهترین زمان ممکن برنامههای کاربردی را توسعه دهید، بهتر است پایتون را انتخاب کنید.
زبان برنامهنویسی پایتون
پایتون یک زبان برنامهنویسی همه منظوره، سطح بالا، متنباز، تعاملی و شیگرا است که در دهه 80 میلادی طراحی شده است. پایتون به جای آنکه برای اجرای کدها و برنامهها از کامپایلر استفاده کند از مفسر استفاده میکند. در مقایسه با سایر زبانهای برنامهنویسی مشابه، پایتون در گروه زبانهای برنامهنویسی با قابلیت خوانایی بالا (Readable) قرار میگیرد که همین موضوع باعث شده اشکالزدایی کدهای پایتون سادهتر از سایر زبانها باشد. پایتون از لغات انگلیسی به عنوان کلیدواژهها استفاده میکند که یادگیری قواعد دستوری پایتون را سادهتر میکند، در حالی که سایر زبانهای برنامهنویسی از علایم نشانهگذاری برای مشخص کردن قواعد دستوری و بلاکها استفاده میکنند. بیشتر ویژگیهای زبان پایتون شبیه سایر زبانهای برنامهنویسی سطح بالا است که از آن جمله میتوان به برنامهنویسی ساختاری، تابعی و شیگرایی اشاره کرد. به عبارت دیگر، پایتون به گلچینی از بهترین ویژگیهای زبانهای برنامهنویسی تجهیز شده است. پویایی نوعهای دادهای یکی دیگر از ویژگیهای جالب توجه پایتون است. پویایی نوعهای دادهای به معنای آن است که بررسی و مشخص کردن نوع دادهای متغیرها در زمان اجرا انجام میشود. پایتون یک زبان برنامهنویسی چسبنده
(Glue Programming Languages)
است. به عبارت دقیقتر، در مواردی که توسعهدهندگان مجبور هستند مولفههایی که در سایر زبانهای برنامهنویسی نوشته شدهاند را با یکدیگر ترکیب کنند و برنامه واحدی ایجاد کنند، پایتون گزینه مناسبی است. گسترشپذیری ویژگی مهم دیگری است که اجازه میدهد توسعهدهندگان از پایتون برای ساخت برنامههای کاربردی تحت وب گسترشپذیر استفاده کنند. زیرساختهای معروفی همچون یوتیوب، رددیت، اینستاگرام، پینتراست با استفاده از پایتون توسعه داده شدهاند. انجمنهای متعددی از پایتون پشتیبانی میکنند و بستهها و کتابخانههای متعددی برای پایتون ارائه شدهاند که اجازه میدهند توسعهدهندگان برای ساخت برنامههای تحت وب، یادگیری ماشین، علم دادهها و... از پایتون استفاده کنند. حتی شرکتهای نوپا در حوزه تکنولوژی برای ارائه خدمات از پایتون به عنوان یک زبان برنامهنویسی بکاند استفاده میکنند. به همین دلیل اگر تمایل دارید کار حرفهای خود را با حضور در یک استارتآپ آغاز کنید بهتر است به پایتون نگاه جدی داشته باشید. چندسکویی بودن و توانایی اجرای نگارشهای 2 و 3 پایتون روی سیستمعاملهای ویندوز، لینوکس و مک توسعهدهندگان را از وابستگی به یک سکوی نرمافزاری خاص بی نیاز میکند.
@tecmaster
مزایای زیان برنامهنویسی پایتون
همانند هر زبان برنامهنویسی که برای طراحی و توسعه برنامههای کاربردی استفاده میشود، پایتون مزایای خاص خود را دارد که موارد زیر جزء مهمترین مزایای زبان پایتون هستند:
پایتون از برنامهنویسی شیگرا، تابعی و ساختاری پشتیبانی میکند.
تعریف و استفاده از کلاسها و اشیا در پایتون به سادهترین شکل انجام میشود.
کدهای پایتون به راحتی قابل درک هستند و همین موضوع اشکالزدایی کدها را ساده میکند. کدنویسی در پایتون بدون پیچیدگی خاصی انجام میشود و توسعهدهندگان با کمترین زحمت ممکن میتوانند کدهای پایتون برای سایر سیستمعاملها آماده کنند.
پایتون را مجموعهای گسترده و بزرگ از کتابخانهها و چارچوبها احاطه کردهاند که با اکثر سیستمعاملها سازگاری دارند.
پایتون از ویژگی Garbage Collection برای مدیریت خودکار حافظه استفاده میکند تا مشکلاتی شبیه به نشتی حافظه گریبانگر توسعهدهندگان نشود.
پایتون برای تعامل با سایر زیرساختها و زبانهای برنامهنویسی ویژگی PyPI سرنام Python Package Index را ارائه کرده است. PyPI از کتابخانهها و ماژولهای خاصی برای ارائه چنین قابلیتی استفاده میکند.
پایتون برای انجام پروژههای مبتنی بر شبکه (برنامههای کاربردی تحت شبکه) گزینه ایدهآلی است. به ویژه برنامههایی که از پروتکلهای مختلف استفاده میکنند.
چرخه توسعه برنامههای کاربردی در پایتون سریع است و توسعهدهندگان میتوانند در زمان کوتاهی یک نمونه اولیه و قابل تست از یک برنامه کاربردی را ایجاد کنند.
معایب زبان پایتون
در کنار مزایای متعدد، پایتون معایب خاص خود را دارد که از مهمترین معایب آن به موارد زیر میتوان اشاره کرد:
پایتون گزینه مناسبی برای توسعه زیرساختهای محاسبات همراه
(Mobile Computing)
نیست.
پایتون به جای کامپایلر از مفسر استفاده میکند که سرعت اجرای کدهای پایتون را کندتر از زبانهایی میکند که از کامپایل استفاده میکنند.
لایه دسترسی به بانکاطلاعاتی در پایتون عملکرد چندان جالبی ندارد.
قابلیت ریسمانکشی (Threading) در پایتون به دلیل آنکه یک قفل مفسر سراسری وجود دارد چندان جالب نیست.
زبان برنامهنویسی سی شارپ
سیشارپ زبان اصلی چارچوب داتنت مایکروسافت است. سیشارپ نیز همانند پایتون یک زبان برنامهنویسی همهمنظوره است که برای ساخت پروژههای مختلف استفاده میشود. این زبان به دلیل رعایت قواعد مختلفی موفق شده تاییده سازمان بینالمللی استاندارد (ISO) را به دست آورد. مایکروسافت زبان سیشارپ را با هدف پیادهسازی یک زیرساخت زبان مشترک (CLI) سرنام
Common Language Infrastructure
طراحی کرد. زیرساخت زبان مشترک یک محیط اجرایی را ارائه میکند که حاوی کدهای برنامهنویسی و تنظیمات اجرایی محیط است که اجازه میدهد برنامههای کاربردی روی زیرساختها و معماریهای مختلف اجرا شوند. سیشارپ شبیه به پایتون یک زبان شیگرا است، البته شیگرایی در سیشارپ به مراتب بالاتر از پایتون است. سیشارپ یک زبان برنامهنویسی مبتنی بر کامپایلر است که پیش از اجرای کدها یکبار آنها را بررسی میکند و اگر خطایی درون کدها پیدا نکند برنامه را اجرا میکند. ویژگی دیگری که سیشارپ دارد، ایستا بودن نوعهای دادهای است. برنامهنویسان در زمان کدنویسی در سیشارپ باید نوع دادهای متغیرها را تعیین کنند و اگر نوع دادهای متغیرها متناقض با مقدار تخصیص داده شده به متغیرها باشد، کامپایلر پیغام خطایی تولید میکند. ساختار و ترکیب نحوی سیشارپ شباهت زیادی به زبانهای سی، سیپلاسپلاس و جاوا دارد، اما در مقایسه با دو زبان یاد شده جدیدتر و یادگیری آن سادهتر است. چندسکویی بودن و قابلیت اجرای کدها روی سامانههای مختلف از دیگر ویژگیهای شاخص سیشارپ هستند.
همانگونه که اشاره شد، ساختار پایه و کلی سیشارپ شبیه جاوا و سیپلاسپلاس است و متشکل از فضای نام، تعریف کلاس و تابع اصلی است. سیشارپ ویژگیها و مزایای مختلفی دارد، اما یکی از بزرگترین ویژگیهای سیشارپ یکپارچگی کامل آن با چارچوب داتنت است. یک چارچوب نرمافزاری بسیار گسترده که انواع مختلفی از کتابخانههای کاربردی برای ساخت انواع مختلفی از برنامهها درون آن قرار گرفته است. به عبارت سادهتر، اگر بتوانید یک تسلط نسبی بر داتنت به دست آورید، بهراحتی میتوانید برنامههای مختلف را با سیشارپ بنویسید.
@tecmaster
همانند هر زبان برنامهنویسی که برای طراحی و توسعه برنامههای کاربردی استفاده میشود، پایتون مزایای خاص خود را دارد که موارد زیر جزء مهمترین مزایای زبان پایتون هستند:
پایتون از برنامهنویسی شیگرا، تابعی و ساختاری پشتیبانی میکند.
تعریف و استفاده از کلاسها و اشیا در پایتون به سادهترین شکل انجام میشود.
کدهای پایتون به راحتی قابل درک هستند و همین موضوع اشکالزدایی کدها را ساده میکند. کدنویسی در پایتون بدون پیچیدگی خاصی انجام میشود و توسعهدهندگان با کمترین زحمت ممکن میتوانند کدهای پایتون برای سایر سیستمعاملها آماده کنند.
پایتون را مجموعهای گسترده و بزرگ از کتابخانهها و چارچوبها احاطه کردهاند که با اکثر سیستمعاملها سازگاری دارند.
پایتون از ویژگی Garbage Collection برای مدیریت خودکار حافظه استفاده میکند تا مشکلاتی شبیه به نشتی حافظه گریبانگر توسعهدهندگان نشود.
پایتون برای تعامل با سایر زیرساختها و زبانهای برنامهنویسی ویژگی PyPI سرنام Python Package Index را ارائه کرده است. PyPI از کتابخانهها و ماژولهای خاصی برای ارائه چنین قابلیتی استفاده میکند.
پایتون برای انجام پروژههای مبتنی بر شبکه (برنامههای کاربردی تحت شبکه) گزینه ایدهآلی است. به ویژه برنامههایی که از پروتکلهای مختلف استفاده میکنند.
چرخه توسعه برنامههای کاربردی در پایتون سریع است و توسعهدهندگان میتوانند در زمان کوتاهی یک نمونه اولیه و قابل تست از یک برنامه کاربردی را ایجاد کنند.
معایب زبان پایتون
در کنار مزایای متعدد، پایتون معایب خاص خود را دارد که از مهمترین معایب آن به موارد زیر میتوان اشاره کرد:
پایتون گزینه مناسبی برای توسعه زیرساختهای محاسبات همراه
(Mobile Computing)
نیست.
پایتون به جای کامپایلر از مفسر استفاده میکند که سرعت اجرای کدهای پایتون را کندتر از زبانهایی میکند که از کامپایل استفاده میکنند.
لایه دسترسی به بانکاطلاعاتی در پایتون عملکرد چندان جالبی ندارد.
قابلیت ریسمانکشی (Threading) در پایتون به دلیل آنکه یک قفل مفسر سراسری وجود دارد چندان جالب نیست.
زبان برنامهنویسی سی شارپ
سیشارپ زبان اصلی چارچوب داتنت مایکروسافت است. سیشارپ نیز همانند پایتون یک زبان برنامهنویسی همهمنظوره است که برای ساخت پروژههای مختلف استفاده میشود. این زبان به دلیل رعایت قواعد مختلفی موفق شده تاییده سازمان بینالمللی استاندارد (ISO) را به دست آورد. مایکروسافت زبان سیشارپ را با هدف پیادهسازی یک زیرساخت زبان مشترک (CLI) سرنام
Common Language Infrastructure
طراحی کرد. زیرساخت زبان مشترک یک محیط اجرایی را ارائه میکند که حاوی کدهای برنامهنویسی و تنظیمات اجرایی محیط است که اجازه میدهد برنامههای کاربردی روی زیرساختها و معماریهای مختلف اجرا شوند. سیشارپ شبیه به پایتون یک زبان شیگرا است، البته شیگرایی در سیشارپ به مراتب بالاتر از پایتون است. سیشارپ یک زبان برنامهنویسی مبتنی بر کامپایلر است که پیش از اجرای کدها یکبار آنها را بررسی میکند و اگر خطایی درون کدها پیدا نکند برنامه را اجرا میکند. ویژگی دیگری که سیشارپ دارد، ایستا بودن نوعهای دادهای است. برنامهنویسان در زمان کدنویسی در سیشارپ باید نوع دادهای متغیرها را تعیین کنند و اگر نوع دادهای متغیرها متناقض با مقدار تخصیص داده شده به متغیرها باشد، کامپایلر پیغام خطایی تولید میکند. ساختار و ترکیب نحوی سیشارپ شباهت زیادی به زبانهای سی، سیپلاسپلاس و جاوا دارد، اما در مقایسه با دو زبان یاد شده جدیدتر و یادگیری آن سادهتر است. چندسکویی بودن و قابلیت اجرای کدها روی سامانههای مختلف از دیگر ویژگیهای شاخص سیشارپ هستند.
همانگونه که اشاره شد، ساختار پایه و کلی سیشارپ شبیه جاوا و سیپلاسپلاس است و متشکل از فضای نام، تعریف کلاس و تابع اصلی است. سیشارپ ویژگیها و مزایای مختلفی دارد، اما یکی از بزرگترین ویژگیهای سیشارپ یکپارچگی کامل آن با چارچوب داتنت است. یک چارچوب نرمافزاری بسیار گسترده که انواع مختلفی از کتابخانههای کاربردی برای ساخت انواع مختلفی از برنامهها درون آن قرار گرفته است. به عبارت سادهتر، اگر بتوانید یک تسلط نسبی بر داتنت به دست آورید، بهراحتی میتوانید برنامههای مختلف را با سیشارپ بنویسید.
@tecmaster
مزایای سیشارپ
سیشارپ همانند سایر زبانهای برنامهنویسی مزایا و معایب خاص خود را دارد. از مهمترین مزایای این زبان به موارد زیر میتوان اشاره کرد:
سیشارپ با چارچوب داتنت یکپارچه شده است.
سیشارپ یک زبان برنامهنویسی سطح بالا و ساخت یافته است.
سیشارپ مجموعهای از بهترین ویژگیهای برنامهنویسی شیگرایی درون زبانهای جاوا و سیپلاسپلاس را ارائه کرده است.
توسعهدهندگانی که تجربه کار با جاوا یا سیپلاسپلاس را دارند و قصد یادگیری سیشارپ و بهرهمندی از کتابخانههای داتنت را دارند مشکل خاصی در این زمینه نخواهند داشت.
ویژگی مهم دیگر سیشارپ مولفهمحور بودن این زبان است.
ترکیب نحوی دستورات این زبان سادهتر از زبانهای قدیمی است، در نتیجه یادگیری آن برای برنامهنویسان مبتدی سادهتر است.
سیشارپ همانند پایتون از تکنیک مدیریت خودکار حافظه
(Garbage Collection)
استفاده میکند.
سیشارپ به ویژگی جالب عدم اجرای کدهایی که نوعهای دادهای غیر ایمن را استفاده میکنند تجهیز شده است. به بیان سادهتر، اگر در فرآیند ارزیابی کدهای نوشته شده با این زبان و در مدت زمان تبدیل نوع، مقادیر متغیر به نوعهای دادهه ای غیر مجاز تبدیل شوند، کدها اجرا نخواهند شد.
سرعت کامپایل و اجرای کدها در سیشارپ بالا است که درست در نقطه مقابل پایتون است که کدها درآن با سرعت کمتری اجرا میشوند.
توسعهدهندگان در سیشارپ نمیتوانند از نوعهای اشارهگر استفاده کنند که شاید به لحاظ امنیتی یک برتری قابل توجه را برای برنامههای سیشارپ به همراه میآورد.
توسعهدهندگانی که انجام پروژههای آنها محدود به سیستمعامل ویندوز میشود، بهتر است از سیشارپ غافل نشوند. سیشارپ گزینه ایدهآلی برای ساخت برنامههایی است که قرار است در ویندوز اجرا شوند.
معایب زبان سیشارپ
از مهمترین معایب زبان سیشارپ به موارد زیر میتوان اشاره کرد:
سیشارپ به برنامهنویسان اجازه میدهد از اشارهگرها در بلوکهای غیر ایمن
(Unsafe Blocks)
استفاده کنند. بلوکهای غیر ایمن، ساختارهای دستوری هستند که در قالب CLR سرنام
Common Language Runtime
اجرا نمیشوند. CLR یکی از مولفههای اصلی چارچوب داتنت است که یک محیط اجرای مدیریت شده برای کدها را ایجاد میکند.
بیشتر متغیرهایی که در سیشارپ تعریف میشوند از نوع ارجاعی هستند و با توجه به اینکه سیشارپ از تکنیک مدیریت خودکار حافظه استفاده میکند، آزادسازی متغیرها از حافظه به شکل ضمنی انجام میشود.
اشکالزدایی و رفع باگهای برنامهها در سی شارپ به سادگی پایتون نیست و به مهارت بیشتری نیاز دارد.
در مقایسه با پایتون باید مدت زمان بیشتری را صرف یادگیری سیشارپ کنید.
وضعیت شغلی برنامهنویسان مسلط به سیشارپ و پایتون
برنامهنویسان تازهکار بر مبنای میزان درآمدی که از یک زبان برنامهنویسی به دست میآورند به سراغ یادگیری آن زبان میروند. پایتون در چند سال اخیر کاملا محبوب شده و جای تعجب نیست که درآمد یک برنامهنویس پایتون بهطور میانگین 92 هزار دلار در سال است(لازم به ذکر هست این درآمدها مربوط به کشورهای پیشرفته و در حال پیشرف است و ارتباطی به ایران و بازار ایران ندارد!!!)
با این وجود در برخی از مشاغل یک برنامهنویس خبره پایتون سالانه 137 هزار دلار در سال درآمد دارد. شرکتهای بزرگی مانند گوگل، فیسبوک، دراپباکس و... بهطور مداوم آگهیهای شغلی مرتبط با این زبان را منتشر میکنند و دستمزد خوبی نیز پرداخت میکنند. پایتون یک زبان انعطافپذیر با گسترشپذیری بالا است. این گسترشپذیری باعث شده در حوزههایی همچون علم دادهها و توسعه وب درآمد بالایی عاید توسعهدهندگان کند. همچنین، در ارتباط با مشاغلی همچون یادگیری ماشین و پردازش زبان طبیعی یادگیری پایتون یک اصل اجتنابناپذیر است.
توسعهدهندهای که بتواند در کنار پایتون هر یک از مفاهیم یاد شده را فرابگیرد نزدیک به 20 هزار دلار در سال حقوقش افزایش پیدا میکند. در سوی دیگر این داستان سیشارپ قرار دارد. داتنت مایکروسافت یکی از معروفترین و بزرگترین چارچوبهایی است که در تجارت و صنعت از آن استفاده میشود.
با توجه به اینکه مایکروسافت بهطور مستمر این چارچوب بزرگ را پشتیبانی و بهروزرسانی میکند، سرمایهگذاری روی داتنت یک کار هوشمندانه است. یک توسعهدهنده سیشارپ بهطور متوسط 80 هزار دلار در سال درکشورهای پیشرفته و رو به پیشرفت درآمد دارد. درست است که متوسط درآمد سالانه توسعهدهندگان سیشارپ کمتر از توسعهدهندگان پایتون است، اما برنامههایی که به زبان سیشارپ نوشته میشوند از سوی بیشتر مشاغل به رسمیت شناخته شده و به آنها اعتماد میشود.
@tecmaster
سیشارپ همانند سایر زبانهای برنامهنویسی مزایا و معایب خاص خود را دارد. از مهمترین مزایای این زبان به موارد زیر میتوان اشاره کرد:
سیشارپ با چارچوب داتنت یکپارچه شده است.
سیشارپ یک زبان برنامهنویسی سطح بالا و ساخت یافته است.
سیشارپ مجموعهای از بهترین ویژگیهای برنامهنویسی شیگرایی درون زبانهای جاوا و سیپلاسپلاس را ارائه کرده است.
توسعهدهندگانی که تجربه کار با جاوا یا سیپلاسپلاس را دارند و قصد یادگیری سیشارپ و بهرهمندی از کتابخانههای داتنت را دارند مشکل خاصی در این زمینه نخواهند داشت.
ویژگی مهم دیگر سیشارپ مولفهمحور بودن این زبان است.
ترکیب نحوی دستورات این زبان سادهتر از زبانهای قدیمی است، در نتیجه یادگیری آن برای برنامهنویسان مبتدی سادهتر است.
سیشارپ همانند پایتون از تکنیک مدیریت خودکار حافظه
(Garbage Collection)
استفاده میکند.
سیشارپ به ویژگی جالب عدم اجرای کدهایی که نوعهای دادهای غیر ایمن را استفاده میکنند تجهیز شده است. به بیان سادهتر، اگر در فرآیند ارزیابی کدهای نوشته شده با این زبان و در مدت زمان تبدیل نوع، مقادیر متغیر به نوعهای دادهه ای غیر مجاز تبدیل شوند، کدها اجرا نخواهند شد.
سرعت کامپایل و اجرای کدها در سیشارپ بالا است که درست در نقطه مقابل پایتون است که کدها درآن با سرعت کمتری اجرا میشوند.
توسعهدهندگان در سیشارپ نمیتوانند از نوعهای اشارهگر استفاده کنند که شاید به لحاظ امنیتی یک برتری قابل توجه را برای برنامههای سیشارپ به همراه میآورد.
توسعهدهندگانی که انجام پروژههای آنها محدود به سیستمعامل ویندوز میشود، بهتر است از سیشارپ غافل نشوند. سیشارپ گزینه ایدهآلی برای ساخت برنامههایی است که قرار است در ویندوز اجرا شوند.
معایب زبان سیشارپ
از مهمترین معایب زبان سیشارپ به موارد زیر میتوان اشاره کرد:
سیشارپ به برنامهنویسان اجازه میدهد از اشارهگرها در بلوکهای غیر ایمن
(Unsafe Blocks)
استفاده کنند. بلوکهای غیر ایمن، ساختارهای دستوری هستند که در قالب CLR سرنام
Common Language Runtime
اجرا نمیشوند. CLR یکی از مولفههای اصلی چارچوب داتنت است که یک محیط اجرای مدیریت شده برای کدها را ایجاد میکند.
بیشتر متغیرهایی که در سیشارپ تعریف میشوند از نوع ارجاعی هستند و با توجه به اینکه سیشارپ از تکنیک مدیریت خودکار حافظه استفاده میکند، آزادسازی متغیرها از حافظه به شکل ضمنی انجام میشود.
اشکالزدایی و رفع باگهای برنامهها در سی شارپ به سادگی پایتون نیست و به مهارت بیشتری نیاز دارد.
در مقایسه با پایتون باید مدت زمان بیشتری را صرف یادگیری سیشارپ کنید.
وضعیت شغلی برنامهنویسان مسلط به سیشارپ و پایتون
برنامهنویسان تازهکار بر مبنای میزان درآمدی که از یک زبان برنامهنویسی به دست میآورند به سراغ یادگیری آن زبان میروند. پایتون در چند سال اخیر کاملا محبوب شده و جای تعجب نیست که درآمد یک برنامهنویس پایتون بهطور میانگین 92 هزار دلار در سال است(لازم به ذکر هست این درآمدها مربوط به کشورهای پیشرفته و در حال پیشرف است و ارتباطی به ایران و بازار ایران ندارد!!!)
با این وجود در برخی از مشاغل یک برنامهنویس خبره پایتون سالانه 137 هزار دلار در سال درآمد دارد. شرکتهای بزرگی مانند گوگل، فیسبوک، دراپباکس و... بهطور مداوم آگهیهای شغلی مرتبط با این زبان را منتشر میکنند و دستمزد خوبی نیز پرداخت میکنند. پایتون یک زبان انعطافپذیر با گسترشپذیری بالا است. این گسترشپذیری باعث شده در حوزههایی همچون علم دادهها و توسعه وب درآمد بالایی عاید توسعهدهندگان کند. همچنین، در ارتباط با مشاغلی همچون یادگیری ماشین و پردازش زبان طبیعی یادگیری پایتون یک اصل اجتنابناپذیر است.
توسعهدهندهای که بتواند در کنار پایتون هر یک از مفاهیم یاد شده را فرابگیرد نزدیک به 20 هزار دلار در سال حقوقش افزایش پیدا میکند. در سوی دیگر این داستان سیشارپ قرار دارد. داتنت مایکروسافت یکی از معروفترین و بزرگترین چارچوبهایی است که در تجارت و صنعت از آن استفاده میشود.
با توجه به اینکه مایکروسافت بهطور مستمر این چارچوب بزرگ را پشتیبانی و بهروزرسانی میکند، سرمایهگذاری روی داتنت یک کار هوشمندانه است. یک توسعهدهنده سیشارپ بهطور متوسط 80 هزار دلار در سال درکشورهای پیشرفته و رو به پیشرفت درآمد دارد. درست است که متوسط درآمد سالانه توسعهدهندگان سیشارپ کمتر از توسعهدهندگان پایتون است، اما برنامههایی که به زبان سیشارپ نوشته میشوند از سوی بیشتر مشاغل به رسمیت شناخته شده و به آنها اعتماد میشود.
@tecmaster
بازار کار کدامیک بهتر است؟
امروزه شرکتها و صنایع مختلفی از پایتون برای انجام پروژههای تجاری خود استفاده میکنند. گزارشها و آمارهایی که سایتهای کاریابی همچون Glassdoor و Indeed منتشر کردهاند، نشان میدهد تنها در سال 2017 میلادی نزدیک به 60 هزار موقعیت شغلی در ارتباط با پایتون منتشر شده است. در میان موقعیتهای شغلی مرتبط با برنامهنویسی، پایتون هنوز هم جزء بهترینها است. در سوی دیگر داستان سیشارپ قرار دارد که گزارش دو سایت کاریابی نشان میدهد در سال 2017 میلادی نزدیک به 32 هزار موقعیت شغلی در ارتباط با این زبان برنامهنویسی در سایتهای کاریابی Indeed و Glassdoor درج شده است. اصلیترین دلیل درج آگهیهای شغلی مرتبط با سیشارپ پشتیبانی همه جانبه مایکروسافت و جامعه داتنت از این زبان برنامهنویسی است. گزارشی که سایت
Similar Tech
منتشر کرده نشان میدهد چهار زبان برنامهنویسی پیاچپی، سیشارپ، روبی و پایتون هنوز هم جزء زبانهای برنامهنویسی پر تقاضا هستند. محبوبیت سیشارپ دلیل دیگری نیز دارد. در حال حاضر بیش از 17 میلیون وبسایت از زیرساخت داتنت و سیشارپ استفاده میکنند. با این توصیف اگر قرار باشد میان دو زبان سیشارپ یا پایتون یکی را به عنوان زبان اصلی انتخاب کنید، باید بگوییم فرصتهای شغلی مختلفی در ارتباط با توسعه برنامههای کاربردی ویندوزی، توسعه وب، توسعه برنامههای سیستمی و توسعه نرمافزارهای توکار با اتکا بر سیشارپ در اختیارتان قرار دارد، در مقابل پایتون یکی از اصلیترین زبانهای برنامهنویسی هوش مصنوعی و زیرشاخههای این تکنولوژی است.
مقایسه پایتون و سیشارپ در حوزههای مختلف
برای مقایسه سرعت زبانهای برنامهنویسی، باید عملکرد این زبانها در زمان اجرای برنامههایی که توسط این زبانها نوشته شدهاند را ارزیابی کنیم. در زمان بررسی سرعت زبانهای برنامهنویسی باید فاکتورهایی شبیه به سرعت اجرا، حافظه مصرفی و قدرت پردازشی لازم برای اجرای برنامهها یا توابع خاص در زبانهای مختلف ملاک عمل قرار گیرند. ماژولهایی شبیه به
WPF، WinForms و UWP
در ارتباط با پروژههای ویندوزمحور استفاده میشوند. این ماژولها در محیط داتنت تعبیه شدهاند و به توسعهدهندگان اجازه میدهند به بهترین شکل برنامههای کاربردی مبتنی بر دسکتاپ را پیادهسازی کنند. برای ساخت برنامههای چندسکویی در پایتون، توسعهدهندگان از ابزارها و کتابخانههایی همچون
Qt، PySide، Kivy، BeeWare، PyGTK، PyGObject و TkInter
باید استفاده کنند. کتابخانههای مذکور به توسعهدهندگان اجازه میدهند برنامههای دسکتاپمحور را با پایتون ایجاد کنند. کتابخانههایی همچون زامارین
Kivy و BeeWare
به توسعهدهندگانی که از سیشارپ و پایتون استفاده میکنند اجازه میدهند برنامههای ویژه دستگاههای همراه را به خوبی طراحی کنند. البته برای ساخت برنامههای مبتنی بر اندروید و iOS پایتون قابلیتهای بیشتری ارائه میکند. در ارتباط با توسعه وب هر دو زبان قابلیتهای قدرتمندی در اختیار توسعهدهندگان قرار میدهند. در پایتون کتابخانههایی همچون فلسک، باتل، دیجنگو و پایرامید هر آن چیزی که توسعهدهندگان وب برای ساخت پروژههایشان به آنها نیاز دارند را ارائه میکنند. در زبان سیشارپ کتابخانههایی همچون
NancyFX
و زبان
ASP.Net و ASP.Net Core
مجموعهای غنی از توابع را ارائه کردهاند. توسعهدهندگان سیشارپ که قصد ساخت بازیهای کامپیوتری را دارند به موتورهای بازیسازی همچون
Unity3D ،Xenko و CryEngine
دسترسی دارند، توسعهدهندگان پایتون نیز به کتابخانههایی همچون
PyGame و Panda
دسترسی دارند. در ارتباط با مباحث مبتنی بر هوش مصنوعی، یادگیری ماشین و علم دادهها، پایتون حرف اول را میزند و مجموعه کتابخانهها و توابع به مراتب قدرتمندی نسبت به سیشارپ ارائه میکند.
کتابخانههایی همچون
Numpy، Keras، Apache Spark، PyTorch و TensorFlow
به توسعهدهندگان پایتون اجازه میدهند بدون مشکل خاصی پروژهای مرتبط با یادگیری ماشین و علم دادهها را پیادهسازی کنند. لازم به توضیح است کتابخانههایی همچون
ML.NET و CNTK
در رابطه با یادگیری ماشین و علم دادهها برای سیشارپ ارائه شدهاند که البته قدرتی به مراتب کمتر از کتابخانههای پایتون دارند.
@tecmaster
امروزه شرکتها و صنایع مختلفی از پایتون برای انجام پروژههای تجاری خود استفاده میکنند. گزارشها و آمارهایی که سایتهای کاریابی همچون Glassdoor و Indeed منتشر کردهاند، نشان میدهد تنها در سال 2017 میلادی نزدیک به 60 هزار موقعیت شغلی در ارتباط با پایتون منتشر شده است. در میان موقعیتهای شغلی مرتبط با برنامهنویسی، پایتون هنوز هم جزء بهترینها است. در سوی دیگر داستان سیشارپ قرار دارد که گزارش دو سایت کاریابی نشان میدهد در سال 2017 میلادی نزدیک به 32 هزار موقعیت شغلی در ارتباط با این زبان برنامهنویسی در سایتهای کاریابی Indeed و Glassdoor درج شده است. اصلیترین دلیل درج آگهیهای شغلی مرتبط با سیشارپ پشتیبانی همه جانبه مایکروسافت و جامعه داتنت از این زبان برنامهنویسی است. گزارشی که سایت
Similar Tech
منتشر کرده نشان میدهد چهار زبان برنامهنویسی پیاچپی، سیشارپ، روبی و پایتون هنوز هم جزء زبانهای برنامهنویسی پر تقاضا هستند. محبوبیت سیشارپ دلیل دیگری نیز دارد. در حال حاضر بیش از 17 میلیون وبسایت از زیرساخت داتنت و سیشارپ استفاده میکنند. با این توصیف اگر قرار باشد میان دو زبان سیشارپ یا پایتون یکی را به عنوان زبان اصلی انتخاب کنید، باید بگوییم فرصتهای شغلی مختلفی در ارتباط با توسعه برنامههای کاربردی ویندوزی، توسعه وب، توسعه برنامههای سیستمی و توسعه نرمافزارهای توکار با اتکا بر سیشارپ در اختیارتان قرار دارد، در مقابل پایتون یکی از اصلیترین زبانهای برنامهنویسی هوش مصنوعی و زیرشاخههای این تکنولوژی است.
مقایسه پایتون و سیشارپ در حوزههای مختلف
برای مقایسه سرعت زبانهای برنامهنویسی، باید عملکرد این زبانها در زمان اجرای برنامههایی که توسط این زبانها نوشته شدهاند را ارزیابی کنیم. در زمان بررسی سرعت زبانهای برنامهنویسی باید فاکتورهایی شبیه به سرعت اجرا، حافظه مصرفی و قدرت پردازشی لازم برای اجرای برنامهها یا توابع خاص در زبانهای مختلف ملاک عمل قرار گیرند. ماژولهایی شبیه به
WPF، WinForms و UWP
در ارتباط با پروژههای ویندوزمحور استفاده میشوند. این ماژولها در محیط داتنت تعبیه شدهاند و به توسعهدهندگان اجازه میدهند به بهترین شکل برنامههای کاربردی مبتنی بر دسکتاپ را پیادهسازی کنند. برای ساخت برنامههای چندسکویی در پایتون، توسعهدهندگان از ابزارها و کتابخانههایی همچون
Qt، PySide، Kivy، BeeWare، PyGTK، PyGObject و TkInter
باید استفاده کنند. کتابخانههای مذکور به توسعهدهندگان اجازه میدهند برنامههای دسکتاپمحور را با پایتون ایجاد کنند. کتابخانههایی همچون زامارین
Kivy و BeeWare
به توسعهدهندگانی که از سیشارپ و پایتون استفاده میکنند اجازه میدهند برنامههای ویژه دستگاههای همراه را به خوبی طراحی کنند. البته برای ساخت برنامههای مبتنی بر اندروید و iOS پایتون قابلیتهای بیشتری ارائه میکند. در ارتباط با توسعه وب هر دو زبان قابلیتهای قدرتمندی در اختیار توسعهدهندگان قرار میدهند. در پایتون کتابخانههایی همچون فلسک، باتل، دیجنگو و پایرامید هر آن چیزی که توسعهدهندگان وب برای ساخت پروژههایشان به آنها نیاز دارند را ارائه میکنند. در زبان سیشارپ کتابخانههایی همچون
NancyFX
و زبان
ASP.Net و ASP.Net Core
مجموعهای غنی از توابع را ارائه کردهاند. توسعهدهندگان سیشارپ که قصد ساخت بازیهای کامپیوتری را دارند به موتورهای بازیسازی همچون
Unity3D ،Xenko و CryEngine
دسترسی دارند، توسعهدهندگان پایتون نیز به کتابخانههایی همچون
PyGame و Panda
دسترسی دارند. در ارتباط با مباحث مبتنی بر هوش مصنوعی، یادگیری ماشین و علم دادهها، پایتون حرف اول را میزند و مجموعه کتابخانهها و توابع به مراتب قدرتمندی نسبت به سیشارپ ارائه میکند.
کتابخانههایی همچون
Numpy، Keras، Apache Spark، PyTorch و TensorFlow
به توسعهدهندگان پایتون اجازه میدهند بدون مشکل خاصی پروژهای مرتبط با یادگیری ماشین و علم دادهها را پیادهسازی کنند. لازم به توضیح است کتابخانههایی همچون
ML.NET و CNTK
در رابطه با یادگیری ماشین و علم دادهها برای سیشارپ ارائه شدهاند که البته قدرتی به مراتب کمتر از کتابخانههای پایتون دارند.
@tecmaster
پیکسل ۴ و پیکسل ۴ ایکس ال پرچمدارهای شگفتانگیزی نیستند مگر اینکه به نمایشگر ۹۰ هرتز آن ها نگاه کنیم و نه به حاشیه های مسخره آن! این نمایشگر ۹۰ هرتز احتمالا روی تمام پرچمدارهای ۲۰۲۰ قرار بگیرد و ویژگی جذابی است. از آنجا که نمایشگر پیکسل های ۳ و ۲ مشکلاتی داشتند، کاربران نگران سازنده نمایشگر پیکسل ۴ بودند. یک کاربر کنجکاو امروز متوجه شده است که نمایشگر اولد ۹۰ هرتز پیکسل ۴ ایکس ال ساخت سامسونگ است. در ادامه با متک مستر مراه باشید تا درباره آن صحبت کنیم.
نمایشگر پیکسل ۴ ایکس ال
تاکنون گوگل مشخص نکرده که برای این نمایشگرها به سراغ کدام شرکت بزرگ تولیدکننده صفحه نمایش یعنی ال جی یا سامسونگ رفته است. در حال حاضر سه شرکت بزرگ تولیدکننده نمایشگر در جهان وجود دارد و باید به
Samsung Display ، LG Display و BOE
اشاره کرد. تاکنون گوگل از صفحه نمایش ساخت BOE استفاده نکرده زیرا معمولا این شرکت پنل نمایشگر محصولات هوآوی را تولید میکند. دو سری پیکسل 3 و 2 از پنل نمایشگر ساخت سامسونگ و ال جی برخوردار هستند.
در صفحه رسمی پشتیبانی گوگل نیامده آیا این صفحه نمایش توسط سامسونگ ساخته شده یا گوگل. باتوجه به اطلاعات درج شده، گوشی هوشمند پیکسل 4 ایکس ال دارای صفحه نمایش QHD + OLED با نرخ تجدید 90 هرتزی و تراکم پیکسلی 537ppi است. چنین پنل نمایشگری باکیفیت بوده و میتوان وضوح بالایی را در آن مشاهده کرد.
البته روشهای دیگری هم وجود دارد که از طریق آنها میتوان به نام تولیدکننده صفحه نمایش پیکسل 4 دست یافت. باتوجه به درایور صفحه نمایش پیکسل 4 ایکس ال که عنوان dsi_s6e3hc2_cmd_display
برای آن درج شده، این پنل توسط سامسونگ تولید شده است. در واقع پنل مورد اشاره چیزی مشابه پنل نمایشگر گوشی هوشمند وان پلاس 7 پرو بوده که از صفحه نمایش
OLED QHD+
با نرخ تجدید 90 هرتزی بهره میبرد.
تمامی نکات بیان شده مربوط به شرکت سامسونگ می شود. با این حساب ال جی در تولید نمایشگر پیکسل ۴ ایکس ال نقشی نداشته و گوگل برای تولید صفحه نمایش پروضوح و باکیفیت مانند اپل به سراغ سامسونگ رفته است.
منبع: Toranji
@tecmaster
نمایشگر پیکسل ۴ ایکس ال
تاکنون گوگل مشخص نکرده که برای این نمایشگرها به سراغ کدام شرکت بزرگ تولیدکننده صفحه نمایش یعنی ال جی یا سامسونگ رفته است. در حال حاضر سه شرکت بزرگ تولیدکننده نمایشگر در جهان وجود دارد و باید به
Samsung Display ، LG Display و BOE
اشاره کرد. تاکنون گوگل از صفحه نمایش ساخت BOE استفاده نکرده زیرا معمولا این شرکت پنل نمایشگر محصولات هوآوی را تولید میکند. دو سری پیکسل 3 و 2 از پنل نمایشگر ساخت سامسونگ و ال جی برخوردار هستند.
در صفحه رسمی پشتیبانی گوگل نیامده آیا این صفحه نمایش توسط سامسونگ ساخته شده یا گوگل. باتوجه به اطلاعات درج شده، گوشی هوشمند پیکسل 4 ایکس ال دارای صفحه نمایش QHD + OLED با نرخ تجدید 90 هرتزی و تراکم پیکسلی 537ppi است. چنین پنل نمایشگری باکیفیت بوده و میتوان وضوح بالایی را در آن مشاهده کرد.
البته روشهای دیگری هم وجود دارد که از طریق آنها میتوان به نام تولیدکننده صفحه نمایش پیکسل 4 دست یافت. باتوجه به درایور صفحه نمایش پیکسل 4 ایکس ال که عنوان dsi_s6e3hc2_cmd_display
برای آن درج شده، این پنل توسط سامسونگ تولید شده است. در واقع پنل مورد اشاره چیزی مشابه پنل نمایشگر گوشی هوشمند وان پلاس 7 پرو بوده که از صفحه نمایش
OLED QHD+
با نرخ تجدید 90 هرتزی بهره میبرد.
تمامی نکات بیان شده مربوط به شرکت سامسونگ می شود. با این حساب ال جی در تولید نمایشگر پیکسل ۴ ایکس ال نقشی نداشته و گوگل برای تولید صفحه نمایش پروضوح و باکیفیت مانند اپل به سراغ سامسونگ رفته است.
منبع: Toranji
@tecmaster
⚡️سامسونگ اگزینوس ۹۹۰ (Exynos 990) با هسته پرچمدار M5 و حافظه رم LPDDR5 در کنار پردازنده گرافیکی Mali-G77 رسما معرفی شد
ما انتظار داشتیم که سامسونگ اولین چیپست اگزینوس خود را با همکاری AMD در بخش پردازش گرافیکی ارایه کند اما گویا اوضاع به شکل دیگری پیش رفته است و همچنان جدیدترین نسل پردازنده گرافیکی Mali را در چیپست سامسونگ شاهدیم. سامسونگ اگزینوس ۹۹۰ (Exynos 990) با هسته پرچمدار M5 و حافظه رم LPDDR5 در کنار پردازنده گرافیکی Mali-G77 رسما معرفی شده و در ادامه درباره آن صحبت خواهیم کرد.
اگزینوس ۹۹۰ (Exynos 990)
اگزینوس ۹۹۰ با توجه به مشخصاتی که دارد جز چیپست های پرچمدار جای گرفته و دومین چیپست سامسونگ است و میتواند به صورت خارجی به یک مودم 5G متصل شده و در سطحی بالاتر از قبل به ارائه خدمات بپردازد.
کمتر از دو ماه پیش اگزینوس ۹۸۰ 5G سامسونگ به عنوان اولین چیپست دارای مودم 5G داخلی و پشتیبانی از عکاسی ۱۰۸ مگاپیکسلی رسما معرفی شد و امروز نیز شاهد معرفی Exynos 990 هستیم که به نظر با توجه به تغییر ساختار مودم 5G قرار است در گروه دیگری از ابزارهای سامسونگ مورد استفاده قرار بگیرد اما در بسیاری مشخصات شبیه به Exynos 980 و البته چیپست
Exynos 9825 و Exynos 9820
است که پیش از این در سال جاری میلادی شاهد استفاده از آنها در دو پرچمدار اخیر شرکت یعنی
Galaxy Note 10 و Galaxy S10
بودیم.
معماری ۷ نانومتری EUV برای اگزینوس ۹۹۰
در بخش تکنولوژی ساخت سامسونگ مانند
Exynos 9825 و Exynos 980
تصمیم به استفاده از تکنولوژی ساخت 7 نانومتری از نوع EUV گرفته است و به این ترتیب آخرین تکنولوژی ساخت 7 نانومتری بهینه شده را به خدمت گرفته که مشخصات بسیار خوبی برای ساخت دقیق چیپست پردازنده و در عین حال ارائه توان مصرفی مدیریت شده و کارایی بهتر است.
در بخش پردازنده نیز شاهد ساختاری هستیم که از نظر کلاسترینگ، شباهت بسیار زیادی به نسل قبلی خود دارد ولی در داخل همه چیز متفاوت است.
معماری اختصاصی پردازنده مرکزی سامسونگ M5
پیش از این سامسونگ در اگزینوس ۹۸۲۰ و اگزینوس ۹۸۲۵ از هستههای نسل چهارم معماری اختصاصی خود یعنی Mongoose استفاده کرده بود ولی در تراشه جدید اگزینوس ۹۹۰ شاهد معرفی نسل پنجم این معماری که به اختصار Exynos M5 نامیده میشود هستیم.
این کلاستر نیز ساختاری دو هستهای دارد ولی سامسونگ در پست معرفی این چیپست هنوز فرکانس کاری آنها را اعلام ننموده اما به این مورد اشاره کرده که هستههای جدید توانایی ارائه قدرت پردازشی تا 20 درصد بیشتر از نسل قبل را دارند.
کلاستر دوم نیز مانند نسل قبل در این چیپست ساختار دو هستهای دارد که این بار با یک رده ارتقا، شاهد استفاده از هستههای Cortex-A76 در آنها هستیم که باز هم در این مورد فرکانس هستهها اعلام نشده است.
اما کلاستر سوم تنها بخش ثابت در مقایسه با نسل قبل است که باز هم ساختار 4 هستهای Cortex-A55 داشته و سامسونگ بعید است فرکانس هستههای قبلی را در این بخش مورد تغییرات گسترده قرار دهد.
در بخش پردازنده گرافیکی نیز شاهد ارتقای خوبی هستیم و سامسونگ تصمیم به استفاده از هستههای پردازش گرافیکی ARM Mali- G77 در ساختار MP11 گرفته که شاید بهترین اتفاق در مورد این تراشه در کنار هستههای Exynos M5 باشد.
همانطور که میدانید شرکت ARM در معرفی این هستهها اعلام کرده که میتوانیم از آنها 20 درصد ارتقای توان پردازش گرافیکی و در عین حال 20 درصد کاهش توان مصرفی را انتظار داشته باشیم و سامسونگ با ارتقا به این هستهها در حقیقت قصد دارد تا حد زیادی از بازماندگی تراشههای خود در مقابل توان پردازش گرافیکی عالی تراشههای ساخته شده توسط رقیب شماره یک خود یعنی اپل را جبران کند.
@tecmaster
اگزینوس ۹۹۰ (Exynos 990)
اگزینوس ۹۹۰ با توجه به مشخصاتی که دارد جز چیپست های پرچمدار جای گرفته و دومین چیپست سامسونگ است و میتواند به صورت خارجی به یک مودم 5G متصل شده و در سطحی بالاتر از قبل به ارائه خدمات بپردازد.
کمتر از دو ماه پیش اگزینوس ۹۸۰ 5G سامسونگ به عنوان اولین چیپست دارای مودم 5G داخلی و پشتیبانی از عکاسی ۱۰۸ مگاپیکسلی رسما معرفی شد و امروز نیز شاهد معرفی Exynos 990 هستیم که به نظر با توجه به تغییر ساختار مودم 5G قرار است در گروه دیگری از ابزارهای سامسونگ مورد استفاده قرار بگیرد اما در بسیاری مشخصات شبیه به Exynos 980 و البته چیپست
Exynos 9825 و Exynos 9820
است که پیش از این در سال جاری میلادی شاهد استفاده از آنها در دو پرچمدار اخیر شرکت یعنی
Galaxy Note 10 و Galaxy S10
بودیم.
معماری ۷ نانومتری EUV برای اگزینوس ۹۹۰
در بخش تکنولوژی ساخت سامسونگ مانند
Exynos 9825 و Exynos 980
تصمیم به استفاده از تکنولوژی ساخت 7 نانومتری از نوع EUV گرفته است و به این ترتیب آخرین تکنولوژی ساخت 7 نانومتری بهینه شده را به خدمت گرفته که مشخصات بسیار خوبی برای ساخت دقیق چیپست پردازنده و در عین حال ارائه توان مصرفی مدیریت شده و کارایی بهتر است.
در بخش پردازنده نیز شاهد ساختاری هستیم که از نظر کلاسترینگ، شباهت بسیار زیادی به نسل قبلی خود دارد ولی در داخل همه چیز متفاوت است.
معماری اختصاصی پردازنده مرکزی سامسونگ M5
پیش از این سامسونگ در اگزینوس ۹۸۲۰ و اگزینوس ۹۸۲۵ از هستههای نسل چهارم معماری اختصاصی خود یعنی Mongoose استفاده کرده بود ولی در تراشه جدید اگزینوس ۹۹۰ شاهد معرفی نسل پنجم این معماری که به اختصار Exynos M5 نامیده میشود هستیم.
این کلاستر نیز ساختاری دو هستهای دارد ولی سامسونگ در پست معرفی این چیپست هنوز فرکانس کاری آنها را اعلام ننموده اما به این مورد اشاره کرده که هستههای جدید توانایی ارائه قدرت پردازشی تا 20 درصد بیشتر از نسل قبل را دارند.
کلاستر دوم نیز مانند نسل قبل در این چیپست ساختار دو هستهای دارد که این بار با یک رده ارتقا، شاهد استفاده از هستههای Cortex-A76 در آنها هستیم که باز هم در این مورد فرکانس هستهها اعلام نشده است.
اما کلاستر سوم تنها بخش ثابت در مقایسه با نسل قبل است که باز هم ساختار 4 هستهای Cortex-A55 داشته و سامسونگ بعید است فرکانس هستههای قبلی را در این بخش مورد تغییرات گسترده قرار دهد.
در بخش پردازنده گرافیکی نیز شاهد ارتقای خوبی هستیم و سامسونگ تصمیم به استفاده از هستههای پردازش گرافیکی ARM Mali- G77 در ساختار MP11 گرفته که شاید بهترین اتفاق در مورد این تراشه در کنار هستههای Exynos M5 باشد.
همانطور که میدانید شرکت ARM در معرفی این هستهها اعلام کرده که میتوانیم از آنها 20 درصد ارتقای توان پردازش گرافیکی و در عین حال 20 درصد کاهش توان مصرفی را انتظار داشته باشیم و سامسونگ با ارتقا به این هستهها در حقیقت قصد دارد تا حد زیادی از بازماندگی تراشههای خود در مقابل توان پردازش گرافیکی عالی تراشههای ساخته شده توسط رقیب شماره یک خود یعنی اپل را جبران کند.
@tecmaster